پادشاهی در شهر گذر میکرد.
مردی را دید که بزغالهای با خود میبرد.
شاه پرسید؟
بزغاله را به چند خریدهای؟
مرد گفت : خانهای داشتم،
سال پیش فروختم که خانهی بهتری بخرم.
امسال با پول آن خانه توانستم
این بزغاله را بخرم.
پادشاه گفت: خانهای دادی !
و بزغاله گرفتی؟ مرد گفت : آری
به برکت پادشاهی شما،
سال دیگر با پول این بزغاله
مرغکی توانم خرید...
📚 @PDFsCom
مردی را دید که بزغالهای با خود میبرد.
شاه پرسید؟
بزغاله را به چند خریدهای؟
مرد گفت : خانهای داشتم،
سال پیش فروختم که خانهی بهتری بخرم.
امسال با پول آن خانه توانستم
این بزغاله را بخرم.
پادشاه گفت: خانهای دادی !
و بزغاله گرفتی؟ مرد گفت : آری
به برکت پادشاهی شما،
سال دیگر با پول این بزغاله
مرغکی توانم خرید...
📚 @PDFsCom
_در یک سیستم معیوب:
سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.
_در یک سیستم معیوب:
هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛
چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.
_در یک سیستم معیوب:
اگر مدیرتان ۳ یا ۴ ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او ۴۳ ایراد دارد!
_ در یک سیستم معیوب:
می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافیست «زبان» خود را تقویت کنید
_در یک سیستم معیوب:
ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.
_در یک سیستم معیوب:
با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید و در اخر اخراج!
_در یک سیستم معیوب:
اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛
در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.
_در یک سیستم معیوب:
با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛
بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست.
مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید!
_در یک سیستم معیوب:
اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛
در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.
_در یک سیستم معیوب:
همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»
_در یک سیستم معیوب:
تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.
_ در یک سیستم معیوب؛
آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛
مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!
📕 چگونه جهان را اداره کنیم
✍🏻 #وینستون_چرچیل
📚 @PDFsCom
سعی کنید «لال بودن» را تمرین کنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.
_در یک سیستم معیوب:
هیچگاه کارمندان را با یکدیگر مقایسه نکنید؛
چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.
_در یک سیستم معیوب:
اگر مدیرتان ۳ یا ۴ ایراد دارد انتظار رفتنش را نکشید، چون قطعا نفر بعدی او ۴۳ ایراد دارد!
_ در یک سیستم معیوب:
می توانید با کارهای کم و کوچک، محبوبیت فراوانی به دست آورید؛ فقط کافیست «زبان» خود را تقویت کنید
_در یک سیستم معیوب:
ممکن است که هر چه بیشتر کار کنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.
_در یک سیستم معیوب:
با اشکالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ درغیر این صورت یک مشکل دیگر به سازمان اضافه می شود. آن مشکل، شما هستید و در اخر اخراج!
_در یک سیستم معیوب:
اشتباهات یک مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛
در غیر اینصورت بجای یک مدیر، دو مدیر در مقابل شما موضع گیری خواهند کرد.
_در یک سیستم معیوب:
با انجام کارهای مختلف و فعالیتهای به موقع، نظم شما تشخیص داده نمی شود؛
بلکه برای این کار راههای ساده تری هم هست.
مثلا فقط کافیست همیشه میز کارتان را منظم نگه دارید!
_در یک سیستم معیوب:
اضافه بر کارهای معمول کار اضافه ای انجام ندهید؛
در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.
_در یک سیستم معیوب:
همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید کنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»
_در یک سیستم معیوب:
تنها کاری که واجب است سریع انجام دهید، کاری است که مدیر شما شخصا از شما خواسته است.
_ در یک سیستم معیوب؛
آسه برو، آسه بیا، که گربه شاخت نزنه؛
مگر اینکه با گربه نسبتی داشته باشید!
📕 چگونه جهان را اداره کنیم
✍🏻 #وینستون_چرچیل
📚 @PDFsCom
👍2
📎 #_یک_تکه_کتاب
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند،
جور دیگری زندگی می کنند ...
شاد و خوشبخت و کم اشتباه ...
فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص ...
اما این حقیقت ندارد ...
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را می ساختیم ...
📕 کتاب : زمین انسانها
✍🏻 اثر : #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/5295
📚 @PDFsCom
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند،
جور دیگری زندگی می کنند ...
شاد و خوشبخت و کم اشتباه ...
فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص ...
اما این حقیقت ندارد ...
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را می ساختیم ...
📕 کتاب : زمین انسانها
✍🏻 اثر : #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/5295
📚 @PDFsCom
اگر قرار باشد هر مردی را که زمانی اشتباهی مرتکب شده است، کنار بگذاریم، احتمالاً دیگر به هنگام نیاز، مردان کارامدی در کنار خویش نخواهیم داشت. مردی که یک بار اشتباهی مرتکب میشود به خاطر پشیمانی خویش صبورتر و کارامدتر از پیش خواهد بود. مردی که هیچگاه اشتباهی مرتکب نشده باشد، شایستهٔ اعتماد نیست
📕 کتاب:هاگاکوره
✍🏻 اثر: #یاماموتو_چونه_تومو
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:هاگاکوره
✍🏻 اثر: #یاماموتو_چونه_تومو
📚 @PDFsCom
آدم باید همیشه یه کسی رو توی این زندگی کوفتی داشته باشه که بتونه بابهونه و بی بهونه جلوش گریه کنه ...!
📕کتاب : زندگی منفی یک
✍ اثر : #کیوان_ارزاقی
📚 @PDFsCom
📕کتاب : زندگی منفی یک
✍ اثر : #کیوان_ارزاقی
📚 @PDFsCom
روزی روزگاری در روستایی در هند تاجری پولدار به روستایی ها اعلام کرد که
به ازای هر میمون۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.
روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به گرفتن میمونها کردند.
تاجر هم هزارها میمون به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند..
به همین خاطر تاجر زرنگ این بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی ها فعالیتشان را از سر گرفتند.
پس از مدتی موجودی ها هم کمتر و کمتر شد، تا سرانجام روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزار های خود رفتند...
این بار پیشنهاد به ۴۵ دلار رسید و… در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
این بار آقای تاجر ادعا کرد که به ازای خرید هر میمون 70 دلار خواهد داد، ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت، کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون ها را بخرد.
در نبود تاجر شاگرد به روستایی ها گفت: این همه میمون در قفس وجود دارد!
من آنها را به 60 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت آقای تاجر آنها را به 70 دلار به او بفروشید.. روستایی ها که وسوسه شده
بودندپولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند.
البته از آن به بعد دیگر کسی نه تاجر را دید و نه شاگردش را.. و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون ...
البته این داستان حکایت آشنایی هست در دنیای امروزه...
📚 @PDFsCom
به ازای هر میمون۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.
روستایی ها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون، به جنگل رفتند و شروع به گرفتن میمونها کردند.
تاجر هم هزارها میمون به قیمت ۲۰ دلار از آنها خرید، ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند..
به همین خاطر تاجر زرنگ این بار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار خواهد پرداخت. با این شرایط روستایی ها فعالیتشان را از سر گرفتند.
پس از مدتی موجودی ها هم کمتر و کمتر شد، تا سرانجام روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزار های خود رفتند...
این بار پیشنهاد به ۴۵ دلار رسید و… در نتیجه تعداد میمونها آنقدر کم شد که به سختی می شد میمونی برای گرفتن پیدا کرد.
این بار آقای تاجر ادعا کرد که به ازای خرید هر میمون 70 دلار خواهد داد، ولی چون برای کاری باید به شهر می رفت، کارها را به شاگردش محول کرد تا از طرف او میمون ها را بخرد.
در نبود تاجر شاگرد به روستایی ها گفت: این همه میمون در قفس وجود دارد!
من آنها را به 60 دلار به شما خواهم فروخت تا شما پس از بازگشت آقای تاجر آنها را به 70 دلار به او بفروشید.. روستایی ها که وسوسه شده
بودندپولهایشان را روی هم گذاشتند و تمام میمونها را خریدند.
البته از آن به بعد دیگر کسی نه تاجر را دید و نه شاگردش را.. و تنها روستایی ها ماندند و یک دنیا میمون ...
البته این داستان حکایت آشنایی هست در دنیای امروزه...
📚 @PDFsCom
جهانشهر منطقه ای زیبا و سرسبز در شهر کرج که از مناطق عیان نشین کرج است، ماجرای آن شنیدنیست.
محمد صادق فاتح یزدی متولد ۱۲۷۷ برای تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی به کشور هندوستان میرود. در حالیکه نامزدش خانم رقیه غضنفر که جهان صدایش میکردند در یزد منتظر برگشت او بود..
اما خانم جهان به دلیل بیماری همگیر آبله بینایی خود را از دست میدهد
به آقای فاتح بعد از برگشت از هند توصیه میشود از ازدواج با خانم جهان صرف نظر کند...اما ایشان به دلیل عشق و علاقه به مهربانو جهان با او ازدواج میکند و این اتفاق مانع عشق آن دو نمیشود...
به دلیل بروز خشکسالی و قحطی در یزد آقای فاتح و بستگانش کرج را برای زندگی انتخاب میکنند... با توجه به توان مالی و خانوادگی شروع میکند به کشاورزی و تاسیس کارخانه های مختلف در کرج روغن نباتی جهان، چای جهان، جهان چیت، یخ سازی جهان، پتو بافی جهان، صابون جهان، روغن موتور جهان و ...
بله به دلیل عشق به همسر نام کارخانه ها و باغات خود را جهان نامید..
منطقه جهانشهر با درخت های سربه فلک کشیده گردو،چنار و.. محصول تلاش و پشتکار این انسان میهن پرست است.
📚 @PDFsCom
محمد صادق فاتح یزدی متولد ۱۲۷۷ برای تحصیل در رشته مهندسی کشاورزی به کشور هندوستان میرود. در حالیکه نامزدش خانم رقیه غضنفر که جهان صدایش میکردند در یزد منتظر برگشت او بود..
اما خانم جهان به دلیل بیماری همگیر آبله بینایی خود را از دست میدهد
به آقای فاتح بعد از برگشت از هند توصیه میشود از ازدواج با خانم جهان صرف نظر کند...اما ایشان به دلیل عشق و علاقه به مهربانو جهان با او ازدواج میکند و این اتفاق مانع عشق آن دو نمیشود...
به دلیل بروز خشکسالی و قحطی در یزد آقای فاتح و بستگانش کرج را برای زندگی انتخاب میکنند... با توجه به توان مالی و خانوادگی شروع میکند به کشاورزی و تاسیس کارخانه های مختلف در کرج روغن نباتی جهان، چای جهان، جهان چیت، یخ سازی جهان، پتو بافی جهان، صابون جهان، روغن موتور جهان و ...
بله به دلیل عشق به همسر نام کارخانه ها و باغات خود را جهان نامید..
منطقه جهانشهر با درخت های سربه فلک کشیده گردو،چنار و.. محصول تلاش و پشتکار این انسان میهن پرست است.
📚 @PDFsCom
👍8❤2
آدم باید همیشه یه کسی رو توی این زندگی کوفتی داشته باشه که بتونه بابهونه و بی بهونه جلوش گریه کنه ...!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:نفرین زمین
✍🏻 اثر: #جلال_آل_احمد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11968
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:نفرین زمین
✍🏻 اثر: #جلال_آل_احمد
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11968
📚 @PDFsCom
آدمی كه از يه جايی به بعد فقط سكوت ميكنه.
تبديل به يه آدم آروم نشده؛ فقط خسته شده از جنگيدن!
اونجايی كه منتظر جنگيدنش بودی ولی ديدی فقط يه لبخند بهت زد بدون روزِ رفتنش نزديكه!
بعضی از آدما وقتی باهات ميجنگن يعنی براشون مهمی و وقتی هم ديگه نسبت بهت بی تفاوت ميشن يعنی دارن زندگی كردن بدون تو رو به خودشون ياد ميدن!
از هر جنگی نترس!
بعضی از سكوتا از جنگ هم ترسناک ترن!
👤نیلوفر رضایی
📚 @PDFsCom
تبديل به يه آدم آروم نشده؛ فقط خسته شده از جنگيدن!
اونجايی كه منتظر جنگيدنش بودی ولی ديدی فقط يه لبخند بهت زد بدون روزِ رفتنش نزديكه!
بعضی از آدما وقتی باهات ميجنگن يعنی براشون مهمی و وقتی هم ديگه نسبت بهت بی تفاوت ميشن يعنی دارن زندگی كردن بدون تو رو به خودشون ياد ميدن!
از هر جنگی نترس!
بعضی از سكوتا از جنگ هم ترسناک ترن!
👤نیلوفر رضایی
📚 @PDFsCom
👍3❤1
مردى مجوز مهاجرت از آلمان به روسیه را کسب کرد. هنگام خروج از آلمان در فرودگاه مامور وسایل او را چک کرد یک مجسمه دید از او پرسید: این چیه ؟
مرد گفت: شکل سوالت اشتباهه آقا. بپرس این کیه، این مجسمه هیتلر مرد بزرگ آلمان است که توی تمام کشور عدالت و دموکراسی برقرار کرد. من هم برای بزرگداشت این شخص مجسمه اش همیشه همراهمه... مامور گمرک گفت درسته آقا، بفرمایید.
در فرودگاه روسیه مامور گمرک هنگام تفتیش مجسمه را دید و از مرد پرسید: این چیه ؟ مرد گفت : بگو این کیه ؟ گفت این مجسمه مرد منفور و دیوانه ای است که مرا مجبور کرد از آلمان برم بیرون. مجسمه اش همیشه همرامه که تف و لعنتش کنم. مامور گمرک گفت: بله درسته آقا، بفرمایید
چند روز بعد که آن مرد توی خونه اش همه فامیل را دعوت کرد؛ پسر برادرش مجسمه را روی طاقچه دید و پرسید: این کیه؟
مرد گفت پسرم سوالت اشتباهه، بپرس این چیه؟
این ده کیلوگرم طلای ۲۴ عیاره که بدون عوارض گمرکی از آلمان به اینجا آوردم!
«سیاست یعنی اینکه یک حرف را به مردم به صورتهای مختلف بیان کنی»
📚 @PDFsCom
مرد گفت: شکل سوالت اشتباهه آقا. بپرس این کیه، این مجسمه هیتلر مرد بزرگ آلمان است که توی تمام کشور عدالت و دموکراسی برقرار کرد. من هم برای بزرگداشت این شخص مجسمه اش همیشه همراهمه... مامور گمرک گفت درسته آقا، بفرمایید.
در فرودگاه روسیه مامور گمرک هنگام تفتیش مجسمه را دید و از مرد پرسید: این چیه ؟ مرد گفت : بگو این کیه ؟ گفت این مجسمه مرد منفور و دیوانه ای است که مرا مجبور کرد از آلمان برم بیرون. مجسمه اش همیشه همرامه که تف و لعنتش کنم. مامور گمرک گفت: بله درسته آقا، بفرمایید
چند روز بعد که آن مرد توی خونه اش همه فامیل را دعوت کرد؛ پسر برادرش مجسمه را روی طاقچه دید و پرسید: این کیه؟
مرد گفت پسرم سوالت اشتباهه، بپرس این چیه؟
این ده کیلوگرم طلای ۲۴ عیاره که بدون عوارض گمرکی از آلمان به اینجا آوردم!
«سیاست یعنی اینکه یک حرف را به مردم به صورتهای مختلف بیان کنی»
📚 @PDFsCom
👌1
📎 #_یک_تکه_کتاب
قدرت نيرويي نيست كه در اختيار فرد يا جرياني خاص باشد. قدرت چيزي نيست كه اعمال شود و ظرفيتي نيست كه منحصر به شخص يا طبقه يا جرياني خاص باشد. فوكو معتقد است قدرت شبكه است بسيار پيچيده و ظريف در متن جامعه و اين تك تك انسانها و تعامل آنها با هم و جامعه است كه اين شبكه درهم تنيده را ايجاد ميكند. ابتدا بايد تصميم بگيريم ميخواهيم در حوزه جنسي چه بگوييم؟؟ميخواهيم چه بدانند و چقدر بدانند؟؟
📕 کتاب : اراده به دانستن
✍ اثر : #میشل_فوکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3585
📚 @PDFsCom
قدرت نيرويي نيست كه در اختيار فرد يا جرياني خاص باشد. قدرت چيزي نيست كه اعمال شود و ظرفيتي نيست كه منحصر به شخص يا طبقه يا جرياني خاص باشد. فوكو معتقد است قدرت شبكه است بسيار پيچيده و ظريف در متن جامعه و اين تك تك انسانها و تعامل آنها با هم و جامعه است كه اين شبكه درهم تنيده را ايجاد ميكند. ابتدا بايد تصميم بگيريم ميخواهيم در حوزه جنسي چه بگوييم؟؟ميخواهيم چه بدانند و چقدر بدانند؟؟
📕 کتاب : اراده به دانستن
✍ اثر : #میشل_فوکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3585
📚 @PDFsCom
اندیشهی انسان به هیچ چیز، صرفِ نظر از حقیقت، سریعتر از آنچه که آرزوها و خطاهای حسیاش را برآورده سازد، ایمان نمیآورد.
📕 کتاب:موسی و یکتاپرستی
✍🏻 اثر: #زیگموند_فروید
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:موسی و یکتاپرستی
✍🏻 اثر: #زیگموند_فروید
📚 @PDFsCom
آدمها بیشتر از اینکه دلبسته زندگیشون باشن دربند اون هستن و به جای اینکه در زندگی غرق بشن و تجربش کنن بیشتر نگران تصویری هستن که ازشون به جای میمونه و این وقتی همه چیز فانیست چه اهمیتی داره؟!
📕کتاب بار هستی
✍🏻#میلان_کوندرا
📚 @PDFsCom
📕کتاب بار هستی
✍🏻#میلان_کوندرا
📚 @PDFsCom
رنج حقيقى ما آن چيزى نيست كه گذر سالها آن را از ما مىربايد، بلكه آن چيزى است كه با گذر خود، آن را باقى مىگذارد.
📕 کتاب:سنترال پارک
✍🏻 اثر: #گیوم_موسو
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:سنترال پارک
✍🏻 اثر: #گیوم_موسو
📚 @PDFsCom
متن یک نامه خودکشی بهجا مانده از دهه ۱۹۷۰:
”به سمت پل میروم
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید”.به آدمها لبخند بزنید شاید با یک لبخند فرشته نجات كسى شدید...
📚 @PDFsCom
متن یک نامه خودکشی بهجا مانده از دهه ۱۹۷۰:
”به سمت پل میروم
اگر در مسیر حتی یک نفر
به من لبخند بزند
نخواهم پرید”.به آدمها لبخند بزنید شاید با یک لبخند فرشته نجات كسى شدید...
📚 @PDFsCom
💔1
پدر نیکلاس ورشکست می شود و با مرگش، خانواده بی پناهش را تنها می گذارد. در این میان، رالف عموی شیاد نیکلاس به شرطی حاضر می شود سرپرستی این خانواده را بپذیرد که نیکلاس معاون مدرسه ای شبانه روزی شود، مدرسه ای که در حقیقت زندانی مخوف است...
#معرفی_کتاب
📕 کتاب: نیکلاس نیکلبی
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11939
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب: نیکلاس نیکلبی
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/11939
📚 @PDFsCom
❤2👍1
انسان عاشق، نیازها را تشخیص میدهد. به آدمهای دلسوز نیاز دارد، کسی که دستِکم نسبت به او مهربان باشد، کسی که به راستی او را ببیند و بشنود. شاید تنها یک نفر، اما یک نفر که عمیقاً به او توجه داشته و مراقبش باشد؛ گاهی اوقات تنها یک انگشت میتواند رخنه یک سد را بپوشاند.
📕زندگی عشق و دیگر هیچ
✍🏻#لئو_بوسکالیا
📚 @PDFsCom
📕زندگی عشق و دیگر هیچ
✍🏻#لئو_بوسکالیا
📚 @PDFsCom
❤1
پذیرفتن این باور که میتوانید کاری را بهخاطر خودتان انجام دهید، حتی اگر هیچکس دلیلتان را درک نکند، قدرتمندترین و دلنشینترین احساس دنیاست.
📕 کتاب:شرمنده نباش دختر
✍🏻 اثر: #ریچل_هالیس
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:شرمنده نباش دختر
✍🏻 اثر: #ریچل_هالیس
📚 @PDFsCom
❤5👌1