Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حساسیتها فقط واکنش بیشازحد سیستم ایمنی نیستن، بلکه ممکنه یادگاری فرگشتی از زمانی باشن که کرمها هرروز به بدنمون حمله میکردن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6👍5🤩2👏1🆒1
یکی از بنیادی ترین امیال بشر ، ایجاد تصویری جامع و هرچه نزدیکتر به واقعیت از جهان است ؛ به گونه ای که شاید بتواند دانش و اطلاعات خود در حوزه های مختلف را در کنار هم منسجم کرده و از بار ابهام و ناشناختگی این زیست آشوبناک بکاهد.
ما اینجا در تلاشیم تا با استفاده از تمام بزار های شناختی بشر - علم ، فلسفه و هنر - در راستای ساخت تصویر بزرگ و یکپارچه از جهان گام برداریم .
در این مسیر ؛
فرگشت، زیست شناسی و فلسفه تکاملی که توضیحی برای پیچیدگی جهان زنده ، و پایه و اساس بسیاری از سوالات بنیادین بشر هستند نقشی اساسی بازی میکنند.
تفکر نقادانه ، راهنمای اصلی ما برای به کار گیری این ابزار ها در تمامی حوزه ها و سوالات بنیادین بشر خواهد بود .
🌔 💡 به ما در تثلیث اندیشه بپیوندید💡 🌔
ما اینجا در تلاشیم تا با استفاده از تمام بزار های شناختی بشر - علم ، فلسفه و هنر - در راستای ساخت تصویر بزرگ و یکپارچه از جهان گام برداریم .
در این مسیر ؛
فرگشت، زیست شناسی و فلسفه تکاملی که توضیحی برای پیچیدگی جهان زنده ، و پایه و اساس بسیاری از سوالات بنیادین بشر هستند نقشی اساسی بازی میکنند.
تفکر نقادانه ، راهنمای اصلی ما برای به کار گیری این ابزار ها در تمامی حوزه ها و سوالات بنیادین بشر خواهد بود .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7🙏2🆒1
شب چله، بلندترین شب سال، بخشی از میراث فرهنگی ایرانی است که یادآور همبستگی، امید و مقاومت در برابر تاریکیهاست. این سنت که از دیرباز در میان ایرانیان پاس داشته شده، فرصتی بوده است برای گرد آمدن خانوادهها، خواندن شعر، خوردن میوههای سنتی و بازگو کردن قصهها.
اما واقعیت این است که طی دو دهه اخیر، زندگی بسیاری از مردم ایران با فشارهای اقتصادی، تبعیض، فلاکت و حس نابودی کشور پر شده و شادیهای طبیعی این شب تحت تاثیر سختیهاست.
با این حال، پاس داشتن شب چله حتی در ذهن، هنوز معنایی عمیق دارد؛ فرصتی برای حفظ پیوندهای انسانی و فرهنگی، مکثی کوتاه در دل روزمرگیهای دشوار و نوری کوچک از امید در تاریکیهای بلند زندگی.
حتی اگر شادیها ناقص یا تلخ باشند، شب چله یادآوری میکند که هویت، فرهنگ و ارتباط انسانی همچنان ارزشمند است و میتوان لحظاتی از آرامش و همدلی ساخت.
شب چله، این جشن کهن که میراث اجدادی تک تک شما ایرانیان ـ حال به هر زبانی که سخن میگویید ـ است، بر شما فرخنده باشد.
همچنین بخوانید:
بررسی طولانیترین شب سال از نگاه علم نجوم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12👏3🤩2🆒1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤13👏3🙏3🆒1
● مقاومت آنتی بیوتیکی
• مصرف نادرست آنتی بیوتیک ها می تواند باعث شود برخی باکتری ها تغییر کنند یا به باکتری های مقاوم اجازه ی رشد داده شود. این تغییرات باکتری ها را قوی تر میکند، به طوری که بیشتر یا حتی همه ی داروهای آنتی بیوتیکی دیگر قادر به از بین بردن آن ها نیستند. به این پدیده مقاومت آنتی بیوتیکی گفته می شود. باکتریهای مقاوم به رشد و تکثیر خود ادامه می دهند و در نتیجه درمان عفونت ها دشوارتر می شود.
• آنتی بیوتیک ها با کشتن باکتری ها یا جلوگیری از رشد آنها عمل می کنند. اما باکتری های مقاوم حتی در حضور آنتی بیوتیک ها نیز به رشد خود ادامه می دهند. این مشکل بیشتر در بیمارستان ها و مراکز مراقبت طولانی مدت مانند خانه های سالمندان دیده می شود.
• اگرچه آنتی بیوتیک های جدیدی برای مقابله با برخی باکتری های مقاوم ساخته شده اند، اما امروزه باکتری هایی وجود دارند که هیچ آنتی بیوتیک شناخته شده ای قادر به کشتن آنها نیست. عفونتهای ناشی از این باکتریها بسیار خطرناک اند. به همین دلیل، مقاومت آنتیبیوتیکی به یکی از نگرانی های جدی سلامت عمومی تبدیل شده است.
⚪️ علل مقاومت آنتی بیوتیکی
• مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک ها یکی از مهمترین علل مقاومت آنتی بیوتیکی است. این مشکل هم در انسان و هم در حیوانات دیده می شود.
• برخی رفتارها خطر ایجاد باکتری های مقاوم را افزایش می دهند:
۱- مصرف آنتی بیوتیک در مواقع غیرضروری: بیشتر سرماخوردگی ها، گلودردها و عفونت های گوش و سینوس منشا ویروسی دارند. آنتیبیوتیک ها روی ویروس ها اثری ندارند. بسیاری از افراد این موضوع را نمی دانند و گاهی درخواست آنتی بیوتیک میکنند، حتی زمانی که فایدهای ندارد. این مسئله باعث مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک می شود.
• برآورد مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها(CDC) نشان می دهد که از هر سه نسخه ی آنتی بیوتیک، یکی غیرضروری است.
۲- مصرف نکردن آنتی بیوتیک طبق دستور پزشک: شامل کامل نکردن دوره ی درمان، جا انداختن دوزها یا استفاده از آنتی بیوتیک های باقی مانده از قبل. این کار به باکتری ها فرصت می دهد یاد بگیرند چگونه در برابر آنتی بیوتیک زنده بمانند. در نتیجه، ممکن است عفونت در دفعات بعدی به درمان پاسخ کامل ندهد.
۳- سوءمصرف آنتی بیوتیک ها: هرگز نباید آنتی بیوتیک را بدون نسخه از اینترنت تهیه کرد یا داروی تجویز شده برای فرد دیگری را مصرف نمود.
۴- تماس از طریق منابع غذایی: آنتی بیوتیک ها بهطور گسترده در کشاورزی استفاده می شوند و این موضوع می تواند باعث ورود باکتری های مقاوم به زنجیره ی غذایی شود.
● چرا مقاومت آنتی بیوتیکی نگران کننده است؟
• مقاومت آنتی بیوتیکی مشکلات متعددی ایجاد میکند، از جمله:
۱- نیاز به استفاده از آنتی بیوتیک های قویتر با عوارض جانبی بالقوه شدید
۲- محدود شدن گزینه های درمانی برای عفونت های مقاوم
۳- افزایش هزینه های درمان
۴- گسترش بیماری های سخت درمان از فردی به فرد دیگر
۵- بستریهای بیشتر و طولانی تر در بیمارستان
۶- بروز مشکلات جدی سلامت و حتی مرگ
۷- انتشار باکتری های مقاوم به آنتی بیوتیک
مقاومت آنتی بیوتیکی می تواند از فردی به فرد دیگر یا از حیوان به انسان منتقل شود.
در انسان ها، انتقال ممکن است از راههای زیر رخ دهد:
۱- از یک بیمار به بیماران یا کارکنان دیگر در خانه های سالمندان، مراکز درمان فوری یا بیمارستان ها
۲- از کارکنان مراقبت سلامت به همکاران یا بیماران
۳- از بیماران به افرادی که با آنها تماس نزدیک دارند.
باکتریهای مقاوم می توانند از حیوانات به انسان نیز منتقل شوند، از جمله از طریق: مواد غذایی که با آبی آبیاری شده اند که حاوی باکتری های مقاوم موجود در مدفوع حیوانات است.
● چگونه از مقاومت آنتی بیوتیکی پیشگیری کنیم؟
برای جلوگیری از گسترش مقاومت آنتی بیوتیکی:
۱- آنتی بیوتیک ها فقط باید طبق دستور و با تجویز پزشک مصرف شوند.
۲- آنتی بیوتیک های استفاده نشده باید بهطور ایمن دور ریخته شوند.
۳- آنتی بیوتیک ها نباید برای عفونت های ویروسی تجویز یا مصرف شوند.
References
1-Centers for Disease Control and Prevention website. About antimicrobial resistance. www.cdc.gov/antimicrobial-resistance/about/index.html.
2-Centers for Disease Control and Prevention website. Antibiotic prescribing and use. www.cdc.gov/antibiotic-use/data-research/facts-stats/index.html#.
3-Opal SM, Pop-Vicas A. Molecular mechanisms of antibiotic resistance in bacteria. In: Bennett JE, Dolin R, Blaser MJ, eds. Mandell, Douglas, and Bennett's Principles and Practice of Infectious Diseases. 9th ed. Philadelphia, PA: Elsevier; 2020:chap 18.
💬 @Discourseees
• مصرف نادرست آنتی بیوتیک ها می تواند باعث شود برخی باکتری ها تغییر کنند یا به باکتری های مقاوم اجازه ی رشد داده شود. این تغییرات باکتری ها را قوی تر میکند، به طوری که بیشتر یا حتی همه ی داروهای آنتی بیوتیکی دیگر قادر به از بین بردن آن ها نیستند. به این پدیده مقاومت آنتی بیوتیکی گفته می شود. باکتریهای مقاوم به رشد و تکثیر خود ادامه می دهند و در نتیجه درمان عفونت ها دشوارتر می شود.
• آنتی بیوتیک ها با کشتن باکتری ها یا جلوگیری از رشد آنها عمل می کنند. اما باکتری های مقاوم حتی در حضور آنتی بیوتیک ها نیز به رشد خود ادامه می دهند. این مشکل بیشتر در بیمارستان ها و مراکز مراقبت طولانی مدت مانند خانه های سالمندان دیده می شود.
• اگرچه آنتی بیوتیک های جدیدی برای مقابله با برخی باکتری های مقاوم ساخته شده اند، اما امروزه باکتری هایی وجود دارند که هیچ آنتی بیوتیک شناخته شده ای قادر به کشتن آنها نیست. عفونتهای ناشی از این باکتریها بسیار خطرناک اند. به همین دلیل، مقاومت آنتیبیوتیکی به یکی از نگرانی های جدی سلامت عمومی تبدیل شده است.
⚪️ علل مقاومت آنتی بیوتیکی
• مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک ها یکی از مهمترین علل مقاومت آنتی بیوتیکی است. این مشکل هم در انسان و هم در حیوانات دیده می شود.
• برخی رفتارها خطر ایجاد باکتری های مقاوم را افزایش می دهند:
۱- مصرف آنتی بیوتیک در مواقع غیرضروری: بیشتر سرماخوردگی ها، گلودردها و عفونت های گوش و سینوس منشا ویروسی دارند. آنتیبیوتیک ها روی ویروس ها اثری ندارند. بسیاری از افراد این موضوع را نمی دانند و گاهی درخواست آنتی بیوتیک میکنند، حتی زمانی که فایدهای ندارد. این مسئله باعث مصرف بیش از حد آنتی بیوتیک می شود.
• برآورد مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها(CDC) نشان می دهد که از هر سه نسخه ی آنتی بیوتیک، یکی غیرضروری است.
۲- مصرف نکردن آنتی بیوتیک طبق دستور پزشک: شامل کامل نکردن دوره ی درمان، جا انداختن دوزها یا استفاده از آنتی بیوتیک های باقی مانده از قبل. این کار به باکتری ها فرصت می دهد یاد بگیرند چگونه در برابر آنتی بیوتیک زنده بمانند. در نتیجه، ممکن است عفونت در دفعات بعدی به درمان پاسخ کامل ندهد.
۳- سوءمصرف آنتی بیوتیک ها: هرگز نباید آنتی بیوتیک را بدون نسخه از اینترنت تهیه کرد یا داروی تجویز شده برای فرد دیگری را مصرف نمود.
۴- تماس از طریق منابع غذایی: آنتی بیوتیک ها بهطور گسترده در کشاورزی استفاده می شوند و این موضوع می تواند باعث ورود باکتری های مقاوم به زنجیره ی غذایی شود.
● چرا مقاومت آنتی بیوتیکی نگران کننده است؟
• مقاومت آنتی بیوتیکی مشکلات متعددی ایجاد میکند، از جمله:
۱- نیاز به استفاده از آنتی بیوتیک های قویتر با عوارض جانبی بالقوه شدید
۲- محدود شدن گزینه های درمانی برای عفونت های مقاوم
۳- افزایش هزینه های درمان
۴- گسترش بیماری های سخت درمان از فردی به فرد دیگر
۵- بستریهای بیشتر و طولانی تر در بیمارستان
۶- بروز مشکلات جدی سلامت و حتی مرگ
۷- انتشار باکتری های مقاوم به آنتی بیوتیک
مقاومت آنتی بیوتیکی می تواند از فردی به فرد دیگر یا از حیوان به انسان منتقل شود.
در انسان ها، انتقال ممکن است از راههای زیر رخ دهد:
۱- از یک بیمار به بیماران یا کارکنان دیگر در خانه های سالمندان، مراکز درمان فوری یا بیمارستان ها
۲- از کارکنان مراقبت سلامت به همکاران یا بیماران
۳- از بیماران به افرادی که با آنها تماس نزدیک دارند.
باکتریهای مقاوم می توانند از حیوانات به انسان نیز منتقل شوند، از جمله از طریق: مواد غذایی که با آبی آبیاری شده اند که حاوی باکتری های مقاوم موجود در مدفوع حیوانات است.
● چگونه از مقاومت آنتی بیوتیکی پیشگیری کنیم؟
برای جلوگیری از گسترش مقاومت آنتی بیوتیکی:
۱- آنتی بیوتیک ها فقط باید طبق دستور و با تجویز پزشک مصرف شوند.
۲- آنتی بیوتیک های استفاده نشده باید بهطور ایمن دور ریخته شوند.
۳- آنتی بیوتیک ها نباید برای عفونت های ویروسی تجویز یا مصرف شوند.
References
1-Centers for Disease Control and Prevention website. About antimicrobial resistance. www.cdc.gov/antimicrobial-resistance/about/index.html.
2-Centers for Disease Control and Prevention website. Antibiotic prescribing and use. www.cdc.gov/antibiotic-use/data-research/facts-stats/index.html#.
3-Opal SM, Pop-Vicas A. Molecular mechanisms of antibiotic resistance in bacteria. In: Bennett JE, Dolin R, Blaser MJ, eds. Mandell, Douglas, and Bennett's Principles and Practice of Infectious Diseases. 9th ed. Philadelphia, PA: Elsevier; 2020:chap 18.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍40❤21🙏3🤩1🆒1
هوش مصنوعی به یک اقیانوس از اطلاعات علمی دقیق و تایید شده متصل است و همزمان توان ارائه انواع تفسیرها درباره پدیدهها، رفتار، اخلاق و فلسفه را دارد.
ویژگی مهم آن، پویا و انعطافپذیر بودن است، به طوری که کم پاسخ اشتباه تولید نمیکند.
بنابراین، تعامل موثر با هوش مصنوعی مهارت ویژهای میطلبد تا پاسخ دقیقتر و معتبرتر استخراج شود. این مهارت با آزمون و خطای شخصی طی چند ماه شکل میگیرد و همچنین میتوان برای میانبر زدن، از تحلیلها و پستهای من و سایر افراد در کانالها و صفحات دیگر بهره برد، تا در زمان و انرژی صرفهجویی شود.
هرگز پاسخ مستقیم هوش مصنوعی را در کامنت یا پست منتشر نکنید، به ویژه در حوزههای غیرتجربی مانند فلسفه، اخلاق، سیاست و متافیزیک و زبانشناسی و مسائل تفسیری. پاسخهای مدل معمولا ترکیبی از درست و نادرست هستند و برای اطمینان از صحت آنها، نیاز است:
پاسخ را برای مدت کوتاهی به چالش بکشید،
یا دستوراتی از پیش تعیینشده به مدل بدهید تا سوگیری کاهش یابد،
و یا پاسخ را در گوگل یعنی منابع معتبر بررسی کنید.
تنها در صورتی که این مراحل رعایت شود، میتوان تصمیم گرفت پاسخ تولید شده را در فضای عمومی منتشر کرد.
در غیر این صورت، متن تولید شده توسط هوش مصنوعی ممکن است ظاهرا شبیه نوشته یک متخصص از مثلا هاروارد باشد، اما به طور باورنکردنی: همزمان گاهی با ۱۰۰٪ اشتباه
معمولا پر اشتباه
و اکثرا کم دقت است.
بنابراین تعامل با هوش مصنوعی مهارت خاصی میطلبد و هر کسی میتواند با تمرین شخصی یا با کمک دیگران، این مهارت را بیاموزد(ترکیبی از هر دو بهتر است).
سام آریامنش
ویژگی مهم آن، پویا و انعطافپذیر بودن است، به طوری که کم پاسخ اشتباه تولید نمیکند.
بنابراین، تعامل موثر با هوش مصنوعی مهارت ویژهای میطلبد تا پاسخ دقیقتر و معتبرتر استخراج شود. این مهارت با آزمون و خطای شخصی طی چند ماه شکل میگیرد و همچنین میتوان برای میانبر زدن، از تحلیلها و پستهای من و سایر افراد در کانالها و صفحات دیگر بهره برد، تا در زمان و انرژی صرفهجویی شود.
هرگز پاسخ مستقیم هوش مصنوعی را در کامنت یا پست منتشر نکنید، به ویژه در حوزههای غیرتجربی مانند فلسفه، اخلاق، سیاست و متافیزیک و زبانشناسی و مسائل تفسیری. پاسخهای مدل معمولا ترکیبی از درست و نادرست هستند و برای اطمینان از صحت آنها، نیاز است:
پاسخ را برای مدت کوتاهی به چالش بکشید،
یا دستوراتی از پیش تعیینشده به مدل بدهید تا سوگیری کاهش یابد،
و یا پاسخ را در گوگل یعنی منابع معتبر بررسی کنید.
تنها در صورتی که این مراحل رعایت شود، میتوان تصمیم گرفت پاسخ تولید شده را در فضای عمومی منتشر کرد.
در غیر این صورت، متن تولید شده توسط هوش مصنوعی ممکن است ظاهرا شبیه نوشته یک متخصص از مثلا هاروارد باشد، اما به طور باورنکردنی: همزمان گاهی با ۱۰۰٪ اشتباه
معمولا پر اشتباه
و اکثرا کم دقت است.
بنابراین تعامل با هوش مصنوعی مهارت خاصی میطلبد و هر کسی میتواند با تمرین شخصی یا با کمک دیگران، این مهارت را بیاموزد(ترکیبی از هر دو بهتر است).
سام آریامنش
👍11❤4👎4🙏4👏1😢1
◼️ طب سوزنی، حجامت و زالودرمانی زیر ذره بین شواهد علمی
اعتبار شواهد موجود درباره ی این سه روش درمانی به طور چشمگیری متفاوت است و در مجموع، بخش عمده ای از مرورهای سیستماتیک منتشرشده با محدودیت های روش شناختی جدی مواجه اند؛ محدودیت هایی که اعتماد به نتایج آنها را کاهش می دهد.
▫️ارزیابی کیفیت شواهد
• طب سوزنی(Acupuncture)
در میان این سه روش، طب سوزنی بیشترین حجم ارزیابی شواهد را دارد. از مجموع ۱۲۷ مرور سیستماتیک که از نظام های رسمی درجه بندی قطعیت شواهد استفاده کرده اند، فقط ۴ نتیجه به شواهد با قطعیت بالا و ۳۱ نتیجه به شواهد با قطعیت متوسط رسیده اند؛ بیش از ۶۰ نتیجه ی دیگر در سطح قطعیت پایین یا بسیار پایین طبقه بندی شدهاند. نکته ی مهم این است که حدود ۷۵٪ از نتایج با قطعیت بالا یا متوسط مربوط به مقایسه ی طب سوزنی با درمان ساختگی(sham) بوده، نه با درمان های فعال واقعی، و حدود ۱۰٪ از آنها به این نتیجه رسیده اند که طب سوزنی تفاوتی با مقایسه کننده ها ندارد. یک مرور منتشرشده در سال ۲۰۲۵ نیز نشان داده که شواهد اثر مثبت فقط در ۱۰ بیماری قابل دفاع است، در حالی که برای ۸۲ مورد اثر بالقوه و برای ۸۶ مورد شواهد ناکافی گزارش شده است.
• حجامت(Cupping therapy)
شواهد مربوط به حجامت عمدتا در سطح پایین تا بسیار پایین قرار دارند. در بررسی ۱۴ متاآنالیز مرتبط با درد، ارزیابی کیفیت با ابزار AMSTAR 2 نشان داده که ۳۶٪ به شدت ضعیف، ۵۰٪ ضعیف، ۷٪ متوسط و فقط ۷٪ با کیفیت بالا بوده اند. بر اساس نظام GRADE هیچ شواهدی با کیفیت بالا گزارش نشده و اغلب نتایج در بازه ی بسیار پایین تا متوسط قرار دارند. یک مرور سیستماتیک دیگر درباره ی حجامت تصریح می کند که کارآزمایی ها «در تمام حوزه ها با ریسک سوگیری متغیر مواجه بوده و از محدودیت های روش شناختی رنج می برند». علاوه بر این، ناهمگونی بالینی و نبود پروتکل های استاندارد درمانی، پایه ی شواهد این حوزه را بیش از پیش تضعیف کرده است.
• زالودرمانی (Leech therapy)
زالودرمانی کوچک ترین بدنه ی شواهد را دارد. یک متاآنالیز در زمینه ی استئوآرتریت زانو فقط ۴ کارآزمایی با ۲۳۷ بیمار را شامل شده است که از میان آنها ۳ مطالعه ریسک سوگیری پایینی داشته اند. کیفیت کلی شواهد در این تحلیل «متوسط» ارزیابی شده، اما نویسندگان به صراحت تأکید کرده اند که برای قضاوت قطعی، کارآزمایی های تصادفی سازی شده ی با کیفیت بالاتر ضروری است.
حال برای قضاوت درست درباره ی این شواهد، چند نکته ی کلیدی باید مدنظر قرار گیرد:
۱- کیفیت روششناختی: استفاده از ابزار AMSTAR 2 برای مرورهای سیستماتیک و ابزار Cochrane Risk of Bias برای کارآزمایی ها نشان می دهد که اغلب مطالعات با ضعف های جدی طراحی مواجه اند.
۲- درجه ی قطعیت GRADE: این ارزیابی های رسمی نشان می دهند که علی رغم تعداد بالای مطالعات، اغلب نتایج به دلیل سوگیری، ناسازگاری و عدم دقت آماری در سطح قطعیت پایین یا بسیار پایین باقی مانده اند.
۳- اهمیت بالینی در برابر اهمیت آماری: برخی اثرات از نظر آماری معنی دارند، اما از نظر بالینی ارزشمند نیستند. برای نمونه، در کمردرد مزمن، بهبود میانگین ۹٫۲۲ واحد در مقیاس VAS نسبت به sham گزارش شده که پایین تر از آستانه ی ۱۵ واحدی اهمیت بالینی است.
۴- نوع گروه مقایسه: شواهد حاصل از مقایسه با درمان های ساختگی (که خود ممکن است اثر فیزیولوژیک داشته باشند) با شواهد حاصل از مقایسه با درمان های فعال تفاوت بنیادی دارد. بیشتر شواهد با کیفیت بالای طب سوزنی از نوع اول هستند.
۵- سوگیری انتشار و ناهمگونی: ناهمگونی بالا(I² بالاتر از ۵۰٪) در متاآنالیز های حجامت، به ناسازگاری پروتکل ها و احتمال گزارش انتخابی نتایج اشاره دارد.
● محدودیت بنیادی مشترک در هر سه روش این است که افزایش حجم پژوهش ها به بهبود کیفیت شواهد منجر نشده است. این الگو مخصوصا در پژوهش های مرتبط با طب سنتی چینی به وضوح دیده می شود؛ حوزه ای که خود پژوهشگران بارها بر مشکل «تاکید بر کمیت به جای کیفیت» انگشت گذاشته اند.
•| References |•
اعتبار شواهد موجود درباره ی این سه روش درمانی به طور چشمگیری متفاوت است و در مجموع، بخش عمده ای از مرورهای سیستماتیک منتشرشده با محدودیت های روش شناختی جدی مواجه اند؛ محدودیت هایی که اعتماد به نتایج آنها را کاهش می دهد.
▫️ارزیابی کیفیت شواهد
• طب سوزنی(Acupuncture)
در میان این سه روش، طب سوزنی بیشترین حجم ارزیابی شواهد را دارد. از مجموع ۱۲۷ مرور سیستماتیک که از نظام های رسمی درجه بندی قطعیت شواهد استفاده کرده اند، فقط ۴ نتیجه به شواهد با قطعیت بالا و ۳۱ نتیجه به شواهد با قطعیت متوسط رسیده اند؛ بیش از ۶۰ نتیجه ی دیگر در سطح قطعیت پایین یا بسیار پایین طبقه بندی شدهاند. نکته ی مهم این است که حدود ۷۵٪ از نتایج با قطعیت بالا یا متوسط مربوط به مقایسه ی طب سوزنی با درمان ساختگی(sham) بوده، نه با درمان های فعال واقعی، و حدود ۱۰٪ از آنها به این نتیجه رسیده اند که طب سوزنی تفاوتی با مقایسه کننده ها ندارد. یک مرور منتشرشده در سال ۲۰۲۵ نیز نشان داده که شواهد اثر مثبت فقط در ۱۰ بیماری قابل دفاع است، در حالی که برای ۸۲ مورد اثر بالقوه و برای ۸۶ مورد شواهد ناکافی گزارش شده است.
• حجامت(Cupping therapy)
شواهد مربوط به حجامت عمدتا در سطح پایین تا بسیار پایین قرار دارند. در بررسی ۱۴ متاآنالیز مرتبط با درد، ارزیابی کیفیت با ابزار AMSTAR 2 نشان داده که ۳۶٪ به شدت ضعیف، ۵۰٪ ضعیف، ۷٪ متوسط و فقط ۷٪ با کیفیت بالا بوده اند. بر اساس نظام GRADE هیچ شواهدی با کیفیت بالا گزارش نشده و اغلب نتایج در بازه ی بسیار پایین تا متوسط قرار دارند. یک مرور سیستماتیک دیگر درباره ی حجامت تصریح می کند که کارآزمایی ها «در تمام حوزه ها با ریسک سوگیری متغیر مواجه بوده و از محدودیت های روش شناختی رنج می برند». علاوه بر این، ناهمگونی بالینی و نبود پروتکل های استاندارد درمانی، پایه ی شواهد این حوزه را بیش از پیش تضعیف کرده است.
• زالودرمانی (Leech therapy)
زالودرمانی کوچک ترین بدنه ی شواهد را دارد. یک متاآنالیز در زمینه ی استئوآرتریت زانو فقط ۴ کارآزمایی با ۲۳۷ بیمار را شامل شده است که از میان آنها ۳ مطالعه ریسک سوگیری پایینی داشته اند. کیفیت کلی شواهد در این تحلیل «متوسط» ارزیابی شده، اما نویسندگان به صراحت تأکید کرده اند که برای قضاوت قطعی، کارآزمایی های تصادفی سازی شده ی با کیفیت بالاتر ضروری است.
حال برای قضاوت درست درباره ی این شواهد، چند نکته ی کلیدی باید مدنظر قرار گیرد:
۱- کیفیت روششناختی: استفاده از ابزار AMSTAR 2 برای مرورهای سیستماتیک و ابزار Cochrane Risk of Bias برای کارآزمایی ها نشان می دهد که اغلب مطالعات با ضعف های جدی طراحی مواجه اند.
۲- درجه ی قطعیت GRADE: این ارزیابی های رسمی نشان می دهند که علی رغم تعداد بالای مطالعات، اغلب نتایج به دلیل سوگیری، ناسازگاری و عدم دقت آماری در سطح قطعیت پایین یا بسیار پایین باقی مانده اند.
۳- اهمیت بالینی در برابر اهمیت آماری: برخی اثرات از نظر آماری معنی دارند، اما از نظر بالینی ارزشمند نیستند. برای نمونه، در کمردرد مزمن، بهبود میانگین ۹٫۲۲ واحد در مقیاس VAS نسبت به sham گزارش شده که پایین تر از آستانه ی ۱۵ واحدی اهمیت بالینی است.
۴- نوع گروه مقایسه: شواهد حاصل از مقایسه با درمان های ساختگی (که خود ممکن است اثر فیزیولوژیک داشته باشند) با شواهد حاصل از مقایسه با درمان های فعال تفاوت بنیادی دارد. بیشتر شواهد با کیفیت بالای طب سوزنی از نوع اول هستند.
۵- سوگیری انتشار و ناهمگونی: ناهمگونی بالا(I² بالاتر از ۵۰٪) در متاآنالیز های حجامت، به ناسازگاری پروتکل ها و احتمال گزارش انتخابی نتایج اشاره دارد.
● محدودیت بنیادی مشترک در هر سه روش این است که افزایش حجم پژوهش ها به بهبود کیفیت شواهد منجر نشده است. این الگو مخصوصا در پژوهش های مرتبط با طب سنتی چینی به وضوح دیده می شود؛ حوزه ای که خود پژوهشگران بارها بر مشکل «تاکید بر کمیت به جای کیفیت» انگشت گذاشته اند.
•| References |•
👍177❤51👏5👎2🙏1
▫️اطلاعات نادرست و نوجوانان: چرا مسئله پیچیده تر از آن چیزی است که فکر می کنیم؟
• مقاله ای بررسی می کند که اطلاعات نادرست(misinformation) چگونه بر نوجوانان اثر می گذارد و چرا نمی توان همان الگوها و راه حل هایی را که برای بزرگسالان طراحی شده اند، مستقیما به نوجوانان تعمیم داد. این مقاله از نوع Perspective است و در ژورنال Nature Human Behaviour بهصورت یک مقاله ی داوری شده منتشر شده است.
• پیام مرکزی مقاله روشن است: نوجوانان از نظر شناختی، هیجانی و اجتماعی در مرحله ای هستند که سازوکار مواجهه شان با اطلاعات غلط با بزرگسالان تفاوت بنیادی دارد.
• نویسندگان یادآوری می کنند که نوجوانان بیش از هر گروه سنی دیگری در معرض محتوای آنلاین اند، اما این به معنای توانایی بالاتر در ارزیابی صحت اطلاعات نیست. رشد ناتمام کارکردهای اجرایی، حساسیت بالا به پاداش اجتماعی(مثل لایک و تایید همسالان)، و نقش پررنگ هیجان، باعث می شود اطلاعات نادرست برای این گروه جذاب تر و اثرگذارتر باشد.
• یکی از نکات مهم مقاله این است که نوجوانان اغلب اطلاعات نادرست را نه الزاما به دلیل باور عمیق به آن، بلکه به دلایل اجتماعی بازنشر می کنند: تعلق به گروه، هویت سازی، شوخی ، یا جلب توجه.
• بنابراین تمرکز صرف بر «اصلاح باور غلط» کافی نیست، چون مشکل همیشه باور نیست؛ گاهی انگیزه ی اجتماعی مسئلهی اصلی است.
• از نظر شناختی، مقاله توضیح می دهد که نوجوانان هنوز در حال یادگیری نحوه ی وزن دهی به شواهد اند. آنها معمولا به روایت های شخصی، محتوای هیجانی و منابع آشنا یا محبوب بیش از داده های آماری یا منابع رسمی اعتماد می کنند. این ویژگی، اطلاعات نادرست را مخصوصا وقتی با داستان و احساس همراه است قانع کننده تر می کند.
• نویسندگان برای توضیح این فرایند، یک چارچوب بیزی پیشنهاد می کنند: باورها در ذهن نوجوانان «صفر و یک» نیستند، بلکه با درجات مختلفی از عدم قطعیت بهروزرسانی می شوند. سیگنال های اجتماعی (تعداد لایک، نظر دیگران، اعتبار ظاهری منبع) می توانند وزن شواهد را تغییر دهند، حتی اگر محتوای اطلاعات از نظر علمی ضعیف باشد. این چارچوب کمک می کند بفهمیم چرا برخی اطلاعات غلط، حتی بدون تغییر باور صریح، میتوانند قطعیت کاذب ایجاد کنند.
• در بخش پیامد های عملی، مقاله تاکید می کند که مداخلات موثر باید متناسب با سن طراحی شوند. آموزش هایی که صرفا بر «چک کردن منبع» یا «تفکر انتقادی کلی» تکیه دارند، برای نوجوانان کافی نیستند.
در عوض، راهبردهایی مانند: آموزش شناسایی تاکتیک های فریب (مانند تحریک هیجانی یا دوگانه سازی کاذب)، تقویت هنجارهای اجتماعیِ طرفدار دقت و مسئولیت، و ایجاد نوعی «واکسیناسیون روان شناختی» در برابر اطلاعات نادرست، اثرگذارتر دانسته می شوند.
• مقاله همچنین به نقش سیاست گذاری اشاره می کند: نوجوانان باید در برابر هدف گیری الگوریتمی، پروفایل سازی تجاری و بهره برداری از آسیب پذیری های رشدی محافظت شوند. مقابله با اطلاعات نادرست فقط وظیفه ی فردی نیست، بلکه به طراحی پلتفرم ها و مقررات نیز مربوط است.
• جمع بندی نهایی مقاله این است که نوجوانان صرفا قربانی اطلاعات نادرست نیستند. اگر آموزش ها و سیاست ها بر اساس درک علمی از رشد شناختی و اجتماعی آنها طراحی شود، نوجوانان می توانند به عاملان فعال کاهش انتشار اطلاعات غلط تبدیل شوند.
• نادیده گرفتن این تفاوت های رشدی، یعنی از دست دادن یکی از مهم ترین فرصت ها برای مقابله ی پایدار با اطلاعات نادرست در آینده.
Reference
Ma, I., Sultan, M., Kozyreva, A. et al. Understanding the impact of misinformation on adolescents. Nat Hum Behav (2025). https://doi.org/10.1038/s41562-025-02338-8
• مقاله ای بررسی می کند که اطلاعات نادرست(misinformation) چگونه بر نوجوانان اثر می گذارد و چرا نمی توان همان الگوها و راه حل هایی را که برای بزرگسالان طراحی شده اند، مستقیما به نوجوانان تعمیم داد. این مقاله از نوع Perspective است و در ژورنال Nature Human Behaviour بهصورت یک مقاله ی داوری شده منتشر شده است.
• پیام مرکزی مقاله روشن است: نوجوانان از نظر شناختی، هیجانی و اجتماعی در مرحله ای هستند که سازوکار مواجهه شان با اطلاعات غلط با بزرگسالان تفاوت بنیادی دارد.
• نویسندگان یادآوری می کنند که نوجوانان بیش از هر گروه سنی دیگری در معرض محتوای آنلاین اند، اما این به معنای توانایی بالاتر در ارزیابی صحت اطلاعات نیست. رشد ناتمام کارکردهای اجرایی، حساسیت بالا به پاداش اجتماعی(مثل لایک و تایید همسالان)، و نقش پررنگ هیجان، باعث می شود اطلاعات نادرست برای این گروه جذاب تر و اثرگذارتر باشد.
• یکی از نکات مهم مقاله این است که نوجوانان اغلب اطلاعات نادرست را نه الزاما به دلیل باور عمیق به آن، بلکه به دلایل اجتماعی بازنشر می کنند: تعلق به گروه، هویت سازی، شوخی ، یا جلب توجه.
• بنابراین تمرکز صرف بر «اصلاح باور غلط» کافی نیست، چون مشکل همیشه باور نیست؛ گاهی انگیزه ی اجتماعی مسئلهی اصلی است.
• از نظر شناختی، مقاله توضیح می دهد که نوجوانان هنوز در حال یادگیری نحوه ی وزن دهی به شواهد اند. آنها معمولا به روایت های شخصی، محتوای هیجانی و منابع آشنا یا محبوب بیش از داده های آماری یا منابع رسمی اعتماد می کنند. این ویژگی، اطلاعات نادرست را مخصوصا وقتی با داستان و احساس همراه است قانع کننده تر می کند.
• نویسندگان برای توضیح این فرایند، یک چارچوب بیزی پیشنهاد می کنند: باورها در ذهن نوجوانان «صفر و یک» نیستند، بلکه با درجات مختلفی از عدم قطعیت بهروزرسانی می شوند. سیگنال های اجتماعی (تعداد لایک، نظر دیگران، اعتبار ظاهری منبع) می توانند وزن شواهد را تغییر دهند، حتی اگر محتوای اطلاعات از نظر علمی ضعیف باشد. این چارچوب کمک می کند بفهمیم چرا برخی اطلاعات غلط، حتی بدون تغییر باور صریح، میتوانند قطعیت کاذب ایجاد کنند.
• در بخش پیامد های عملی، مقاله تاکید می کند که مداخلات موثر باید متناسب با سن طراحی شوند. آموزش هایی که صرفا بر «چک کردن منبع» یا «تفکر انتقادی کلی» تکیه دارند، برای نوجوانان کافی نیستند.
در عوض، راهبردهایی مانند: آموزش شناسایی تاکتیک های فریب (مانند تحریک هیجانی یا دوگانه سازی کاذب)، تقویت هنجارهای اجتماعیِ طرفدار دقت و مسئولیت، و ایجاد نوعی «واکسیناسیون روان شناختی» در برابر اطلاعات نادرست، اثرگذارتر دانسته می شوند.
• مقاله همچنین به نقش سیاست گذاری اشاره می کند: نوجوانان باید در برابر هدف گیری الگوریتمی، پروفایل سازی تجاری و بهره برداری از آسیب پذیری های رشدی محافظت شوند. مقابله با اطلاعات نادرست فقط وظیفه ی فردی نیست، بلکه به طراحی پلتفرم ها و مقررات نیز مربوط است.
• جمع بندی نهایی مقاله این است که نوجوانان صرفا قربانی اطلاعات نادرست نیستند. اگر آموزش ها و سیاست ها بر اساس درک علمی از رشد شناختی و اجتماعی آنها طراحی شود، نوجوانان می توانند به عاملان فعال کاهش انتشار اطلاعات غلط تبدیل شوند.
• نادیده گرفتن این تفاوت های رشدی، یعنی از دست دادن یکی از مهم ترین فرصت ها برای مقابله ی پایدار با اطلاعات نادرست در آینده.
Reference
Ma, I., Sultan, M., Kozyreva, A. et al. Understanding the impact of misinformation on adolescents. Nat Hum Behav (2025). https://doi.org/10.1038/s41562-025-02338-8
👍20❤6🆒2
🍏طب سنتی🍏
بجای خوردن شربت معده آلومینیوم ام جی یاقرص فاموتیدین معده که با عوارض هستند میتونید چند قاشق عرق پونه کوهی یا دمکرده آنرا میل کنید🌿
کمتراز 5دقیقه رفلاکس معده«ترش کردن معده»خوب میشه.
کمتراز 5دقیقه رفلاکس معده«ترش کردن معده»خوب میشه.
جایگزینی درمان استاندارد GERD با دمنوش ها و عرقیات تبلیغ شده در شبکه های اجتماعی، misinformation پزشکی است و به دلیل ریسک واقعی آسیب، نیاز به پاسخ قاطع دارد!
ریفلاکس معده صرفا «ترش کردن» نیست، یک اختلال فیزیولوژیک با پیامد های بالقوه جدی است. تاخیر در ارزیابی و درمان میتواند باعث از دست رفتن تشخیص ازوفاژیت فرسایشی(۱۸-۲۵٪ بیماران علامت دار) ، تنگی مری (۷-۲۳٪ موارد درمان نشده)، و بارت یا Barrett’s esophagus شود>>> عارضه ای پیش سرطانی که نادیده گرفتن آن هزینه ی واقعی دارد!
اگر یک گیاه یا دمنوش واقعا درمان موثر GERD بود، امروز با دوز استاندارد ، داده ی فارماکوکینتیک، اندپوینت بالینی معتبر و تایید گایدلاین ها در دسترس بود، نه به صورت توصیه های بدون مسئولیت در فضای مجازی.
هیچ شواهد باکیفیتی وجود ندارد که نشان دهد عرق پونه یا دمنوش های مشابه بتوانند شل شدن اسفنکتر مری را اصلاح کنند ، خصوصا نه «در کمتر از ۵ دقیقه»! بهبود سریع ادعایی، در بهترین حالت اثر پلاسبو یا تسکین حسی موقت است، نه درمان.
گایدلاین های معتبر به صراحت تاکید می کنند که درمان خط اول GERD شامل PPI یا H2RA برای ۴ تا ۸ هفته و مهمتر از آن ، رد کردن علائم هشدار و ریسک بارت(Barrett) یا بدخیمی است. اتکای بیمار به درمان های تایید نشده، اغلب باعث عبور از این مرحله ی حیاتی میشود.
عرقیات و دمنوش ها در بهترین حالت ممکن است مکمل فرعی باشند ، آن هم فقط پس از ارزیابی پزشکی کامل
جایگزین کردن آنها با درمان استاندارد، درمان نیست؛ تعویق تشخیص و افزایش ریسک عوارض جدی است.
انتشار این توصیه ها، مسئلهی «سلیقه درمانی» نیست، یک نگرانی واقعی سلامت عمومی است.
▪References
ریفلاکس معده صرفا «ترش کردن» نیست، یک اختلال فیزیولوژیک با پیامد های بالقوه جدی است. تاخیر در ارزیابی و درمان میتواند باعث از دست رفتن تشخیص ازوفاژیت فرسایشی(۱۸-۲۵٪ بیماران علامت دار) ، تنگی مری (۷-۲۳٪ موارد درمان نشده)، و بارت یا Barrett’s esophagus شود>>> عارضه ای پیش سرطانی که نادیده گرفتن آن هزینه ی واقعی دارد!
اگر یک گیاه یا دمنوش واقعا درمان موثر GERD بود، امروز با دوز استاندارد ، داده ی فارماکوکینتیک، اندپوینت بالینی معتبر و تایید گایدلاین ها در دسترس بود، نه به صورت توصیه های بدون مسئولیت در فضای مجازی.
هیچ شواهد باکیفیتی وجود ندارد که نشان دهد عرق پونه یا دمنوش های مشابه بتوانند شل شدن اسفنکتر مری را اصلاح کنند ، خصوصا نه «در کمتر از ۵ دقیقه»! بهبود سریع ادعایی، در بهترین حالت اثر پلاسبو یا تسکین حسی موقت است، نه درمان.
گایدلاین های معتبر به صراحت تاکید می کنند که درمان خط اول GERD شامل PPI یا H2RA برای ۴ تا ۸ هفته و مهمتر از آن ، رد کردن علائم هشدار و ریسک بارت(Barrett) یا بدخیمی است. اتکای بیمار به درمان های تایید نشده، اغلب باعث عبور از این مرحله ی حیاتی میشود.
عرقیات و دمنوش ها در بهترین حالت ممکن است مکمل فرعی باشند ، آن هم فقط پس از ارزیابی پزشکی کامل
جایگزین کردن آنها با درمان استاندارد، درمان نیست؛ تعویق تشخیص و افزایش ریسک عوارض جدی است.
انتشار این توصیه ها، مسئلهی «سلیقه درمانی» نیست، یک نگرانی واقعی سلامت عمومی است.
▪References
❤24👍20🙏3👏2🤩1
بـیـــمـاریهـــا
توصیه های پزشکی
آب گرم با معده خالی!
خیلی مهم است / بخوانید و نشر دهید!
درمان با آب گرم! باورتان نميشود اتحاد بیماریهای ژاپنی آخرین تجربه درمان با آب که نتایج صد درصد برای بیماریهای زیر را دارد منتشر کرد:
سردرد شدید. فشار خون. کم خونی. درد مفاصل. فلج. ضربان شدید یا تند قلب. صرع. چربی. سرفه. التهاب حلق. آسم.سل. التهاب شرایین. و هر مرضی که به مجاری ادرار مربوط میشود. زیادی ترشح اسید و التهاب معده. کم اشتهایی..
و هر مرضی که به چشم و گوش و حنجره مربوط میشود..
طریقه درمان با آبی که به جوش آمده،
هر روز صبح زود از خواب بیدار شو و 4 لیوان آب با معده خالی بخور 160 میلی. و آب باید گرم باشد ولی نه آنقدر که زبان را بسوزاند ولی ولرم نزدیک به گرم باشد
و تا 45 دقیقه بعد هیچگونه غذایی نخورید..
و پس از هر وعده غذا تا 2 ساعت آب نخورید! بعضی از افراد یا مریضها در اوایل برای نوشیدن 4 لیوان در یک وقت مشکل دارند میتوانند کمتر آب بنوشند و یواش یواش به 4 لیوان برسد!
نتایج درمان با آب برای امراض زیر در مدت معین زیر ثابت شده:
مرض قند 30 روز
فشار خون 30 روز
مشکلات معده 10 روز
انواع سرطان 9 ماه
سل و التهاب شرائین 6 ماه
کم
آب گرم با معده خالی!
خیلی مهم است / بخوانید و نشر دهید!
درمان با آب گرم! باورتان نميشود اتحاد بیماریهای ژاپنی آخرین تجربه درمان با آب که نتایج صد درصد برای بیماریهای زیر را دارد منتشر کرد:
سردرد شدید. فشار خون. کم خونی. درد مفاصل. فلج. ضربان شدید یا تند قلب. صرع. چربی. سرفه. التهاب حلق. آسم.سل. التهاب شرایین. و هر مرضی که به مجاری ادرار مربوط میشود. زیادی ترشح اسید و التهاب معده. کم اشتهایی..
و هر مرضی که به چشم و گوش و حنجره مربوط میشود..
طریقه درمان با آبی که به جوش آمده،
هر روز صبح زود از خواب بیدار شو و 4 لیوان آب با معده خالی بخور 160 میلی. و آب باید گرم باشد ولی نه آنقدر که زبان را بسوزاند ولی ولرم نزدیک به گرم باشد
و تا 45 دقیقه بعد هیچگونه غذایی نخورید..
و پس از هر وعده غذا تا 2 ساعت آب نخورید! بعضی از افراد یا مریضها در اوایل برای نوشیدن 4 لیوان در یک وقت مشکل دارند میتوانند کمتر آب بنوشند و یواش یواش به 4 لیوان برسد!
نتایج درمان با آب برای امراض زیر در مدت معین زیر ثابت شده:
مرض قند 30 روز
فشار خون 30 روز
مشکلات معده 10 روز
انواع سرطان 9 ماه
سل و التهاب شرائین 6 ماه
کم
نمونهی کامل pseudo-medical propaganda است !!
ترکیبی از دروغ علمی ، جعل منبع و وعده ی درمان معجزه آسا.
اصطلاحی به نام «اتحاد بیماری های ژاپنی» اساسا وجود خارجی ندارد. هیچ نهاد علمی ژاپنی، هیچ مقاله ای در Lancet و NEJM یا حتی WHO چنین «درمان با نتایج صددرصدی» را گزارش نکرده است.
این الگو دقیقا همان الگوی کلاهبرداری درمانی است >>> ارجاع مبهم به یک مرجع خارجی برای ایجاد اعتبار کاذب.
نکته بعد این است که ادعای درمان همه چیز درواقع مساوی علامت قطعی شبه علم است!
متنی که با یک مداخله واحد یعنی آب گرم، ادعای درمان فشار خون، دیابت، سرطان، صرع، فلج، سل، آسم و بیماری قلبی می کند، از نظر علمی خود به خود باطل است.
این بیماری ها پاتوفیزیولوژی کاملا متفاوت دارند و هیچ مداخله واحدی، حتی داروهای مدرن، چنین طیفی را پوشش نمی دهد.
اعداد ساختگی و غیرقابل دفاع !
«درمان سرطان در ۹ ماه»
«صرع و فلج در ۹ ماه»
«دیابت در ۳۰ روز»
این اعداد نه اندپوینت دارند ، نه تعریف درمان، نه معیار پاسخ. در پزشکی، چنین عددسازی هایی نشانه ی جعل است، نه تجربه بالینی
خطر بالینی واقعی!! توصیه هایی مثل:
• نوشیدن ۴ لیوان آب با معده خالی
• نخوردن آب تا ۲ ساعت بعد غذا
در بیماران سالم هم ممکن است بی اثر باشد، اما در سالمندان، بیماران قلبی، کلیوی، دیابتی یا با اختلال الکترولیت می تواند باعث هیپوناترمی، افت فشار، بدترشدن رفلاکس و حتی سنکوپ شود.
خطر اصلی اما این است: بیمار واقعی درمان موثرش را قطع می کند!
معجزه درمانی!
این متن تمام شاخص های شناخته شده ی درمان های جعلی را دارد:
«نتایج ۱۰۰٪»
«درمان ساده و رایگان»
«پنهان کاری پزشکی مدرن»
«خواهش برای نشر بدهید»
این ها پرچم قرمزند، نه شواهد!
حالا من یک قدم فراتر می روم: این متن نه تنها شبه علم ، بلکه احتمالا یک عملیات روانی برای ایجاد بی اعتمادی به پزشکی مدرنه
الگوش آشناست: «پزشکان نمی خواهند شما با یک درمان ساده و رایگان بهبود پیدا کنید!» ، این همون نظریه ی توطئهی کلاسیک برای فروش محصولات بعدی (مثلا «آب ساز ساختگی» یا «کتاب راز درمان با آب») است.
آب نوشیدن برای سلامت عمومی مفید است منتها درمان نیست.
این متن نه توصیهی پزشکی است، نه تجربهی بالینی عزیزان، میس اینفورمیشن یا اطلاعات نادرست خطرناک است که می تواند باعث تاخیر تشخیص ، قطع درمان موثر، و آسیب واقعی شود.
در پزشکی، هر ادعایی که «همه چیز را درمان میکند»، عملا هیچ چیز را درمان نمی کند.
ترکیبی از دروغ علمی ، جعل منبع و وعده ی درمان معجزه آسا.
اصطلاحی به نام «اتحاد بیماری های ژاپنی» اساسا وجود خارجی ندارد. هیچ نهاد علمی ژاپنی، هیچ مقاله ای در Lancet و NEJM یا حتی WHO چنین «درمان با نتایج صددرصدی» را گزارش نکرده است.
این الگو دقیقا همان الگوی کلاهبرداری درمانی است >>> ارجاع مبهم به یک مرجع خارجی برای ایجاد اعتبار کاذب.
نکته بعد این است که ادعای درمان همه چیز درواقع مساوی علامت قطعی شبه علم است!
متنی که با یک مداخله واحد یعنی آب گرم، ادعای درمان فشار خون، دیابت، سرطان، صرع، فلج، سل، آسم و بیماری قلبی می کند، از نظر علمی خود به خود باطل است.
این بیماری ها پاتوفیزیولوژی کاملا متفاوت دارند و هیچ مداخله واحدی، حتی داروهای مدرن، چنین طیفی را پوشش نمی دهد.
اعداد ساختگی و غیرقابل دفاع !
«درمان سرطان در ۹ ماه»
«صرع و فلج در ۹ ماه»
«دیابت در ۳۰ روز»
این اعداد نه اندپوینت دارند ، نه تعریف درمان، نه معیار پاسخ. در پزشکی، چنین عددسازی هایی نشانه ی جعل است، نه تجربه بالینی
خطر بالینی واقعی!! توصیه هایی مثل:
• نوشیدن ۴ لیوان آب با معده خالی
• نخوردن آب تا ۲ ساعت بعد غذا
در بیماران سالم هم ممکن است بی اثر باشد، اما در سالمندان، بیماران قلبی، کلیوی، دیابتی یا با اختلال الکترولیت می تواند باعث هیپوناترمی، افت فشار، بدترشدن رفلاکس و حتی سنکوپ شود.
خطر اصلی اما این است: بیمار واقعی درمان موثرش را قطع می کند!
معجزه درمانی!
این متن تمام شاخص های شناخته شده ی درمان های جعلی را دارد:
«نتایج ۱۰۰٪»
«درمان ساده و رایگان»
«پنهان کاری پزشکی مدرن»
«خواهش برای نشر بدهید»
این ها پرچم قرمزند، نه شواهد!
حالا من یک قدم فراتر می روم: این متن نه تنها شبه علم ، بلکه احتمالا یک عملیات روانی برای ایجاد بی اعتمادی به پزشکی مدرنه
الگوش آشناست: «پزشکان نمی خواهند شما با یک درمان ساده و رایگان بهبود پیدا کنید!» ، این همون نظریه ی توطئهی کلاسیک برای فروش محصولات بعدی (مثلا «آب ساز ساختگی» یا «کتاب راز درمان با آب») است.
آب نوشیدن برای سلامت عمومی مفید است منتها درمان نیست.
این متن نه توصیهی پزشکی است، نه تجربهی بالینی عزیزان، میس اینفورمیشن یا اطلاعات نادرست خطرناک است که می تواند باعث تاخیر تشخیص ، قطع درمان موثر، و آسیب واقعی شود.
در پزشکی، هر ادعایی که «همه چیز را درمان میکند»، عملا هیچ چیز را درمان نمی کند.
هستند افرادی که می گویند این متن باید در دسته ی «آزار علمی عمومی» طبقه بندی شود.
👍28❤8🆒2
⚫️ فعال شدن ویروس زونا و خطر زوال عقل؛ یک عامل قابل تغییر؟
مقاله ای که سال ۲۰۲۵ در Nature Medicine منتشر شده، یکی از بزرگ ترین و دقیق ترین بررسی ها تا امروز درباره ی ارتباط ویروس واریسلا زوستر(عامل زونا) و خطر زوال عقل است.
نویسندگان با تحلیل طولی بیش از ۱۰۰ میلیون پرونده ی سلامت در آمریکا نشان داده اند که فعال شدن مجدد این ویروس(بروز هرپس زوستر) به طور پایدار با افزایش خطر دمانس همراه است؛ آن هم پس از کنترل نزدیک به ۴۰۰ عامل مخدوش کننده مثل سن، بیماری های زمینه ای، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مصرف داروها.
▫️نکته ی مهم این است که خطر دمانس در افرادی که چند بار دچار زونا شده اند به وضوح بیشتر از کسانی است که فقط یک بار زونا گرفته اند. در مقابل، واکسیناسیون زونا، چه واکسن زنده ی تضعیف شده و چه واکسن نوترکیب، با کاهش معنی دار خطر دمانس همراه بوده است. این اثر محافظتی وابسته به دوز بوده و با گذشت زمان تا حدی کاهش پیدا می کند، اما در افراد پرخطر برجسته تر است.
از نظر روش شناسی هم خب این مطالعه یک گام جلوتر از مطالعات مشاهده ای قبلی و متاآنالیزهاست که فقط ارتباط های ضعیف تری گزارش می کردند. طراحی طولی، حجم عظیم داده ها و تنظیم دقیق عوامل مداخله گر باعث می شود استنباط علی قوی تر از قبل باشد، هرچند هنوز نمیتوان از «استنتاج علی قطعی» صحبت کرد.
• نتایج این مقاله با مطالعات شبه تجربی و «آزمایش های طبیعی» اخیر هم راستاست که نشان داده اند پس از اجرای برنامه های واکسیناسیون زونا، بروز دمانس کاهش پیدا میکند.
▫️از نظر زیستی، نویسندگان فرضیه ای را تقویت میکنند که بر اساس آن فعال شدن مجدد ویروس زونا می تواند از راه التهاب عصبی مزمن، آسیب عروقی و اختلالات ایمنی مغز به افت شناختی منجر شود. واکسن احتمالا با مهار این فعال سازی ویروسی و تعدیل پاسخ های نورواِمیون، اثر محافظتی ایجاد میکند.
البته سازوکارهای دقیق هنوز کاملاً روشن نیستند و نیاز به پژوهش های مکانیکی دارند.
محدودیت ها هم باید شفاف گفته شوند: داده ها اداری اند، تشخیص دمانس ممکن است در برخی موارد دقیق نباشد و همیشه احتمال باقی ماندن مخدوش سازی پنهان وجود دارد. با این حال، جهت و پایداری نتایج به قدری قوی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.
این مقاله شواهد قانع کننده ای ارائه می دهد که فعال شدن ویروس زونا می تواند یک عامل خطر قابل تغییر برای زوال عقل باشد و واکسیناسیون زونا، فراتر از پیشگیری از درد و عوارض پوستی، ممکن است نقش مهمی در پیشگیری از دمانس در سالمندان داشته باشد.
این یافته ها احتمالا در سال های آینده جایگاه واکسن زونا را در راهبردهای سلامت مغز جدی تر خواهند کرد.
[References]
مقاله ای که سال ۲۰۲۵ در Nature Medicine منتشر شده، یکی از بزرگ ترین و دقیق ترین بررسی ها تا امروز درباره ی ارتباط ویروس واریسلا زوستر(عامل زونا) و خطر زوال عقل است.
نویسندگان با تحلیل طولی بیش از ۱۰۰ میلیون پرونده ی سلامت در آمریکا نشان داده اند که فعال شدن مجدد این ویروس(بروز هرپس زوستر) به طور پایدار با افزایش خطر دمانس همراه است؛ آن هم پس از کنترل نزدیک به ۴۰۰ عامل مخدوش کننده مثل سن، بیماری های زمینه ای، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و مصرف داروها.
▫️نکته ی مهم این است که خطر دمانس در افرادی که چند بار دچار زونا شده اند به وضوح بیشتر از کسانی است که فقط یک بار زونا گرفته اند. در مقابل، واکسیناسیون زونا، چه واکسن زنده ی تضعیف شده و چه واکسن نوترکیب، با کاهش معنی دار خطر دمانس همراه بوده است. این اثر محافظتی وابسته به دوز بوده و با گذشت زمان تا حدی کاهش پیدا می کند، اما در افراد پرخطر برجسته تر است.
از نظر روش شناسی هم خب این مطالعه یک گام جلوتر از مطالعات مشاهده ای قبلی و متاآنالیزهاست که فقط ارتباط های ضعیف تری گزارش می کردند. طراحی طولی، حجم عظیم داده ها و تنظیم دقیق عوامل مداخله گر باعث می شود استنباط علی قوی تر از قبل باشد، هرچند هنوز نمیتوان از «استنتاج علی قطعی» صحبت کرد.
• نتایج این مقاله با مطالعات شبه تجربی و «آزمایش های طبیعی» اخیر هم راستاست که نشان داده اند پس از اجرای برنامه های واکسیناسیون زونا، بروز دمانس کاهش پیدا میکند.
▫️از نظر زیستی، نویسندگان فرضیه ای را تقویت میکنند که بر اساس آن فعال شدن مجدد ویروس زونا می تواند از راه التهاب عصبی مزمن، آسیب عروقی و اختلالات ایمنی مغز به افت شناختی منجر شود. واکسن احتمالا با مهار این فعال سازی ویروسی و تعدیل پاسخ های نورواِمیون، اثر محافظتی ایجاد میکند.
البته سازوکارهای دقیق هنوز کاملاً روشن نیستند و نیاز به پژوهش های مکانیکی دارند.
محدودیت ها هم باید شفاف گفته شوند: داده ها اداری اند، تشخیص دمانس ممکن است در برخی موارد دقیق نباشد و همیشه احتمال باقی ماندن مخدوش سازی پنهان وجود دارد. با این حال، جهت و پایداری نتایج به قدری قوی است که نمی توان آن را نادیده گرفت.
این مقاله شواهد قانع کننده ای ارائه می دهد که فعال شدن ویروس زونا می تواند یک عامل خطر قابل تغییر برای زوال عقل باشد و واکسیناسیون زونا، فراتر از پیشگیری از درد و عوارض پوستی، ممکن است نقش مهمی در پیشگیری از دمانس در سالمندان داشته باشد.
این یافته ها احتمالا در سال های آینده جایگاه واکسن زونا را در راهبردهای سلامت مغز جدی تر خواهند کرد.
[References]
❤12🙏5👏2
شبکه های اجتماعی امروز فقط ناقل «اطلاعات سلامت» نیستند؛ آنها عملا رفتار درمانی مردم را شکل می دهند. مشکل اصلی صرفا نادرست بودن برخی ادعاها نیست، بلکه سوق دادن افراد به آزمایش ها و درمان های غیرضروری است؛ همان چیزی که در پزشکی به آن medical overuse میگوییم.
یک مرور دامنه دار در BMJ Evidence-Based Medicine نشان میدهد بیشتر مداخلات علمی فعلی برای مقابله با اطلاعات پزشکی گمراه کننده، روی «آموزش کاربر» تمرکز دارند، ولی تقریبا هیچ کدام به طور جدی به خطر استفاده ی بیش از حد از خدمات پزشکی توجه نکرده اند.
«از ۲۷ مطالعه ی پژوهشی بررسی شده، تنها ۲ مورد(حدود ۷.۴٪) به مسئله ی overuse حساس بودند، در حالی که ۶۴٪ از پاسخهای سازمانی دولتی (۲۵ مورد بررسی شده) تا حدی به این مسئله توجه داشتند.»
یافتهی نگران کننده: از میان ده ها مداخله ی پژوهشی بررسی شده، فقط تعداد بسیار محدودی به این سوال پرداخته اند که «آیا این پیام، مردم را به تست یا درمان اضافه ای می کشاند که فایده ی خالصی ندارد؟ » در حالی که اسناد سازمانی و مقرراتی (قوانین تبلیغات سلامت) ناخودآگاه حساسیت بیشتری به این مسئله دارند، حتی آنها هم اغلب فاقد سازوکار اجرایی دقیق برای فضای شبکه های اجتماعی اند؛ جایی که سرعت انتشار، الگوریتم ها و تبلیغات ثالث عملا کنترل محتوا را دور میزنند.
• هر ادعای پزشکی که در شبکه های اجتماعی می بینید، مخصوصا اگر نوید «تشخیص زود هنگام»، «درمان ساده»، یا «پیشگیری قطعی» بدهد، باید با یک سوال ساده محک بخورد: آیا این ادعا احتمالا مرا به یک اقدام پزشکی غیرضروری سوق می دهد؟ اگر پاسخ «بله» یا حتی «شاید» است، آن ادعا بدون پشتوانهی قوی از کارآزمایی های معتبر، ارزش پیگیری ندارد.
علم پزشکی نه با هیجان پیش میرود، نه با لایک. معیار، شواهد بالینی سخت است: سود واقعی، کاهش آسیب و پرهیز از مداخلات اضافی.
خارج از این چارچوب،هرچیزی اگر ظاهرا هم علمی به نظر برسد، بیشتر شبیه تبلیغ است تا پزشکی.
یک مرور دامنه دار در BMJ Evidence-Based Medicine نشان میدهد بیشتر مداخلات علمی فعلی برای مقابله با اطلاعات پزشکی گمراه کننده، روی «آموزش کاربر» تمرکز دارند، ولی تقریبا هیچ کدام به طور جدی به خطر استفاده ی بیش از حد از خدمات پزشکی توجه نکرده اند.
«از ۲۷ مطالعه ی پژوهشی بررسی شده، تنها ۲ مورد(حدود ۷.۴٪) به مسئله ی overuse حساس بودند، در حالی که ۶۴٪ از پاسخهای سازمانی دولتی (۲۵ مورد بررسی شده) تا حدی به این مسئله توجه داشتند.»
یافتهی نگران کننده: از میان ده ها مداخله ی پژوهشی بررسی شده، فقط تعداد بسیار محدودی به این سوال پرداخته اند که «آیا این پیام، مردم را به تست یا درمان اضافه ای می کشاند که فایده ی خالصی ندارد؟ » در حالی که اسناد سازمانی و مقرراتی (قوانین تبلیغات سلامت) ناخودآگاه حساسیت بیشتری به این مسئله دارند، حتی آنها هم اغلب فاقد سازوکار اجرایی دقیق برای فضای شبکه های اجتماعی اند؛ جایی که سرعت انتشار، الگوریتم ها و تبلیغات ثالث عملا کنترل محتوا را دور میزنند.
• هر ادعای پزشکی که در شبکه های اجتماعی می بینید، مخصوصا اگر نوید «تشخیص زود هنگام»، «درمان ساده»، یا «پیشگیری قطعی» بدهد، باید با یک سوال ساده محک بخورد: آیا این ادعا احتمالا مرا به یک اقدام پزشکی غیرضروری سوق می دهد؟ اگر پاسخ «بله» یا حتی «شاید» است، آن ادعا بدون پشتوانهی قوی از کارآزمایی های معتبر، ارزش پیگیری ندارد.
علم پزشکی نه با هیجان پیش میرود، نه با لایک. معیار، شواهد بالینی سخت است: سود واقعی، کاهش آسیب و پرهیز از مداخلات اضافی.
خارج از این چارچوب،هرچیزی اگر ظاهرا هم علمی به نظر برسد، بیشتر شبیه تبلیغ است تا پزشکی.
👍33❤2🆒1
▫️محور مغز-قلب: وقتی درمان بیماری قلبی، نیاز به مداخله در مغز دارد
اینکه استرس برای قلب مضر است، حرف تازه ای نیست. مسئلهی مهمتر چیزی است که معمولا گفته نمی شود: در بسیاری از بیماری های قلبی مزمن، مغز از یک تنظیم کننده به یک تشدیدکننده ی فعال بیماری تبدیل می شود. این دادهی تجربی است.
قلب و مغز دائما با هم در تماس اند، عمدتا از مسیر سیستم عصبی خودمختار.
در فرد سالم خروجی سمپاتیک و پاراسمپاتیک در تعادلی ناپایدار اما کارآمد قرار دارد. این تعادل ظریف است و با کمال تعجب راحت به هم می ریزد.
در نارسایی قلبی یا پرفشاری خون مزمن آنچه میبینیم صزفا «فعال شدن سمپاتیک» نیست. الگوی کنترل مرکزی عوض می شود. این تفاوت مهم است.
تصویربرداری های مغزی و مطالعات نوروفیزیولوژیک نشان داده اند که هسته هایی مثل NTS در ساقه مغز، PVN در هیپوتالاموس، اینسولا و حتی آمیگدالا از نظر عملکردی بازتنظیم می شوند.
مغز عملا روی حالت هشدار دائم قفل میشود.
نتیجه قابل پیش بینی است: سیگنال های سمپاتیک بیش فعال، مهار واگی ناکارآمد، نوسان پذیری ضربان پایین و بیماری ای که با درمان های استاندارد اصلاح نمیشود و فقط «مهار» می شود.
این تغییرات مغزی تصادفی نیستند. شواهد به نقش ترکیبی چند عامل اشاره میکنند: افزایش سیگنال دهی آنژیوتانسین در CNS ، التهاب عصبی با فعال شدن میکروگلیا، استرس اکسیداتیو نورونی و در برخی بیماران اختلال واقعی در سد خونی مغزی.
اینها مفاهیم تئوریک نیستند؛ در مدل های حیوانی اندازه گیری شده اند و ردپایشان در داده های انسانی هم دیده میشود.
اینجاست که محدودیت پارادایم قدیمی آشکار میشود. اگر مغز در حفظ بیماری نقش دارد، درمان صرفا محیطیِ قلب ناقص است.
همین منطق، ایده ی نورومدولاسیون مرکزی را به وجود آورده(البته نه بع عنوان درمان معجزه آسا، به عنوان تلاش برای شکستن یک حلقه ی تنظیمی معیوب).
تحریک عصب واگ، تحریک نخاع یا هدف گیری دارویی و عصبی هسته های مرکزی مثل PVN و NTS ، هنوز درمان روتین نیستند و اغراق درباره شان خطاست. منتها این مسیر یک پیام روشن دارد: قلب بدون مغز درمان نمی شود.
داروهای جدید قلبی هم مثل مهارکننده های SGLT2 ، احتمالا بخشی از اثر بالینی شان را در تعدیل التهاب و تنظیم مرکزی اعمال می کنند. این نکته اگر تایید نهایی شود، نگاه ما به «محل اثر دارو» را تغییر خواهد داد.
در بسیاری از بیماران قلبی مسئله یک نقص موضعی نیست؛ الگو شبکه ای است. مغز در مرکز این شبکه است. تا وقتی این را نپذیریم، درمان ها یا ناکامل خواهند بود یا زمان خواهند خرید.
van Weperen, V.Y.H., Vaseghi, M. The brain–heart axis: effects of cardiovascular disease on the CNS and opportunities for central neuromodulation. Nat. Rev. Neurosci. (2025). https://doi.org/10.1038/s41583-025-01000-6
مقالات دیگر برای مطالعه بیشتر و ریسرچ: (لینک)
اینکه استرس برای قلب مضر است، حرف تازه ای نیست. مسئلهی مهمتر چیزی است که معمولا گفته نمی شود: در بسیاری از بیماری های قلبی مزمن، مغز از یک تنظیم کننده به یک تشدیدکننده ی فعال بیماری تبدیل می شود. این دادهی تجربی است.
قلب و مغز دائما با هم در تماس اند، عمدتا از مسیر سیستم عصبی خودمختار.
در فرد سالم خروجی سمپاتیک و پاراسمپاتیک در تعادلی ناپایدار اما کارآمد قرار دارد. این تعادل ظریف است و با کمال تعجب راحت به هم می ریزد.
در نارسایی قلبی یا پرفشاری خون مزمن آنچه میبینیم صزفا «فعال شدن سمپاتیک» نیست. الگوی کنترل مرکزی عوض می شود. این تفاوت مهم است.
تصویربرداری های مغزی و مطالعات نوروفیزیولوژیک نشان داده اند که هسته هایی مثل NTS در ساقه مغز، PVN در هیپوتالاموس، اینسولا و حتی آمیگدالا از نظر عملکردی بازتنظیم می شوند.
مغز عملا روی حالت هشدار دائم قفل میشود.
نتیجه قابل پیش بینی است: سیگنال های سمپاتیک بیش فعال، مهار واگی ناکارآمد، نوسان پذیری ضربان پایین و بیماری ای که با درمان های استاندارد اصلاح نمیشود و فقط «مهار» می شود.
این تغییرات مغزی تصادفی نیستند. شواهد به نقش ترکیبی چند عامل اشاره میکنند: افزایش سیگنال دهی آنژیوتانسین در CNS ، التهاب عصبی با فعال شدن میکروگلیا، استرس اکسیداتیو نورونی و در برخی بیماران اختلال واقعی در سد خونی مغزی.
اینها مفاهیم تئوریک نیستند؛ در مدل های حیوانی اندازه گیری شده اند و ردپایشان در داده های انسانی هم دیده میشود.
اینجاست که محدودیت پارادایم قدیمی آشکار میشود. اگر مغز در حفظ بیماری نقش دارد، درمان صرفا محیطیِ قلب ناقص است.
همین منطق، ایده ی نورومدولاسیون مرکزی را به وجود آورده(البته نه بع عنوان درمان معجزه آسا، به عنوان تلاش برای شکستن یک حلقه ی تنظیمی معیوب).
تحریک عصب واگ، تحریک نخاع یا هدف گیری دارویی و عصبی هسته های مرکزی مثل PVN و NTS ، هنوز درمان روتین نیستند و اغراق درباره شان خطاست. منتها این مسیر یک پیام روشن دارد: قلب بدون مغز درمان نمی شود.
داروهای جدید قلبی هم مثل مهارکننده های SGLT2 ، احتمالا بخشی از اثر بالینی شان را در تعدیل التهاب و تنظیم مرکزی اعمال می کنند. این نکته اگر تایید نهایی شود، نگاه ما به «محل اثر دارو» را تغییر خواهد داد.
در بسیاری از بیماران قلبی مسئله یک نقص موضعی نیست؛ الگو شبکه ای است. مغز در مرکز این شبکه است. تا وقتی این را نپذیریم، درمان ها یا ناکامل خواهند بود یا زمان خواهند خرید.
van Weperen, V.Y.H., Vaseghi, M. The brain–heart axis: effects of cardiovascular disease on the CNS and opportunities for central neuromodulation. Nat. Rev. Neurosci. (2025). https://doi.org/10.1038/s41583-025-01000-6
مقالات دیگر برای مطالعه بیشتر و ریسرچ: (لینک)
👍18❤6🤩2
▫️یک دختر نوجوان دانش آموز، طرحی کشیده که نشان میدهد درست قبل از شروع سردردهایی که با تهوع و استفراغ همراه اند چه میبیند. این سردردها اغلب آنقدر شدیدند که مانع رفتن او به مدرسه میشوند.
محتمل ترین تفسیر این تصاویر:
• نشانه ای از کودک آزاری؟ خیر
• مسمومیت غذایی یا صنعتی که باعث توهم بینایی، سردرد، تهوع و استفراغ شده است؟ خیر
• توهم بینایی به عنوان اورای یک تشنج پارشیال؟ خیر
• میگرن همراه با اورا؟ بله
برخی از افراد مبتلا به میگرن، مخصوصا کودکان، تحریف هایی از خود، دیگران یا محیط اطرافشان را به عنوان هاله ی میگرنی تجربه می کنند.
یک نمونه همان طور که در این شکل دیده می شود، کوچک شدن (میکروپسیا) یا بزرگ شدن (ماکروپسیا) والدینه
برخی بیماران این حالت را مثل دیدن خود در آینه های بامزهی شهربازی می دانند اما بدون آن حس سرگرمی و شوخی
نورولوژیست ها این پدیده ی میکروپسیا-ماکروپسیا را به دلیل شباهتش به تجربه ی آلیس پس از نوشیدن معجون در رمان معروف، «سندرم آلیس در سرزمین عجایب» نامیده اند.
میگرن شایع ترین بیماری مرتبط با این سندرم است.
محتمل ترین تفسیر این تصاویر:
• نشانه ای از کودک آزاری؟ خیر
• مسمومیت غذایی یا صنعتی که باعث توهم بینایی، سردرد، تهوع و استفراغ شده است؟ خیر
• توهم بینایی به عنوان اورای یک تشنج پارشیال؟ خیر
• میگرن همراه با اورا؟ بله
برخی از افراد مبتلا به میگرن، مخصوصا کودکان، تحریف هایی از خود، دیگران یا محیط اطرافشان را به عنوان هاله ی میگرنی تجربه می کنند.
یک نمونه همان طور که در این شکل دیده می شود، کوچک شدن (میکروپسیا) یا بزرگ شدن (ماکروپسیا) والدینه
برخی بیماران این حالت را مثل دیدن خود در آینه های بامزهی شهربازی می دانند اما بدون آن حس سرگرمی و شوخی
نورولوژیست ها این پدیده ی میکروپسیا-ماکروپسیا را به دلیل شباهتش به تجربه ی آلیس پس از نوشیدن معجون در رمان معروف، «سندرم آلیس در سرزمین عجایب» نامیده اند.
میگرن شایع ترین بیماری مرتبط با این سندرم است.
❤29🙏5👏2
Forwarded from Discourse (FactCheck Science)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
درمان گاز اشک آور - خنثی کردن گاز اشک آور
منبع : Dr.Ayliin
درود به همه دوستان و هموطنان عزیزم در ایران و سراسر جهان، من دکتر آیلین هستم. در این ویدیو قصد دارم درباره موضوعی ناخوشایند ولی بسیار مهم صحبت کنم: مواجهه با گاز اشکآور. رسالت پزشکان این است که تحت هر شرایطی به حفظ سلامت و جان افراد کمک کنند و این توصیهها بخشی از کمک من به شماست.
افرادی که در تظاهرات، شرکت میکنند معمولاً انتظار مواجهه با خطر ندارند، اما ممکن است با کوچکترین اختلال، در معرض ابر غلیظی از گاز اشکآور قرار بگیرند. گاز اشکآور در واقع پودر کریستالینی است که به شکل اسپری استفاده میشود و وقتی در هوا پخش شود، شما آن را به صورت گاز میبینید. ماده فعال این پودر گیرندههای درد در بدن را تحریک میکند و پیام درد را به مغز میفرستد. بیشتر افراد میتوانند التهاب و درد ایجادشده را تحمل کنند، اما گروههایی مانند کودکان (بهخاطر حجم ریه کمتر)، سالمندان، زنان باردار و بیماران مبتلا به آسم یا بیماریهای تنفسی، ممکن است عوارض جدی بگیرند.
وقتی گاز اشکآور پخش میشود، به هر سطح مرطوبی مثل اشک چشم، بزاق دهان، چربی روی موها، تعریق پوست و مخاط راههای تنفسی میچسبد. تماس با این گاز باعث سوزش شدید چشمها، اشکریزش غیرارادی، پلکزدن مکرر و سوزش پوست میشود. هر چه مدت مواجهه بیشتر باشد، علائم تشدید میشوند. بینایی ممکن است تار شده و فرد دچار گیجی و سردرگمی شود که استرس روانی ایجاد میکند و باعث میشود فرد نتواند به راحتی از منطقه گاز خارج شود.
در راههای تنفسی، این گاز باعث تنگی نفس، سرفه و ترشح زیاد بزاق و مخاط میشود. این واکنش، تلاش سیستم ایمنی برای دفع ماده خارجی است، اما اگر فرد از ابر گاز خارج نشود، ترشحات باعث جذب بیشتر پودر و تشدید علائم میشوند و این یک چرخه معیوب ایجاد میکند.
برای پیشگیری از آسیبها، هنگام شرکت در تظاهرات:
روی دهان و بینیتان را با پارچه ضخیم یا روسری بپوشانید. اگر پارچه مرطوب باشد، بهتر است چون پودر به آن میچسبد و وارد راه تنفسی نمیشود.
اگر این امکان نیست، یک پارچه آغشته به سرکه سیب یا آبلیمو همراه داشته باشید و هنگام پخش گاز روی دهان و بینی بگذارید تا اثر گاز خنثی شود.
موهایتان را با پارچه یا کلاه بپوشانید تا پودر به مو نچسبد و بعداً به صورت و چشم منتقل نشود.
عینک محافظ کامل، مثل عینک شنا، بهترین است. اگر دسترسی ندارید، حداقل عینک آفتابی بزنید تا پودر مستقیم به چشمها نرسد.
لباس آستینبلند و جوراب ساقبلند بپوشید تا پوست بیشتری پوشیده باشد.
در هنگام تظاهرات از کرم، میکاپ و لنز تماسی استفاده نکنید چون باعث جذب بیشتر گاز میشوند.
همراه خود چند بطری آب داشته باشید تا بتوانید سریع صورت و چشمها را بشویید.
بعد از مواجهه با گاز:
هرچه سریعتر از منطقه آلوده خارج شوید و به صورت و چشمها دست نزنید تا پودر پخش نشود. اگر امکان خروج امن نیست، در جای خود بنشینید و منتظر بمانید.
در محیط با جریان هوای تازه قرار بگیرید تا پودر اضافی از بدن و لباسها جدا شود.
چشمها را با آب سرد از گوشه داخلی به خارجی به آرامی بشویید و مراقب باشید آبی که از چشمها خارج میشود روی پوست و لباسها نریزد.
صورت را از پایین به بالا بشویید تا پودرها به چشم منتقل نشوند.
لباسهای آلوده را با دقت و بدون پخش شدن پودر درآورید.
بدن را با آب سرد به مدت ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بشویید. از آب داغ و وان حمام استفاده نکنید چون گرما منافذ پوست را باز کرده و جذب مواد شیمیایی را افزایش میدهد و التهاب را تشدید میکند.
امیدوارم هیچوقت نیاز به استفاده از این توصیهها نداشته باشید و همیشه سالم و در امنیت باشید. اگر این ویدیو برای شما مفید بود، لطفاً با لایک، و به اشتراکگذاری به دیده شدن بیشتر این مطالب کمک کنید. شب و روزتان خوش.
╔═.🍃.══════╗
🆔 @Discourseees
╚══════.🍃.═
منبع : Dr.Ayliin
درود به همه دوستان و هموطنان عزیزم در ایران و سراسر جهان، من دکتر آیلین هستم. در این ویدیو قصد دارم درباره موضوعی ناخوشایند ولی بسیار مهم صحبت کنم: مواجهه با گاز اشکآور. رسالت پزشکان این است که تحت هر شرایطی به حفظ سلامت و جان افراد کمک کنند و این توصیهها بخشی از کمک من به شماست.
افرادی که در تظاهرات، شرکت میکنند معمولاً انتظار مواجهه با خطر ندارند، اما ممکن است با کوچکترین اختلال، در معرض ابر غلیظی از گاز اشکآور قرار بگیرند. گاز اشکآور در واقع پودر کریستالینی است که به شکل اسپری استفاده میشود و وقتی در هوا پخش شود، شما آن را به صورت گاز میبینید. ماده فعال این پودر گیرندههای درد در بدن را تحریک میکند و پیام درد را به مغز میفرستد. بیشتر افراد میتوانند التهاب و درد ایجادشده را تحمل کنند، اما گروههایی مانند کودکان (بهخاطر حجم ریه کمتر)، سالمندان، زنان باردار و بیماران مبتلا به آسم یا بیماریهای تنفسی، ممکن است عوارض جدی بگیرند.
وقتی گاز اشکآور پخش میشود، به هر سطح مرطوبی مثل اشک چشم، بزاق دهان، چربی روی موها، تعریق پوست و مخاط راههای تنفسی میچسبد. تماس با این گاز باعث سوزش شدید چشمها، اشکریزش غیرارادی، پلکزدن مکرر و سوزش پوست میشود. هر چه مدت مواجهه بیشتر باشد، علائم تشدید میشوند. بینایی ممکن است تار شده و فرد دچار گیجی و سردرگمی شود که استرس روانی ایجاد میکند و باعث میشود فرد نتواند به راحتی از منطقه گاز خارج شود.
در راههای تنفسی، این گاز باعث تنگی نفس، سرفه و ترشح زیاد بزاق و مخاط میشود. این واکنش، تلاش سیستم ایمنی برای دفع ماده خارجی است، اما اگر فرد از ابر گاز خارج نشود، ترشحات باعث جذب بیشتر پودر و تشدید علائم میشوند و این یک چرخه معیوب ایجاد میکند.
برای پیشگیری از آسیبها، هنگام شرکت در تظاهرات:
روی دهان و بینیتان را با پارچه ضخیم یا روسری بپوشانید. اگر پارچه مرطوب باشد، بهتر است چون پودر به آن میچسبد و وارد راه تنفسی نمیشود.
اگر این امکان نیست، یک پارچه آغشته به سرکه سیب یا آبلیمو همراه داشته باشید و هنگام پخش گاز روی دهان و بینی بگذارید تا اثر گاز خنثی شود.
موهایتان را با پارچه یا کلاه بپوشانید تا پودر به مو نچسبد و بعداً به صورت و چشم منتقل نشود.
عینک محافظ کامل، مثل عینک شنا، بهترین است. اگر دسترسی ندارید، حداقل عینک آفتابی بزنید تا پودر مستقیم به چشمها نرسد.
لباس آستینبلند و جوراب ساقبلند بپوشید تا پوست بیشتری پوشیده باشد.
در هنگام تظاهرات از کرم، میکاپ و لنز تماسی استفاده نکنید چون باعث جذب بیشتر گاز میشوند.
همراه خود چند بطری آب داشته باشید تا بتوانید سریع صورت و چشمها را بشویید.
بعد از مواجهه با گاز:
هرچه سریعتر از منطقه آلوده خارج شوید و به صورت و چشمها دست نزنید تا پودر پخش نشود. اگر امکان خروج امن نیست، در جای خود بنشینید و منتظر بمانید.
در محیط با جریان هوای تازه قرار بگیرید تا پودر اضافی از بدن و لباسها جدا شود.
چشمها را با آب سرد از گوشه داخلی به خارجی به آرامی بشویید و مراقب باشید آبی که از چشمها خارج میشود روی پوست و لباسها نریزد.
صورت را از پایین به بالا بشویید تا پودرها به چشم منتقل نشوند.
لباسهای آلوده را با دقت و بدون پخش شدن پودر درآورید.
بدن را با آب سرد به مدت ۱۰ تا ۲۰ دقیقه بشویید. از آب داغ و وان حمام استفاده نکنید چون گرما منافذ پوست را باز کرده و جذب مواد شیمیایی را افزایش میدهد و التهاب را تشدید میکند.
امیدوارم هیچوقت نیاز به استفاده از این توصیهها نداشته باشید و همیشه سالم و در امنیت باشید. اگر این ویدیو برای شما مفید بود، لطفاً با لایک، و به اشتراکگذاری به دیده شدن بیشتر این مطالب کمک کنید. شب و روزتان خوش.
╔═.🍃.══════╗
🆔 @Discourseees
╚══════.🍃.═
🙏20❤12👎6🆒2😢1🤩1
معمولاً نوشتههای اینجا محدود به علم و فلسفهی علم بوده است؛ اما شرایط امروز ایران به نقطهای رسیده که سکوت، دیگر نه بیطرفی است و نه عقلانیت.
امروز با یک وضعیت عادی طرف نیستیم؛ با یک نقطهی عطف تاریخی، یا دقیقتر بگویم یک وضعیت بحرانی تمامعیار روبهرو هستیم.
نقطهای که کنش و واکنش فردی و جمعی ما میتواند مسیر آینده را روشنتر یا تاریکتر کند.
پس از ۴۷ سال تجربهی مستقیم، دیگر تردیدی باقی نمانده که این سیستم ظرفیت اصلاح درونی ندارد. نه از سر بدبینی، بلکه بر اساس تجربهی انباشتهی تاریخی.
هر نشانهای که قرار بود به «بهبود» تعبیر شود، در عمل فقط مقدمهای برای بدتر شدن بوده است. بنابراین مسئله امروز «آیا تغییر رخ میدهد یا نه» نیست؛ مسئله این است که این تغییر چگونه و با چه هزینهای رقم خواهد خورد.
در چنین وضعیتی، مهمترین سرمایهی ما خودِ ما هستیم. مراقب خودتان باشید، اما فقط به معنای فردی نه؛ هوای هممحلی، همشهری، هماستانی و در نهایت هموطنیِ خودتان را داشته باشید. جامعهای که پیوندهای افقیاش فروبپاشد، حتی اگر تغییر هم بکند، چیزی برای ساختن نخواهد داشت.
شجاعت امروز الزاماً به معنای هیجان یا بیمحابا عمل کردن نیست؛ شجاعت یعنی دیدن واقعیت همانطور که هست، پذیرفتن مسئولیت انتخاب، و اتخاذ تصمیمهایی که از ترسِ فردا فلج نشده باشند. تاریخ معمولاً از کسانی که «میدانستند و کاری نکردند» با مهربانی یاد نمیکند. ما اکنون در لحظهای ایستادهایم که دانستن کافی نیست؛ تصمیم لازم است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤40👍15👏5🆒2😁1🤩1🙏1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👏3👍1🙏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«فیزیکدان»
همراهی و همکاری خود با انقلاب مردم ایران و فراخوان پنجشنبه و جمعه اعلام کرد.
و همینطور سخنی با شما دارد؛ حتما ببینید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍23❤9👎9🙏3😁2👏1🤩1