در فقه می گوییم،هر وقت دیواره های شهر از دید تو پنهان شد،باید نماز را شکسته بخوانی،حالا شدی مسافر!
یا می گوییم آنگاه که دیگر صدای اذان را نشنیدی،آن وقت مسافری!
حالا ما می گوییم آنگاه که آوا و آهنگ هواهای نفسانی به گوش دلت نرسید،آن موقع تو مهاجری!
آن گاه که دیواره های شهر مادیت از دیدت پنهان شد،آن موقع تو مسافری!
حاج آقا مجتبی تهرانی(رضوان الله علیه)
یا می گوییم آنگاه که دیگر صدای اذان را نشنیدی،آن وقت مسافری!
حالا ما می گوییم آنگاه که آوا و آهنگ هواهای نفسانی به گوش دلت نرسید،آن موقع تو مهاجری!
آن گاه که دیواره های شهر مادیت از دیدت پنهان شد،آن موقع تو مسافری!
حاج آقا مجتبی تهرانی(رضوان الله علیه)
بعد از کشته شدن زبیر وقتی چشمان امام علی(ع) به شمشیر زبیر افتاد فرمود:«این شمشیر، کرارا غبار غم از چهره پیامبر خدا زدوده است.امیرالمومنین(ع) بر سر جنازه ی طلحه نیز فرمود:ای ابومحمد!بر من سخت گران است که تو را در زیرستارگان آسمان کشته ببینم،و ایکاش خداوند بیستسال قبل از این روز،جان مرا گرفته بود!»
هیچ!
بعد از کشته شدن زبیر وقتی چشمان امام علی(ع) به شمشیر زبیر افتاد فرمود:«این شمشیر، کرارا غبار غم از چهره پیامبر خدا زدوده است.امیرالمومنین(ع) بر سر جنازه ی طلحه نیز فرمود:ای ابومحمد!بر من سخت گران است که تو را در زیرستارگان آسمان کشته ببینم،و ایکاش…
علی(ع) وقتی چشمش به صورت بی جان زبیر افتاد،خطاب به جسد او فرمود:تو مدتی با پیامبر خدا مصاحب بودی و با او پیوند خویشاوندی داشتی(زبیر پسر عمه پیامبر(ص) بود)ولی شیطان بر عقل تو مسلط شد و کار تو به این جا انجامید.
حضرت چون جسد طلحه را دید فرمود:برای تو سابقهای در اسلام بود که میتوانست تو را سود بخشد،ولی شیطان تو را گمراه کرد و لغزانید و به سوی آتش شتافتی...
حضرت چون جسد طلحه را دید فرمود:برای تو سابقهای در اسلام بود که میتوانست تو را سود بخشد،ولی شیطان تو را گمراه کرد و لغزانید و به سوی آتش شتافتی...
بجای آنی که به جماعت انقلابی یاداوری کنید که تفرقه ممنوع،زورتان را نگه دارید برای جماعت ضدانقلاب که دستشان را دراز کرده اند به سوی پیکر بی جان آقای #هاشمی_رفسنجانی.
آنهایی که انقلابیند،تفرقه انداختن در مرامشان نیست،که این رسم انگلیسی هاست!
چهره بزک شده و زیبای این متن های سیاسی گولتان نزند.
آنهایی که انقلابیند،تفرقه انداختن در مرامشان نیست،که این رسم انگلیسی هاست!
چهره بزک شده و زیبای این متن های سیاسی گولتان نزند.
حالا دوباره داغ مرا تازه میکند...
عکسی درون حافظه ی دوربین من...
@rezataheripour
پ.ن: چه دوره خوبی بود رضای طاهری پور عزیزم...
عکس از من شعر از تو،شعر از من،عکس از تو،یادته؟! (:
عکسی درون حافظه ی دوربین من...
@rezataheripour
پ.ن: چه دوره خوبی بود رضای طاهری پور عزیزم...
عکس از من شعر از تو،شعر از من،عکس از تو،یادته؟! (:
آنقدر که به فکر تغییر دیگرانیم کمی هم روی خودمان وقت بگذاریم،اگر جای دوری رفت،کرایه برگشتش با من.
اميرالمؤمنين علي علیه السلام:
كُنْ فِي الفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبُ وَ لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبُ...
در فتنه ها همچون بچه شتر(دوساله)باش که نه دارای پستانی است تا دوشیده شود و نه پشتی که بر آن سوار گردند...
نهج البلاغه،حکمت1
پ.ن:
صبحتون بخیر...
كُنْ فِي الفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبُ وَ لا ظَهْرٌ فَيُرْكَبُ...
در فتنه ها همچون بچه شتر(دوساله)باش که نه دارای پستانی است تا دوشیده شود و نه پشتی که بر آن سوار گردند...
نهج البلاغه،حکمت1
پ.ن:
صبحتون بخیر...
در کتب اخلاق،هنگامی که جایگاه صفات شایسته و ناپسند را بیان می کنند می گویند:بله تکبر و خودبرزگ بینی مذموم و ناپسنداست اما ذلت و خود را بی مقدار انگاشتن نیز ناشایست و نکوهیده است.براین اساس انسان نباید خویش را بزرگ بشمارد و توقع احترام و بزرگ شمردن خویش رااز دیگران داشته باشد و یا خود را حقیر و بی مقدار سازد بلکه باید با مردم مهربان و فروتن باشد حقوق آنان را پاس بدارد و از پذیرش حق دریغ نورزد و در عین حال شخصیت خود را نیز حفظ کند تا به ورطه ذلت نیفتد.برای شناخت مرز تواضع یادآوری نکات ذیل ضروری است :
واژه تواضع نیز همچون بسیاری از مفاهیم اخلاقی از تفسیرهای انحرافی مصون نمانده است تا آن جا که در محاورات مردم و حتی برخی از نوشته ها و آثار منتشره تواضع را به ذلت و سکوت در برابر ظلم و تعدی ظالمان معنی کرده انداز باب نمونه :
واماالتواضع فاحتمال الاذی من کل احد.
تواضع و ذلت تواضع تحمل آزار واذیت است از هر کسی!
دراسلام ازاین گونه تواضع ذلت آفرین نهی شده است. دراین مکتب تواضعی مطلوب و شایسته است که برخاسته از آگاهی قدرت واحترام باشد.
تواضع اظهار کوچکی است در عین صلابت و عزت .
امیرالمومنین ( ع ) در ویژگی مومنان می فرماید:
...سهل الخلیقه لین العریکه نفسه اصلب من الصلد و هواذل من ...
مومن خویی آرام دارد به نرمی راه می پوید.نفس او سختراز سنگ خاراست،و خود خوارتراز عبد.
#حوزه
واژه تواضع نیز همچون بسیاری از مفاهیم اخلاقی از تفسیرهای انحرافی مصون نمانده است تا آن جا که در محاورات مردم و حتی برخی از نوشته ها و آثار منتشره تواضع را به ذلت و سکوت در برابر ظلم و تعدی ظالمان معنی کرده انداز باب نمونه :
واماالتواضع فاحتمال الاذی من کل احد.
تواضع و ذلت تواضع تحمل آزار واذیت است از هر کسی!
دراسلام ازاین گونه تواضع ذلت آفرین نهی شده است. دراین مکتب تواضعی مطلوب و شایسته است که برخاسته از آگاهی قدرت واحترام باشد.
تواضع اظهار کوچکی است در عین صلابت و عزت .
امیرالمومنین ( ع ) در ویژگی مومنان می فرماید:
...سهل الخلیقه لین العریکه نفسه اصلب من الصلد و هواذل من ...
مومن خویی آرام دارد به نرمی راه می پوید.نفس او سختراز سنگ خاراست،و خود خوارتراز عبد.
#حوزه
هیچ!
مرض خرید کتاب!
سرم خیلی درد میکند،و دارم کم کم خودم را عادت میدهدم جای آنکه شش صبح چندساعتی بخوابم،همان تا دوازده شب بیدار بودن را کافی بدانم و بخوابم،القصه این سردرد و این کم خوابی نتوانست جلوی من را بگیرد که حرف هایم را نزنم!
اولش خیال میکردم که فقط خودم مبتلا هستم و بعد با تحقیقات فراوان و خانه به خانه متوجه آن شدم که این مرض،خیلی سفت و سخت به جان خیلی ها افتاده،کوتاه کنم کلام را اسم این مرض خرید کتاب است!
بله اشتباه نخوانده اید همین کتاب خریدن های خودمان را وقتی وارد پاتوق کتاب و کتاب فروشی های مختلف میشویم و یک کامیون کتاب روی دوش خودمان میگذاریم و با حالی شاد،توام با احساسی که اِهم اِهم بله من کتاب خریده ام آی ملت،بیرون می آییم.
شاید اگر راه داشته باشد یک میکروفونی هم پیدا میکنیم و با انگشت اشاره دوباری روی آن میزنیم و کتمان و شلوارش را هم مرتب کنیم و بگویم من کتاب خریدم و این را به مردم سرزمینم نمیتوانم تقدیم کنم چرا که باید ببرمش داخل اتاقم و برنامه ها برایش دارم،من که شهاب حسینی نیستم!
با یک دربست خودمان را به منزل میرسانیم و از بین یک خروار لباس و جوراب و پتو و بالشت و تشک خودمان را میرسانیم به محل نشیمنمان و آخرش چه میشود؟هیچ!
این میشود که آن کتاب ها میرود درون قفسه ای و ما به همان تلگرام بازی خودمان و دو کانالِ«حداقل روزی یک دقیقه کتاب بخوانیم»رضایت می دهیم!
همین حالا که این را مینویسم،اگر کتابخانه اتاقم خدای ناکرده هوس کند برگردد روی سرم چیزی حدود پانصد کتاب،باید خراب شود رویمان!
خوب که نگاه میکنم میبینم که شاید فقط صدتای آنها را خوانده ام!
فاجعه ایست این آمار!
یک دوره ای مد شده بود و شاید هم باشد همچنان،حتما باید نفری یک کتاب مفاتیح الحیاة،ونمیدانم انسان دویست و پنجاه ساله و انتظار عامیانه،انتظار عالمانه و عارفانه و چندتای دیگر را در خانه هایمان روی میزمان طوری که همه ببینن میداشتیم و میگذاشتیم.
حالا خیلی دوست دارم از خودم و دوستانم بپرسم چند صفحه اش مطالعه شد؟
مریضیم و حوصله شرح قصه نیست؟!
اولش خیال میکردم که فقط خودم مبتلا هستم و بعد با تحقیقات فراوان و خانه به خانه متوجه آن شدم که این مرض،خیلی سفت و سخت به جان خیلی ها افتاده،کوتاه کنم کلام را اسم این مرض خرید کتاب است!
بله اشتباه نخوانده اید همین کتاب خریدن های خودمان را وقتی وارد پاتوق کتاب و کتاب فروشی های مختلف میشویم و یک کامیون کتاب روی دوش خودمان میگذاریم و با حالی شاد،توام با احساسی که اِهم اِهم بله من کتاب خریده ام آی ملت،بیرون می آییم.
شاید اگر راه داشته باشد یک میکروفونی هم پیدا میکنیم و با انگشت اشاره دوباری روی آن میزنیم و کتمان و شلوارش را هم مرتب کنیم و بگویم من کتاب خریدم و این را به مردم سرزمینم نمیتوانم تقدیم کنم چرا که باید ببرمش داخل اتاقم و برنامه ها برایش دارم،من که شهاب حسینی نیستم!
با یک دربست خودمان را به منزل میرسانیم و از بین یک خروار لباس و جوراب و پتو و بالشت و تشک خودمان را میرسانیم به محل نشیمنمان و آخرش چه میشود؟هیچ!
این میشود که آن کتاب ها میرود درون قفسه ای و ما به همان تلگرام بازی خودمان و دو کانالِ«حداقل روزی یک دقیقه کتاب بخوانیم»رضایت می دهیم!
همین حالا که این را مینویسم،اگر کتابخانه اتاقم خدای ناکرده هوس کند برگردد روی سرم چیزی حدود پانصد کتاب،باید خراب شود رویمان!
خوب که نگاه میکنم میبینم که شاید فقط صدتای آنها را خوانده ام!
فاجعه ایست این آمار!
یک دوره ای مد شده بود و شاید هم باشد همچنان،حتما باید نفری یک کتاب مفاتیح الحیاة،ونمیدانم انسان دویست و پنجاه ساله و انتظار عامیانه،انتظار عالمانه و عارفانه و چندتای دیگر را در خانه هایمان روی میزمان طوری که همه ببینن میداشتیم و میگذاشتیم.
حالا خیلی دوست دارم از خودم و دوستانم بپرسم چند صفحه اش مطالعه شد؟
مریضیم و حوصله شرح قصه نیست؟!
امام صادق عليه السّلام:
لَيْسَ مِنَ الْإِنْصَافِ مُطَالَبَةُ الْإِخْوَانِ بِالْإِنْصَافِ.
انصاف نيست كه انسان از برادران خود انصاف بخواهد!
شرح:
ظاهرا منظور این است انسان مومن نباید از برادر مومنش توقع انصاف و رفتار منصفانه داشته باشد.بلکه اگر از او کوتاهی دید یا اشتباه و خطایی از وی سر زد باید به دیده اغماض به او نگاه کند و لغزش او را نادیده انگارد و او را رها نکند.شايد هم مراد اين باشد كه با عمل كردن انصاف را به ديگران ياد بدهيد نه با زبان و طلب كردن. (سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی)
پ. ن:
صبحتون بخیر...
لَيْسَ مِنَ الْإِنْصَافِ مُطَالَبَةُ الْإِخْوَانِ بِالْإِنْصَافِ.
انصاف نيست كه انسان از برادران خود انصاف بخواهد!
شرح:
ظاهرا منظور این است انسان مومن نباید از برادر مومنش توقع انصاف و رفتار منصفانه داشته باشد.بلکه اگر از او کوتاهی دید یا اشتباه و خطایی از وی سر زد باید به دیده اغماض به او نگاه کند و لغزش او را نادیده انگارد و او را رها نکند.شايد هم مراد اين باشد كه با عمل كردن انصاف را به ديگران ياد بدهيد نه با زبان و طلب كردن. (سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی)
پ. ن:
صبحتون بخیر...