هیچ! – Telegram
هیچ!
3.06K subscribers
487 photos
247 videos
102 files
66 links
Download Telegram
آدم در ده، الاغ هایی را می بیند که یونجه را می فهمند، لیکن بی اجازه صاحب خود، نمی چرند؛ اما در شهر، آدم هایی را می بیند که حقیقت الاغ را نفهمیده اند، ولی به روح همدیگر جفتک می زنند و در پاسخ به هم، عرعر می کنند. عجبا! مگر اینجا چه یاد می دهند به الاغ ها که آدم ها در شهر از یاد دادن و درک آن عاجزند؟ مگر این «شهر» چه مرگش شده، که هر چه توی ظرف مجسمش بریزند، مریض می کند روح مجرد آدم را؟ چرا رودخانه ها در شهر بویی از طبیعت نبرده اند و لجنزار عفنند؟ چرا درخت ها در پیاده رو شهرها به سرفه می افتند شب و روز؟
روزگاری ست که حساب همه چیز با ترازو و مکیال است در این دنیا. هر چیزی را باید با ترازو وزن کرد و رویش قیمت گذاشت، تا قیمتی ها عیان و بی قیمت ها مشخص شوند. هر چیز با توجه به شاخصه و معیاری، قیمتی دارد. در این روزگار سریع الحساب، بی قدر و قیمت که باشی، حسابت با کرام الکاتبین است. آخر «بی پناهی» کم گناهی نیست؛ در این روزگار. در روزگاری که هر روز روح جوانمردی می میرد در آن و دست نامردی روی سر مردانگی بلند است؛ روی الماس - حالا هر چقدر هم گرانبها باشد - می شود قیمت گذاشت، اما روی دانه دانه قطره های اشک یک مرد نمی شود قیمت گذاشت و با هیچ چیز هم نمی توان بهای اشک چشم های یک مرد را پرداخت. عیان گریستن مردان، محال است و گیرم اگر که عیان باشد، جزو نوادر است. دیدن گریه یک مرد بس که خجالت آور است، آدم شرمش می شود ببیند مردی را که گریه می کند و از فرط خجالت زدگی، سرش را می اندازد پایین. تا شاهد نباشد ریزش مردانگی هایش را، از چشمه ی جاری چشم هایش. آخر «مرد که گریه نمی کند». شاید هم گریه می کند و اما، صحنه ی در هم شکستنش، دیدن ندارد و روایت جاری شدن شکستگی هایش، گفتنی نیست. زیر بار ریزش این قطرات، دارد آب می شود تمام مردانگی هایم. «هیچکس، هم صحبت تنهایی یک مرد نیست». آری، شاهد بیاورم...!؟ بالش خیس خواب های آشفته شب هایم، که جای پر طاووس، پُر است از کابوس های شبانه و جای آرامش، پر است از تشویش های عاشقانه. زمزمه لالایی را فراموش کن. تا گوش می شنود، همین صدای شکستن، حکم لالایی شکسته بالی ماست که شنیده می شود در این شب ها.
 #دل_آباد
با یک روز سخت بارانی طرفیم.
دندون سالم هر روز از خودش میپرسه
دندون خراب چیکار کرد که دورشو طلا گرفتن!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرلحظه،
در كهنه‌ها بمیر،
تا همیشه تازه بمانی.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بغل کردند مانند شهیدان‌ رنج‌ ایران را
ندارد هیچ‌جایی وسعت آغوش خوبان‌ را
گاهی انسان تنازعهایی مشاهده میکند بین آحاد ملّت یا بین بعضی مسئولین با یکدیگر یا بین مسئولین و آحاد ملّت، غالباً پوچ... خیلی از این مناقشه‌ها و از این تنازعها ناشی از حبّ به نفْس و بی‌ملاحظگی و بی‌تقوایی و مانند اینها است؛ اینها را باید کنار بگذاریم و نبایستی بسیج عمومی ملّت ایران را در راه‌های صلاح ــ چه راه‌های علمی، چه راه‌های عملی، چه راه‌های مقاومتی، چه راه‌های خدمات اجتماعی؛ در همه‌ی اینها ــ با این تنازعها تخریب کرد که فرمود: وَ لا تَنازَعُوا فَتَفشَلُوا وَ تَذهَبَ ریحُکُم؛(۱) که اگر تنازع کردیم، اینها پیش می‌آید.۱۴۰۱/۰۱/۰۱
Telloo
Mohsen Chavoshi
من نوت‌های ابتداییِ این موسیقی‌ هستم، کش آمده از درد، مبهم، با پس زمینه‌ی بارشِ پراکنده که دور میشوم و نم نمک دیگر مرا نمیشنوی. از من عطرِ ملایمی روی صندلی کناری‌ات میماند با تصویری محو از خنده‌های نامنظمِ بی‌دلیلم تنها بخاطر آنکه کنارِ تو بودم…
@mimsani
سلام
عیدتون مبارک❤️
نمیدونم چند نفر اینجا هستند که اهل رشت زیبا باشن.
اما اگه عزیزی هست. بداند و‌ آگاه باشد که ما در رشت مدرسه سینمایی تاسیس کردیم. 📽️
و علاقه‌مند به این هستیم تا تعداد رفقامون زیاد بشه. 🌿
📢شرایط سنی هم: از ۱۸ سال تا ۳۳ سال 🙏
#کارگردانی #نویسندگی #فیلمنامه #تدوین #نور #صدا #مدیریت_تولید
لذّتِ مورد مشاهده‌بودن، چنان عمیق است که شاید رنجِ حقیقی از کهنسالی‌، داغ‌دیدگی، و یا داشتن عمر بیشتر نسبت به کسانی که دوست‌شان داریم، هراس از ادامه‌دادن به زندگی‌ای است که در آن دیگر کسی قادر به مشاهده‌ی ما نباشد.
ابوذر روحی فقط مارو به عنوان بلندگو نکاشت تو مراسماش، گله مندم ولی رای میدم و درد.
لعنتی کل سیستم، یکسال برای تو بود...