Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رویاها: زبان فراموششده روح
آنچه علم هنوز نمیتواند توضیح دهد
شب که فرا میرسد، ما به دنیایی دیگر قدم میگذاریم؛ دنیایی بافته از نمادها، احساسات و زمزمههای روح.
هزاران سال است که عارفان، پیامبران و شفا دهندگان، رویاها را پلی میان دیدهها و نادیدهها میدانستهاند.
امروزه علم میتواند امواج مغزی را اندازهگیری کند، اما معنا را نه. میتواند شلیک نورونها را ببیند، اما نمیتواند بفهمد چرا همان پرنده، همان در، همان دریا را میبینیم.
در این سفر سینمایی، کشف میکنیم که چگونه رویاها ما را به چیزی باستانی و جهانی متصل میکنند و چرا نادیده گرفتن آنها ممکن است عمیقترین حقایق درون ما را خاموش کند.
✦ داستانهایی از ایران، مصر و یونان باستان
✦ بررسی آثار کارل یونگ و ناخودآگاه جمعی
✦ آشکار کردن اینکه چرا به اشتراک گذاشتن رویایتان میتواند سرنوشت شما را تغییر دهد
🕊️ چه میشود اگر رویای امشب شما تصادفی نباشد، بلکه پیامی منتظر درک شدن باشد…
🌐 kandlus.net
@OCEAN_OM✨🧚♀
آنچه علم هنوز نمیتواند توضیح دهد
شب که فرا میرسد، ما به دنیایی دیگر قدم میگذاریم؛ دنیایی بافته از نمادها، احساسات و زمزمههای روح.
هزاران سال است که عارفان، پیامبران و شفا دهندگان، رویاها را پلی میان دیدهها و نادیدهها میدانستهاند.
امروزه علم میتواند امواج مغزی را اندازهگیری کند، اما معنا را نه. میتواند شلیک نورونها را ببیند، اما نمیتواند بفهمد چرا همان پرنده، همان در، همان دریا را میبینیم.
در این سفر سینمایی، کشف میکنیم که چگونه رویاها ما را به چیزی باستانی و جهانی متصل میکنند و چرا نادیده گرفتن آنها ممکن است عمیقترین حقایق درون ما را خاموش کند.
✦ داستانهایی از ایران، مصر و یونان باستان
✦ بررسی آثار کارل یونگ و ناخودآگاه جمعی
✦ آشکار کردن اینکه چرا به اشتراک گذاشتن رویایتان میتواند سرنوشت شما را تغییر دهد
🕊️ چه میشود اگر رویای امشب شما تصادفی نباشد، بلکه پیامی منتظر درک شدن باشد…
🌐 kandlus.net
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤27👍4💯1
آماده باش تا خدا به سوی تو بشتابد
تنها راه ثروتمند شدن، این است که خودت را به روی جهان هستی بگشایی؛ به روی تمام رنگهایش، همهی رنگین کمانهایش، همهی آوازهایش، درختانش و گلهایش.
خدا را در کلیسا نخواهی یافت؛ کلیساها ساختهی انساناند، اما خدا را باید در طبیعت جستوجو کرد.
او را در ستارگان خواهی یافت، در رودخانهها، و در لحظهای که پس از هرخشکسالی، وقتی که نخستین باران میبارد و عطر شگفتانگیزی از زمین برمیخیزد.
خدا را میتوان در همهجا یافت، مگر در مکانهایی که کشیشها اختراع کردهاند. کلیساها، معابد و مساجد ـ این بناها ـ تهیاند، به اندازهی کسانی که آنها را ساختهاند.
آن لحظه که آماده میشوی زندگی را همانگونه که هست بپذیری، خدا به سوی تو میشتابد؛ از هر سو، از هر گوشهی هستی، به سمت تو جاری میشود.
کسی که خدا را میشناسد، جاودانگی را میشناسد؛ میداند که تنها بدن میمیرد، و آگاه است که ژرفترین جوهر وجود ما، برای همیشه زنده خواهد ماند.
🍀اوشو
@OCEAN_OM✨🧚♀
تنها راه ثروتمند شدن، این است که خودت را به روی جهان هستی بگشایی؛ به روی تمام رنگهایش، همهی رنگین کمانهایش، همهی آوازهایش، درختانش و گلهایش.
خدا را در کلیسا نخواهی یافت؛ کلیساها ساختهی انساناند، اما خدا را باید در طبیعت جستوجو کرد.
او را در ستارگان خواهی یافت، در رودخانهها، و در لحظهای که پس از هرخشکسالی، وقتی که نخستین باران میبارد و عطر شگفتانگیزی از زمین برمیخیزد.
خدا را میتوان در همهجا یافت، مگر در مکانهایی که کشیشها اختراع کردهاند. کلیساها، معابد و مساجد ـ این بناها ـ تهیاند، به اندازهی کسانی که آنها را ساختهاند.
آن لحظه که آماده میشوی زندگی را همانگونه که هست بپذیری، خدا به سوی تو میشتابد؛ از هر سو، از هر گوشهی هستی، به سمت تو جاری میشود.
پر شدن از خدا، تنها راهی است که به زندگی معنا و اهمیتی حقیقی میبخشد.
کسی که خدا را میشناسد، جاودانگی را میشناسد؛ میداند که تنها بدن میمیرد، و آگاه است که ژرفترین جوهر وجود ما، برای همیشه زنده خواهد ماند.
🍀اوشو
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤47👌10
⁉️ایگوی معنوی چیست
ایگوی معنوی ظریفترین و ماهرانهترین دام در مسیر بیداریست؛ چرا که نه از غرورِ در دل دستاوردهای دنیوی، بلکه از خودِ تمرینها و دانستههای معنوی ساخته میشود.
این همان «ایگو»ی قدیمیست که فقط لباس کاریاش را با ردای سفید عوض کرده و تعقیب پول را با تعقیب روشنشدگی جایگزین کرده است.
ایگوی معنوی، برای «خود» قلعهای تازه و حتی نفوذناپذیرتر میسازد؛ آجرهای این دژ، نقلقولِ عارفان است، ساعتهای طولانی مدیتیشن،
و بینشهای عمیق و درخشان.
این قلعه در ظاهر مقدس است، اما همچون هر دیوار دیگری، ما را از یگانگی و از طبیعت حقیقی هستی جدا میکند.
ایگوی معنوی معمولاً به طور پنهانی عمل میکند و خود را در لباس فضیلت پنهان میسازد.
۱. مقایسه و قضاوت
بیآنکه متوجه شوید، شروع میکنید به سنجش «معنویت» خود با دیگران:
«او هنوز گوشت میخورد»، «او بیش از حد به مادیات وابسته است»، «تمرین من عمیقتر از تمرین آنهاست».
و در پسِ این جملات، احساسی ظریف از برتری شکل میگیرد.
۲. مادیگرایی معنوی
تجربههای معنوی را جمعآوری میکنید:
لحظه سکون، تشرفها، دیدار با گوروها، دانشهای اسرارآمیز. اینها خود به تنهایی زیبا هستند، اما ایگو آنها را به «غنیمت» تبدیل میکند؛ مدالهایی بر سینه، برای اثبات پیشرفت و برتری خود...
۳. دلبستگی به نقش
کمکم خود را با نقش «انسان معنوی»، «درمانگر»، «راهنما» یا «آگاه» یکی میدانید.
هر نقد، بهجای فرصتی برای دیدن، به توهینی شخصی بدل میشود؛ چرا که آن را برای تصویر درخشانِ خود تازه ساخته را تهدید میبیند.
۴. افراط در زبان معنوی
گفتار سرشار از اصطلاحات پیچیده میشود (ارتعاش، جریان، چاکرا، نادوگانگی…) نه برای روشنسازی،
بلکه برای فاصله گرفتن و نمایش آگاهی.
۵. ناتوانی در تحمل «منفیها»
ترس از «ارتعاش پایین» و پرهیز از احساسات یا آدمهای بهاصطلاح منفی پدید میآید.
این همان «دور زدن معنوی» است استفاده از مفاهیم معنوی برای سرکوب خشم، ترس، اندوه و انکارِ سایههای درونی..
۶. احساس برگزیدگی
حسی لطیف اما خطرناک شکل میگیرد:
اینکه شما چیزی را فهمیدهاید که از دسترس دیگران بیرون است. عضوی از باشگاه «بیدار شدهها» میشوید و این، تنها جدایی را عمیقتر میکند.
✅ چگونه از سلطهی آن رها شویم؟
رهایی از این دام، جنگیدن نیست؛ بلکه خلع سلاحی آرام ، با صداقت و فروتنی است.
۱. تمرین «قداستِ امر عادی» معنویت را نه فقط در مراقبههای عمیق خود ببینید، بلکه در شستن ظرفها، گفتوگو با یک مشتری یا فرد عادی، و قدمزدن در خیابان بجویید.
وقتی زندگی روزمره تمرینی برای خود میشود، ایگو دیگر «لحظهی خاص»ی برای تصاحب ندارد.
🔹چنانکه ذن میگوید:🔹
«پیش از روشنشدگی، هیزم بشکن و آب بیاور؛ پس از روشنشدگی نیز، هیزم بشکن و آب بیاور.»
۲. با سایهی خود دوست شوید
بهجای فرار از خشم، حسادت یا ترس،
با کنجکاوی به آنها رو کنید. بپذیرید: «بله، اینها هم در من هستند.» ادغامِ سایهها—نه انکارشان— توهمِ پاکی و قدیس بودن را فرو میریزد.
۳. بازگشت درونی را پرورش دهید
توان خندیدن برای اهمیتِ بیش از حد به خود «معنویتتان»، قویترین پادزهر است. ایگوی معنوی همیشه بسیار جدیست. شوخطبعی، سوزنیست در بادکنک خودبزرگبینی.
۴. تمرکز را از «من» به «ما» ببرید
به خدمتِ بیچشمداشت روی آورید.
بینام کمک کنید. از موفقیت دیگران شاد شوید.در جایی که خدمت صادقانه میکنید، ایگو جایی برای گفتنِ «این کارِ من بود» نمییابد.
۵. یک پرسش صادقانه در هر موقعیت از خود بپرسید :
«این کار را برای نزدیکشدن به حقیقت انجام میدهم، یا برای تقویت تصویرِ ‘انسان معنوی بودن’؟»
این پرسشِ ساده، اگر بیرحمانه و صادقانه مطرح شود، نقاب ایگو را کنار میزند.
پارادوکس بزرگ این است:
معنویتِ راستین ما را به موجودی فراانسانی بدل نمیکند، بلکه به انسانی سادهتر، صمیمیتر و واقعیتر تبدیل میکند.
@OCEAN_OM✨🧚♀
ایگوی معنوی ظریفترین و ماهرانهترین دام در مسیر بیداریست؛ چرا که نه از غرورِ در دل دستاوردهای دنیوی، بلکه از خودِ تمرینها و دانستههای معنوی ساخته میشود.
این همان «ایگو»ی قدیمیست که فقط لباس کاریاش را با ردای سفید عوض کرده و تعقیب پول را با تعقیب روشنشدگی جایگزین کرده است.
ایگوی معنوی، برای «خود» قلعهای تازه و حتی نفوذناپذیرتر میسازد؛ آجرهای این دژ، نقلقولِ عارفان است، ساعتهای طولانی مدیتیشن،
و بینشهای عمیق و درخشان.
این قلعه در ظاهر مقدس است، اما همچون هر دیوار دیگری، ما را از یگانگی و از طبیعت حقیقی هستی جدا میکند.
چگونه ایگوی معنوی را بشناسیم؟ 🎭
ایگوی معنوی معمولاً به طور پنهانی عمل میکند و خود را در لباس فضیلت پنهان میسازد.
نشانههای اصلی آن چنیناند:
۱. مقایسه و قضاوت
بیآنکه متوجه شوید، شروع میکنید به سنجش «معنویت» خود با دیگران:
«او هنوز گوشت میخورد»، «او بیش از حد به مادیات وابسته است»، «تمرین من عمیقتر از تمرین آنهاست».
و در پسِ این جملات، احساسی ظریف از برتری شکل میگیرد.
۲. مادیگرایی معنوی
تجربههای معنوی را جمعآوری میکنید:
لحظه سکون، تشرفها، دیدار با گوروها، دانشهای اسرارآمیز. اینها خود به تنهایی زیبا هستند، اما ایگو آنها را به «غنیمت» تبدیل میکند؛ مدالهایی بر سینه، برای اثبات پیشرفت و برتری خود...
۳. دلبستگی به نقش
کمکم خود را با نقش «انسان معنوی»، «درمانگر»، «راهنما» یا «آگاه» یکی میدانید.
هر نقد، بهجای فرصتی برای دیدن، به توهینی شخصی بدل میشود؛ چرا که آن را برای تصویر درخشانِ خود تازه ساخته را تهدید میبیند.
۴. افراط در زبان معنوی
گفتار سرشار از اصطلاحات پیچیده میشود (ارتعاش، جریان، چاکرا، نادوگانگی…) نه برای روشنسازی،
بلکه برای فاصله گرفتن و نمایش آگاهی.
۵. ناتوانی در تحمل «منفیها»
ترس از «ارتعاش پایین» و پرهیز از احساسات یا آدمهای بهاصطلاح منفی پدید میآید.
این همان «دور زدن معنوی» است استفاده از مفاهیم معنوی برای سرکوب خشم، ترس، اندوه و انکارِ سایههای درونی..
۶. احساس برگزیدگی
حسی لطیف اما خطرناک شکل میگیرد:
اینکه شما چیزی را فهمیدهاید که از دسترس دیگران بیرون است. عضوی از باشگاه «بیدار شدهها» میشوید و این، تنها جدایی را عمیقتر میکند.
✅ چگونه از سلطهی آن رها شویم؟
رهایی از این دام، جنگیدن نیست؛ بلکه خلع سلاحی آرام ، با صداقت و فروتنی است.
۱. تمرین «قداستِ امر عادی» معنویت را نه فقط در مراقبههای عمیق خود ببینید، بلکه در شستن ظرفها، گفتوگو با یک مشتری یا فرد عادی، و قدمزدن در خیابان بجویید.
وقتی زندگی روزمره تمرینی برای خود میشود، ایگو دیگر «لحظهی خاص»ی برای تصاحب ندارد.
🔹چنانکه ذن میگوید:🔹
«پیش از روشنشدگی، هیزم بشکن و آب بیاور؛ پس از روشنشدگی نیز، هیزم بشکن و آب بیاور.»
۲. با سایهی خود دوست شوید
بهجای فرار از خشم، حسادت یا ترس،
با کنجکاوی به آنها رو کنید. بپذیرید: «بله، اینها هم در من هستند.» ادغامِ سایهها—نه انکارشان— توهمِ پاکی و قدیس بودن را فرو میریزد.
۳. بازگشت درونی را پرورش دهید
توان خندیدن برای اهمیتِ بیش از حد به خود «معنویتتان»، قویترین پادزهر است. ایگوی معنوی همیشه بسیار جدیست. شوخطبعی، سوزنیست در بادکنک خودبزرگبینی.
۴. تمرکز را از «من» به «ما» ببرید
به خدمتِ بیچشمداشت روی آورید.
بینام کمک کنید. از موفقیت دیگران شاد شوید.در جایی که خدمت صادقانه میکنید، ایگو جایی برای گفتنِ «این کارِ من بود» نمییابد.
۵. یک پرسش صادقانه در هر موقعیت از خود بپرسید :
«این کار را برای نزدیکشدن به حقیقت انجام میدهم، یا برای تقویت تصویرِ ‘انسان معنوی بودن’؟»
این پرسشِ ساده، اگر بیرحمانه و صادقانه مطرح شود، نقاب ایگو را کنار میزند.
پارادوکس بزرگ این است:
معنویتِ راستین ما را به موجودی فراانسانی بدل نمیکند، بلکه به انسانی سادهتر، صمیمیتر و واقعیتر تبدیل میکند.
راه بیداری، صعود به قلههای درخشان نیست؛ سفریست به درون، برای در آغوش کشیدنِ خویش،با همهی نقصها و همهی زیباییهایی که در ما جاریست... 🙏❤️
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤39🙏11🕊7👏5👌5
⏳شتاب زمان با افزایش سن⌛️
زمان با افزایش سن، گویی شتاب بیشتری میگیرد، اما این شتاب حکم نهایی زندگی نیست.
دانشمندان علوم اعصاب با بررسی اسکنهای MRI مغز ۵۷۷ نفر در بازهی سنی ۱۸ تا ۸۸ سال دریافتند که مغز، زمان را نه با ساعت، بلکه با تعداد و تنوع رویدادها میسنجد.
در مغز افراد جوان، تغییر حالتهای عصبی بیشتر اتفاق میافتد.اما با افزایش سن، این تغییرات کمتر و پایدارتر میشوند.
در دوران کودکی، چون جهان به نظر بیپایان میرسد؛ همهچیز برای کودک تازه، روشن و سرشار از کشفیات جدید است.
با گذر سالها، مغز انرژی کمتری خرج میکند:
خاطرات روزمره را بهصورت خلاصه ذخیره میکند و روزهای مشابه را در یک «پرونده» واحد ادغام میسازد. از همینروست که وقتی به گذشته نگاه میکنیم، گاهی یک سال کامل تهی و کوتاه به نظر میرسد؛ زیرا مغز، تصویری برای نمایش ندارد.
خبر خوب این است که میتوان این روند را تغییر داد.
مانند کودکان به دنیا با شگفتی نگاه کنید.. همچنین تجربههای جدید، احساس ذهنی زمان را گسترش میدهند.
هر آنچه روال همیشگی را بر هم بزند، توجه ما را برانگیزد و برداشتهای تازه بسازد، مؤثر است:
قدم گذاشتن در راههای ناآشنا، سفر، یادگیری و حتی شکستن عادتهای کوچک روزانه، باعث میشود مغز تغییرات بیشتری را ثبت کند و در نتیجه زمان طولانیتر و پُربارتر به نظر برسد.
@OCEAN_OM✨🧚♀
زمان با افزایش سن، گویی شتاب بیشتری میگیرد، اما این شتاب حکم نهایی زندگی نیست.
دانشمندان علوم اعصاب با بررسی اسکنهای MRI مغز ۵۷۷ نفر در بازهی سنی ۱۸ تا ۸۸ سال دریافتند که مغز، زمان را نه با ساعت، بلکه با تعداد و تنوع رویدادها میسنجد.
در مغز افراد جوان، تغییر حالتهای عصبی بیشتر اتفاق میافتد.اما با افزایش سن، این تغییرات کمتر و پایدارتر میشوند.
در دوران کودکی، چون جهان به نظر بیپایان میرسد؛ همهچیز برای کودک تازه، روشن و سرشار از کشفیات جدید است.
با گذر سالها، مغز انرژی کمتری خرج میکند:
خاطرات روزمره را بهصورت خلاصه ذخیره میکند و روزهای مشابه را در یک «پرونده» واحد ادغام میسازد. از همینروست که وقتی به گذشته نگاه میکنیم، گاهی یک سال کامل تهی و کوتاه به نظر میرسد؛ زیرا مغز، تصویری برای نمایش ندارد.
خبر خوب این است که میتوان این روند را تغییر داد.
مانند کودکان به دنیا با شگفتی نگاه کنید.. همچنین تجربههای جدید، احساس ذهنی زمان را گسترش میدهند.
هر آنچه روال همیشگی را بر هم بزند، توجه ما را برانگیزد و برداشتهای تازه بسازد، مؤثر است:
قدم گذاشتن در راههای ناآشنا، سفر، یادگیری و حتی شکستن عادتهای کوچک روزانه، باعث میشود مغز تغییرات بیشتری را ثبت کند و در نتیجه زمان طولانیتر و پُربارتر به نظر برسد.
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤53👏12👍7
مضرات سرکوب عواطف
هرکسی زبالههای بسیار در شکمش دارد، زیرا این تنها فضایی است در بدن که میتوانی چیزهای زیادی را درونش سرکوب کنی. فضای دیگری وجود ندارد. اگر بخواهی هرچیزی را سرکوب کنی، باید در شکم سرکوب شود.
اگر همسر، معشوق، دوستت مرده باشد و بخواهی گریه کنی ممکن است به نظر آدم ضعیفی برسی، پس گریهات را سرکوب میکنی! آن گریه را کجا قرار خواهی داد؟ طبیعی است که باید در شکم سرکوب شود. این تنها مکان قابل دسترس در بدن است و هر کسی انواع عواطف را در آنجا سرکوب کرده است.
به نظر بیادبی میرسد، "انسان با فرهنگی نیستی". پس شما همه چیز را سرکوب کردهاید. به سبب این سرکوب، نمیتوانی عمیق تنفس کنی، باید سطحی نفس بکشی. زیرا اگر نفسهای عمیق بکشی، آنوقت آن زخمهای سرکوب شده انرژی خودشان را (برون_ریزی) آزاد خواهند کرد. هر کودک، وقتی به دنیا میآید با شکم نفس میکشد. به کودک در حال خواب نگاه کن: شکم او بالا و پایین میرود. هیچ کودکی از سینه نفس نمیکشد، آنان اینک آزاد هستند، هیچ چیز سرکوب نشده است .
آنگاه دیگر تو یک نفر نیستی بلکه دو نفر هستی. پایین تنه بخش متروکه است. آن وحدت از دست رفته است: یک دو گانگی در وجودت وارد گشته است. بجای یک بدن، دو بدن حمل میکنی و همیشه فاصلهای بین این دو وجود خواهد داشت. نمیتوانی زیبا راه بروی. باید به نوعی پاهایت را حمل کنی.
در واقع، اگر بدن یکی باشد، این پاها هستند که تو را حمل میکنند. اگر بدن به دو بخش تقسیم شده باشد، آنوقت تو باید پاهایت را حمل کنی. مجبور هستی بدنت را بکِشانی و بدن مانند یک بارِ گران است. نمیتوانی از یک پیادهروی خوب لذت ببری، نمیتوانی از یک شنای خوب لذت ببری، نمیتوانی از یک دویدن سریع لذت ببری، زیرا بدن یکی نیست. برای تمام این فعالیتها، برای لذت بردن از اینها، بدن باید دوباره یگانه شود.
برای پاکیزه ساختن شکم نیاز به تنفسهای بسیار عمیق است، زیرا وقتی که عمیقاً دم و باز دم انجام بدهی، شکم هر آنچه را حمل میکند به بیرون پرتاب میکند. در وقت باز دم شکم خودش را آزاد میکند. اهمیت پرانایاما، و تنفس عمیق آهنگین در همین است.
تاکید باید روی باز دم باشد تا هر آنچه را که شکم بیجهت انباشته کرده آزاد شود. و زمانی که شکم بار عواطفی را در خودش حمل نکند، اگر دچار یبوست باشی، ناگهان از بین خواهد رفت. وقتی عواطف سرکوب شده در شکم وجود داشته باشند یبوست وجود دارد زیرا شکم برای داشتن حرکات خودش آزاد نیست.
تو عمیقاً آن را کنترل کردهای، نمیتوانی آنرا آزاد بگذاری. پس اگر عواطف سرکوب شوند، یبوست وجود خواهد داشت. یبوست بیشتر یک بیماری ذهنی است تا جسمانی. بیشتر به ذهن مربوط است تا به بدن.
🍀اوشو
@OCEAN_OM✨🧚♀
هرکسی زبالههای بسیار در شکمش دارد، زیرا این تنها فضایی است در بدن که میتوانی چیزهای زیادی را درونش سرکوب کنی. فضای دیگری وجود ندارد. اگر بخواهی هرچیزی را سرکوب کنی، باید در شکم سرکوب شود.
اگر همسر، معشوق، دوستت مرده باشد و بخواهی گریه کنی ممکن است به نظر آدم ضعیفی برسی، پس گریهات را سرکوب میکنی! آن گریه را کجا قرار خواهی داد؟ طبیعی است که باید در شکم سرکوب شود. این تنها مکان قابل دسترس در بدن است و هر کسی انواع عواطف را در آنجا سرکوب کرده است.
□~ عشق، □~ شهوت، □~ خشم، □~ اندوه، □~ گریه ، □~ حتی خنده! □~ نمیتوانی از ته دل بخندی!
به نظر بیادبی میرسد، "انسان با فرهنگی نیستی". پس شما همه چیز را سرکوب کردهاید. به سبب این سرکوب، نمیتوانی عمیق تنفس کنی، باید سطحی نفس بکشی. زیرا اگر نفسهای عمیق بکشی، آنوقت آن زخمهای سرکوب شده انرژی خودشان را (برون_ریزی) آزاد خواهند کرد. هر کودک، وقتی به دنیا میآید با شکم نفس میکشد. به کودک در حال خواب نگاه کن: شکم او بالا و پایین میرود. هیچ کودکی از سینه نفس نمیکشد، آنان اینک آزاد هستند، هیچ چیز سرکوب نشده است .
وقتی که شکم سرکوبهای زیاد در خودش داشته باشد، به دو بخش تقسیم میشود: پایین تنه و بالا تنه.
آنگاه دیگر تو یک نفر نیستی بلکه دو نفر هستی. پایین تنه بخش متروکه است. آن وحدت از دست رفته است: یک دو گانگی در وجودت وارد گشته است. بجای یک بدن، دو بدن حمل میکنی و همیشه فاصلهای بین این دو وجود خواهد داشت. نمیتوانی زیبا راه بروی. باید به نوعی پاهایت را حمل کنی.
در واقع، اگر بدن یکی باشد، این پاها هستند که تو را حمل میکنند. اگر بدن به دو بخش تقسیم شده باشد، آنوقت تو باید پاهایت را حمل کنی. مجبور هستی بدنت را بکِشانی و بدن مانند یک بارِ گران است. نمیتوانی از یک پیادهروی خوب لذت ببری، نمیتوانی از یک شنای خوب لذت ببری، نمیتوانی از یک دویدن سریع لذت ببری، زیرا بدن یکی نیست. برای تمام این فعالیتها، برای لذت بردن از اینها، بدن باید دوباره یگانه شود.
□~ یک وحدت باید دوباره ایجاد شود. □~ شکم باید کاملاً پاکسازی شود
برای پاکیزه ساختن شکم نیاز به تنفسهای بسیار عمیق است، زیرا وقتی که عمیقاً دم و باز دم انجام بدهی، شکم هر آنچه را حمل میکند به بیرون پرتاب میکند. در وقت باز دم شکم خودش را آزاد میکند. اهمیت پرانایاما، و تنفس عمیق آهنگین در همین است.
تاکید باید روی باز دم باشد تا هر آنچه را که شکم بیجهت انباشته کرده آزاد شود. و زمانی که شکم بار عواطفی را در خودش حمل نکند، اگر دچار یبوست باشی، ناگهان از بین خواهد رفت. وقتی عواطف سرکوب شده در شکم وجود داشته باشند یبوست وجود دارد زیرا شکم برای داشتن حرکات خودش آزاد نیست.
تو عمیقاً آن را کنترل کردهای، نمیتوانی آنرا آزاد بگذاری. پس اگر عواطف سرکوب شوند، یبوست وجود خواهد داشت. یبوست بیشتر یک بیماری ذهنی است تا جسمانی. بیشتر به ذهن مربوط است تا به بدن.
🍀اوشو
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤35👏11🙏4
از نگاه لائوتزو، قتل و کشتار نه نشانهٔ قدرت است و نه ابزار خرد؛ بلکه علامت گسست انسان از «تائو» (راهِ طبیعت) است.
در حکمت لائوتزو:
جان، مقدس است؛ و هر دستی که آن را به ناحق بستاند، پیش از هر چیز، خود را از هماهنگی با هستی بیرون انداخته است.
خشونت، زایندهٔ خشونت است؛ شمشیر هرچه تیزتر شود، جهان را امنتر نمیکند، بلکه بذر آشوبی عمیقتر میکارد.
جنگ، حتی اگر ناگزیر باشد، جای افتخار ندارد؛ لائوتزو میگوید:
فرزانه، پیروزی در جنگ را جشن نمیگیرد، زیرا میداند هر پیروزیِ خونین، شکستی در ساحت انسانیت است.
حکمران دانا، با زور فرمان نمیراند؛ او میداند که کشتن بدنها آسان است، اما آرام کردن دلها، تنها با نرمش و پرهیز از دخالت ممکن میشود.
در «تائو ته چینگ» آمده است (نقل به مضمون):
سلاحهای جنگ، ابزار شومیاند؛
انسانِ راهدان، جز در ناچاری به آنها دست نمیزند و اگر ناچار شد، با اندوه به کارشان میبرد، نه با غرور.
پس از نگاه لائوتزو:
هرچه قوانین خشنتر و مجازاتها خونبارتر شوند، انسانها سرکشتر میگردند.
و هرچه حکومت نرمتر، سادهتر و با مداخلهی کمتر همراه باش، زندگی خود راه تعادل را مییابد.
در نهایت، پیام او این است:
آنکه با کشتن میخواهد نظم بسازد،
خود سرچشمهٔ بینظمی است. و آنکه زندگی را پاس میدارد، بیآنکه بجنگد، پیروز است.
@OCEAN_OM✨🧚
در حکمت لائوتزو:
جان، مقدس است؛ و هر دستی که آن را به ناحق بستاند، پیش از هر چیز، خود را از هماهنگی با هستی بیرون انداخته است.
خشونت، زایندهٔ خشونت است؛ شمشیر هرچه تیزتر شود، جهان را امنتر نمیکند، بلکه بذر آشوبی عمیقتر میکارد.
جنگ، حتی اگر ناگزیر باشد، جای افتخار ندارد؛ لائوتزو میگوید:
فرزانه، پیروزی در جنگ را جشن نمیگیرد، زیرا میداند هر پیروزیِ خونین، شکستی در ساحت انسانیت است.
حکمران دانا، با زور فرمان نمیراند؛ او میداند که کشتن بدنها آسان است، اما آرام کردن دلها، تنها با نرمش و پرهیز از دخالت ممکن میشود.
در «تائو ته چینگ» آمده است (نقل به مضمون):
سلاحهای جنگ، ابزار شومیاند؛
انسانِ راهدان، جز در ناچاری به آنها دست نمیزند و اگر ناچار شد، با اندوه به کارشان میبرد، نه با غرور.
پس از نگاه لائوتزو:
هرچه قوانین خشنتر و مجازاتها خونبارتر شوند، انسانها سرکشتر میگردند.
و هرچه حکومت نرمتر، سادهتر و با مداخلهی کمتر همراه باش، زندگی خود راه تعادل را مییابد.
در نهایت، پیام او این است:
آنکه با کشتن میخواهد نظم بسازد،
خود سرچشمهٔ بینظمی است. و آنکه زندگی را پاس میدارد، بیآنکه بجنگد، پیروز است.
@OCEAN_OM✨🧚
❤26👍15👏10
Ho'oponopono / 432Hz
@OCEAN_OM 🍃🌹
مانترای پاکسازی هواوپونوپونو
متاسفم: یعنی در این لحظه به غفلت خویشتن آگاهی دارم،
لطفا مرا ببخش: من متوجهی باورهای منفی و خاطراتم نبودم و مشکلی خلق شد،
متشکرم: سپاسگزاری برای پاکسازی مشکلی که در درون شماست، در آخر خطاب به خدا میگویید..
دوستت دارم چون عصاره وجودتان از عشق است.
فرکانس موزیک 432 هرتز از لحاظ علمی با فرکانس خالص طبیعت و جهان کاملا هماهنگی دارد. آهنگی که بر اساس فرکانس 432 هرتز تنظیم شده باشد دارای انرژی درمانگر است، زیرا بنیان طبیعت بر اساس الگوهای فرکانس 432 هرتز بنا شده است.
🕒 ۱ ساعت و ۱۱ دقیقه ۱۱ ثانیه
🎧 لطفاً با هدفون گوش کنید. زبان اهمیتی ندارد؛ حتی اگر انگلیسی باشد.
این صدا با «زبان کائنات» سخن میگوید: زبانِ ارتعاش.
فایل صوتی حاضر، ارتعاشی بسیار بالا و عمیقاً تأثیرگذار دارد.
@OCEAN_OM✨🧚
متاسفم: یعنی در این لحظه به غفلت خویشتن آگاهی دارم،
لطفا مرا ببخش: من متوجهی باورهای منفی و خاطراتم نبودم و مشکلی خلق شد،
متشکرم: سپاسگزاری برای پاکسازی مشکلی که در درون شماست، در آخر خطاب به خدا میگویید..
دوستت دارم چون عصاره وجودتان از عشق است.
مدیتیشن زیبا، قدرتمند و عمیق هواپونوپونو با فرکانس 432Hz برای بخشش و تعادل چاکراها 🙇🏻💓🙇🏻♀
فرکانس موزیک 432 هرتز از لحاظ علمی با فرکانس خالص طبیعت و جهان کاملا هماهنگی دارد. آهنگی که بر اساس فرکانس 432 هرتز تنظیم شده باشد دارای انرژی درمانگر است، زیرا بنیان طبیعت بر اساس الگوهای فرکانس 432 هرتز بنا شده است.
🕒 ۱ ساعت و ۱۱ دقیقه ۱۱ ثانیه
🎧 لطفاً با هدفون گوش کنید. زبان اهمیتی ندارد؛ حتی اگر انگلیسی باشد.
این صدا با «زبان کائنات» سخن میگوید: زبانِ ارتعاش.
فایل صوتی حاضر، ارتعاشی بسیار بالا و عمیقاً تأثیرگذار دارد.
@OCEAN_OM✨🧚
❤30🙏9🥰3
خوابیدهها را بیدار نکنید
چرا بیداران، دیگران را از خوابِ توهّم بیدار نمیکنند؟
🔹پاسخ ساده است: 🔹
بیدار کردن کودکانی که تمام شادیشان در خوابِ آرام نهفته، کاری خردمندانه نیست. کودکان در خواب رشد میکنند؛ اگر بهموقع نخوابند، ناتوان و بیمار میشوند. دوران کودکی، خوابِ بسیار میطلبد. این طبیعتِ روحهای نابالغ است
آنان کودکاند، هرچند تنشان سالخورده به نظر برسد. شادیها و لذتهایشان به امور کماهمیت زندگی گره خورده است؛ همانگونه که جهانِ کودک، به شیرینی و اسباببازی محدود میشود
از همین روست که بیداران، آهسته و نرم گام برمیدارند تا صدای قدمهای آنها، خوابِ عمیق خفتگان را برهم نزند.
در مسیر، تنها افرادی را بیدار میکنند که در بستر خویش بیقرارند و خواب دیگر آرامشان نمیکند.
از اینجاست که سیر معنوی را «سلوک عرفانی» نامیدهاند. و این اصلا ناپسند نیست اگر تنها اندکی را بیدار کنیم و بسیاری را در خواب به حال خود واگذاریم؛
چرا که چه مهربانیِ عمیقتری از اینکه بگذاریم افرادی که هنوز به خواب نیاز دارند، در آرامش بخوابند.
@OCEAN_OM✨🧚♀
چرا بیداران، دیگران را از خوابِ توهّم بیدار نمیکنند؟
🔹پاسخ ساده است: 🔹
بیدار کردن کودکانی که تمام شادیشان در خوابِ آرام نهفته، کاری خردمندانه نیست. کودکان در خواب رشد میکنند؛ اگر بهموقع نخوابند، ناتوان و بیمار میشوند. دوران کودکی، خوابِ بسیار میطلبد. این طبیعتِ روحهای نابالغ است
آنان کودکاند، هرچند تنشان سالخورده به نظر برسد. شادیها و لذتهایشان به امور کماهمیت زندگی گره خورده است؛ همانگونه که جهانِ کودک، به شیرینی و اسباببازی محدود میشود
از همین روست که بیداران، آهسته و نرم گام برمیدارند تا صدای قدمهای آنها، خوابِ عمیق خفتگان را برهم نزند.
در مسیر، تنها افرادی را بیدار میکنند که در بستر خویش بیقرارند و خواب دیگر آرامشان نمیکند.
از این رو، مسافران مسیر معنوی، آرام و بیهیاهو به دیگران یاری میرسانند.
از اینجاست که سیر معنوی را «سلوک عرفانی» نامیدهاند. و این اصلا ناپسند نیست اگر تنها اندکی را بیدار کنیم و بسیاری را در خواب به حال خود واگذاریم؛
چرا که چه مهربانیِ عمیقتری از اینکه بگذاریم افرادی که هنوز به خواب نیاز دارند، در آرامش بخوابند.
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤25👏10🕊5💯3❤🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
😊 5 دلیل برتر مثبت اندیشی
🔹 کاهش استرس
وقتی روی نکات خوب تمرکز میکنیم، اضطراب کمتر شده و مشکلات کوچکتر و قابل مدیریتتر به نظر میرسند.
🔹 تجدید انرژی
مثبتاندیشی انگیزه و نیروی حرکت به جلو میدهد و جلوی به تعویق انداختن کارها را میگیرد.
🔹 بهبود روابط
ارتباط با کسی که لبخند میزند و تابشی از نورو گرما به اطراف میتاباند آسانتر است. مثبت اندیشی، افراد را به سمت شما جذب میکند.
🔹 ظاهر شدن فرصتهای جدید
خوشبینی باعث میشود موانع را ببینید و همزمان فرصتها را نیز شناسایی کنید. چیزهایی که قبلاً نادیده میگرفتید، حالا دیده میشوند.
🔹 شادمانی بیشتر در زندگی
حتی لحظات سادهای مثل پیادهروی، ملاقات با دوستان یا خوردن چای خوشمزه، را لذت بخشتر میکند.
@OCEAN_OM✨🧚♀
🔹 کاهش استرس
وقتی روی نکات خوب تمرکز میکنیم، اضطراب کمتر شده و مشکلات کوچکتر و قابل مدیریتتر به نظر میرسند.
🔹 تجدید انرژی
مثبتاندیشی انگیزه و نیروی حرکت به جلو میدهد و جلوی به تعویق انداختن کارها را میگیرد.
🔹 بهبود روابط
ارتباط با کسی که لبخند میزند و تابشی از نورو گرما به اطراف میتاباند آسانتر است. مثبت اندیشی، افراد را به سمت شما جذب میکند.
🔹 ظاهر شدن فرصتهای جدید
خوشبینی باعث میشود موانع را ببینید و همزمان فرصتها را نیز شناسایی کنید. چیزهایی که قبلاً نادیده میگرفتید، حالا دیده میشوند.
🔹 شادمانی بیشتر در زندگی
حتی لحظات سادهای مثل پیادهروی، ملاقات با دوستان یا خوردن چای خوشمزه، را لذت بخشتر میکند.
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤20👏7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
شش تکنیک ساده برای باز کردن چشم سوم - از اوشو
:
در سال ۱۹۸۳، سازمان سیا (CIA) با صرف میلیونها دلار به دنبال کشف راز «دیدن از راه دور» بود؛ پژوهشی که آنها را به حقیقتی رساند که هزاران سال پیش در هیمالیا شناخته شده بود: راز غده پینهآل و چشم سوم.
در این ویدئو، به سراغ کتاب شگفتانگیز و بحثبرانگیز اوشو، «کتاب اسرار» میرویم و ۶ تکنیک ساده اما قدرتمند برای فعالسازی چشم سوم (چاکرای آجنا) را میآموزیم؛
✅ تنفس ستون فقرات، تمرین تراتاکا (خیره شدن به شمع) و تکنیک عجیب «لمس پرِ قو».
باز کردن این دروازه بدون آمادگی میتواند خطرناک باشد. به همین دلیل، بخشی با عنوان «منطقه خطر» به بررسی علائم و پیامدهای آن اختصاص دارد.
✓ پروژه محرمانه استارگیت و تحقیقات CIA
✓ غده پینهآل چیست و چرا شبیه چشم است؟
✓ ارتباط DMT، لحظه مرگ و غده صنوبری
✓ تفاوت یوگا و تانترا در باز کردن چشم سوم
✓ اهمیت گراندینگ پس از تمرینها
@OCEAN_OM✨🧚♀
:
بازکردن چشم سوم
در سال ۱۹۸۳، سازمان سیا (CIA) با صرف میلیونها دلار به دنبال کشف راز «دیدن از راه دور» بود؛ پژوهشی که آنها را به حقیقتی رساند که هزاران سال پیش در هیمالیا شناخته شده بود: راز غده پینهآل و چشم سوم.
در این ویدئو، به سراغ کتاب شگفتانگیز و بحثبرانگیز اوشو، «کتاب اسرار» میرویم و ۶ تکنیک ساده اما قدرتمند برای فعالسازی چشم سوم (چاکرای آجنا) را میآموزیم؛
✅ تنفس ستون فقرات، تمرین تراتاکا (خیره شدن به شمع) و تکنیک عجیب «لمس پرِ قو».
⚠️اما هشدار مهمی وجود دارد:
باز کردن این دروازه بدون آمادگی میتواند خطرناک باشد. به همین دلیل، بخشی با عنوان «منطقه خطر» به بررسی علائم و پیامدهای آن اختصاص دارد.
آنچه در این ویدئو میبینی:
✓ پروژه محرمانه استارگیت و تحقیقات CIA
✓ غده پینهآل چیست و چرا شبیه چشم است؟
✓ ارتباط DMT، لحظه مرگ و غده صنوبری
✓ تفاوت یوگا و تانترا در باز کردن چشم سوم
✓ اهمیت گراندینگ پس از تمرینها
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤26👍2🙏2
هر چیزی را که رها میکنی، آزاد میشوی
سالهاست که در درون تو صدایی زندگی میکند که میخواهد همه چیز را کنترل کند: آینده، آدمها، گذشته و حتی خودت را. اما آرامآرام درمییابی که آسودگی نه در کنترل، بلکه در رها کردن است.
گاهی تنها کارِ واقعی این است که برای لحظهای به ورای افکار بروی، و ببینی که آنها چیزی جز عبور ابرها نیستند.
ابرها نمیمانند؛
رنج هم نمیماند،
دلتنگی هم نمیماند.
این ما هستیم که با دستهای
خسته آنها را نگه میداریم.
هرجا دیدی دل تنگ شدی، بدان که انرژی در تو مسدود شده.
نترس.
بنشین.
نفس بکش.
و اجازه بده آن دل تنگی، آن فشار و بغض کوچک خودش را نشان بدهد. نه برای این که حلش کنی، بلکه برای آنکه آزادش کنی. وقتی چیزی را تماموکمال احساس میکنی دیگر برای رها شدنش تلاش نمیکنی؛ تنها در را باز میگذاری و میبینی که چه آرام، چه طبیعی، از تو عبور میکند.
و تو
سبکتر میشوی.
گشودهتر میشوی.
دیگر جهان روی شانههایت نیست؛
بلکه تو در آغوش جهان هستی.
در این رهایی، انسان تسخیرناپذیر میشود— نه به این معنا که هیچچیز او را نمیشکند، بلکه به این معنا که دیگر هیچ چیز درونش نمیمانَد که او را بشکند.
آرامش، تنها در یک نقطهی ساده اتفاق میافتد: آنجا که دست از جنگیدن با خود بر میداری و زندگی را همانگونه که هست میپذیری.
@OCEAN_OM✨🧚♀
سالهاست که در درون تو صدایی زندگی میکند که میخواهد همه چیز را کنترل کند: آینده، آدمها، گذشته و حتی خودت را. اما آرامآرام درمییابی که آسودگی نه در کنترل، بلکه در رها کردن است.
گاهی تنها کارِ واقعی این است که برای لحظهای به ورای افکار بروی، و ببینی که آنها چیزی جز عبور ابرها نیستند.
ابرها نمیمانند؛
رنج هم نمیماند،
دلتنگی هم نمیماند.
این ما هستیم که با دستهای
خسته آنها را نگه میداریم.
هرجا دیدی دل تنگ شدی، بدان که انرژی در تو مسدود شده.
نترس.
بنشین.
نفس بکش.
و اجازه بده آن دل تنگی، آن فشار و بغض کوچک خودش را نشان بدهد. نه برای این که حلش کنی، بلکه برای آنکه آزادش کنی. وقتی چیزی را تماموکمال احساس میکنی دیگر برای رها شدنش تلاش نمیکنی؛ تنها در را باز میگذاری و میبینی که چه آرام، چه طبیعی، از تو عبور میکند.
و تو
سبکتر میشوی.
گشودهتر میشوی.
دیگر جهان روی شانههایت نیست؛
بلکه تو در آغوش جهان هستی.
در این رهایی، انسان تسخیرناپذیر میشود— نه به این معنا که هیچچیز او را نمیشکند، بلکه به این معنا که دیگر هیچ چیز درونش نمیمانَد که او را بشکند.
آرامش، تنها در یک نقطهی ساده اتفاق میافتد: آنجا که دست از جنگیدن با خود بر میداری و زندگی را همانگونه که هست میپذیری.
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤47❤🔥6👍4👏2
4 روش دستیابی به ضمیر ناخودآگاه
چگونه به ضمیر ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کنیم؟ در 4 مرحله به ضمیر ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کنید
آرام باشید: آرامش برای بسیاری از ما چالش برانگیز است، اما آرامش دروازهای برای باز شدن و حرکت عمیقتر به دنیای درون خودمان است. مکانی دنج، آرام و بدون مزاحمی پیدا کنید، راحت بنشینید یا دراز بکشید. اگر نشستهاید، از یک کوسن یا یک پتوی تا شده زیر خود استفاده کنید. اگر دراز کشیدهاید، کف دستهای خود را به سمت بالا قرار دهید. چشمها را باز یا آنها را ببندید، هر طوری که برای شما راحتتر است. چند دقیقه در حالت آرامش باقی بمان..
گوش بدهید: به صدای نفست گوش کن اگر نفس شما تند و متلاطم است، با کشیدن نفسهای طولانی و آهسته، سرعت آن را کاهش دهید. این باعث آرامش ذهن میشود. به صدای ضربان قلب خود که با ریتم طبیعی بدنتان هماهنگ است گوش بدهید. هر چه بیشتر گوش کنید و روی نفس تمرکز کنید، بیشتر در لحظه حال قرار میگیرید و راحتتر افکار را رها میکنید.
راهنمایی برای خود پیدا کنید: استفاده از مدیتیشن هدایت شده یا یوگانیدرا میتواند راهی قدرتمند برای تجسم و مراقبه عمیقتر باشد. مدیتیشنهای هدایت شده به شما کمک میکند تا قصد خود را برای آنچه میخواهید روی آن کار کنید، گذر از آسیبهای روانی گرفته تا تحقق رویاها و خلاص شدن از شر عادات بد و غیره را با مدتیشین آنها را عملی کنید.
گزینه دیگر موسیقی است که باعث افزایش امواج مغزی میشود که در این صورت نیم کرههای راست و چپ مغز را با امواج آلفا، دلتا و تتا تغییر میدهد که این تغییر به بازیابی الگوهای فکری قدیمی کمک میکند.
مقاوم باشید: هر چه بیشتر تمرین کنید، بهتر است. زمانی از روز را پیدا کنید که بیشتر مورد علاقه شما باشد و به این برنامه پایبند باشید. اگر میخواهید تمرین خود را بیشتر تکمیل کنید؟ یوگا برای آرامش فوقالعاده مفید است.
دسترسی به ضمیر ناخودآگاه میتواند برای تغییر الگوهای فکری مضر به شما کمک کند و شما را از احساس یک زندگی تکراری خارج کند. با یک تمرین منظم، از حس جدیدی برای آرامش و اشتیاق لذت خواهید برد.
در زندگی روزمره خود، ما دائماً در وضعیت هوشیار و آگاه نیستیم. در حالت بتا، مغز ما در طول روز بسیار فعال است، گاهی اوقات احساس میکنیم که کارها را به طور غیر ارادی و اتومات انجام میدهیم. در این حالت بتای فعال، مغز ما بیش از حد تحریک میشود، که در یوگا اغلب به آن «ذهن میمون» میگویند. در اینجا، همه چیز به صورت تردید، ترس و احساسات شدیدی به سراغ ما میآید و واقعاً میتواند ذهن و رشته افکار ما را تیره کند.
✓ بقیه 95 تا 99 درصد کجاست؟
( ماده تاریک و انرژی تاریک، کدام را بهتر میشناسیم؟)
پاسخ در ضمیر ناخودآگاه قدرتمند ما یافت میشود، جایی که حالتهای آلفا، دلتا و تتا به ما آرامش، آرامش عمیق و حالتهای رویایی را میدهند. ناخودآگاه جایی است که جادو اتفاق میافتد و تخیل در آن ذخیره میشود. این حالت جایی است که ما میتوانیم فرآیندها فکری خود را از شک و ترس از برنامه خارج کنیم، و در آن به خود واقعیمان دست یابیم بدون اینکه قضاوت و انتقاد از حالت ذهن خود آگاهانهمان مداخله کند.
دکتر بروس لیپتون از دانشگاه استنفورد میگوید که ضمیر ناخودآگاه «در نهایت رأی تعیین کننده» را به میزان فراوانی، شادی و موفقیت میدهد. او همچنین ادعا میکند که ضمیر ناخودآگاه "یک میلیون بار قدرتمندتر" از ذهن خودآگاه شماست.
💌🌱 دوستان بزرگوارم لطفن متن رو کامل بخونید، چهار روش دستیابی به ضمیر ناخودآگاه رو.. روشهایی که ذکر شد از جمله مدتیشین هدایت شده موزیک امواج مغزی، یوگا و یوگانیدرا.. همهی داخل کانال قبلن به اشتراک گذاشته شده..
مدیتیشن یوگانیدرا
موزیک ۱۰ دقیقه امواج مغزی آلفا
مدتیشین درخواست یه آرزو از خود برتر
@OCEAN_OM✨🧚♀
منطق میتواند شما را از نقطه الف به نقطه ب ببرد، اما تخیل میتواند شما را به هر جایی برساند. -
"آلبرت انیشتین"
چگونه به ضمیر ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کنیم؟ در 4 مرحله به ضمیر ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کنید
آرام باشید: آرامش برای بسیاری از ما چالش برانگیز است، اما آرامش دروازهای برای باز شدن و حرکت عمیقتر به دنیای درون خودمان است. مکانی دنج، آرام و بدون مزاحمی پیدا کنید، راحت بنشینید یا دراز بکشید. اگر نشستهاید، از یک کوسن یا یک پتوی تا شده زیر خود استفاده کنید. اگر دراز کشیدهاید، کف دستهای خود را به سمت بالا قرار دهید. چشمها را باز یا آنها را ببندید، هر طوری که برای شما راحتتر است. چند دقیقه در حالت آرامش باقی بمان..
گوش بدهید: به صدای نفست گوش کن اگر نفس شما تند و متلاطم است، با کشیدن نفسهای طولانی و آهسته، سرعت آن را کاهش دهید. این باعث آرامش ذهن میشود. به صدای ضربان قلب خود که با ریتم طبیعی بدنتان هماهنگ است گوش بدهید. هر چه بیشتر گوش کنید و روی نفس تمرکز کنید، بیشتر در لحظه حال قرار میگیرید و راحتتر افکار را رها میکنید.
راهنمایی برای خود پیدا کنید: استفاده از مدیتیشن هدایت شده یا یوگانیدرا میتواند راهی قدرتمند برای تجسم و مراقبه عمیقتر باشد. مدیتیشنهای هدایت شده به شما کمک میکند تا قصد خود را برای آنچه میخواهید روی آن کار کنید، گذر از آسیبهای روانی گرفته تا تحقق رویاها و خلاص شدن از شر عادات بد و غیره را با مدتیشین آنها را عملی کنید.
گزینه دیگر موسیقی است که باعث افزایش امواج مغزی میشود که در این صورت نیم کرههای راست و چپ مغز را با امواج آلفا، دلتا و تتا تغییر میدهد که این تغییر به بازیابی الگوهای فکری قدیمی کمک میکند.
مقاوم باشید: هر چه بیشتر تمرین کنید، بهتر است. زمانی از روز را پیدا کنید که بیشتر مورد علاقه شما باشد و به این برنامه پایبند باشید. اگر میخواهید تمرین خود را بیشتر تکمیل کنید؟ یوگا برای آرامش فوقالعاده مفید است.
دسترسی به ضمیر ناخودآگاه میتواند برای تغییر الگوهای فکری مضر به شما کمک کند و شما را از احساس یک زندگی تکراری خارج کند. با یک تمرین منظم، از حس جدیدی برای آرامش و اشتیاق لذت خواهید برد.
در زندگی روزمره خود، ما دائماً در وضعیت هوشیار و آگاه نیستیم. در حالت بتا، مغز ما در طول روز بسیار فعال است، گاهی اوقات احساس میکنیم که کارها را به طور غیر ارادی و اتومات انجام میدهیم. در این حالت بتای فعال، مغز ما بیش از حد تحریک میشود، که در یوگا اغلب به آن «ذهن میمون» میگویند. در اینجا، همه چیز به صورت تردید، ترس و احساسات شدیدی به سراغ ما میآید و واقعاً میتواند ذهن و رشته افکار ما را تیره کند.
مطالعات نشان داده که در حالت خودآگاه ما فقط بین 1 تا 5 درصد از منابع مغز خود را استفاده میکنیم. بنابرین اگر ذهن ما فقط بین 1 تا 5 درصد کارآیی دارد، واقعاً چگونه زندگی خود را با واقعیت پیش ببریم؟
✓ بقیه 95 تا 99 درصد کجاست؟
لطفن ضربه بزنید ↘️
( ماده تاریک و انرژی تاریک، کدام را بهتر میشناسیم؟)
پاسخ در ضمیر ناخودآگاه قدرتمند ما یافت میشود، جایی که حالتهای آلفا، دلتا و تتا به ما آرامش، آرامش عمیق و حالتهای رویایی را میدهند. ناخودآگاه جایی است که جادو اتفاق میافتد و تخیل در آن ذخیره میشود. این حالت جایی است که ما میتوانیم فرآیندها فکری خود را از شک و ترس از برنامه خارج کنیم، و در آن به خود واقعیمان دست یابیم بدون اینکه قضاوت و انتقاد از حالت ذهن خود آگاهانهمان مداخله کند.
دکتر بروس لیپتون از دانشگاه استنفورد میگوید که ضمیر ناخودآگاه «در نهایت رأی تعیین کننده» را به میزان فراوانی، شادی و موفقیت میدهد. او همچنین ادعا میکند که ضمیر ناخودآگاه "یک میلیون بار قدرتمندتر" از ذهن خودآگاه شماست.
💌🌱 دوستان بزرگوارم لطفن متن رو کامل بخونید، چهار روش دستیابی به ضمیر ناخودآگاه رو.. روشهایی که ذکر شد از جمله مدتیشین هدایت شده موزیک امواج مغزی، یوگا و یوگانیدرا.. همهی داخل کانال قبلن به اشتراک گذاشته شده..
لطفن ضربه بزنید↘️
مدیتیشن یوگانیدرا
موزیک ۱۰ دقیقه امواج مغزی آلفا
مدتیشین درخواست یه آرزو از خود برتر
@OCEAN_OM✨🧚♀
❤12👌3