آیا هرگز به خودتان گفته اید، ای کاش یک بار دیگر میتوانستید با کسی که خیلی دوستش داشتید و او را از دست دادید گفتگو کنید؟
یا فرصت دیگر بدست می آوردید تا آن زمان از دست رفته را، زمانی که تصور میکردید او تا ابد زنده و با شما خواهد بود جبران کنید؟
اگر چنین است، بدانید چنانچه سالها زندگی کنید، روزها بگذرانید، هیچ یک از آنها جای آن روزی را که در آرزویش هستید نمیگیرد.
#معرفی_کتاب
📕 برای یک روز بیشتر
✍️🏻 #میچ_آلبوم
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17124
📚 @PDFsCom
یا فرصت دیگر بدست می آوردید تا آن زمان از دست رفته را، زمانی که تصور میکردید او تا ابد زنده و با شما خواهد بود جبران کنید؟
اگر چنین است، بدانید چنانچه سالها زندگی کنید، روزها بگذرانید، هیچ یک از آنها جای آن روزی را که در آرزویش هستید نمیگیرد.
#معرفی_کتاب
📕 برای یک روز بیشتر
✍️🏻 #میچ_آلبوم
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17124
📚 @PDFsCom
از دست دادن زندگی چیزی نیست و هر وقت که لازم باشد من این شهامت را خواهم داشت ...
اما از دست رفتن معنای زندگی و نابود شدن بهانهی هستی ، این است آنچه تحمّل کردنی نیست ؛ نمیشود بی دلیل زندگی کرد !
📕 کالیگولا
✍🏻 #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
اما از دست رفتن معنای زندگی و نابود شدن بهانهی هستی ، این است آنچه تحمّل کردنی نیست ؛ نمیشود بی دلیل زندگی کرد !
📕 کالیگولا
✍🏻 #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
کلید زندگی خوب، این نیست که به چیزهای بیشتر و بیشتری اهمیت بدهید؛ بلکه باید به چیزهای کمتری اهمیت بدهید، و تنها چیزهایی را مد نظر قرار دهید که حقیقی، فوری و مهم هستند. #کتاب_صوتی: هنر ظریف بیخیالی نویسنده: #مارک_منسون قسمت دوم : (خوشبختـی یک مشـکل است ) …
یک واقعیت پنهان در زندگی هست؛ اینکه چیزی به نام بیخیالی وجود ندارد. شما باید به چیزی اهمیت بدهید. توجه به چیزهای مختلف و اهمیت دادن به مسائل، بخشی از جسم و بیولوژیِ ماست. مسئله این است که به چه چیزهایی اهمیت بدهیم، و چگونه به چیزهایی که هیچ اهمیتی ندارند، اهمیت ندهیم.
پختگی، زمانی رخ میدهد که فرد میآموزد تنها به چیزهایی اهمیت بدهد که ارزشمند هستند.
#کتاب_صوتی: هنر ظریف بیخیالی
نویسنده: #مارک_منسون
قسمت سوم : (شمـا خـاص نیستیـد)
📚 @PDFsCom
پختگی، زمانی رخ میدهد که فرد میآموزد تنها به چیزهایی اهمیت بدهد که ارزشمند هستند.
#کتاب_صوتی: هنر ظریف بیخیالی
نویسنده: #مارک_منسون
قسمت سوم : (شمـا خـاص نیستیـد)
📚 @PDFsCom
شخصی به نام طاعون به همراه منشی خود وارد شهر میشود. منشی او زنی است که یک لیست از اسامی تمام مردم شهر در دست دارد. با کوچکترین اشارهای از سمت طاعون، زن اسم هرشخصی را در لیست پیدا کرده، روی آن خط سیاهی میکشد. و آن شخص در آنی از واحد میمیرد.
طاعون بهنوعی ناقوس مرگ را برای مردم به صدا درمیاورد.
📕 کتاب:حکومت نظامی
✍🏻 اثر: #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
طاعون بهنوعی ناقوس مرگ را برای مردم به صدا درمیاورد.
📕 کتاب:حکومت نظامی
✍🏻 اثر: #آلبر_کامو
📚 @PDFsCom
این کوچولو، آلبرت انیشتین فیزیکدان نابغه جهان در سن ۵ سالگی میباشد!
جالبه بدونید که در سال ۱۸۹۵ وقتی انیشتین ۱۷ سال داشت، در آزمون ورودی دانشگاه پلیتكنيک سوئيس رد شد.
انیشتین در دروس علوم و رياضی نمره خوبی گرفت اما در باقی دروس نمره قبولی نگرفت. چندین سال بعد از او درباره این آزمون سوال کردند و انیشتین گفت: اون سوالات بینهايت كسلكننده بودن و من تمايلی برای پاسخ دادن بهشون نداشتم.
- خوندن مداوم این چند خط، برای ما شاید از نان شب هم واجبتر باشه، مایی که پیشرفت و خوشبختی رو تنها در آزمون و کنکور و مدرک و دانشگاه میبینیم!
عمیقأ معتقدم بزرگترین خیانتی که به نسل ما شد این بود که بهمون گفتن برای موفقیت راهی جز تحصیل و دانشگاه وجود نداره! بیایید ما این خیانت رو در حق نسب بعدی نکنیم!
👤 محرداد کریمزاده
📚 @PDFsCom
جالبه بدونید که در سال ۱۸۹۵ وقتی انیشتین ۱۷ سال داشت، در آزمون ورودی دانشگاه پلیتكنيک سوئيس رد شد.
انیشتین در دروس علوم و رياضی نمره خوبی گرفت اما در باقی دروس نمره قبولی نگرفت. چندین سال بعد از او درباره این آزمون سوال کردند و انیشتین گفت: اون سوالات بینهايت كسلكننده بودن و من تمايلی برای پاسخ دادن بهشون نداشتم.
- خوندن مداوم این چند خط، برای ما شاید از نان شب هم واجبتر باشه، مایی که پیشرفت و خوشبختی رو تنها در آزمون و کنکور و مدرک و دانشگاه میبینیم!
عمیقأ معتقدم بزرگترین خیانتی که به نسل ما شد این بود که بهمون گفتن برای موفقیت راهی جز تحصیل و دانشگاه وجود نداره! بیایید ما این خیانت رو در حق نسب بعدی نکنیم!
👤 محرداد کریمزاده
📚 @PDFsCom
📎 #_یک_تکه_کتاب
آدم وقتی از حافظهای زنده و پویا برخوردار است، خیلی بیشتر میتواند خودش باشد. پس سراسر زندگی نبردی است علیه فراموشی. اما آیا انسان میتواند همهی دورههای زندگیاش را به یاد داشته باشد؟ این همان موضوع” تامینا” است. او مردی را دوست داشته و معتقد است سراسر زندگی را که پشت سر نهاده فراموش ناشدنی است، اما ناگهان در یک لحظهی بحرانی، که نیاز دارد به یاد آورد، آن مرد مرده است و چیزی به خاطرش نمیآید، زندگیاش را از دست میدهد. فراموشی که در همه حال حضور دارد، میکوشد تا با کنکاش در گذشتههای خصوصی و عمومی ما، ناتوان و درماندهمان سازد. فراموشی نیرویی است که قادر به نابودی همه چیز است و امروزه قدرتهای سیاسی خیلی خوب میدانند که چگونه باید از این دو بهره بگیرند.
📕 کتاب:خنده و فراموشی
✍🏻 اثر: #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17269
📚 @PDFsCom
آدم وقتی از حافظهای زنده و پویا برخوردار است، خیلی بیشتر میتواند خودش باشد. پس سراسر زندگی نبردی است علیه فراموشی. اما آیا انسان میتواند همهی دورههای زندگیاش را به یاد داشته باشد؟ این همان موضوع” تامینا” است. او مردی را دوست داشته و معتقد است سراسر زندگی را که پشت سر نهاده فراموش ناشدنی است، اما ناگهان در یک لحظهی بحرانی، که نیاز دارد به یاد آورد، آن مرد مرده است و چیزی به خاطرش نمیآید، زندگیاش را از دست میدهد. فراموشی که در همه حال حضور دارد، میکوشد تا با کنکاش در گذشتههای خصوصی و عمومی ما، ناتوان و درماندهمان سازد. فراموشی نیرویی است که قادر به نابودی همه چیز است و امروزه قدرتهای سیاسی خیلی خوب میدانند که چگونه باید از این دو بهره بگیرند.
📕 کتاب:خنده و فراموشی
✍🏻 اثر: #میلان_کوندرا
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17269
📚 @PDFsCom
ترسا دختری مرفه و نازپروده که مادرش فوت کرده و با پدر و مادر بزرگش زندگی می کنه. دو سال پشت کنکور مونده و هدفش رفتن به کانادا برای ادامه تحصیل هست ولی پدرش بخاطر تجربه ی تلخی که قبلا با فرستادن دختر بزرگترش آتوسا به خارج داشته به هیچ شکلی قبول نمی کنه...
📕 کتاب:قرار نبود
✍🏻 اثر: #هما_پوراصفهانی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:قرار نبود
✍🏻 اثر: #هما_پوراصفهانی
📚 @PDFsCom
👎4👍1
وقایع را نباید هرگز همانگونه که پیش میآیند، استقبال کرد. حرکت و جنبش اگر همهجا همدم موفقیت نیست، سکون و تسلیم در عوض همسرِ مادامالعمرِ ناکامی است؛ آئین زندگی را باید فهمید و به کار بست.
📕 کتاب:شوهر آهو خانوم
✍🏻 اثر: #علی_محمد_افغانی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:شوهر آهو خانوم
✍🏻 اثر: #علی_محمد_افغانی
📚 @PDFsCom
چرا بعضی داستان ها حذف شده؟؟
میدانید چرا داستان چوپان دروغگو از کتابها حذف شد؟
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمی گویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و قضات هم دروغگو شده اند!
می دانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر می کنند!
می دانید چرا تصمیم کبرا حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته می شود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آن طرف قبض های حامل های انرژی هزار برابر می شود!
می دانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمی کنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند!
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمه ها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند!
ومی دانید چرا ...
📚 @PDFsCom
میدانید چرا داستان چوپان دروغگو از کتابها حذف شد؟
چون دیگر فقط چوپانها دروغ نمی گویند، الان صدا و سیما، نمایندگان، دولتمردان و قضات هم دروغگو شده اند!
می دانید چرا حسنک کجایی حذف شد؟
چون حسنک به حیوانات آب و غذا و نان میداد، اما الان همه نان مردم را بریده و آجر می کنند!
می دانید چرا تصمیم کبرا حذف شد؟
چون الان هر تصمیمی گرفته می شود به ضرر مردم است، حتی اگر پول به جیب مردم واریز کنند بزرگترین ضرر است، چون از آن طرف قبض های حامل های انرژی هزار برابر می شود!
می دانید چرا کودک فداکار یا داستان پترس حذف شد؟
چون حتی مسئولان هم فداکاری نمی کنند، تا به پستی میرسند اختلاس میکنند!
میدانید چرا قصه ریزعلی حذف شد؟
چون الان بیمه ها سنگ روی ریل میریزند تا قطاری از ریل خارج شده و بتوانند میلیاردها تومان از کنار آن بدزدند!
ومی دانید چرا ...
📚 @PDFsCom
در زندگی بعدی ، کاش می شد مسیر را وارونه طی کنم. در آغاز، پیکری بیجان و مرده باشم و آنگاه راه آغاز شود
در خانه ای از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هرروز همه چیز، بهتر و بهتر شود. به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.
بروم و حقوق بازنشستگی ام را جمع کنم و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوان تر خواهم شد.
آنگاه برای دبیرستان آماده ام؛ و سپس به دبستان می روم و آنگاه کودک می شوم و بازی می کنم. هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.
آنقدر جوان و جوان تر می شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم. و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس ، چیزی شبیه استخر ، غوطه ور خواهم شد ... و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم .
📕مرگ در میزند
✍🏻 #وودی_آلن
📚 @PDFsCom
در خانه ای از انسانهای سالمند، زندگی را آغاز کنم و هرروز همه چیز، بهتر و بهتر شود. به خاطرِ بیش از حد سالم بودن، از خانه بیرونم کنند.
بروم و حقوق بازنشستگی ام را جمع کنم و سپس، کار کردن را آغاز کنم.
روز اول، یک ساعتِ طلایی خواهم خرید و به مهمانی و پایکوبی خواهم رفت. سپس چهل سال پیوسته کار خواهم کرد و هرروز ، جوان تر خواهم شد.
آنگاه برای دبیرستان آماده ام؛ و سپس به دبستان می روم و آنگاه کودک می شوم و بازی می کنم. هیچ مسئولیتی نخواهم داشت.
آنقدر جوان و جوان تر می شوم تا به یک نوزاد تبدیل شوم. و آنگاه نه ماه ، در محیطی زیبا و لوکس ، چیزی شبیه استخر ، غوطه ور خواهم شد ... و سپس با یک لحظه برانگیختگیِ شورانگیز ، زندگی را در اوج به پایان برسانم .
📕مرگ در میزند
✍🏻 #وودی_آلن
📚 @PDFsCom
اگر کسی بخواهد بترکد،تنها راهش همین است.
جیک نزدن! فقط لبخند ...
منفجر شدن از زور نفرینهای فروخورده شده،
ترکیدن از خاموشی!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:متن هایی برای هیچ
✍🏻 #ساموئل_بکت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17316
📚 @PDFsCom
جیک نزدن! فقط لبخند ...
منفجر شدن از زور نفرینهای فروخورده شده،
ترکیدن از خاموشی!
#معرفی_کتاب
📕 کتاب:متن هایی برای هیچ
✍🏻 #ساموئل_بکت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/17316
📚 @PDFsCom
❤1
ارزشش را دارد از درخت انجیر بالا برویم تا شاید بتوانیم انجیری بچینیم.
این کار، بهتر از این است که زیر سایهاش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم.
در هر حال، باید به استقبال خطر رفت...!
📕 دخمه
✍🏻#ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
این کار، بهتر از این است که زیر سایهاش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم.
در هر حال، باید به استقبال خطر رفت...!
📕 دخمه
✍🏻#ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
PDF | پی دی اف
یک واقعیت پنهان در زندگی هست؛ اینکه چیزی به نام بیخیالی وجود ندارد. شما باید به چیزی اهمیت بدهید. توجه به چیزهای مختلف و اهمیت دادن به مسائل، بخشی از جسم و بیولوژیِ ماست. مسئله این است که به چه چیزهایی اهمیت بدهیم، و چگونه به چیزهایی که هیچ اهمیتی ندارند،…
فرهنگ کنونی به ما میگوید که من خودم باعثِ شکستِ خودم شدهام. من، بیاستقامت یا بازنده هستم، و چیزهایی را که لازمه این کار بوده نداشته و رویاهای خود را کنار گذاشتهام، و شاید اجازه دادهام که فشارهای اجتماع بر من غلبه کنند.
#کتاب_صوتی: هنر ظریف بیخیالی
نویسنده: #مارک_منسون
قسمت چهارم : (ارزش رنـج کشیـدن)
📚 @PDFsCom
#کتاب_صوتی: هنر ظریف بیخیالی
نویسنده: #مارک_منسون
قسمت چهارم : (ارزش رنـج کشیـدن)
📚 @PDFsCom
ما چهار زنیم. وقتی دور هم جمع میشویم میتوانیم بخندیم حتی اگر غمگین باشیم . ما رژ لب و پودر صورتمان را به یکدیگر تعارف میکنیم و در آیینه ی کوچکی که دست به دست میگردد به خودمان نگاه میکنیم. حرفهای ما از بچه هایمان شروع و به مردهایمان ختم میشود. همین است که صدایمان اول نرم و لطیف است و آرام آرام خشن و خشنتر میشود. ما با لذت زیاد از خیانتهایمان میگوییم. حالا ما یکدیگر را به خوبی میشناسیم و میدانیم که هرکدام چگونه خیانت میکنیم.
📕 کتاب:حتا وقتی می خندیم
✍🏻 اثر: #فریبا_وفی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:حتا وقتی می خندیم
✍🏻 اثر: #فریبا_وفی
📚 @PDFsCom
درویشی تهی دست از کنار باغ کریم خان زند عبور میکرد. چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره ای به او کرد. کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند. کریم خان گفت: «این اشاره های تو برای چه بود؟»
درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»
درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:
«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»
📚 @PDFsCom
درویش گفت: «نام من کریم است و نام تو هم کریم و خدا هم کریم. آن کریم به تو چقدر داده است و به من چی داده؟»
کریم خان در حال کشیدن قلیان بود. گفت: «چه میخواهی؟»
درویش گفت: «همین قلیان، مرا بس است.»
چند روز بعد درویش قلیان را به بازار برد و قلیان بفروخت. خریدار قلیان کسی نبود جز فردی که میخواست نزد کریم خان رفته و تحفه برای خان ببرد، که از قلیلن خوشش آمد و آن را لایق کریم خان زند دانست. پس جیب درویش پر از سکه کرد و قلیان نزد کریم خان برد. چند روزی گذشت. درویش جهت تشکر نزد خان رفت. ناگه چشمش به قلیان افتاد و گفت:
«نه من کریمم نه تو. کریم فقط خداست، که جیب مرا پر از پول کرد و قلیان تو هم سر جایش هست.»
📚 @PDFsCom
ارزشش را دارد از درخت انجیر بالا برویم تا شاید بتوانیم انجیری بچینیم.
این کار، بهتر از این است که زیر سایهاش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم.
در هر حال، باید به استقبال خطر رفت...!
📕 دخمه
✍🏻 #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom
این کار، بهتر از این است که زیر سایهاش دراز بکشیم و منتظر افتادن میوه بمانیم.
در هر حال، باید به استقبال خطر رفت...!
📕 دخمه
✍🏻 #ژوزه_ساراماگو
📚 @PDFsCom