📎 #_یک_تکه_کتاب
شکست از سودمندترین بخشهای تجربهی انسان است. زیرا پیش از اینکه فردی در کاری موفق شود و به موفقیت برسد، باید درسهای زیادی یاد بگیرد؛ درسهایی که هیچ آموزگاری جز شکست و ناکامی به او نخواهد آموخت. شکست همواره نعمتی است در لباسی مبدل به نام نَقمت، مشروط بر اینکه به ما درسهای ارزشمند و مفیدی یاد دهد که بدون آن یاد نمیگیریم!
📕 کتاب:۱۷اصل قانون موفقیت
✍🏻 اثر: #ناپلئون_هیل
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12539
📚 @PDFsCom
شکست از سودمندترین بخشهای تجربهی انسان است. زیرا پیش از اینکه فردی در کاری موفق شود و به موفقیت برسد، باید درسهای زیادی یاد بگیرد؛ درسهایی که هیچ آموزگاری جز شکست و ناکامی به او نخواهد آموخت. شکست همواره نعمتی است در لباسی مبدل به نام نَقمت، مشروط بر اینکه به ما درسهای ارزشمند و مفیدی یاد دهد که بدون آن یاد نمیگیریم!
📕 کتاب:۱۷اصل قانون موفقیت
✍🏻 اثر: #ناپلئون_هیل
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12539
📚 @PDFsCom
❤1
علت این همه آشفتگی کار دنیا این است که هیچ کاری به طور کامل و درست انجام نمیگیرد.
همه کارها سَرهم بندی انجام میشود
📕 کتاب :زوربای یونانی
✍🏻 اثر :#نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
همه کارها سَرهم بندی انجام میشود
📕 کتاب :زوربای یونانی
✍🏻 اثر :#نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
هلاکو سردار مغول بر سر خلیفه عباسی فریاد زد:
در هر اتاق از این قصر، ده کنیزک نازک بدن خزیدهاند. مگر تو چند زن میتوانی اختیار کنی؟ در مطبخت چند خوالیگر، طعام میپزند؟ از این سقفهای بلند و دیوارهای محکم و سراپردههای مخملین چه حاصل؟ من، هلاکو، سردار مغول از همان غذایی میخورم که سپاهیانم میخورند و بر همان اسب مینشینم که سربازانم مینشینند و بر همان زمین میخوابم که سربازانم میخوابند.
- شما که بسیاریتان عالمان دین هستید و مردان خدا، به این سردار بگویید که حکمران ظالم مسلمان را دوستتر میداریم یا حاکم کافری که به عدل حکومت کند؟
مجلس ساکت شد در سرتاسر صحن
مستنصریه کسی سخن نمیگفت.
هلاکو پرسشی مهم پرسیده بود.
به راستی کدام یک از این دو، مردمان را نفع بیشتری میرساند؟ حکمرانی که دم از دین میزند اما بساط ظلم میگسترند و اسباب جور فراهم میکند یا حاکمی را که کافر است اما بر مردمان به عدالت و برابری حکم میکند.
مجلس همچنان ساکت بود.
پیری از میانه صحن به پا خواست.
- های سردار فاتح مغول!
پاسخ پرسش خود را از من بشنو.
ما مسلمانان بغداد، حکمرانی حکمران عادل کافر را بر حکمرانی مسلمان ظالم ترجیح میدهیم و اگر این نبود، تو امروز به سادگی بر دارالخلافه مسلمین دست نمییافتی. بر ما حکمران کافری بگمار که به عدالت حکم براند.
ما از حکومتی که به نام اسلام بر
مسلمین ظلم کند، خستهایم.
که محمد مصطفی (ص) گفت:
مُلک با کفر باقی میماند و با ظلم نه!
خواجه نصیرالدین طوسی
📚 @PDFsCom
در هر اتاق از این قصر، ده کنیزک نازک بدن خزیدهاند. مگر تو چند زن میتوانی اختیار کنی؟ در مطبخت چند خوالیگر، طعام میپزند؟ از این سقفهای بلند و دیوارهای محکم و سراپردههای مخملین چه حاصل؟ من، هلاکو، سردار مغول از همان غذایی میخورم که سپاهیانم میخورند و بر همان اسب مینشینم که سربازانم مینشینند و بر همان زمین میخوابم که سربازانم میخوابند.
- شما که بسیاریتان عالمان دین هستید و مردان خدا، به این سردار بگویید که حکمران ظالم مسلمان را دوستتر میداریم یا حاکم کافری که به عدل حکومت کند؟
مجلس ساکت شد در سرتاسر صحن
مستنصریه کسی سخن نمیگفت.
هلاکو پرسشی مهم پرسیده بود.
به راستی کدام یک از این دو، مردمان را نفع بیشتری میرساند؟ حکمرانی که دم از دین میزند اما بساط ظلم میگسترند و اسباب جور فراهم میکند یا حاکمی را که کافر است اما بر مردمان به عدالت و برابری حکم میکند.
مجلس همچنان ساکت بود.
پیری از میانه صحن به پا خواست.
- های سردار فاتح مغول!
پاسخ پرسش خود را از من بشنو.
ما مسلمانان بغداد، حکمرانی حکمران عادل کافر را بر حکمرانی مسلمان ظالم ترجیح میدهیم و اگر این نبود، تو امروز به سادگی بر دارالخلافه مسلمین دست نمییافتی. بر ما حکمران کافری بگمار که به عدالت حکم براند.
ما از حکومتی که به نام اسلام بر
مسلمین ظلم کند، خستهایم.
که محمد مصطفی (ص) گفت:
مُلک با کفر باقی میماند و با ظلم نه!
خواجه نصیرالدین طوسی
📚 @PDFsCom
👍4❤1
نجیب ترین بانوی عریان !!!
حدود هزار سال پیش«لیدی گودایوا» همسر یکی از بزرگان انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویه مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیاتها کاهش پیدا کند.
همسر اوکه سیاست و تصمیمهای سیاسی خود را بر خواسته همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت :
اگر یک روز، برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیاتها را کاهش خواهم داد.
گودایوا اسبش را زین کرد. لباسهایش را بر زمین ریخت ،
درشهر گفتند : گودایوا درحمایت از مردم ، برهنه درمیان شهر میگردد !
تمام مردم، مغازه ها را بستند و به خانه ها رفتند. پرده ها را کشیدند و با چشمانی اشکبار،منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا باعث شد مالیاتها کاهش یابند اکنون مجسمه او در«کاونتری»است. اسطوره ها، به تنهایی خلق نمیشوند ، بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی شکل میگیرند.
نمیدانم اگر گودایوا در این نقطه از تاریخ و جغرافیا، به این بازی تلخ وادار میشد، آیا پنجره ها بسته میشد یاتصاویر او ازطریق شبکه های اجتماعی و موبایلها، از دستی به دست دیگر میگشت !
📚 @PDFsCom
حدود هزار سال پیش«لیدی گودایوا» همسر یکی از بزرگان انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویه مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیاتها کاهش پیدا کند.
همسر اوکه سیاست و تصمیمهای سیاسی خود را بر خواسته همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت :
اگر یک روز، برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیاتها را کاهش خواهم داد.
گودایوا اسبش را زین کرد. لباسهایش را بر زمین ریخت ،
درشهر گفتند : گودایوا درحمایت از مردم ، برهنه درمیان شهر میگردد !
تمام مردم، مغازه ها را بستند و به خانه ها رفتند. پرده ها را کشیدند و با چشمانی اشکبار،منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا باعث شد مالیاتها کاهش یابند اکنون مجسمه او در«کاونتری»است. اسطوره ها، به تنهایی خلق نمیشوند ، بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی شکل میگیرند.
نمیدانم اگر گودایوا در این نقطه از تاریخ و جغرافیا، به این بازی تلخ وادار میشد، آیا پنجره ها بسته میشد یاتصاویر او ازطریق شبکه های اجتماعی و موبایلها، از دستی به دست دیگر میگشت !
📚 @PDFsCom
👍2
احساس بیهودگی میکردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همهچیز بههم میخورد. نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا. همهمان فقط ول میگشتیم و منتظر مرگ بودیم. در این فاصله هم کارهای کوچکی میکردیم تا فضاهای خالی را پر کنیم. بعضی از ما حتی این کارهای کوچک را هم نمیکردیم. ما جزء نباتات بودیم. من هم همینطور. فقط نمیدانم چهجور گیاهی بودم. احساس میکردم شلغمم.
👤بوکوفسکی
📚 @PDFsCom
👤بوکوفسکی
📚 @PDFsCom
تصویر ذهنی مایه اصلی شخصیت و رفتار انسان است.با تغییر تصویر ذهنی شخصیت و رفتار او تغییر می کنند.اما از این هم بیشتر تصویر ذهنی سر حدات فضائل انسان را مشخص میکنند.نشان می دهدچه کاری از او ساخته است و چه کاری از او ساخته نیست.
📕 کتاب:روانشناسی تصویر ذهنی
✍🏻 اثر: #ماکسول_مالتز
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:روانشناسی تصویر ذهنی
✍🏻 اثر: #ماکسول_مالتز
📚 @PDFsCom
❤5👌1
مشوقهای امیر کبیر برای حمایت از «فرزند آوری»!
یکی از مهمترین عوامل رشد همهجانبه کشور، وجود نیروی انسانی کافی در زمینههای مختلف است. یکی از دغدغههای همیشگی امیرکبیر، پایین بودن نرخ رشد جمعیت در ایران، به واسطه عوامل مختلف بود. با توجه به نرخ پایین رشد جمعیت ایران در آن زمان، در حال تبدیل شدن به یک بحران تمام عیار بود. امیر برای ترقی نرخ رشد جمعیت و افزایش نفوس ایران، تمهیداتی اندیشید. او در میان کارکنان دولتی، افرادی را که دارای فرزند بیشتر بودند، برای دریافت مواجب و کمکهای بیشتر، ارجح میدانست. وی در سطح جامعه نیز خانوادههای پرجمعیت فقیر را زیر پوشش میگرفت و سرمایهداران را به حمایت از آنها وا میداشت. امیر در مورد خانوادههای پرجمعیت و معیشت آنها بسیار حساس بود. گام مؤثری که وی برای رفع دغدغه معیشت آنها برداشت، ایجاد شغل و تثبیت وضعیت اقتصادی بود. در کنار حمایت از فرزندآوری، امیر زمینه بهبود بهداشت عمومی را هم برای حفظ کودکان فراهم کرد. واکسیناسیون علیه آبله، یکی از مهمترینِ این اقدامات بود.
📚 @PDFsCom
مشوقهای امیر کبیر برای حمایت از «فرزند آوری»!
یکی از مهمترین عوامل رشد همهجانبه کشور، وجود نیروی انسانی کافی در زمینههای مختلف است. یکی از دغدغههای همیشگی امیرکبیر، پایین بودن نرخ رشد جمعیت در ایران، به واسطه عوامل مختلف بود. با توجه به نرخ پایین رشد جمعیت ایران در آن زمان، در حال تبدیل شدن به یک بحران تمام عیار بود. امیر برای ترقی نرخ رشد جمعیت و افزایش نفوس ایران، تمهیداتی اندیشید. او در میان کارکنان دولتی، افرادی را که دارای فرزند بیشتر بودند، برای دریافت مواجب و کمکهای بیشتر، ارجح میدانست. وی در سطح جامعه نیز خانوادههای پرجمعیت فقیر را زیر پوشش میگرفت و سرمایهداران را به حمایت از آنها وا میداشت. امیر در مورد خانوادههای پرجمعیت و معیشت آنها بسیار حساس بود. گام مؤثری که وی برای رفع دغدغه معیشت آنها برداشت، ایجاد شغل و تثبیت وضعیت اقتصادی بود. در کنار حمایت از فرزندآوری، امیر زمینه بهبود بهداشت عمومی را هم برای حفظ کودکان فراهم کرد. واکسیناسیون علیه آبله، یکی از مهمترینِ این اقدامات بود.
📚 @PDFsCom
👌2❤1
ارباب دزدها درباره يك چرخ فلك جادويي است؛ چند كودك بيخانمان كه بدون خانوادهشان زندگي ميكنند. داستاني درباره اسكيپييو رئيس آنها كه خودش را ارباب دزدها مينامد و درباره دو برادر كه بعد از مرگ مادرشان از زادگاهشان فرار ميكنند تا از دست خاله و عموي بداخلاقشان خلاص شوند و كارآگاه خصوصي به نام ويكتور كه همهجا دنبال آنهاست.
📕 کتاب:ارباب دزدها
✍🏻 اثر: #کورلینا_فونکه
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:ارباب دزدها
✍🏻 اثر: #کورلینا_فونکه
📚 @PDFsCom
تنها چیزی که بدتر از این است که نتوانم با او یا در کنار او باشم؛ این است که در دنیایی زندگی کنم که او در آن وجود نداشته باشد، علیالخصوص اگر باعثش من باشم.
📕 کتاب:پنج قدم فاصله
✍🏻 #ریچل_لیپینکات
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:پنج قدم فاصله
✍🏻 #ریچل_لیپینکات
📚 @PDFsCom
❤2👍1
شخصی به نام عبدالجبار مستوفی عزم زیارت حج کرده بود.
او هزار دینار زر ذخیره کرده بود. روزی از کوچه ای در کوفه رد می شد که به خرابه ای رسید. زنی را دید که در آن جا مشغول جست وجو بود. ناگاه در گوشه ای مرغ مرده ای دید، آن را زیر چادر گرفت و رفت.
عبدالجبار با خود گفت: این زن محتاج است ، باید ببینم که وضع او چگونه است؟ در عقب او رفت تا این که زن داخل خانه ای شد.
کودکانش پیش او جمع شدند و گفتند: ای مادر از گرسنگی هلاک شدیم؟ زن گفت: مرغی آورده ام تا برای شما بریان کنم.
عبدالجبار چون این سخن را شنید، گریست ...
با خود گفت: اگر حج خواهی کرد، حج تو این است. آن هزار دینار زر از خانه آورد و یرای زن فرستاد و خودش در آن سال در کوفه ماند.
چون حاجیان مراجعه کردند و به کوفه نزدیک شدند، مردمان به استقبال آنان رفتند. عبدالجبار نیز رفت. چون نزدیک قافله رسید،
شترسواری جلو آمد و بر وی سلام کرد و گفت: ای عبدالجبار از آن روز که در عرفات ده هزار دینار به من سپرده ای تو را می جویم، زر خود را بستان و ده هزار دینار به وی داد و ناپدید شد.
آوازی برآمد که ای مرد هزار دینار در راه ما بذل کردی، ده برابر پس فرستادیم و فرشته ای به صورت تو خلق کردیم تا از برایت هر ساله حج گزارد تا زنده باشی که برای بندگانم معلوم شود که رنج هیچ نیکوکاری به درگاه ما ضایع نیست.
قصص الانبيا
📚 @PDFsCom
او هزار دینار زر ذخیره کرده بود. روزی از کوچه ای در کوفه رد می شد که به خرابه ای رسید. زنی را دید که در آن جا مشغول جست وجو بود. ناگاه در گوشه ای مرغ مرده ای دید، آن را زیر چادر گرفت و رفت.
عبدالجبار با خود گفت: این زن محتاج است ، باید ببینم که وضع او چگونه است؟ در عقب او رفت تا این که زن داخل خانه ای شد.
کودکانش پیش او جمع شدند و گفتند: ای مادر از گرسنگی هلاک شدیم؟ زن گفت: مرغی آورده ام تا برای شما بریان کنم.
عبدالجبار چون این سخن را شنید، گریست ...
با خود گفت: اگر حج خواهی کرد، حج تو این است. آن هزار دینار زر از خانه آورد و یرای زن فرستاد و خودش در آن سال در کوفه ماند.
چون حاجیان مراجعه کردند و به کوفه نزدیک شدند، مردمان به استقبال آنان رفتند. عبدالجبار نیز رفت. چون نزدیک قافله رسید،
شترسواری جلو آمد و بر وی سلام کرد و گفت: ای عبدالجبار از آن روز که در عرفات ده هزار دینار به من سپرده ای تو را می جویم، زر خود را بستان و ده هزار دینار به وی داد و ناپدید شد.
آوازی برآمد که ای مرد هزار دینار در راه ما بذل کردی، ده برابر پس فرستادیم و فرشته ای به صورت تو خلق کردیم تا از برایت هر ساله حج گزارد تا زنده باشی که برای بندگانم معلوم شود که رنج هیچ نیکوکاری به درگاه ما ضایع نیست.
قصص الانبيا
📚 @PDFsCom
❤1👍1
روستایی عجیب در ایران که سیگار کشیدن را «گناه» میدانند!
یکی از جاذبههای ایران که شهرت جهانی نیز دارد «ماخونیک» است: روستای«لیلیپوت ایران» با مردمی که قد آنها از یک و نیم متر تجاوز نمیکند.
مردمی که تا ۵۰ سال پیش، چای نمینوشیدند، شکار نمیکردند و اصلا گوشت هم نمیخوردند و هنوز سیگار نمیکشند. مردم ماخونیک این قبیل کارها را گناه میدانستند.
ورود تلویزیون به این روستا به معنای ورود شیطان بود و اهالی تا چند سال پیش به تلویزیون میگفتند «شیطان». «ماخونیک» در منطقه دورافتادهای از جنوب استان خراسان، در نزدیکی مرز افغانستان قرار دارد و محل زندگی کوتولههاست. برخی از کارشناسان دلیل کوتاه قد بودن مردم این منطقه را ازدواج فامیلی، تغذیه ناسالم و نوشیدن آب حاوی جیوه اعلام کردهاند .
شاید جالب باشد بدانید که قوت غالب اهالی لیلیپوت ایران تا چند سال پیش شلغم و چغندر بوده که در اطراف روستا کاشت میشده.
لیلیپوت ایران به عنوان یکی از هفت روستای شگفتانگیز جهان بشمار میرود
📚 @PDFsCom
یکی از جاذبههای ایران که شهرت جهانی نیز دارد «ماخونیک» است: روستای«لیلیپوت ایران» با مردمی که قد آنها از یک و نیم متر تجاوز نمیکند.
مردمی که تا ۵۰ سال پیش، چای نمینوشیدند، شکار نمیکردند و اصلا گوشت هم نمیخوردند و هنوز سیگار نمیکشند. مردم ماخونیک این قبیل کارها را گناه میدانستند.
ورود تلویزیون به این روستا به معنای ورود شیطان بود و اهالی تا چند سال پیش به تلویزیون میگفتند «شیطان». «ماخونیک» در منطقه دورافتادهای از جنوب استان خراسان، در نزدیکی مرز افغانستان قرار دارد و محل زندگی کوتولههاست. برخی از کارشناسان دلیل کوتاه قد بودن مردم این منطقه را ازدواج فامیلی، تغذیه ناسالم و نوشیدن آب حاوی جیوه اعلام کردهاند .
شاید جالب باشد بدانید که قوت غالب اهالی لیلیپوت ایران تا چند سال پیش شلغم و چغندر بوده که در اطراف روستا کاشت میشده.
لیلیپوت ایران به عنوان یکی از هفت روستای شگفتانگیز جهان بشمار میرود
📚 @PDFsCom
اگر معلم بودم به بچهها یاد میدادم که عاقل باشند، عاقل به آن معنی که خودم میدانم.
کاری نمیکردم که دلشان بخواهد همهی دنیا را بگردند، آنطور که بدون شک شما، آقای سورل، موقعی که معلم بشوید خواهید کرد.من برعکس به بچهها یاد میدادم که خوشبختی را در همان نزدیکی خودشان و در چیزهایی جستجو کنند که ظاهرشان به خوشبختی نمیماند...!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:مون بزرگ
✍🏻 اثر: #آلن_فورنیه
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12408
📚 @PDFsCom
کاری نمیکردم که دلشان بخواهد همهی دنیا را بگردند، آنطور که بدون شک شما، آقای سورل، موقعی که معلم بشوید خواهید کرد.من برعکس به بچهها یاد میدادم که خوشبختی را در همان نزدیکی خودشان و در چیزهایی جستجو کنند که ظاهرشان به خوشبختی نمیماند...!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:مون بزرگ
✍🏻 اثر: #آلن_فورنیه
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12408
📚 @PDFsCom
با نزدیکشدن خطر، دو ندا با شدّتی یکسان در روح انسان بلند میشود؛ یکی که بسیار معقول است و میگوید که باید میزان خطر را سنجید و آن را شناخت و راه نجات از آن را یافت.
آوای دیگر که از اوّلی نیز معقولتر است میگوید که تفکّر بر خطر بسیار دشوار و روحآزار است و پیشبینیِ همهی عواملِ پدیدآورندهی خطر و نجاتیافتن از سیرِ کلّی رویدادها در حدّ توان بشر نیست، و بهاینسبب بهتر آن است که از کار دشوار بپرهیزیم و بهخطر تا پیش نیامده، نیندیشیم و خود را با جلوههای خوشایند زندگی مشغول داریم.
انسان اگر تنها باشد بیشتر به هشدار نخست گوش میدهد، و بهعکس؛ در جمع از ندای دوّم پیروی میکند.
📕 جنگ و صلح
✍🏻#لئو_تولستوی
📚 @PDFsCom
آوای دیگر که از اوّلی نیز معقولتر است میگوید که تفکّر بر خطر بسیار دشوار و روحآزار است و پیشبینیِ همهی عواملِ پدیدآورندهی خطر و نجاتیافتن از سیرِ کلّی رویدادها در حدّ توان بشر نیست، و بهاینسبب بهتر آن است که از کار دشوار بپرهیزیم و بهخطر تا پیش نیامده، نیندیشیم و خود را با جلوههای خوشایند زندگی مشغول داریم.
انسان اگر تنها باشد بیشتر به هشدار نخست گوش میدهد، و بهعکس؛ در جمع از ندای دوّم پیروی میکند.
📕 جنگ و صلح
✍🏻#لئو_تولستوی
📚 @PDFsCom
عجیب ولی واقعی !!
میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود.
بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط تیغه کشیده اند و هر نیمی را یکی برداشته و به کسب و کار مشغول است.
چون خواست داخل شود راهش ندادند و در سوال و جواب و گفت و گو که این چه کاری است که شما کردید پسرانش میگویند:
حوصله نداشتیم تا مردن تو صبر بکنیم سهممان را جلو جلو برداشتیم.
از قضای روزگار به سالی نمیکشد که در بلوای مشروطیت یکی از پسران جلوی میدان بهارستان تیر خورده و دیگری چندی بعد به مرض وبا که آن موقع در تهران مسری شده بود از دنیا رفته و دو مرتبه دکان دست حاجی میافتد و تیغه را از وسط برداشته و کسب خود را از سر میگیرد....
تهران در قرن سیزدهم - جعفر شهری
تصویر مربوط به یک مغازه در بازار تهران در ۱۰۰سال پیش
📚 @PDFsCom
میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود.
بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط تیغه کشیده اند و هر نیمی را یکی برداشته و به کسب و کار مشغول است.
چون خواست داخل شود راهش ندادند و در سوال و جواب و گفت و گو که این چه کاری است که شما کردید پسرانش میگویند:
حوصله نداشتیم تا مردن تو صبر بکنیم سهممان را جلو جلو برداشتیم.
از قضای روزگار به سالی نمیکشد که در بلوای مشروطیت یکی از پسران جلوی میدان بهارستان تیر خورده و دیگری چندی بعد به مرض وبا که آن موقع در تهران مسری شده بود از دنیا رفته و دو مرتبه دکان دست حاجی میافتد و تیغه را از وسط برداشته و کسب خود را از سر میگیرد....
تهران در قرن سیزدهم - جعفر شهری
تصویر مربوط به یک مغازه در بازار تهران در ۱۰۰سال پیش
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
نامهای از شخصی ناشناس به دست هرکول پوآرو میرسد و به او میگوید که در روز بیست و یکم ماه منتظر یک معمای جدید باشد. اسکاتلندیارد نامه را جدی نمیگیرد اما صبح روز بیست و دوم خبر میرسد که آلیس آشر در انداور با بیرحمی به قتل رسیده و یک نسخه از راهنمای الفبایی قطارهای مسافربری با صفحات باز روی پیشخوانی در نزدیکی جنازه پیدا شده.
📕 کتاب:الفبا و جنایت
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12316
📚 @PDFsCom
نامهای از شخصی ناشناس به دست هرکول پوآرو میرسد و به او میگوید که در روز بیست و یکم ماه منتظر یک معمای جدید باشد. اسکاتلندیارد نامه را جدی نمیگیرد اما صبح روز بیست و دوم خبر میرسد که آلیس آشر در انداور با بیرحمی به قتل رسیده و یک نسخه از راهنمای الفبایی قطارهای مسافربری با صفحات باز روی پیشخوانی در نزدیکی جنازه پیدا شده.
📕 کتاب:الفبا و جنایت
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12316
📚 @PDFsCom
👍1
گلدسته و سایه ها" شامل دو داستان کوتاه است. اولی داستان داور متولی امامزاده و زنی است که در يك شب سرد به او پناه می برد، شب را با او سر ميكند اما صبح هنگام داور به شكلي وحشتناك به هويت خود و زن پي ميبرد. دومی روایت برخورد چهار شخصیت
دو مرد مسن، یک جوان و یک نوجوان است که همه به نوعی دچار فقر مادی یا عاطفیند.
📕 کتاب:گلدسته و سایه ها
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
دو مرد مسن، یک جوان و یک نوجوان است که همه به نوعی دچار فقر مادی یا عاطفیند.
📕 کتاب:گلدسته و سایه ها
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
قول میدهم در جهان قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند و این نشان میدهد که جهان با همه عظمتش در برابر قدرت عشق چقدر حقیر است و ناتوان...
📕 کتاب:چهل نامهی کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:چهل نامهی کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
📚 @PDFsCom