زندگی شما مثل یک کتاب است. صفحه عنوان آن نام شماست. مقدمه آن معرفی شما به دنیاست. صفحات آن گزارش روزانه تلاشها، کوششها، لذتها و یأسهای شماست. هر روز افکار و اعمال شما در کتاب زندگی تان ثبت می شود. هر ساعت تاریخچهای به وجود میآید که باید برای همیشه باقی بماند. روزی فرا میرسد که کلمه «پایان» باید روی کتاب شما نوشته شود. پس کاری کنید که در مورد کتابتان بگویند: "تاریخچهای است از هدف عالی، خدمت بیدریغ و کارکرد بسیار خوب. اگر تو بچه بودی، به این آدم بزرگی که حالا هستی، میبالیدی؟
#میجی_استوارت
📚 @PDFsCom
#میجی_استوارت
📚 @PDFsCom
👍4❤2
📎 #_یک_تکه_کتاب
فکر به طور اجتناب ناپذیری منجر به احساس تعلق و تملک می شود؛ و احساس تملک آگاهانه یا ناآگاهانه حسادت به بار می آورد. و آنجا که حسادت هست مسلما عشق نیست؛ حال آنکه بسیاری از انسانها حسادت را نشانه ی عشق می دانند. حسادت یک محصول فکری است، یکی از واکنش های عاطفی نهفته در ماهیت فکر است. هنگامی که احساس تمکل یا مورد تملک بودن خدشه دار می گردد احساس خلاء به وجود می آید، و در آن صورت رشک ورزی و حسادت جای عشق را می گیرد. و تمام رنجها و گرفتاریهای انسان بدانجهت است که فکر نقش عشق را بازی می کند.
📕 حضور در هستی
✍🏻 #کریشنا_مورتی
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8915
📚 @PDFsCom
فکر به طور اجتناب ناپذیری منجر به احساس تعلق و تملک می شود؛ و احساس تملک آگاهانه یا ناآگاهانه حسادت به بار می آورد. و آنجا که حسادت هست مسلما عشق نیست؛ حال آنکه بسیاری از انسانها حسادت را نشانه ی عشق می دانند. حسادت یک محصول فکری است، یکی از واکنش های عاطفی نهفته در ماهیت فکر است. هنگامی که احساس تمکل یا مورد تملک بودن خدشه دار می گردد احساس خلاء به وجود می آید، و در آن صورت رشک ورزی و حسادت جای عشق را می گیرد. و تمام رنجها و گرفتاریهای انسان بدانجهت است که فکر نقش عشق را بازی می کند.
📕 حضور در هستی
✍🏻 #کریشنا_مورتی
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8915
📚 @PDFsCom
👍1
تو چنین هستی که هستی، چنین زندگی می کنی که زندگی می کنی، چنین می اندیشی که می اندیشی؛ و به همین دلیل است که دنیا این گونه هست که هست.
📕 گوش کن، انسان کوچک
✍🏻 #ویلهلم_رایش
📚 @PDFsCom
📕 گوش کن، انسان کوچک
✍🏻 #ویلهلم_رایش
📚 @PDFsCom
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما حتی یقین نداریم که روزی یکی از تضادها، مثلاً نیکی بر بدی یا شادی بر غم پیروز شود.
زندگی میدان مبارزه است.
همیشه چنین بوده و همواره نیز چنین خواهد بود و اگر جز این بود زندگی به پایان میرسید.
📕 انسان و سمبول هایش
✍🏻 #کارل_گوستاو_یونگ
📚 @PDFsCom
زندگی میدان مبارزه است.
همیشه چنین بوده و همواره نیز چنین خواهد بود و اگر جز این بود زندگی به پایان میرسید.
📕 انسان و سمبول هایش
✍🏻 #کارل_گوستاو_یونگ
📚 @PDFsCom
❤1
گفتم نیگا وقتی میخندی چه باهار میشه زمستون، نیگام کرد گفت خیلی دیوونه ای. خندیدیم دوتایی. سرمو گم کردم لای موهاش، گفتم بوی خرمالو میدی همیشه. گفت خرمالو دوست نداری که، گفتم بوش خوبه، بوت خوبه خرمالو. چرخید چسبید به من، گفت یلداها چرا خل میشی؟ یه دقیقه اضافه است همش. گفتم بابا یلدا کدومه، ما همش شبیم که. شب یعنی تو، یعنی هستی، یعنی بغلت کنم زیر گوشت بگم صاحب حسن لامصب من تویی. میخنده میگه پاییز هم رفت خل و چل، پس کی میخوای عاقل شی؟ گفتم عاقل شم دوسم نداری که. بعدشم پاییز نمیره که، هس. من و تو راه میفتیم میریم به زمستون، به برف و باد و سرما. هی دستات یخ میکنه، قایمشون میکنم تو دستام گرم میشی. گفت آره شبا قشنگن، اما روزا چی؟
گفت روزا چی. ساکت شدم. دلم نیومد بگم روز و روزگار بی تو کوفتی میشه. دلم نیومد بگم روزا که تو نیستی برهوته، همش کوره تو سرم روشنه تو این سیاه زمستون. دلم نیومد بگم کدوم روز آخه، کدوم خورشید. خورشید تویی فقط، نباشی همه روزا شب سیاهن. دلم نیومد بگم، یلدا بود آخه، جشن بود. بغلش کردم سفت، چشماشو بوسیدم، گفتم روزگارم باهار خواهد شد، خنده هایت اگر که برگردند. خندید، و رفت. رفت و گم شد تو تاریکی، ساکت وایسادم نیگا کردم به رفتنش. یه گوشه واسش نوشتم چه کِیفی داره دوست داشتن تو.
بعد رفتم و زائر خیال موهاش شدم، خیالِ بودنش. رسیدم به بوی تنش، چشمامو بستم، و تو همون یه دقیقه اضافه یلدا گم شدم، برای همیشه....
#حمید_سلیمی
📚 @PDFsCom
گفت روزا چی. ساکت شدم. دلم نیومد بگم روز و روزگار بی تو کوفتی میشه. دلم نیومد بگم روزا که تو نیستی برهوته، همش کوره تو سرم روشنه تو این سیاه زمستون. دلم نیومد بگم کدوم روز آخه، کدوم خورشید. خورشید تویی فقط، نباشی همه روزا شب سیاهن. دلم نیومد بگم، یلدا بود آخه، جشن بود. بغلش کردم سفت، چشماشو بوسیدم، گفتم روزگارم باهار خواهد شد، خنده هایت اگر که برگردند. خندید، و رفت. رفت و گم شد تو تاریکی، ساکت وایسادم نیگا کردم به رفتنش. یه گوشه واسش نوشتم چه کِیفی داره دوست داشتن تو.
بعد رفتم و زائر خیال موهاش شدم، خیالِ بودنش. رسیدم به بوی تنش، چشمامو بستم، و تو همون یه دقیقه اضافه یلدا گم شدم، برای همیشه....
#حمید_سلیمی
📚 @PDFsCom
👍6
یک روز صبح، ساعت نه، که روی تراس هتل ریویرای هاوانا، زیر آفتاب درخشان داشتیم صبحانه می خوردیم، موجی عظیم چندین اتومبیل را، که آن پایین در امتداد دیوار ساحلی، در حرکت بودند یا توی پیاده رو توقف کرده بودند، بلند کرد و یکی از آن ها را با خود...
🎧 #کتاب_صوتی
📕 رویاهایم را میفروشم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
ترجمه : #احمد_گلشیری
🎙 گوینده : #بهروز_رضوی
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی
📕 رویاهایم را میفروشم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
ترجمه : #احمد_گلشیری
🎙 گوینده : #بهروز_رضوی
📚 @PDFsCom
👍5
رویاهایم را میفروشم
گابریل گارسیا مارکز
🎧 #کتاب_صوتی
📕 رویاهایم را میفروشم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
ترجمه : #احمد_گلشیری
🎙 گوینده : #بهروز_رضوی
📚 @PDFsCom
📕 رویاهایم را میفروشم
✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
ترجمه : #احمد_گلشیری
🎙 گوینده : #بهروز_رضوی
📚 @PDFsCom
👍4
از جایی که یادمه مادرم هر روز عصر بهم یه لیوان شیر سرد داده. چرا گرم نیست؟ چرا شیر؟ چرا بهم آب نارگیل یا شربت انبه نمیده؟
یک بار ازش پرسیدم. گفت همه بچههای هم سن تو شیر میخورن. یک بار هم موقع شام به خاطر اینکه آرنجم رو گذاشته بودم روی میز دعوام کرد. پرسیدم "چرا؟" گفت" کار زشتیه". گفتم" به کی برمیخوره؟ به تو؟ چرا؟" دستپاچه شد و وقتی داشتم میرفتم بخوابم چون ساعت هفت شب وقت خواب بچههای زیر هفت ساله
فهمیدم کورکورانه از دستورات زنی پیروی میکنم که خودش کورکورانه از شایعهها پیروی میکنه. فکر کردم: شاید همه چیز نباید اینطوری باشه. شاید بتونن یه جور دیگه باشن. هر جور دیگه...
📕 جز از کل
✍🏻 #استیو_تولتز
📚 @PDFsCom
یک بار ازش پرسیدم. گفت همه بچههای هم سن تو شیر میخورن. یک بار هم موقع شام به خاطر اینکه آرنجم رو گذاشته بودم روی میز دعوام کرد. پرسیدم "چرا؟" گفت" کار زشتیه". گفتم" به کی برمیخوره؟ به تو؟ چرا؟" دستپاچه شد و وقتی داشتم میرفتم بخوابم چون ساعت هفت شب وقت خواب بچههای زیر هفت ساله
فهمیدم کورکورانه از دستورات زنی پیروی میکنم که خودش کورکورانه از شایعهها پیروی میکنه. فکر کردم: شاید همه چیز نباید اینطوری باشه. شاید بتونن یه جور دیگه باشن. هر جور دیگه...
📕 جز از کل
✍🏻 #استیو_تولتز
📚 @PDFsCom
👍20❤1
این کتاب، اثار و نوشته ها و خود سارتر را نقد و ارزیابی کرده و زندگی و نظرات او را بیان می کند.
📕 ژان پل سارتر
✍🏻 #موریس_کرنستن
📚 @PDFsCom
📕 ژان پل سارتر
✍🏻 #موریس_کرنستن
📚 @PDFsCom
👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه جاهایی اشتباه کردی چون برات لازم بود.
یه روزایی به افـراد نادرست اعتماد کردی چون باید درسی میگرفتی
یه مواقعی در روابط سمی و نامناسب وارد شدی و ضربه خوردی چون نیاز به تجربه داشتی،
ولی الآن.
انقدر به خودت سخت نگير و خودتو سرزنش نكن چون تمام اشتباهات بخشى از مراحل رشد تو بوده، مراحلى كه بـايد ازشون عبور كنى تا گوهر وجوديت رشد كنه و به كسى كه ميخواى و واقعا بايد باشى، تبديل بشى
پس لطفا خودتو سرزنش نکن چون تو با اشتباهاتت تعريف نمیشی و تمام این مسیرها بخشی از مراحل رشد و بلوغ فکری توئه.
تا خودتو بشناسی و بدونی از زندگیت چی میخوای و حالا آدمای مناسب رو هم به زندگی خودت وارد میکنی
پس سخت نگیر دوست من زندگی همینه، ازش لذت ببر...
📚 @PDFsCom
یه روزایی به افـراد نادرست اعتماد کردی چون باید درسی میگرفتی
یه مواقعی در روابط سمی و نامناسب وارد شدی و ضربه خوردی چون نیاز به تجربه داشتی،
ولی الآن.
انقدر به خودت سخت نگير و خودتو سرزنش نكن چون تمام اشتباهات بخشى از مراحل رشد تو بوده، مراحلى كه بـايد ازشون عبور كنى تا گوهر وجوديت رشد كنه و به كسى كه ميخواى و واقعا بايد باشى، تبديل بشى
پس لطفا خودتو سرزنش نکن چون تو با اشتباهاتت تعريف نمیشی و تمام این مسیرها بخشی از مراحل رشد و بلوغ فکری توئه.
تا خودتو بشناسی و بدونی از زندگیت چی میخوای و حالا آدمای مناسب رو هم به زندگی خودت وارد میکنی
پس سخت نگیر دوست من زندگی همینه، ازش لذت ببر...
📚 @PDFsCom
👍9
📎 #_یک_تکه_کتاب
درویش بیک خصلتهای خوب و بد فراوان دارد و با این که تحصیل کرده نیز هست اما مانند یک آدم بسیار سنتگرا، ناچار میشود که انتقام خون برادر خود را از طایفه دشمن بگیرد و این مهم در حالی است که درویش بیک، از مرگ بسیار میترسد و در ضمن میداند که بنا به سنت، حالا نوبت مرگ اوست و مصطفی بیک، او را خواهد کشت! به عبارتی در این رمان، یاشار کمال دنیای کهنه سنتهای پوسیده را در برابر دنیای جدید قرار داده است. درویش بیک و مصطفی بیک هر دو خصم خونی همدیگر هستند و هر دو، نمایندگان سنتهای چند هزار ساله قبیلهای به حساب میآیند، آنها به خون و نژاد و نسب افتخار میکنند و به شدت وابسته به زمینداری محسوب می شوند.
📕 ارباب های آقچاساز
✍🏻 #یاشار_کمال
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8922
📚 @PDFsCom
درویش بیک خصلتهای خوب و بد فراوان دارد و با این که تحصیل کرده نیز هست اما مانند یک آدم بسیار سنتگرا، ناچار میشود که انتقام خون برادر خود را از طایفه دشمن بگیرد و این مهم در حالی است که درویش بیک، از مرگ بسیار میترسد و در ضمن میداند که بنا به سنت، حالا نوبت مرگ اوست و مصطفی بیک، او را خواهد کشت! به عبارتی در این رمان، یاشار کمال دنیای کهنه سنتهای پوسیده را در برابر دنیای جدید قرار داده است. درویش بیک و مصطفی بیک هر دو خصم خونی همدیگر هستند و هر دو، نمایندگان سنتهای چند هزار ساله قبیلهای به حساب میآیند، آنها به خون و نژاد و نسب افتخار میکنند و به شدت وابسته به زمینداری محسوب می شوند.
📕 ارباب های آقچاساز
✍🏻 #یاشار_کمال
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/8922
📚 @PDFsCom
این شوخی نامردان است
که امید میدهند و سپس بازپس میگیرند.
و بر نومید شدگان از تهِ دل میخندند.
📕 مرگ یزدگرد
✍🏻 #بهرام_بیضایی
📚 @PDFsCom
که امید میدهند و سپس بازپس میگیرند.
و بر نومید شدگان از تهِ دل میخندند.
📕 مرگ یزدگرد
✍🏻 #بهرام_بیضایی
📚 @PDFsCom
👍6❤4
هیچ چیز بدتر از این نمیشه که آدم احساساتی ای باشی
همیشه عاشق تر، همیشه دلتنگ تر تویی
اون که براش دیرتر عادی میشه همه چی،
اونی که همشباید یادآوری کنه خاطرات گذشته رو...
اونی که مو به مو حفظ میکنه لحظه ها رو تویی
تو عذر میخوای با اینکه بی تقصیری
از ترس اینکه از دستش بدی
آروم و قرار نداری...
تو نمیدونی چی سرت اومده
تو نمیفهمی که چقدر برات مضره عشق و عاشقی
تا زمانی که علیرغم تمام تلاش هات،
یک روز از دستش بدی...
📕 من سر قولم هستم
✍🏻 #امیرعلی_ق
📚 @PDFsCom
همیشه عاشق تر، همیشه دلتنگ تر تویی
اون که براش دیرتر عادی میشه همه چی،
اونی که همشباید یادآوری کنه خاطرات گذشته رو...
اونی که مو به مو حفظ میکنه لحظه ها رو تویی
تو عذر میخوای با اینکه بی تقصیری
از ترس اینکه از دستش بدی
آروم و قرار نداری...
تو نمیدونی چی سرت اومده
تو نمیفهمی که چقدر برات مضره عشق و عاشقی
تا زمانی که علیرغم تمام تلاش هات،
یک روز از دستش بدی...
📕 من سر قولم هستم
✍🏻 #امیرعلی_ق
📚 @PDFsCom
👍9❤2🔥2😢1
کتاب «جای خالی سلوچ» محمود دولت آبادی را ورق میزدم. جایی از کتاب نوشته بود:
«روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می شود، بهار می آید»
دیدم گوشه ی همین صفحه نوشته ام:
«از یک جایی به بعد، حال آدم خوب نمیشود»
حرفم را پس گرفتم، خط زدم جملهی خودم را. اصلا همانی که دولت آبادی گفته...
از یک جایی به بعد، آدم آرام می گیرد، بزرگ می شود. بالغ می شود و پای تمام اشتباهاتش می ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد، دنبال مقصر نمی گردد، قبول می کند گذشتهاش را، انکار نمی کند آن را، نادیدهاش نمی گیرد، حذفش نمی کند، اجازه می دهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند.
حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر...
یاد می گیرد زندگی یک موهبت است. غنیمت است. نعمت است. قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند.
همهی این ها را که فهمید یک آرامشی می آید می نشیند توی دلش، توی روح و روانش...
اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته:
اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خوب می شود.
#مریم_سمیع_زادگان
📚 @PDFsCom
«روزگار همیشه بر یک قرار نمی ماند. روز و شب دارد، روشنی دارد، تاریکی دارد، کم دارد، بیش دارد. دیگر چیزی از زمستان باقی نمانده، تمام می شود، بهار می آید»
دیدم گوشه ی همین صفحه نوشته ام:
«از یک جایی به بعد، حال آدم خوب نمیشود»
حرفم را پس گرفتم، خط زدم جملهی خودم را. اصلا همانی که دولت آبادی گفته...
از یک جایی به بعد، آدم آرام می گیرد، بزرگ می شود. بالغ می شود و پای تمام اشتباهاتش می ایستد، سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد، دنبال مقصر نمی گردد، قبول می کند گذشتهاش را، انکار نمی کند آن را، نادیدهاش نمی گیرد، حذفش نمی کند، اجازه می دهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند.
حالا باید آینده را بسازد، از نو، به نوعی دیگر...
یاد می گیرد زندگی یک موهبت است. غنیمت است. نعمت است. قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند.
همهی این ها را که فهمید یک آرامشی می آید می نشیند توی دلش، توی روح و روانش...
اینجای زندگی همان جایی است که دولت آبادی گفته:
اصلا از یک جایی به بعد حال آدم خوب می شود.
#مریم_سمیع_زادگان
📚 @PDFsCom
❤12👍3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر بار احساسی از خشم، نفرت، مهر، محبت، افسردگی، اندوه، شادی و یا سرور بر شما غالب میشود، در نظر داشته باشید که تمامی این احوالات گذرا هستند، همیشه این را به خاطر بسپارید
این نیز بگذرد…
📚 @PDFsCom
این نیز بگذرد…
📚 @PDFsCom
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با توجه به معجزه ای که در مورد منقبض شدن تومور سرطانی هزل رخ داده و چند سال وقت برایش فراهم آورده، او تا کنون در انتهای خط زندگیش بوده و منتظر آخرین ورق داستان زندگیش است. اما یک برنامه ی پیچیده ای در گروه بچه های سرطانی سبب ورود پسری به اسم آگستیوس واترز می شود که باعث می شود زندگی هزل دوباره از نو نوشته شود...
🎧 #کتاب_صوتی
📕 خطای ستارگان بخت ما
✍🏻 #جان_گرین
🎙 گوینده #نگین_خواجه_نصیر و #محمدمهدی_قاسمی
بخش : 1/7
📚 @PDFsCom
🎧 #کتاب_صوتی
📕 خطای ستارگان بخت ما
✍🏻 #جان_گرین
🎙 گوینده #نگین_خواجه_نصیر و #محمدمهدی_قاسمی
بخش : 1/7
📚 @PDFsCom
👍4
خطای ستارگان بخت ما (1)
جان گرین
🎧 #کتاب_صوتی
📕 خطای ستارگان بخت ما
✍🏻 #جان_گرین
🎙 گوینده #نگین_خواجه_نصیر و #محمدمهدی_قاسمی
بخش : 1/7
📚 @PDFsCom
📕 خطای ستارگان بخت ما
✍🏻 #جان_گرین
🎙 گوینده #نگین_خواجه_نصیر و #محمدمهدی_قاسمی
بخش : 1/7
📚 @PDFsCom