امام على عليه السلام :
هر كس به جز از خدا عزّت بجويد...
آن عزّت او را هلاک مى كند...
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۴۷۸
هر كس به جز از خدا عزّت بجويد...
آن عزّت او را هلاک مى كند...
تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۴۷۸
کسی که رابطه با خدا دارد شکست ندارد،شکست مال کسی است که آمالش دنیا باشد.اگر آماْل غیب و ماورای غیب باشد،شکست ندارد.شکست مال کسانی است که معتمد به شیطانند و ذخایر دنیا قلبشان را فرا گرفته.
سید روح الله خمینی
سید روح الله خمینی
امام محمد باقر علیه السلام:
خُذُوا الکَلِمَهَ الطَّیِبَهِ مِمَّن قالَها وَ اِن لَم یَعمَل بِها؛
سخن نیک را از هر کسی،هر چند به آن عمل نکند،فرا گیرید .
تحف العقول ص 291-بحارالانوار(ط-بیروت)ج75،ص 170
خُذُوا الکَلِمَهَ الطَّیِبَهِ مِمَّن قالَها وَ اِن لَم یَعمَل بِها؛
سخن نیک را از هر کسی،هر چند به آن عمل نکند،فرا گیرید .
تحف العقول ص 291-بحارالانوار(ط-بیروت)ج75،ص 170
حقیقت،امری ساکن و متوقّف نیست و انسان حقیقت جو هر اندازه به آن نزدیک می شود،حقیقت از او جلوتر
می رود.البته جلو رفتن آن برای این است که انسان حقیقت جو را هر چه بیشتر به جلو براند و به پیش بکشد و در همین پیش روی و به جلو رفتن است که انسان سالک راه حقیقت شناخته می شود.
سالک بودن و به دنبال حقیقت رفتن بدون اندیشه امکان پذیر نیست و اندیشیدن برای رسیدن به حقیقت تنها راه فلاح و رستگاری است.
«پرسش از هستی یا هستی پرسش»ص 19
اثر پروفسور ابراهیمی دینانی
می رود.البته جلو رفتن آن برای این است که انسان حقیقت جو را هر چه بیشتر به جلو براند و به پیش بکشد و در همین پیش روی و به جلو رفتن است که انسان سالک راه حقیقت شناخته می شود.
سالک بودن و به دنبال حقیقت رفتن بدون اندیشه امکان پذیر نیست و اندیشیدن برای رسیدن به حقیقت تنها راه فلاح و رستگاری است.
«پرسش از هستی یا هستی پرسش»ص 19
اثر پروفسور ابراهیمی دینانی
اَللِّسانُ سَبُعٌ إِن خُلِّىَ عَنهُ عَقَرَ؛
زبان،درنده اى است كه اگر رها شود،گاز مى گيرد...
نهج البلاغه(صبحی صالح)ص478،ح60
زبان،درنده اى است كه اگر رها شود،گاز مى گيرد...
نهج البلاغه(صبحی صالح)ص478،ح60
هیچ!
چقدر شبیه عکس هایمان هستیم؟ کاری به حرف هایمان هم ندارم!
این روزها که تقریبا از عکاسی دور شده ام،بیشتر به سراغ آرشیوی هایم میروم،اکثریت عکس هایم مذهبی ست اینکه مذهبی چه تعریف شود بماند فقط این را میدانم آنطور که خیلی ها هم تعریف میکنند،تعریف درستی نیست،کاری به این مقدمه وقت پر کن ندارم شماهم نداشته باشید که شاید در آینده سرتان را درد بیاورم،اما گفتم توضیح حداقلی آن و طرح سوال در ذهن،به از توضیح ندادنش باشد،بگذریم...
یک سوال ساده در لغت،جدی در محتوا همیشه جلویم رژه میرود،آن هم این است که ما چقدر شبیه عکس هایمان هستیم؟کاری به حرف هایمان هم ندارم!
پ.ن:
هنگامی که آنها را می بینی،شکل و قیافه آنها تو را به شگفت می آورد و اگر سخن بگویند(بر اثر قیافه حق به جانبی که به خود می گیرند)تو را به سخنان خود جلب می نمایند و به گفتار آنها گوش می دهی،گویی آنها چوب هایی هستند که به دیوار تکیه داده شده،هر صدایی را بر ضدّ خود می پندارند.دشمنان واقعی آنها هستند.از آنها بپرهیز مرگ بر آنها!چگونه از حقیقت روی گردانند.(منافقون-4)
یک سوال ساده در لغت،جدی در محتوا همیشه جلویم رژه میرود،آن هم این است که ما چقدر شبیه عکس هایمان هستیم؟کاری به حرف هایمان هم ندارم!
پ.ن:
هنگامی که آنها را می بینی،شکل و قیافه آنها تو را به شگفت می آورد و اگر سخن بگویند(بر اثر قیافه حق به جانبی که به خود می گیرند)تو را به سخنان خود جلب می نمایند و به گفتار آنها گوش می دهی،گویی آنها چوب هایی هستند که به دیوار تکیه داده شده،هر صدایی را بر ضدّ خود می پندارند.دشمنان واقعی آنها هستند.از آنها بپرهیز مرگ بر آنها!چگونه از حقیقت روی گردانند.(منافقون-4)
هر عشقی،حقیقی است و تفاوتی میان عشق حقیقی و مجازی وجود ندارد در صورتی که عاشق در عشق،صادق باشد.
غلامحسین ابراهیمی دینانی،کتاب دُرّسخن،ص۳۱۳
غلامحسین ابراهیمی دینانی،کتاب دُرّسخن،ص۳۱۳
مظلوم ترين آدمهاى دنيا آنهايى هستند،كه تمامِ حرفهايشان را ميگذارند،بعد از آنكه به خواب رفتى برايت مينويسند...!
#علي_قاضي_نظام
@maahii_gheermeez
#علي_قاضي_نظام
@maahii_gheermeez
سخن،«بیان»است و به حکم اینکه«بیان»،پرده برداشتن از روی حقیقت شناخته می شود،آنچنان گسترده و فراگیر است که حتّی سکوت نیز می تواند کار سخن را انجام دهد .خاموشی در مقابلِ سخن قرار گرفته و ضدّ آن به شمار می آید،ولی وسعت سخن آنچنان است که می توان آن را به سخن گویا و سخن خاموش،تقسیم کرد و ضدّ سخن را از اقسام سخن به شمار آورد.برخی از ارباب ذوق و ظرافت گفته اند:«خاموش ترین کلمات در برخی از موارد، طوفان برپا می کنند».
کتاب من و جز من ، ص 170/دکتر ابراهیمی دینانی
کتاب من و جز من ، ص 170/دکتر ابراهیمی دینانی
هیچ!
من برای این جماعت که عکس هایشان امروز کل این فضای مجاز را گرفت خوشحالم!
همین حالا که آب نبات و پاستیلمان تمام شد،همین حالا که قرار ساعت چهار کافه فلان را تنظیم میکنیم در خیابان مستضعفین و عکس هایش هم یا آمده در استوریمان و یا قرار است بیاید،بیایید باهم چندبار به این عکس نگاه کنیم،مقصر کیست؟به آن فکر کنیم!
من برای این جماعت که عکس هایشان امروز کل این فضای مجاز را گرفت خوشحالم،خوشحالم که در این ایام انتخابات بلاخره یک گروهی پیدا میشود این ها را به بهای یک خبر در فلان روزنامه آفتابی و شرقی اما غربی اش کمک کند!
من برای این جماعت که عکس هایشان امروز کل این فضای مجاز را گرفت خوشحالم،خوشحالم که در این ایام انتخابات بلاخره یک گروهی پیدا میشود این ها را به بهای یک خبر در فلان روزنامه آفتابی و شرقی اما غربی اش کمک کند!
هیچ!
Audio
نه زنده ی زنده ایم،نه مرده ی مرده...
زنده ی مرده یعنی ما...
یعنی بنشین،خودت برای خودت
فاتحه ای بخوان...
زنده ی مرده یعنی ما...
یعنی بنشین،خودت برای خودت
فاتحه ای بخوان...
اشخاص معمولی چون معرفت کاملی ندارند،به جای وصل فصل می بینند.این اشخاص غالبا در عالم ،عالم می بینند و بس و هرگز حق نمی بینند و این یعنی فصل.وصل زمانی است که جلوه حق را بتوان در عالم دید.
از کتاب کیمیای عشق دکتر ابراهیمی دینانی
از کتاب کیمیای عشق دکتر ابراهیمی دینانی
+چنان سشواری بکشم این سرتو که رفتی خونه مادرت فقط بگه شاه دامادو ببین!
-لبخند...
در دلم میگویم:من که میدونم مثل یک رفلکتور(1)این سر داره کورت میکنه...
حواسش گرم آن دخترک نمیدانم چه بگویمش،در آن تلویزیون فلان شده میشود و چند تیکه ای هم حواله آن میکند و با صدای ناله من که سوختم به خودش می آید که ای وای همین چند تار را هم که داشت من سوزاندم...
چرخ گناه هم اینطور است,گناه من و تو اثر وضعیش یا باید به شکل مادی کناری هایمان را بسوزاند یا کاری میکند که کناریت خودش آتش خودش را برپا کند،آیه ۹۶ سوره اعراف را که بخوانیم،از برکاتی گفته میشود که با اعمال ما سرازیر میشود،حال اگر این اعمال سمت و سویش آنی نباشد که خدا تعریف میکند،چه میبینیم در این دنیا؟و چه میبینیم در آن دنیا؟
اگر به فکر خودمان نیستیم،به فکر کناریهایمان باشیم...
پ.ن:امیرمومنان علی (ع)نیز می فرماید:هرگاه گناهان و جنایات آشکار شوند،برکتها از بین می رود.(غررالحکم،ح ۴۰۳۰ )
1/رفلکتور یک صفحهٔ منعکسکننده نور است.
-لبخند...
در دلم میگویم:من که میدونم مثل یک رفلکتور(1)این سر داره کورت میکنه...
حواسش گرم آن دخترک نمیدانم چه بگویمش،در آن تلویزیون فلان شده میشود و چند تیکه ای هم حواله آن میکند و با صدای ناله من که سوختم به خودش می آید که ای وای همین چند تار را هم که داشت من سوزاندم...
چرخ گناه هم اینطور است,گناه من و تو اثر وضعیش یا باید به شکل مادی کناری هایمان را بسوزاند یا کاری میکند که کناریت خودش آتش خودش را برپا کند،آیه ۹۶ سوره اعراف را که بخوانیم،از برکاتی گفته میشود که با اعمال ما سرازیر میشود،حال اگر این اعمال سمت و سویش آنی نباشد که خدا تعریف میکند،چه میبینیم در این دنیا؟و چه میبینیم در آن دنیا؟
اگر به فکر خودمان نیستیم،به فکر کناریهایمان باشیم...
پ.ن:امیرمومنان علی (ع)نیز می فرماید:هرگاه گناهان و جنایات آشکار شوند،برکتها از بین می رود.(غررالحکم،ح ۴۰۳۰ )
1/رفلکتور یک صفحهٔ منعکسکننده نور است.