کانن گری عزیزم منم تمام تیکه هام رو برای اون جوری تغییر دادم که بعدش فقط یک پازل بهمریخته بودم
بیلی عزیزم، منم بیشتر وقتا با خودم میگم شاید مشکل منم
جنابه d4vd عزیز، من هم مثل شما اون عقب عقب های ذهنم اون و کشتم ولی مثل اولیویا با تمام وجود گریه کردم چون اون دیگه اون اطراف نبود
تامینوی عزیز، منم دلم میخواد یه بار دیگه چیزی که قبلا حس کردم رو حس کنم
شما درست میگی آرتای عزیز، ادما انقدر عوضی ان که تبدیل به نفرت میشه بهترین حس
ولی کوروش جان شما انگار اشتباه میکردی، اون دیگه هیچ وقت مسیرش این وری نیوفتاد
اولیویا رودریگوی عزیزم، منم همیشه میگم برام مهم نیست، میگم حالم خوبه اما هیچ وقت نتونستم واقعا خوب باشم و رهاش کنم
جناب فرانک، من هم ازش میترسم، چون اون قلبم و پر از موسیقی میکنه و انگار تمام چیزیه که میخواستم
نیبرهود عزیز، من هم خسته شدم از این صداهایی که هیچ وقت توی سرم خفه نمیشن
اریانفر عزیزم، من هم عمیقا دلم میخواست یکی بهم بگه کم نیستم، ناکافی نیستم، بد نیستم، زشت نیستم و برای این دنیا اضافی نیستم
تیلور سوییفت عزیزم، منم با تمام وجود دلم میخواست یکی برای داشتنم تلاش کنه و بهم اهمیت بده
تیلور عزیزم، اونم به من رنگ هایی رو نشون داد که میدونست نمیتونم با یکی دیگه ببینمشون
منم همینطور دِ دان عزیز، منم همیشه حرفام و خوردم و ساکت موندم
بیلی آیلیش عزیزم، منم خیلی وقتا فکر میکنم اگه اونا میدونستن چیزایی که میگن مستقیم روی ذهنم تاثیر میزاره، بازم اون رو میگفتن یا نه؟
چیس اتلانتیک عزیز، منم همیشه با افسردگی زندگی کردم جوری که حس میکنم انگار اون بخشی از منه
چیس اتلانتیک عزیز، منم همیشه تمام تلاشم رو کردم و اطرافیانم نادیده گرفتنش و انگار که متوجه اش نشدن
هالزی عزیزم، منم خانواده ام رو میبخشم اما همیشه تمام اسیب ها رو یادم میمونه