جناب فرانک، من هم ازش میترسم، چون اون قلبم و پر از موسیقی میکنه و انگار تمام چیزیه که میخواستم
جفِ عزیزم، دنیای من هم خیلی وقته رنگ هاش و از دست داده و توی سیاه و سفیدی غرق شده
گریسی عزیزم، منم مجبور شدم رهاش کنم چون باعث از هم پاشیدن خودم میشد.
لانای عزیزم، منم همیشه یه other woman بودم.
بیای عزیز، منم مثل تو ازش ممنونم که بهم یاد داد چجوری گریه کنم و بعدش سرپا بشم.
گریسی عزیزم، منم هرجا میرم و هرکاری میکنم آخرش همه چیز دوباره به اون منتهی میشه
گریسی عزیزم، اگه این احساس تا ابد نره چی؟
همونطور که زِویای عزیزم گفته، در آخر از عمق وجودمون، میدونیم که تنهاییم.
حق با تو بود اولیویای عزیز، هیچی درست نشد، ما فقط عادت کردیم.
همونطور که امی واینهاوس عزیزم گفته، دوست داشتن و وابستگی یه بازیه که در اخر قراره ببازی
سزای عزیزم، منم متنفرم از اینکه اون رو کنار کس دیگه ای ببینم
سزا ی عزیزم، هیچکس جز اون نمیتونه دوباره همه ی اون حسا رو بهم بده
تیلور سویفت عزیزم،منم تنها چیزی که میخواستم این بود که احساس خواسته شدن کنم
اولیویا رودریگوی عزیزم، منم همیشه میگم برام مهم نیست، میگم حالم خوبه اما هیچ وقت نتونستم واقعا خوب باشم و رهاش کنم
همونطور که ایان عزیز میگه هیچوقت نمیفهمی چند بار آرزو کردم که کاش نمیذاشتم بری
منم همینطور هری استایلز عزیز، منم جوری صحبت میکنم که انگار همه چیز اوکیه اما میدونم که یه تیکه ای از درون من مرده
بیلی ایلیش عزیز منم وقتی از درون میشکستم هیچکس نفهمید و اهمیتی نداد
پاریس عزیز منم دارم از درون میمیرم و برام سواله اصلا میتونم خوشحالی رو تجربه کنم؟
جناب امتحان عزیز، باز شروع شدی و سریالا و اهنگا و کار های خونه و کافه های شهر و آب و هوا و همه چیز زیبا شدن و چشمک میزنن
دیاکوی عزیزم، من هم اون شب رو گریه نکردم، اما بعد ها هر اتفاقی که افتاد، یک بار هم به یاد اون شب گریه کردم
دیاکوی عزیزم، من هم همهی وقتهایی که برای اندوه و مشکلاتم چارهای پیدا نمیکردم، طولانی و مداوم میخوابیدم.