تعصب چشم های بینا را نابینا و گوش های شنوا را ناشنوا میکند
👤 ابوریحان بیرونی
۱۳ شهریور، روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی یکی از بزرگترین بی تکرارترین دانشمندان و اندیشمندان جهان و روز ملی نجوم گرامی باد 🌹
📸 تندیس ابوریحان بیرونی در مقابل سازمان ملل در وین
📚 @PDFsCom
👤 ابوریحان بیرونی
۱۳ شهریور، روز بزرگداشت ابوریحان بیرونی یکی از بزرگترین بی تکرارترین دانشمندان و اندیشمندان جهان و روز ملی نجوم گرامی باد 🌹
📸 تندیس ابوریحان بیرونی در مقابل سازمان ملل در وین
📚 @PDFsCom
❤2
من هرگز دخترم را از هراس قضاوتها، تغییر نخواهم داد،
هرگز دخترم را قربانی حرفهای بی پایه و اساس مردم نخواهم کرد
هرگز نخواهم گفت اینگونه نباش تا دنیا و آدمها از تو راضی باشند
نخواهم گفت رنگهای دلبرانه نپوش عطرهای دلبرانه نزن، کارهای دلبرانه نکن.
من دخترم را آنقدر جسور بار خواهم آورد که برای آرزوهایش در انتظار تشویق نباشد
من دخترم را از محبت و عشق سیراب خواهم کرد تا هر بی سر و پایی توان سرک کشیدن به قلب و ذهن ارزشمند او را نداشتهباشد.
به دخترم خواهم گفت که دوست داشتن، شرطی نیست، که عشق، شرطی نیست
که هرجور و در هر شرایطی که باشد؛ دوستش دارم
که تا پای جان مراقبش هستم و هوایش را دارم. خواهم گفت که آدم هرچقدر هم که حواسش باشد، بازهم گاهی اشتباه میکند
خواهم گفت او همیشه عزیزترینِ من است و هر اشتباهی هم اگر کرد، با هم درستش میکنیم.
خواهم گفت اشکالی ندارد گاهی هم مغرور باشد و مهربانیاش را از آدمها دریغ کند، که مهربان بودن خوب است، اما تا جایی که به هویت و ارزشمندیاش آسیب نزند.
من نسخهی عمومیِ هیچ جامعهای را برای دخترکم نخواهم پیچید
اجازه خواهم داد خودش باشد، خودش تصمیم بگیرد و خودش رفتارهای خودش را قضاوت یا اصلاح کند.
که بدون ترس و اضطراب، زیر نگاه امن من از حال و هوای شیرین دخترانگیاش لذت ببرد.
من باور دارم که کنترل کردنهای بیش از حد، نتایج معکوس میدهد
امر و نهی، قدرت اراده و تصمیم را میگیرد و سرزنش، اعتماد و خودباوری را نابود میکند.
من باور دارم که عقابها را "رهایی" و "خودباوری" بلندپرواز و جسور کرده
من باور دارم که قناریها از شدت در قفس ماندن است که از پرواز میترسند.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
هرگز دخترم را قربانی حرفهای بی پایه و اساس مردم نخواهم کرد
هرگز نخواهم گفت اینگونه نباش تا دنیا و آدمها از تو راضی باشند
نخواهم گفت رنگهای دلبرانه نپوش عطرهای دلبرانه نزن، کارهای دلبرانه نکن.
من دخترم را آنقدر جسور بار خواهم آورد که برای آرزوهایش در انتظار تشویق نباشد
من دخترم را از محبت و عشق سیراب خواهم کرد تا هر بی سر و پایی توان سرک کشیدن به قلب و ذهن ارزشمند او را نداشتهباشد.
به دخترم خواهم گفت که دوست داشتن، شرطی نیست، که عشق، شرطی نیست
که هرجور و در هر شرایطی که باشد؛ دوستش دارم
که تا پای جان مراقبش هستم و هوایش را دارم. خواهم گفت که آدم هرچقدر هم که حواسش باشد، بازهم گاهی اشتباه میکند
خواهم گفت او همیشه عزیزترینِ من است و هر اشتباهی هم اگر کرد، با هم درستش میکنیم.
خواهم گفت اشکالی ندارد گاهی هم مغرور باشد و مهربانیاش را از آدمها دریغ کند، که مهربان بودن خوب است، اما تا جایی که به هویت و ارزشمندیاش آسیب نزند.
من نسخهی عمومیِ هیچ جامعهای را برای دخترکم نخواهم پیچید
اجازه خواهم داد خودش باشد، خودش تصمیم بگیرد و خودش رفتارهای خودش را قضاوت یا اصلاح کند.
که بدون ترس و اضطراب، زیر نگاه امن من از حال و هوای شیرین دخترانگیاش لذت ببرد.
من باور دارم که کنترل کردنهای بیش از حد، نتایج معکوس میدهد
امر و نهی، قدرت اراده و تصمیم را میگیرد و سرزنش، اعتماد و خودباوری را نابود میکند.
من باور دارم که عقابها را "رهایی" و "خودباوری" بلندپرواز و جسور کرده
من باور دارم که قناریها از شدت در قفس ماندن است که از پرواز میترسند.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
👍6❤1
اوریا :
پیش از آنکه خورشید هفت مرتبه غروب کند این مرد باید به آدم دیگری تبدیل شود.
پولی :
اوریا، فکر می کنی که عوض کردن آدمی به آدمی دیگر عملی باشد؟
اوریا : آره، همه آدمها مثل همند.
آدم آدم است!
📕 آدم آدم است
✍🏻 #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
پیش از آنکه خورشید هفت مرتبه غروب کند این مرد باید به آدم دیگری تبدیل شود.
پولی :
اوریا، فکر می کنی که عوض کردن آدمی به آدمی دیگر عملی باشد؟
اوریا : آره، همه آدمها مثل همند.
آدم آدم است!
📕 آدم آدم است
✍🏻 #برتولت_برشت
📚 @PDFsCom
انسان عاقل اول مغزش را بکار می اندازد سپس زبان را و نادان اول میگوید سپس فکر میکند
بهمین سادگی تفاوت بین یک ابله و خردمند قابل تشخیص است ...
#احمد_شاملو
📚 @PDFsCom
بهمین سادگی تفاوت بین یک ابله و خردمند قابل تشخیص است ...
#احمد_شاملو
📚 @PDFsCom
❤3👍1
📎 #_یک_تکه_کتاب
اگر برای بعضی از دردها درمانهای متعدد و زیاد تجویز کنند این علامت آن است که درد بیدرمان است. من فکرها میکنم. مغز خود را داغون میکنم، هزارها تدبیر به خاطرم میرسد، واقعا هزارها! امّا اساساً معنی همهی آنها این است که یک راه حل هم به نظرم نمیرسد.
کسی چه می داند؟ اصلا مقصودتان چیست که آدم آخرش می میرد؟
شاید انسان صد حس داشته باشد که در موقع مرگ، فقط پنج حس آشنا و معروفش از بین برود و نود و پنج حس دیگرش زنده بماند!
📕 باغ آلبالو
✍🏻 #آنتوان_چخوف
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7518
📚 @PDFsCom
اگر برای بعضی از دردها درمانهای متعدد و زیاد تجویز کنند این علامت آن است که درد بیدرمان است. من فکرها میکنم. مغز خود را داغون میکنم، هزارها تدبیر به خاطرم میرسد، واقعا هزارها! امّا اساساً معنی همهی آنها این است که یک راه حل هم به نظرم نمیرسد.
کسی چه می داند؟ اصلا مقصودتان چیست که آدم آخرش می میرد؟
شاید انسان صد حس داشته باشد که در موقع مرگ، فقط پنج حس آشنا و معروفش از بین برود و نود و پنج حس دیگرش زنده بماند!
📕 باغ آلبالو
✍🏻 #آنتوان_چخوف
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7518
📚 @PDFsCom
👍2❤1
غذا كه تمام ميشود پدر خانواده ميگويد:
دخترم به مامانت كمک كن و مادر لبخند ميزند و پسر خانواده بدو به سراغ بازی ميرود
و اين صحنه خود ميشود كلاس بزرگ آموزش كليشه ها به كودكان، دختر ياد ميگيرد كمک به مادر و كار خونه وظيفه ی منه چون دخترم
پسرهم ياد ميگيرد من نبايد حتی بشقاب خودم رو به آشپزخونه ببرم چون پسرم.
همين ميشود كه بعد از يک عمر همان پسر در زندگی مشترک اگر بعد از ظهر هم به خانه برسد
صبر ميكند تاهمسرش هرجا هست بيايد و برايش شام آماده كند و سفره بچيند. چون ياد نگرفته هركس زودتر رسيد و سرحال تر است ميتواند برای يارش كه خسته و كوفته از راه ميرسد غذا درست كند.
همين ميشود كه دختر خانواده وقتی كه ازدواج كرده است، فرزندانی دارد و شاغل هم هست باز انجام تمام كارهای خانه را آن هم بدون هيچ كم و كاستی وظيفه ی خود ميداند
و در اكثر اوقات هم در اين حجم عظيم از مسئوليت قيد شغلش را ميزند چرا كه در ان صورت بهتر و دست تنهاتر از پس خانه داری بر می آيد.
بايد ريشه رفتارهايی از اين قبيل كه مردان در خانه دست به سياه و سفيد نميزنند و زنان به جسم و روحشان فشار می آورند با خستگی و دست تنهايی بازهم خانه و زندگيشان از تميزی برق بزند را در آموزش های كودكی شان در خانواده جست و جو كرد.
#روشنک_قاسمی
📚 @PDFsCom
دخترم به مامانت كمک كن و مادر لبخند ميزند و پسر خانواده بدو به سراغ بازی ميرود
و اين صحنه خود ميشود كلاس بزرگ آموزش كليشه ها به كودكان، دختر ياد ميگيرد كمک به مادر و كار خونه وظيفه ی منه چون دخترم
پسرهم ياد ميگيرد من نبايد حتی بشقاب خودم رو به آشپزخونه ببرم چون پسرم.
همين ميشود كه بعد از يک عمر همان پسر در زندگی مشترک اگر بعد از ظهر هم به خانه برسد
صبر ميكند تاهمسرش هرجا هست بيايد و برايش شام آماده كند و سفره بچيند. چون ياد نگرفته هركس زودتر رسيد و سرحال تر است ميتواند برای يارش كه خسته و كوفته از راه ميرسد غذا درست كند.
همين ميشود كه دختر خانواده وقتی كه ازدواج كرده است، فرزندانی دارد و شاغل هم هست باز انجام تمام كارهای خانه را آن هم بدون هيچ كم و كاستی وظيفه ی خود ميداند
و در اكثر اوقات هم در اين حجم عظيم از مسئوليت قيد شغلش را ميزند چرا كه در ان صورت بهتر و دست تنهاتر از پس خانه داری بر می آيد.
بايد ريشه رفتارهايی از اين قبيل كه مردان در خانه دست به سياه و سفيد نميزنند و زنان به جسم و روحشان فشار می آورند با خستگی و دست تنهايی بازهم خانه و زندگيشان از تميزی برق بزند را در آموزش های كودكی شان در خانواده جست و جو كرد.
#روشنک_قاسمی
📚 @PDFsCom
👍10
سایمون ویهلر را در حال چرت زدن در کنار بخاری عرق فروشی کهنه کمپ معدنچیان آنجلز پیدا کردم که سری طاس و هیکلی چاق داشت و صورتی که ظاهرا ساده و نفوذ ناپذیر بود. او چرتش پاره شد و سلام و علیک گفت....
📕 وزغ جهنده
✍🏻 #مارک_تواین
📚 @PDFsCom
📕 وزغ جهنده
✍🏻 #مارک_تواین
📚 @PDFsCom
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید!
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند ، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند!
#کارل_سیگن
📚 @PDFsCom
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند ، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند!
#کارل_سیگن
📚 @PDFsCom
👍4❤2
📎 #_یک_تکه_کتاب
اینکه یکی از نخستوزیران رژیم پهلوی شیفتهی ادبیات بود و خواننده پر و پا قرص شاعران بزرگ فرانسوی به شمار میرفت ، اینکه هویدا علاقهی خاصی به جمعهای روشنفکری داشت : صادق هدایت ، صادق چوبک و ابراهیم گلستان از دوستان نزدیکش بودند ، همه و همه نشان میدهد که او آدم خاصی بود. اگر چه این خاص بودن با انگِ همجنسگرایی و بهایی بودن هویدا همواره تکفیر میشد، اما میلانی جنبههای دیگری از زندگی خاص هویدا را تصویر میکند. او در میان مجموعهای از کارگزاران سلطنتی که آلوده به فساد اقتصادی بودند، کمتر علاقهای به مکنت داشت. از طرف دیگر او علاقهی چندانی به قدرت نیز نداشت و یا به قول ابراهیم گلستان ، چنین وانمود میکرد...
📕 معمای هویدا
✍️🏻 #عباس_میلانی
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/258
📚 @PDFsCom
اینکه یکی از نخستوزیران رژیم پهلوی شیفتهی ادبیات بود و خواننده پر و پا قرص شاعران بزرگ فرانسوی به شمار میرفت ، اینکه هویدا علاقهی خاصی به جمعهای روشنفکری داشت : صادق هدایت ، صادق چوبک و ابراهیم گلستان از دوستان نزدیکش بودند ، همه و همه نشان میدهد که او آدم خاصی بود. اگر چه این خاص بودن با انگِ همجنسگرایی و بهایی بودن هویدا همواره تکفیر میشد، اما میلانی جنبههای دیگری از زندگی خاص هویدا را تصویر میکند. او در میان مجموعهای از کارگزاران سلطنتی که آلوده به فساد اقتصادی بودند، کمتر علاقهای به مکنت داشت. از طرف دیگر او علاقهی چندانی به قدرت نیز نداشت و یا به قول ابراهیم گلستان ، چنین وانمود میکرد...
📕 معمای هویدا
✍️🏻 #عباس_میلانی
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/258
📚 @PDFsCom
👍3❤1
این کتاب شامل ده داستان کوتاه به نام های: "پرنده فقط یک پرنده بود"، "دهليز"، "چنار"، "سبز مثل طوطی سياه مثل کلاغ"، "نقشبندان"، "آتش زردشت"، "بانويی و آنه و من" ، "زير درخت ليل"، "شب شک" و "ملخ" می باشد که به صورت الکترونیکی در یک کتاب گرد آمده اند.
📕 ده داستان کوتاه
✍🏻 #هوشنگ_گلشیری
📚 @PDFsCom
📕 ده داستان کوتاه
✍🏻 #هوشنگ_گلشیری
📚 @PDFsCom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشبخت، کسی است که به یکی از این دو چیز دسترسی دارد: یا کتاب های خوب یا دوستانی که اهل کتاب باشند.
👤 #ویکتور_هوگو
ششم سپتامبر" روز کتاب خواندن" است. این روز بیشتر در آمریکا برگزار میشود اما برای کتاب نخواندن امروز هیچ بهانهای قبول نیست، پس بهتراست کتاب به دست بگیرید و از کتابخوانی لذت ببرید.
📚 @PDFsCom
👤 #ویکتور_هوگو
ششم سپتامبر" روز کتاب خواندن" است. این روز بیشتر در آمریکا برگزار میشود اما برای کتاب نخواندن امروز هیچ بهانهای قبول نیست، پس بهتراست کتاب به دست بگیرید و از کتابخوانی لذت ببرید.
📚 @PDFsCom
❤3👍2
زیاد سخت گرفته ایم!
زندگی چیزی به جز گرفتنِ یک استکان چای لب سوز از دستان مهربان مادر بود؟ که بنوشی و نفس آرامی بکشی و غرق شوی میان گل های سرخِ پیرهنش...
یا کنار پنجره ی چوبی بنشینی و انتظار بکشی برای آمدنِ بابا؟ برای شنیدنِ صدایِ امنِ پاهایش؟ که به دستان مردانه اش خیره شوی و دنبال دلخوشی های کوچکی برای ذوق کردن و بالا و پایین پریدن بگردی...
زندگی مگر چیزی به جز تماشای گلدان های سفالیِ کنارِ باغچه بود؟! یا که استشمام عطر کاهگل و یاسی که دیوارهای آجریِ حیاط را بغل کرده بود؟!
جز این که شب ها در نهایت سکوت و تاریکی، از رادیویِ قدیمی، قصه های شب گوش کنی یا که روی پاهای مامان بخوابی و گوش جان بسپاری به قصه ی گوهرِ شبچراغ و دیوهای دو سر؟! که عطر آرامش بپیچد در دالان باریکِ زندگی ات؟
که دور از چشمِ بابا، جیب هایش را بگردی و دنبال آبنبات های کوچک و رنگی باشی...
زندگی جز شنیدن صدای آواز جغدها و جیرجیرک ها و لالایی شبانه ی قورباغه های کنار رودخانه بود؟! جز اینکه در دل گرگ و میش صبح، با صدای آوازِ خروس همسایه بیدار شوی و اولین منظره ی مقابل چشمانت بخار کتریِ روی چراغ باشد؟! که ببینی و گوش کنی و ایمان داشته باشی که زندگی در کمال سادگی اما پر شور تر از همیشه، ادامه دارد...
ما از زندگی چه می خواستیم که از دل این سادگی های اصیل و بی بازگشت، به این پیچ و خم های ملال آور رسیده ایم؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
زندگی چیزی به جز گرفتنِ یک استکان چای لب سوز از دستان مهربان مادر بود؟ که بنوشی و نفس آرامی بکشی و غرق شوی میان گل های سرخِ پیرهنش...
یا کنار پنجره ی چوبی بنشینی و انتظار بکشی برای آمدنِ بابا؟ برای شنیدنِ صدایِ امنِ پاهایش؟ که به دستان مردانه اش خیره شوی و دنبال دلخوشی های کوچکی برای ذوق کردن و بالا و پایین پریدن بگردی...
زندگی مگر چیزی به جز تماشای گلدان های سفالیِ کنارِ باغچه بود؟! یا که استشمام عطر کاهگل و یاسی که دیوارهای آجریِ حیاط را بغل کرده بود؟!
جز این که شب ها در نهایت سکوت و تاریکی، از رادیویِ قدیمی، قصه های شب گوش کنی یا که روی پاهای مامان بخوابی و گوش جان بسپاری به قصه ی گوهرِ شبچراغ و دیوهای دو سر؟! که عطر آرامش بپیچد در دالان باریکِ زندگی ات؟
که دور از چشمِ بابا، جیب هایش را بگردی و دنبال آبنبات های کوچک و رنگی باشی...
زندگی جز شنیدن صدای آواز جغدها و جیرجیرک ها و لالایی شبانه ی قورباغه های کنار رودخانه بود؟! جز اینکه در دل گرگ و میش صبح، با صدای آوازِ خروس همسایه بیدار شوی و اولین منظره ی مقابل چشمانت بخار کتریِ روی چراغ باشد؟! که ببینی و گوش کنی و ایمان داشته باشی که زندگی در کمال سادگی اما پر شور تر از همیشه، ادامه دارد...
ما از زندگی چه می خواستیم که از دل این سادگی های اصیل و بی بازگشت، به این پیچ و خم های ملال آور رسیده ایم؟!
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
👍2
ما به اندازه خاطرات خوشی که از دیگران داریم آنها را دوست داریم
و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم
📕 بابالنگ دراز
✍🏻 #جین_وبستر
📚 @PDFsCom
و به آنها وابسته می شویم و هر چه خاطرات خوشمان از شخصی بیشتر باشد علاقه و وابستگی ما بیشتر می شود.
پس هرکسی را که بیشتر دوست داریم و میخواهیم بیشتر دوستمان بدارد باید برایش خاطرات خوش زیادی بسازیم تا بتوانیم در دلش ثبت شویم
📕 بابالنگ دراز
✍🏻 #جین_وبستر
📚 @PDFsCom
😢1