درست مثل تیلور سوییفت، همیشه مووان کردن واسم سخته.
درست مثل اخرهفته، همیشه دروغ گفتم که اهمیتی نمیدم
غمگینم مثل لانا دل ری ای که قراره تا همیشه دلتنگش باشه
غمگینم به اندازه ی غمی که توی دشت پروانه های کوروش و سوگند هست
فیونای عزیزم، منم اگه موسیقی تو زندگیم نباشه میمیرم.
رزی عزیزم، منم اون و برای هدر دادن بهترین سال های زندگیم هیچ وقت نمیبخشم.
منم متنفرم از این دوراهی که بخشی از من ناامید شده و بخشی از من نمیتونه رهاش بکنه رزی عزیزم.
رزی عزیزم، منم دقیقا نمیدونم اسم رابطه ای که باهم داریم رو چی میتونم بزارم.
منم همیشه تظاهر میکنم که پرچمهای قرمز رو ندیدم رزی عزیز.
منم نمیتونم تصور کنم که چطور همهچیز خیلی یهویی ناپدید شد و از هم پاشید رزی عزیزم.
مدت زیادی گذشته و منم تمام تلاشم رو کردم اما عشق اون هیچوقت برام نمیمیره رزی عزیزم.
توی فضاهای شلوغ اونی که تنها یه گوشه وایمیسته همیشه منم رزی عزیزم.
اگه گریه کردن یه سرگرمی بود، اون سرگرمی موردعلاقم میشد چون منم همیشه دارم انجامش میدم رزی عزیزم.
منم باید خیلی زودتر از اینا میفهمیدم احساس عمیقی که داشتم برای اون فقط یه چیز بدیهی بوده رزی عزیز.
کاش اونم کاری میکرد که ازش متنفر بشم و انقدر دلتنگش نشم رزی عزیزم.
اون هم هیچ فرصتی برای موندن نداد، انگار همیشه اماده ی رفتن بود رزی عزیزم.
رزی عزیزم، منم همیشه بهونه هاشون رو گوش دادم اما هیچوقت نتونستم درکشون بکنم.
جنابه d4vd عزیز، من هم مثل شما اون عقب عقب های ذهنم اون و کشتم ولی مثل اولیویا با تمام وجود گریه کردم چون اون دیگه اون اطراف نبود
زِین عزیزم، منم ترجیح میدم هرجایی باشم جز اینجایی که الان هستم
جناب فرانک، من هم ازش میترسم، چون اون قلبم و پر از موسیقی میکنه و انگار تمام چیزیه که میخواستم
جفِ عزیزم، دنیای من هم خیلی وقته رنگ هاش و از دست داده و توی سیاه و سفیدی غرق شده