ترس همیشه اونجاست و به شکل ها و در زمان های متفاوتی به سراغ ما میاد و غافلگیرمون می کنه، اما ترسناکترین کاری که ممکنه در چنین مواقعی انجام بدیم، اینه که چشمامونو ببندیم و به اون پشت کنیم، چون در همچین موقعی باارزشترین جوهره ی وجودمون رو به چیز دیگه ای تسلیم می کنیم
📕 کتاب:نفر هفتم
✍🏻 اثر: #هاروکی_موراکامی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:نفر هفتم
✍🏻 اثر: #هاروکی_موراکامی
📚 @PDFsCom
👍1
هوشنگ ابتهاج تعریف میکرد:
در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم...
دیدم قبل از اینکه بذارنش تو قبر، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند، توی کف قبر ریختند.
از یک نفر که اینکار رو داشت انجام میداد، سوال کردم که این چه رسمی ست که شما دارید؟!
گفت: توی رساله نوشته که این کار برای فرد مسلمان مستحبه و ما مدت هاست برا مرده هامون اینکار رو انجام میدیم!
چون برام تعجب آور بود، سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف و بهش گفتم: کجاش نوشته؟!
طرف هم میره تو بخش آیین کفن و دفن میت، آورد که بفرما!
دیدم نوشته کف قبر مسلمان، مستحب است یک وجب پهن تر باشد!
☑️ باید دست از رسوم اشتباه برداریم شاید ریشه در بدفهمی ما داشته باشد ...
✍🏻 به نقل از دکتر شفیعی کدکنی
📚 @PDFsCom
در مراسم کفن و دفن شخصی شرکت کردم...
دیدم قبل از اینکه بذارنش تو قبر، چیزی حدود یک وجب سرگین و فضولات تر گوسفند، توی کف قبر ریختند.
از یک نفر که اینکار رو داشت انجام میداد، سوال کردم که این چه رسمی ست که شما دارید؟!
گفت: توی رساله نوشته که این کار برای فرد مسلمان مستحبه و ما مدت هاست برا مرده هامون اینکار رو انجام میدیم!
چون برام تعجب آور بود، سریع گشتم یه رساله پیدا کردم و رفتم سراغ طرف و بهش گفتم: کجاش نوشته؟!
طرف هم میره تو بخش آیین کفن و دفن میت، آورد که بفرما!
دیدم نوشته کف قبر مسلمان، مستحب است یک وجب پهن تر باشد!
☑️ باید دست از رسوم اشتباه برداریم شاید ریشه در بدفهمی ما داشته باشد ...
✍🏻 به نقل از دکتر شفیعی کدکنی
📚 @PDFsCom
شخصی کفشهایش را برای تعمیر نزد کفاشی میبَرد. کفاش میگوید: این کفش سه کوک میخواهد و هر کوک مثلا ده تومان میشود و خرج کفش میشود سی تومان. مشتری هم قبول میکند. پول را میدهد و میرود تا ساعتی دیگر برگردد.
کفاش دست به کار میشود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام...! اما در مییابد اگر چه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش، کفشتر خواهد شد. از یک سو، قرار مالی را گذاشته و نمیشود طلب اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نه؟!
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعدهی توافق، مانده است. یک دو راهی ساده که هیچکدام خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده، اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم کرده است. اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون راه رفته، اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد.
دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و ما کفاشهای دو دل...! برایتان دعا میکنم که در این دنیای فانی هر لحظه با نگاه و کلام، از سر وجدان و مهرورزی، کوک چهارم را برای ديگران بزنید...
📚 @PDFsCom
شخصی کفشهایش را برای تعمیر نزد کفاشی میبَرد. کفاش میگوید: این کفش سه کوک میخواهد و هر کوک مثلا ده تومان میشود و خرج کفش میشود سی تومان. مشتری هم قبول میکند. پول را میدهد و میرود تا ساعتی دیگر برگردد.
کفاش دست به کار میشود. کوک اول، کوک دوم و در نهایت، کوک سوم و تمام...! اما در مییابد اگر چه کار تمام است، ولی یک کوک دیگر اگر بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش، کفشتر خواهد شد. از یک سو، قرار مالی را گذاشته و نمیشود طلب اضافه کند و از سوی دیگر، دو دل است که کوک چهارم را بزند یا نه؟!
او میان نفع و اخلاق، میان دل و قاعدهی توافق، مانده است. یک دو راهی ساده که هیچکدام خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را نزند، هیچ خلافی نکرده، اما اگر بزند، به رسالت هزار پیامبر تعظیم کرده است. اگر کوک چهارم را نزند، روی خط توافق و قانون راه رفته، اما اگر بزند، صدای لبیک او، آسمان اخلاق را پر خواهد کرد.
دنیا پر از فرصت کوک چهارم است، و ما کفاشهای دو دل...! برایتان دعا میکنم که در این دنیای فانی هر لحظه با نگاه و کلام، از سر وجدان و مهرورزی، کوک چهارم را برای ديگران بزنید...
📚 @PDFsCom
هرچه بیشتر فکر آن را می کرد بیشتر دچار هوس می شد که خانه قشنگی را ببیند که مانند خانه خودش باشد
پات در حیرت بود که چرا تا آن وقت متوجه آن همه زیبایی نشده بود
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:چمنزارهای بهشت
✍🏻 اثر: #جان_اشتاین_بک
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/14007
📚 @PDFsCom
پات در حیرت بود که چرا تا آن وقت متوجه آن همه زیبایی نشده بود
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:چمنزارهای بهشت
✍🏻 اثر: #جان_اشتاین_بک
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/14007
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
چگونه میتوان کسی را ترساند که شکمش فریاد گرسنگی را میکند و رودههای بچههایش از نخوردن به پیچ و تاب در میآید؟ دیگر چیزی نمیتواند او را بترساند. او بدترین ترسها را دیده است. 🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم نویسنده: #جان_اشتاینبک مترجم: #شاهرخ_مسکوب راوی:…
درسهای بیشماری در دل رمان خوشه های خشم نهفته است که دیدگاه آدمی را به مفاهیمی چون: حرص و آز، فداکاری، اهمیت بنیان خانواده و مناعت طبع طبقۀ فرودست جامعه در مقایسه با طبقه مرفه، باز میکند. سکانس پایانی اثر، از نظر بسیاری از منتقدان، ملغمهای بینظیر از زشتی، زیبایی و سخاوت است که با گذر زمان، هرگز از ذهن خوانندۀ اثر زدوده نخواهد شد.
🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم
نویسنده: #جان_اشتاینبک
مترجم: #شاهرخ_مسکوب
راوی: #بهروز_رضوی
انتشارات: #امیر_کبیر
قسمت: سوم
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم
نویسنده: #جان_اشتاینبک
مترجم: #شاهرخ_مسکوب
راوی: #بهروز_رضوی
انتشارات: #امیر_کبیر
قسمت: سوم
📚 @PDFsCom
این کتاب یکی از بهترین راهنماها برای غلبه بر تنبلی و داشتن یک زندگی پربار است. حقیقت آن است که همه ما دوست داریم هر روز بیش از پیش موفق باشیم و آنچه در ذهن داریم را به انجام برسانیم، اما آنچه به راستی اتفاق میافتد این است که عادت «به تعویق انداختن کارها» باعث شود با انبوهی از کارهای ناتمام که همه را به آینده مؤکول کرده ایم مواجه شویم و این ما را به استیصال میکشاند و اضطراب حاصل از آن باعث میشود که هرگز دست به کار انجام کارهایمان نشویم. با تغییر الگوی ذهنیمان به سوی یک ساختار «ضد تنبلی» میتوانیم بر این مشکل فائق آییم و این همان راهی است که این کتاب با مجموعه راهنماییهای ساده اما نظاممند و کارا پیش پای ما میگذارد تا هرچه بیشتر بتوانیم از زمان محدودمان بهره بگیریم.
📕 کتاب:۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
✍🏻 اثر: #اس_جی_اسکات
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:۲۳ راه برای غلبه بر تنبلی
✍🏻 اثر: #اس_جی_اسکات
📚 @PDFsCom
👍3👏1
فرهنگ همیشه وحشتناکترین چیز برای یک دیکتاتور است زیرا مردمی که کتاب بخوانند هرگز برده نخواهند شد!
👤آنتونیو لوبوآنتونس
[طبق آمارهاى مختلف سرانه مطالعه ايران ٢ تا ٧ دقيقه در روز است]
📚 @PDFsCom
👤آنتونیو لوبوآنتونس
[طبق آمارهاى مختلف سرانه مطالعه ايران ٢ تا ٧ دقيقه در روز است]
📚 @PDFsCom
👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
مانوئل نگران بود. راه حلی نبود جز آنکه حمله کند. محکم جلوی گاو موضع گرفت شنل را رد کرد و شمشیر را بالا برده و در حین این عمل بدنش را به سمت چپ کشید تا با شاخ گاو برخورد نکند. گاو گذشت و شمشیر به هوا پرتاب شده در زیر نور چراغ ها برقی زد و با قبضه خون آلودش به زمین افتاد. مانوئل به سوی شمیر دوید خم شد و آن را با زانوانش صاف کرد و به سمت گاو که حالا ثابت ایستاده بود دوید. در حسن دویدن از جلوی هرناندز که با شنلش ایستاده بود گذشت…
📕 کتاب:شکست ناپذیر
✍🏻 اثر: #ارنست_همینگوی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13938
📚 @PDFsCom
مانوئل نگران بود. راه حلی نبود جز آنکه حمله کند. محکم جلوی گاو موضع گرفت شنل را رد کرد و شمشیر را بالا برده و در حین این عمل بدنش را به سمت چپ کشید تا با شاخ گاو برخورد نکند. گاو گذشت و شمشیر به هوا پرتاب شده در زیر نور چراغ ها برقی زد و با قبضه خون آلودش به زمین افتاد. مانوئل به سوی شمیر دوید خم شد و آن را با زانوانش صاف کرد و به سمت گاو که حالا ثابت ایستاده بود دوید. در حسن دویدن از جلوی هرناندز که با شنلش ایستاده بود گذشت…
📕 کتاب:شکست ناپذیر
✍🏻 اثر: #ارنست_همینگوی
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13938
📚 @PDFsCom
من که صد سال از عمرم گذشته می دانم چه می گویم. آدم هرچه پیرتر می شود باید ذوق بیشتری برای شناختن قدر زندگی نشان دهد. آدم باید قریحه ی ظریفی پیدا کند، باید هنرمند بشود. در ده سالگی یا بیست سالگی هر احمقی از زندگی لذت می برد. اما در صد سالگی، وقتی آدم دیگر رمق جنبیدن ندارد باید مغزش را به کار بیندازد تا از زندگی کیف کند….!
📕 کتاب:گل های معرفت
✍🏻 اثر: #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:گل های معرفت
✍🏻 اثر: #اریک_امانوئل_اشمیت
📚 @PDFsCom
این مدعای رایج در مجلات فلسفی کنونی که عقل مردانه است ناگریز این فکر را به ذهن متبادر می کند که هر آنچه برای مرد معقول و درست است در مورد زن صدق نکند....
📕 کتاب:عقل_مذکر
✍🏻 اثر: #ژنویو_لوید
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:عقل_مذکر
✍🏻 اثر: #ژنویو_لوید
📚 @PDFsCom
شاید در بهشت بشناسمت!
این جمله سرفصل یک داستان بسیار زیبا و پندآموز است که در یک برنامهی تلوزیونی مطرح شد.
مجری یک برنامهی تلوزیونی که مهمان او فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید: مهمترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟
فرد ثروتمند چنین پاسخ داد: چهار مرحله را طی کردم تا طعم حقیقی خوشبختی را چشیدم.
در مرحلهی اول گمان میکردم خوشبختی در جمعآوری ثروت و کالاست، اما این چنین نبود.
در مرحلهی دوم چنین به گمانم میرسید که خوشبختی در جمعآوری چیزهای کمیاب و ارزشمند است، ولی تاثیرش موقت بود.
در مرحلهی سوم با خود فکر کردم که خوشبختی در به دست آوردن پروژههای بزرگ مانند خرید یک مکان تفریحی و غیره است، اما باز هم آنطور که فکر میکردم نبود.
در مرحلهی چهارم اما یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد. پیشنهاد این بود که برای جمعی از کودکان معلول صندلیهای مخصوص خریده شود، و من هم بیدرنگ این پیشنهاد را قبول کردم.
اما دوستم اصرار کرد با او به جمع کودکان رفته و این هدیه را خود تقدیم آنان کنم. وقتی به جمعشان رفتم و هدیهها را به آنان تحویل دادم، خوشحالی که در صورت آنها نهفته بود واقعا دیدن داشت! کودکان نشسته بر صندلی خود به شادی و بازی پرداخته و خنده بر لبهایشان نقش بسته بود.
اما آن چیزی که طعم حقیقی خوشبختی را با آن حس کردم چیز دیگری بود!
هنگامی که قصد رفتن داشتم، یکی از آن کودکان آمد و پایم را گرفت! سعی کردم پای خود را با مهربانی از دستانش جدا کنم اما او درحالی که با چشمانش به صورتم خیره شده بود این اجازه را به من نمیداد!
خَم شدم و خیلی آرام از او پرسیدم: آیا قبل از رفتن درخواستی از من داری؟
این جوابش همان چیزی بود که معنای حقیقی خوشبختی را با آن فهمیدم...
او گفت: میخواهم چهرهات را دقیق به یاد داشته باشم تا در لحظهی ملاقات در بهشت، شما را بشناسم. در آن هنگام جلوی پروردگار جهانیان دوباره از شما تشکر کنم!
زندگی را زندگی کنید نه به هر قیمتی
لحظه ها را دریابیم ؛ با طبیعت دوستی کنیم و با اطرافیان و خانواده خود مهربان باشیم
دوستتون دارم هر کجا که هستید
راهداری
📚 @PDFsCom
این جمله سرفصل یک داستان بسیار زیبا و پندآموز است که در یک برنامهی تلوزیونی مطرح شد.
مجری یک برنامهی تلوزیونی که مهمان او فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید: مهمترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟
فرد ثروتمند چنین پاسخ داد: چهار مرحله را طی کردم تا طعم حقیقی خوشبختی را چشیدم.
در مرحلهی اول گمان میکردم خوشبختی در جمعآوری ثروت و کالاست، اما این چنین نبود.
در مرحلهی دوم چنین به گمانم میرسید که خوشبختی در جمعآوری چیزهای کمیاب و ارزشمند است، ولی تاثیرش موقت بود.
در مرحلهی سوم با خود فکر کردم که خوشبختی در به دست آوردن پروژههای بزرگ مانند خرید یک مکان تفریحی و غیره است، اما باز هم آنطور که فکر میکردم نبود.
در مرحلهی چهارم اما یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد. پیشنهاد این بود که برای جمعی از کودکان معلول صندلیهای مخصوص خریده شود، و من هم بیدرنگ این پیشنهاد را قبول کردم.
اما دوستم اصرار کرد با او به جمع کودکان رفته و این هدیه را خود تقدیم آنان کنم. وقتی به جمعشان رفتم و هدیهها را به آنان تحویل دادم، خوشحالی که در صورت آنها نهفته بود واقعا دیدن داشت! کودکان نشسته بر صندلی خود به شادی و بازی پرداخته و خنده بر لبهایشان نقش بسته بود.
اما آن چیزی که طعم حقیقی خوشبختی را با آن حس کردم چیز دیگری بود!
هنگامی که قصد رفتن داشتم، یکی از آن کودکان آمد و پایم را گرفت! سعی کردم پای خود را با مهربانی از دستانش جدا کنم اما او درحالی که با چشمانش به صورتم خیره شده بود این اجازه را به من نمیداد!
خَم شدم و خیلی آرام از او پرسیدم: آیا قبل از رفتن درخواستی از من داری؟
این جوابش همان چیزی بود که معنای حقیقی خوشبختی را با آن فهمیدم...
او گفت: میخواهم چهرهات را دقیق به یاد داشته باشم تا در لحظهی ملاقات در بهشت، شما را بشناسم. در آن هنگام جلوی پروردگار جهانیان دوباره از شما تشکر کنم!
زندگی را زندگی کنید نه به هر قیمتی
لحظه ها را دریابیم ؛ با طبیعت دوستی کنیم و با اطرافیان و خانواده خود مهربان باشیم
دوستتون دارم هر کجا که هستید
راهداری
📚 @PDFsCom
❤4
به غر زدن مردم در اتوبوس و تاکسی و
مغازه های سلمانی کاری نداشته باشید زیرا
آنها را دچار این توهم می کند که از آزادی
بیان برخوردارند
تاریخ نشان داده که عامه ی مردم آزادی بیان
را به آزادی اندیشه ترجیح می دهند
چون به ندرت ، مردمی با مقوله ی دوم
سروکار دارند.
👤آندره د گیلوم
📚 @PDFsCom
مغازه های سلمانی کاری نداشته باشید زیرا
آنها را دچار این توهم می کند که از آزادی
بیان برخوردارند
تاریخ نشان داده که عامه ی مردم آزادی بیان
را به آزادی اندیشه ترجیح می دهند
چون به ندرت ، مردمی با مقوله ی دوم
سروکار دارند.
👤آندره د گیلوم
📚 @PDFsCom
❤2
اگر بخواهم ریشه مشکلات مشترک انسان ها را کشف کنم باید او از خود مسوال کنم که ریشه مشکلات من چیست و این ترسم که چیرگی بر ممکن نیست از کجاست آنوقت است که می توانم بهیافتن علت ترس و مشکلات دیگران مطمئن باشم این راهی است درست که از ظلمت ما از ظلمت می گذرد و من می کوشم این ظلمت را به روشنایی روز بکشانم یک کاره نری بیانی است
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:مستاجر جدید
✍🏻 اثر: #اوژن_یونسکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13961
📚 @PDFsCom
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:مستاجر جدید
✍🏻 اثر: #اوژن_یونسکو
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/13961
📚 @PDFsCom
❤1
PDF | پی دی اف
درسهای بیشماری در دل رمان خوشه های خشم نهفته است که دیدگاه آدمی را به مفاهیمی چون: حرص و آز، فداکاری، اهمیت بنیان خانواده و مناعت طبع طبقۀ فرودست جامعه در مقایسه با طبقه مرفه، باز میکند. سکانس پایانی اثر، از نظر بسیاری از منتقدان، ملغمهای بینظیر از زشتی،…
در چشمان این مردم گرسنه، خشم جان میگیرد. در روح این مردم خوشه های خشم پر میشود و می روید. و سنگین میشود؛ سنگین میشود تا به بار بنشیند.
🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم
نویسنده: #جان_اشتاینبک
مترجم: #شاهرخ_مسکوب
راوی: #بهروز_رضوی
انتشارات: #امیر_کبیر
قسمت: چهارم
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی: خوشههای خشم
نویسنده: #جان_اشتاینبک
مترجم: #شاهرخ_مسکوب
راوی: #بهروز_رضوی
انتشارات: #امیر_کبیر
قسمت: چهارم
📚 @PDFsCom
سختترین مصائب را میتوان تحمل کرد. انسان به همه چیز عادت میکند. گرسنگی، سرما، اذیت و آزار حتی شکنجه در صورتی که تکرار شود قابل بردباری است. من کسانی را در زندان دیدهام که ده سال تمام روزی با دو نان و یک بادیه آب زیپو و یک کاسه آش و 2 پیاله چای و چهار حبه قند زندگانی کردهاند ولی چیزی که در زندان غیرقابل تحمل بود و اگر هر روز هم، هر ساعت هم، تکرار میشد، باز درد شدیدی در درون ما ایجاد میکرد، توهین بود
📕 کتاب:پنجاه و سه نفر
✍🏻 اثر: #بزرگ_علوی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:پنجاه و سه نفر
✍🏻 اثر: #بزرگ_علوی
📚 @PDFsCom