PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
@PDFsCom زهیر
1.5 MB
📕 کتاب:زهیر
✍🏻 اثر: #پائولو_کوئیلو

📚 @PDFsCom
کشاورز مستأجری با صاحب خانه اش جر و بحث داشت. ماه ها بود که کارشان شده بود اره بده و تیشه بگیر! اما هیچ کدامشان هم یک ذره کوتاه نمی آمد. تا این که کشاورز تصمیم گرفت به دادگاه شکایت کند.
بنابراین پیش وکیلی رفت و از او خواست که راه پیروز شدن را به او نشان بدهد.
وکیل به او امیدواری زیادی نداد، چون بنابر صحبت های کشاورز، قانون بیش تر طرف صاحب_خانه را می گرفت تا او را.
بالاخره کشاورز گفت: «چه طوره برای شام قاضی پیر یک جفت مرغابی سرحال درست و حسابی بفرستم.»
وکیل با ترس و لرز گفت: «تو چه کار می کنی؟! این رشوه است!»
کشاورز با شرم و خجالت گفت: «نه بابا، این فقط یه هدیه ی محترمانه ست، نه بیش تر.»
وکیل جواب داد: «همینه که بهت می گم، اگه می خوای فرصتت رو از دست بدی، این کار رو بکن.»
خلاصه کشاورز به دادگاه رفت و وکیل را هم مثل بقیه متعجب کرد. او پیروز شد!
کشاورز همین طور که دادگاه را ترک می کرد به طرف وکیلش برگشت و گفت: «مرغابی ها رو فرستادم .»
وکیل گفت: «نه؟!»
کشاورز گفت : «چرا، اما به اسم صاحب خونه م فرستادم

📚 @PDFsCom
1
📎 #_یک_تکه_کتاب

شعله مانند بالا آمدن مهتاب آهسته آهسته گسترده تر شد و چهره زن نظافت چی را روشن کرد . نیازی به گفتن نیست که مرد با خود چه اندیشید ، چه زیباست . اما آنچه زن با خود اندیشید چنین بود ، چشمش فقط به دنبال جزیره ناشناخته است و این تنها یک نمونه از مواردی است که مردم نگاهی را در چشم دیگری به اشتباه تعبیر می کنند .

📕 کتاب : قصه‌ی جزیره ناشناخته
اثر : #ژوزه_ساراماگو

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8201

📚 @PDFsCom
از شوهر قاچاق چی اش به خانه پدری اش باز میگردد. دوبرادر دارد عبید برادر بد و جاسم حامی حله. حله بعد از اشنایی با خدو با او مزدوج میشود ولی ...
درباره اسم کتاب: شبیرو نام مردیه که زنش فوت شده و ناراحت و افسرده شده و منتظره زنش برگرده.

📕 کتاب:باشبیرو
✍🏻 اثر: #محمود_دولت_آبادی

📚 @PDFsCom
والتر مولینو نقاش ایتالیایی در ۱۹۶۲ دنیا را در سال ۲۰۲۲ چنین تصویر کرد‌ه ‌است.‌

📚 @PDFsCom
👍3
ما زندگی را انتخاب نمی‌کنیم، این زندگی است که ما را انتخاب می‌کند. نمی‌توانیم شاکی باشیم که چرا زندگی، خوشی‌ها و اندوه‌های خاصی را به ما اختصاص داده و ما فقط ناگزیریم آنها را بپذیریم و ادامه دهیم. ما نمی‌توانیم زندگی‌مان را انتخاب کنیم اما می‌توانیم تصمیم بگیریم که با شادی‌ها و اندوه‌هایی که به ما داده شده، چگونه برخورد کنیم.

📕 خیانت
✍🏻 #پائولو_کوئیلو

📚@PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آن مرد شعر میگوید . آن مرد قصه می خواند . آن مرد حکایات بسیار برای گفتن دارد...

باهم بشنويم 🎧
باهم بخوانيم📚


از اين صداى ناب لذت ببريم❤️
👇
@malekisoheil
@malekisoheil
👍1
در زمان یکی از شاهان، شایعه شد که شاه مرده.
شاه به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند.

پس از جستجو، به عامل شایعه پراکنی که یک پیرزن بود رسیدند.، و نزد پادشاه بردند.
پادشاه به پیرزن گفت، چرا شایعه مرگ من را درست کردی، در حالی که من زنده ام.

پیرزن گفت من از اوضاع مملکت به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید.
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد، قاضی رشوه میگیرد و داروغه از همه باج خواهی میکند و به همه زور میگوید، کاسبها هم کم فروشی و گران فروشی میکنند
هیچ دادخواهی هم پیدا نميشود، هیچکس بفکر مردم نیست و مردم به حال خود رها شده اند، لاجرم فکر کردم شما در قید حیات نیستی

📚 @PDFsCom
🛍🛍🛍🛍🛍

خرید مطمئن از برندهای مطرح دنیا را با ما تجربه کنید 🦋

⁣شیک پوش باش و زیباییت رو جدی بگیر


https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAFbtDuC4aFZFWCIQUA
دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آن را در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .

ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :

- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است!

گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم! چرا؟!

📚 @PDFsCom
بگذار احساس هایت را احساس کنی.بگذار آسیب پذیر باشی و گریه کنی.چه لزومی دارد که همیشه نیرومند باشی؟ بگذار کودک درونت همه احساس ها را احساس کند، نه فقط بعضی از آنها را.بیشتر بخوان و بیشتر بنویس.به درون بنگر و ازکودک درونت بپرس که خواهان چیست.برای طلب هدایت، دست به دعا بردار.مجالی را نیز در اختیار کودک معنوی ات بگذار، که این چنین به خدا و طبیعت و به خود تو نزدیک است.

#معرفی_کتاب
📕 کتاب:شفای کودک درون
✍🏻 اثر: #لوسیا_کاپاچیونه

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/12238

📚 @PDFsCom
👍2
.

🍃 دلنشین ترين جملات انگيزشي جهان :
متن هايي كه روحتو جلا ميده :


@Disoniha_angizeshi
@Disoniha_angizeshi

.
همیشه فکر میکردم از عشق مردن یک تعبیر شاعرانه است. آن روز بعدازظهر وقتی بی‌ گربه و بی او به خانه برگشتم برایم ثابت شده بود که مردن از عشق نه تنها ممکن است بلکه خود من پیر و بی یار داشتم از عشق میمردم. اما در عین حال فهمیدم که عکس آن‌هم حقیقت معتبری بود. لذت این غم را در دنیا با هیچ چیز عوض نمی‌کردم.

بیش از پانزده سال سعی کرده بودم اشعار لئوپاردی را ترجمه کنم و فقط آن روز بعدازظهر بود که عمق آنها را دریافتم:
وای بر من،
این عشق است،
این چنین خانمان برانداز.


📕 خاطرات روسپیان سودازده من
✍🏼 #گابریل_گارسیا_مارکز

📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
ماورای طبیعی شدن عبارت است از دست‌یابی به آگاهیِ بیشتری نسبت به خود و این‌که شما در این دنیا چه کسی هستید! 🎧 #کتاب_صوتی: 📕 ماورای طبیعی شدن #جو_دیسپنزا 📌 قسمت ۱ ،۲ 📚 @PDFsCom
در جایی از زندگی‌ام هستم که برایم مهم نیست دیگران در موردم چه می‌گویند و بدون شک من هم ایرادهای خاص خودم را دارم اما بیش از هر زمانی می‌دانم که دارم در زندگی مردم تفاوت ایجاد می‌کند. این را با نهایت تواضع می‌گویم. سال‌ها تلاش کرده‌ام تا بتوانم اطلاعات علمی پیچیده را طوری ساده کنم که افراد بتوانند آن را درک کرده و در زندگی خود به کار بندند.

🎧 #کتاب_صوتی:ماورای طبیعی شدن
🖋اثر:جو دیسپنزا
قسمت : 3و4
📚 @PDFsCom
ماورای طبیعی شدن _ جو دیسپنزا
@PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی:ماورای طبیعی شدن
🖋اثر:جو دیسپنزا
قسمت : 3
📚 @PDFsCom
ماورای طبیعی شدن _جو دیسپنزا
@PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی:ماورای طبیعی شدن
🖋اثر:جو دیسپنزا
قسمت : 4
📚 @PDFsCom
من فکر می‌کنم آن چه موجب رنجش آدم‌ها از یکدیگر می‌شود، این است که:
غالبا ما آدم‌ها توقع داریم طرف مقابلمان، به تمام وقایع دنیا از زاویه‌ی دید ما نگاه کند!

📕 طبل حلبی
✍🏻 #گونتر_گراس

📚 @PDFsCom
وقتی که به گذشته‌ام نگاه میکنم میبینم بیشتر چیزهایی که نگران‌شان بودم، هرگز اتفاق نیفتادند.من زمان و انرژی خیلی زیادی را هدر دادم تا ناراحت باشم.

📕 کتاب : چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم
اثر : #جول_اوستین

📚 @PDFsCom
👍3
تصویری واقعی که در سال۱۸۸۹ میلادی در دمشق گرفته شد.
کوتوله معلولِ مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله در رفت و آمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت و در کوچه پس کوچه‌های دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چاله‌ها و پستی بلندی‌ها می‌گذشت. یکی می‌دید و دیگری راه می‌رفت، اینچنین همدیگر را کامل می‌کردند.
هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی می‌کردند و با هم کار می‌کردند.
سمیر قصه‌گو بود و در یکی از قهوه خانه‌های قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه می‌گفت و عبدالله روشندل کنار قهوه‌خانه نخود و لوبیای داغ می‌فروخت.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت و عبدالله به شدت متاثر شد،طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست، تا جائی که جسد بی‌جانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند.
این دو مرد ساده دل، که دین یکدیگر را نفهمیدند، با هم زندگی کردند و به انسانها ثابت کردند که ما به همدیگر نیاز داریم بدون اینکه دین و باور یکدیگر را در نظر بگیریم.

ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست

👤مولانا

📚 @PDFsCom
👍41
رمان عارف جان سوخته، شرح حال و زندگی مولانا است و اولین فصل این کتاب به دیدار شگفت‌ انگیز شمس و مولانا اختصاص یافته است. دیداری که به منزله تولد دوباره مولانا برشمرده می‌شود و زندگی و اندیشه او را دگرگون می کند. داستان زندگی شورانگیز مولانا جلال‌الدین بلخی و عشق افسانه وار او به شمس تبریزی از شگفتی‌های ادب فارسی است.

📕 کتاب:عارف جان سوخته
✍🏻 اثر: #نهال_تجدد

📚 @PDFsCom
👍3