PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
تنها چیزی که بدتر از این است که نتوانم با او یا در کنار او باشم؛ این است که در دنیایی زندگی کنم که او در آن وجود نداشته باشد، علی‌الخصوص اگر باعثش من باشم.

📕 کتاب:پنج قدم فاصله
✍🏻 #ریچل_لیپینکات

📚 @PDFsCom
2👍1
حالِ آنکس را دارم که چیزی را به رؤیا دیده و چون بیدار شود، لذتِ آن هنوز باقیست، اما رؤیا را به یاد نتواند آورد. زیرا که مکاشفه‌ی من از خاطرم رفته است، اما لذتی که از این بابت بردم هنوز در دلم باقی است.


📕 کمدی الهی
✍🏻 #دانته

📚 @PDFsCom
1
شخصی به نام عبدالجبار مستوفی عزم زیارت حج کرده بود.
او هزار دینار زر ذخیره کرده بود. روزی از کوچه ای در کوفه رد می شد که به خرابه ای رسید. زنی را دید که در آن جا مشغول جست وجو بود. ناگاه در گوشه ای مرغ مرده ای دید، آن را زیر چادر گرفت و رفت.

عبدالجبار با خود گفت: این زن محتاج است ، باید ببینم که وضع او چگونه است؟ در عقب او رفت تا این که زن داخل خانه ای شد.
کودکانش پیش او جمع شدند و گفتند: ای مادر از گرسنگی هلاک شدیم؟ زن گفت: مرغی آورده ام تا برای شما بریان کنم.

عبدالجبار چون این سخن را شنید، گریست ...
با خود گفت: اگر حج خواهی کرد، حج تو این است. آن هزار دینار زر از خانه آورد و یرای زن فرستاد و خودش در آن سال در کوفه ماند.

چون حاجیان مراجعه کردند و به کوفه نزدیک شدند، مردمان به استقبال آنان رفتند. عبدالجبار نیز رفت. چون نزدیک قافله رسید،
شترسواری جلو آمد و بر وی سلام کرد و گفت: ای عبدالجبار از آن روز که در عرفات ده هزار دینار به من سپرده ای تو را می جویم، زر خود را بستان و ده هزار دینار به وی داد و ناپدید شد.
آوازی برآمد که ای مرد هزار دینار در راه ما بذل کردی، ده برابر پس فرستادیم و فرشته ای به صورت تو خلق کردیم تا از برایت هر ساله حج گزارد تا زنده باشی که برای بندگانم معلوم شود که رنج هیچ نیکوکاری به درگاه ما ضایع نیست.

قصص الانبيا
📚 @PDFsCom
1👍1
روستایی عجیب در ایران که سیگار کشیدن را «گناه» می‌دانند!

یکی از جاذبه‌های ایران که شهرت جهانی نیز دارد «ماخونیک» است: روستای«لی‌لی‌پوت ایران» با مردمی که قد آنها از یک و نیم متر تجاوز نمی‌کند.

مردمی که تا ۵۰ سال پیش، چای نمی‌نوشیدند، شکار نمی‌کردند و اصلا گوشت هم نمی‌خوردند و هنوز سیگار نمی‌کشند. مردم ماخونیک این قبیل کارها را گناه می‌دانستند.

ورود تلویزیون به این روستا به معنای ورود شیطان بود و اهالی تا چند سال پیش به تلویزیون می‌گفتند «شیطان». «ماخونیک» در منطقه دورافتاده‌ای از جنوب استان خراسان، در نزدیکی مرز افغانستان قرار دارد و محل زندگی کوتوله‌هاست. برخی از کارشناسان دلیل کوتاه قد بودن مردم این منطقه را ازدواج فامیلی، تغذیه ناسالم و نوشیدن آب حاوی جیوه اعلام کرده‌اند .

شاید جالب باشد بدانید که قوت غالب اهالی لی‌لی‌پوت ایران تا چند سال پیش شلغم و چغندر بوده که در اطراف روستا کاشت می‌شده.

لی‌لی‎پوت ایران به عنوان یکی از هفت روستای شگفت‌انگیز جهان بشمار می‌رود

📚 @PDFsCom
اگر معلم بودم به بچه‌ها یاد می‌دادم که عاقل باشند، عاقل به آن معنی که خودم می‌دانم.
کاری نمی‌کردم که دلشان بخواهد همه‌ی دنیا را بگردند، آنطور که بدون شک شما، آقای سورل، موقعی که معلم بشوید خواهید کرد.من برعکس به بچه‌ها یاد می‌دادم که خوشبختی را در همان نزدیکی خودشان و در چیزهایی جستجو کنند که ظاهرشان به خوشبختی نمی‌ماند...!

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:مون بزرگ
✍🏻 اثر: #آلن_فورنیه

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12408

📚 @PDFsCom
با نزدیک‌شدن خطر، دو ندا با شدّتی یکسان در روح انسان بلند می‌شود؛ یکی که بسیار معقول است و می‌گوید که باید میزان خطر را سنجید و آن را شناخت و راه نجات از آن را یافت.
آوای دیگر که از اوّلی نیز معقول‌تر است می‌گوید که تفکّر بر خطر بسیار دشوار و روح‌آزار است و پیش‌بینیِ همه‌ی عواملِ پدیدآورنده‌ی خطر و نجات‌یافتن از سیرِ کلّی رویدادها در حدّ توان بشر نیست، و به‌این‌سبب بهتر آن است که از کار دشوار بپرهیزیم و به‌خطر تا پیش نیامده، نیندیشیم و خود را با جلوه‌های خوشایند زندگی مشغول داریم.
انسان اگر تنها باشد بیشتر به هشدار نخست گوش میدهد، و به‌عکس؛ در جمع از ندای دوّم پیروی می‌کند.

📕 جنگ و صلح
✍🏻#لئو_تولستوی
📚 @PDFsCom
عجیب ولی واقعی !!

میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود.
بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط تیغه کشیده اند و هر نیمی را یکی برداشته و به کسب و کار مشغول است.
چون خواست داخل شود راهش ندادند و در سوال و جواب و گفت و گو که این چه کاری است که شما کردید پسرانش میگویند:
حوصله نداشتیم تا مردن تو صبر بکنیم سهممان را جلو جلو برداشتیم.
از قضای روزگار به سالی نمیکشد که در بلوای مشروطیت یکی از پسران جلوی میدان بهارستان تیر خورده و دیگری چندی بعد به مرض وبا که آن موقع در تهران مسری شده بود از دنیا رفته و دو مرتبه دکان دست حاجی میافتد و تیغه را از وسط برداشته و کسب خود را از سر میگیرد....

تهران در قرن سیزدهم - جعفر شهری

تصویر مربوط به یک مغازه در بازار تهران در ۱۰۰سال پیش

📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب

نامه‌ای از شخصی ناشناس به دست هرکول پوآرو می‌رسد و به او می‌گوید که در روز بیست و یکم ماه منتظر یک معمای جدید باشد. اسکاتلندیارد نامه را جدی نمی‌گیرد اما صبح روز بیست و دوم خبر می‌رسد که آلیس آشر در انداور با بیرحمی به قتل رسیده و یک نسخه از راهنمای الفبایی قطارهای مسافربری با صفحات باز روی پیشخوانی در نزدیکی جنازه پیدا شده.

📕 کتاب:الفبا و جنایت
✍🏻 اثر: #آگاتا_کریستی

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12316

📚 @PDFsCom
👍1
گلدسته و سایه ها" شامل دو داستان کوتاه است. اولی داستان داور متولی امامزاده و زنی است که در يك شب سرد به او پناه می برد، شب را با او سر مي‌كند اما صبح هنگام داور به شكلي وحشتناك به هويت خود و زن پي مي‌برد. دومی روایت برخورد چهار شخصیت ‌
دو مرد مسن، یک جوان و یک نوجوان است که همه به نوعی دچار فقر مادی یا عاطفیند.

📕 کتاب:گلدسته و سایه ها
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی

📚 @PDFsCom
‌قول می‌دهم در جهان قدرتی وجود ندارد که بتواند عشق را به کینه تبدیل کند و این نشان می‌دهد که جهان با همه عظمتش در برابر قدرت عشق چقدر حقیر است و ناتوان...

📕 کتاب:چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 @PDFsCom
مردی ثروتمند وارد رستورانی شد. نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت و دید زنی سیاه ‌پوست در گوشه‌ای نشسته است. به سوی پیشخوان رفت و کیف پولش را در آورد و خطاب به گارسون فریاد زد، برای همه کسانی که اینجا هستند غذا می‌خرم، غیر از آن زن سیاهی که آنجا نشسته است!
گارسون پول را گرفته و به همه کسانی که در آنجا بودند غذای رایگان داد، جز آن زن سياه پوست.
زن به جای آن که مکدر شود و چین بر جبین آشکار نماید، سرش را بالا گرفت و نگاهی به مرد کرده با لبخندی گفت، تشکّر می‌کنم.
مرد ثروتمند خشمگین شد. دیگربار نزد گارسون رفت و کیف پولش را در آورد و به صدای بلند گفت، این دفعه یک پرس غذا به اضافۀ غذای مجّانی برای همه کسانی که اینجا هستند غیر از آن سياه که در آن گوشه نشسته است.
دوباره گارسون پول را گرفت و شروع به دادن غذا و پرس اضافی به افراد حاضر در رستوران کرد و آن زن سياه را مستثنی نمود. وقتی کارش تمام شد و غذا به همه داده شد، زن لبخندی دیگر زد و آرام به مرد گفت، سپاسگزارم.
مرد از شدت خشم دیوانه شد. به سوی گارسون خم شد و از او پرسید،این زن سیاه‌پوست دیوانه است؟ من برای همه غذا و نوشیدنی خریدم غیر از او و او به جای آن که عصبانی شود از من تشکر می‌کند و لبخند می‌زند و از جای خود تکان نمی‌خورد.
گارسون لبخندی به مرد ثروتمند زد و گفت، خیر قربان. او دیوانه نیست. او صاحب این رستوران است.

شاید کارهایی که دشمنان ما در حق ما می‌کنند نادانسته به نفع ما باشد...
📚 @PDFsCom
روزی حاکمی به وزیرش گفت:
امروز بگو بهترین قسمت گوسفند را برایم کباب کنند و بیاورند.

وزیر دستور داد خوراک زبان آوردند.
چند روز بعد حاکم به وزیر گفت:
امروز میخواهم بدترین قسمت
گوسفند را برایم بیاوری .

و وزیر دستور داد باز هم خوراک زبان آوردند.
حاکم با تعجب گفت:
یک روز از تو بهترین خواستم و یک روز بدترین هر دو روز را زبان برایم آوردی چرا؟؟؟
وزیر گفت:
"قربان بهترین دوست برای انسان زبان اوست و بدترین دشمن نیز باز هم زبان اوست"

📚 @PDFsCom
مهم ترین عامل تعیین کننده وضعیت شما،روحیه شماست که در هر لحظه چه احساسی دارید.روحیه مهم ترین عامل خلق پدیده هاست.

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:تکنولوژی فکر
✍🏻 اثر: #دکتر_علیرضا_آزمندیان

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12330

📚 @PDFsCom
با نزدیک‌شدن خطر، دو ندا با شدّتی یکسان در روح انسان بلند می‌شود؛ یکی که بسیار معقول است و می‌گوید که باید میزان خطر را سنجید و آن را شناخت و راه نجات از آن را یافت.
آوای دیگر که از اوّلی نیز معقول‌تر است می‌گوید که تفکّر بر خطر بسیار دشوار و روح‌آزار است و پیش‌بینیِ همه‌ی عواملِ پدیدآورنده‌ی خطر و نجات‌یافتن از سیرِ کلّی رویدادها در حدّ توان بشر نیست، و به‌این‌سبب بهتر آن است که از کار دشوار بپرهیزیم و به‌خطر تا پیش نیامده، نیندیشیم و خود را با جلوه‌های خوشایند زندگی مشغول داریم.
انسان اگر تنها باشد بیشتر به هشدار نخست گوش میدهد، و به‌عکس؛ در جمع از ندای دوّم پیروی می‌کند.

📕 جنگ و صلح
✍🏻#لئو_تولستوی

📚 @PDFsCom
صدای انسان اغلب یک راز محسوب می شود . نخست اینکه ما نمی توانیم دستگاه صوتی خود را ببینیم دیگر اینکه هیچ ساز ارکستری مشابهی وجود ندارد که ترکیبی از ساز بادی و سیمی باشد و در گلوی ما قرار گرفته و تمام بدن ما را برای ایجاد طنین و لحن صدا به کار برد . آنچه می دانیم اینست که مادهان خود را باز می کنیم و صدا از آن بیرون می آید .

📕 کتاب:صدای خود را آزاد کنید
✍🏻 اثر: #راجر_لاو

📚 @PDFsCom
@RastarLib صدای خود را ازاد کنید.pdf
4.7 MB
📕 کتاب:صدای خود را آزاد کنید
✍🏻 اثر: #راجر_لاو

📚 @PDFsCom
می گویند در قدیم دزد سر گردنه هم معرفت داشت:

روزی دزدی در مجلسی پر ازدحام با زیرکی کیسه سکه مردی غافل را می دزدد،
هنگامی که به خانه رسید کیسه را باز کرد دید در بالای سکه ها کاغذی است که بر آن نوشته است:
خدایا به برکت این دعا سکه های مرا حفاظت بفرما!
اندکی اندیشه کرد...
سپس کیسه را به صاحبش باز گرداند!
دوستان دزدش او را سرزنش کردند که چرا این همه پول را از دست داد.
دزد کیسه در پاسخ گفت:
صاحب کیسه باور داشت که دعا دارایی او را نگهبان است. او بر این دعا به خدا اعتقاد نموده است.
من دزد دارایی او بودم نه دزد دین او...
اگر کیسه او را پس نمیدادم، باورش بر دعا و خدا سست می شد. آن گاه من دزد باورهای او هم بودم
و این دور از انصاف است...

📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب

شما به راحتی می توانید هر مشتری گرم یا حتی سردی را به مشتری داغ تبدیل کنید. اما چطور؟ با فراگیری نحوه ی معرفی مؤثر کسب و کارتان، در قالب یک محاوره ی اجتماعی، با استفاده از تنها چند کلمه، با یک توالی ساده، و بدون کمترین دردسر. مشتریان عاشق خرید کردن هستند، ولی از فردی که بخواهد چیزی به آنها بفروشد وحشت دارند. پس چرا از کلماتی استفاده نمی کنید که از لحاظ اجتماعی پذیرفته ترند؟ به طوری که هر مشتری را وادار کنید واقعا برای معرفی محصول به شما التماس کند؟

📕 کتاب:یخ شکن ها
✍🏻 اثر: #تام_شرایتر

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12283

📚 @PDFsCom
هیچ چیز در دنیا به اندازه بی عدالتی به وضوح احساس و درک نمیشود.

📕 کتاب:سرود کریسمس
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز

📚 @PDFsCom
👍1
@PDFsCom سرود کریسمس
968.8 KB
📕 کتاب:سرود کریسمس
✍🏻 اثر: #چارلز_دیکنز

📚 @PDFsCom
😢1