PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
توقع را کنار بگذاریم!

توقع چیست؟ چیزی است که همه از تو دارند ولی تو نباید از کسی داشته باشی. اگر دنبال آرامش هستید از کسی توقعی نداشته باشید. حتی از پدر و مادرتان.

همه‌چیز را از همه‌کس انتظار داشته باشید. «تکرار می‌کنم»؛ همه‌چیز را از همه‌کس انتظار داشته باشید تا کمتر غافلگیر شوید.

هموطن عزیز! همشهری گرامی! همکار ارجمند! همکلاس بزرگوار!

من از شما هیچ توقعی ندارم. از پدر، مادر، همسر، فرزند، دوست، شاگرد و ... از هیچ‌کس! اگر محبتی می‌کنید این بزرگواری شماست، اگر نه، گله‌مند نیستم و حتما" برایش دلیل قانع‌کننده‌ای دارید.

لطفا" شما هم توقعی نداشته باشید. زندگی‌تان را بکنید، لذتش را ببرید اما سر هم منت نگذاریم و مدام گله و شکایت شخصی نکنیم. گله نکنیم، گله نکنیم...

هروقت به کسی گفتیم "من از تو توقع..." آن لحظه را مرور کنیم که چه دلیلی دارد از کسی توقع داشته باشیم؟

قانون، وجدان و پروردگار بین ما قضاوت خواهد کرد. دست برداریم از گله‌های مداوم و کلافه‌کننده‌ای که آدم را حقیر می‌کند!

تمرین کنیم ...

#احسان_محمدی

📚 @PDFsCom
👍7610👎6🔥1
دلم می‌خواهد به همه ى عقاید احترام بگذارم، ولی احترام به بعضی از آن‌ها توهین به شعور خودم محسوب می‌شود!

پس در بهترین حالت تحملشان می‌کنم و هیچ نمی‌گویم ...

#آنتونی_هاپکینز

📚 @PDFsCom
👍11415🔥11👎7
آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دختر/پسر 15 ساله است که موهایش سفید شده، دور چشمهایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند...
پیری فقط یک صورتک بدترکیب است که با یک من سریش می چسبانندش روی صورت آدم، ولی آن پشت جوانی است که دارد نفسش می گیرد. بعد یک دفعه می بینی پیر شدی و هنوز هیچ کدام از کارهایی که می خواستی نکردی...

📚چهل سالگی
👤#ناهيد_طباطبايی

📚 @PDFsCom
👍786👎3🔥2
کتاب سه رفیق نوشته ماکسیم گورکی داستان سه جوان به نام های ایلیا، پاول و یاکوب است که از طبقه پایین جامعه هستند و در تلاش اند در حالی که وارد جامعه می شوند افراد موفقی باشند.

📕 سه رفیق
✍🏻 #ماکسیم_گورکی

📚 @PDFsCom
👍187👎2
سه رفیق.pdf
4.1 MB
📕 سه رفیق
✍🏻 #ماکسیم_گورکی

📚 @PDFsCom
👍17👎2👏1
معروف است که روزی شخصی به خیام خردمند، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟! خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟

آن جوان گفت : من شاید خیری برای اقوام و دوستان خودم نداشته باشم اما تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها بروم گورستان و برایشان دعا کنم و خیرات دهم و...

خیام خندید و گفت : آدم بدبختی هستی ! خداوند تو را فرستاده تا شادی بیافرینی و دست زندگان و مستمندان را بگیری تا در سختی و مشقت نمیرند حال تو فقط به دنبال مردگانت هستی ؟!..
بعد پشتش را به او کرد و گفت مرا با مرده پرستان کاری نیست و از او دور شد .

ارد بزرگ میگوید : "کاویدن در غم ها ما را به خوشبختی نمی رساند"
در جایی دیگر نیز میگوید : "آنکه ترانه زاری کشت میکند ، تباهیدن زندگی اش را برداشت میکند"
امیدوارم همه ما ارزش زندگی را بدانیم و برای شادی هم بکوشیم نه اسیر در غم و گریه و عزا...

📚 @PDFsCom
👍9112🔥4👎1
📎 #_یک_تکه_کتاب

آدم به سرعت پیر می‌شود، آن‌هم بدون اینکه بازگشتی در کار باشد. وقتی بدون اراده به بدبختی آن عادت کردی و حتی دوستش داشتی، آنوقت متوجه قضیه می‌شوی.

طبیعت از تو قویتر است. تو را در قالبی امتحان می‌کند و آنوقت دیگر نمی‌توانی از آن بیرون بیایی. نقشت و سرنوشتت را بدون اینکه بفهمی کم کَمَک جدی میگیری و بعد وقتی سر برمیگردانی، می‌بینی که دیگر برای تغییر وقتی نیست. سر تا پا دلشوره شده‌ای و برای همیشه به‌همین شکل ثابت مانده‌ای.

📕 سفر به انتهاى شب
✍🏻 #لوئى_فردينان_سلين

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7592

📚 @PDFsCom
👍24🔥43👎3
یکی از داستان های کوتاه فاکنر که در هر خوانش، ایده های تازه ای به ذهن خواننده متبادر می کند، داستان «سپتامبر بی باران» است.
این داستان کوتاه از پنج قسمت تشکیل شده است، اما به علت گونه روایت و فرم اجرای کار گویی متنی است بدون فاصله و مکث و سکته.

📕 سپتامبر بی باران
✍🏻 #ویلیام_فاکنر

📚 @PDFsCom
👍11👎1🔥1
سپتامبر بی باران.pdf
1.5 MB
📕 سپتامبر بی باران
✍🏻 #ویلیام_فاکنر

📚 @PDFsCom
👍15👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میخوام عذرخواهی کنم از تمام زن هایی که بهشون گفتم زیبا، قبل از این که باهوش یا شجاع خطاب شون کنم
متأسفم از این که طوری رفتار کردم که انگار اون چه که باهاش به دنیا اومدید مهم ترین چیزی هست که شما می تونید بهش افتخار کنید.
از حالا به بعد این قبیل جمله ها رو میگم "تو قوی هستی" ، "تو خارق العاده هستی" اگر در مورد زیباییت نمیگویم به این دلیل نیست که زیبا نیستی بلکه به این دلیل است که تو خیلی بیشتر از "فقط زیبا" هستی...

#روپی_کائور

📚 @PDFsCom
👍10332👎11🔥2
برای خودم فهرستی تهیه کردم تا هر وقت خطر افتادن در سیاه چاله را احساس کردم، روی آن تمرکز کنم:

- بازی کردن با بچه هایم.

- خواندن داستان هایی که درسی به آنها و به خودم بدهد، چون داستان سن و سال نمی شناسد

- نگاه کردن به آسمان

- نوشیدن آب به مقدار زیاد

- آشپزی... آشپزی کردن زیباترین و کامل ترین هنرهاست.
آشپزی همه حواس ما را درگیر می کند.

- فهرست برداشتن از گلایه ها‌ این کشفی واقعی بود
هر وقت در مورد چیزی احساس عصبانیت بکنم آن را یادداشت می کنم.
در پایان روز، وقتی فهرست را می خوانم می فهمم که بیخود عصبانی شده ام.

- لبخند زدن، حتی اگر دلم بخواهد گریه کنم.این سخت ترین کار است اما بهش عادت می کنیم.
بودایی ها می گویند یک لبخند ثابت-حتی دروغین- روح را روشن نگه می دارد.

#پائولو_کوئلیو

📚 @PDFsCom
👍809🔥6👎3
فکر نمی‌کنم چیزی به اندازه خنده‌ واگیر داشته باشد. غم و اندوه هم می‌تواند واگیر داشته باشد. اما ترس چیز دیگریست،
ترس نمی‌تواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است. ما با ترس هایمان کمابیش تنهاییم.

📕 دختر پرتقالی
✍🏻 #یوستین_گردر

📚 @PDFsCom
26👍19🔥3👎2
در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه ای بسیار شلوغ میکرد...
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...

ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای. به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!
با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!! آنها با نظر عجیبی به من می نگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!! به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!

آنها گدای یک بسته شکلات نبودند. آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند! اما در کشور ما، گول زدن به عنوان روش تربیتی استفاده می شود.

📚 چرا عقب مانده‌ایم
👤 علی محمد ایزدی

 📚 @PDFsCom
👍10214🔥5👎1
دخترک سیاه در جستجوی خدا در سفری کوتاه اما پر ماجرا، ما را با دخترک سیاه زیبایی همراه می سازد تا به گونه ای دیگر با عقاید کهن و خدایان گوناگون آشنا شویم. او با طنز مخصوص خودش و نه به وسیله فحش و ناسزا، با مقدسات و اعتقادات عامه روبرو می شود. البته گاهی با چماق به جان این خدایان که بسیار از خود راضی هستند می افتد.

📕 دخترک سیاه
✍🏻 #برنارد_شاو

📚 @PDFsCom
👍143👎1🔥1
دخترک سیاه.pdf
2.9 MB
📕 دخترک سیاه
✍🏻 #برنارد_شاو

📚 @PDFsCom
👍14👎1🔥1
ما با کتاب‌هایی که می‌خوانیم شکل می‌گیریم.
درست انتخاب کنیم
و خوب بخوانیم ...

📚 @PDFsCom
👍4920🔥4
📎 #_یک_تکه_کتاب

درد است که آدمی را راهبر است.
در هر کاری که هست، تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را مُیسَّر نشود - خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره.
تا مریم را درد پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد. او را آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوه دار شد.

زین طلب بنده به کوی تو رسید
درد مریم را به خرما بن کشید

📕 فیه ما فیه
✍🏻 #مولانا

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7531

📚 @PDFsCom
👍276🔥3👎1
«دمدم های همین بهار پیش، کسی در حیاط پشتی خانه ما توله سگی گذاشت و رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد. این اتفاق زمانی افتاد که من هر هفته مسافر رفت و برگشتی سنت لویییس بودم و زنم با تبلیغات بر ضد ایدز که به شکل عجیبی به فصل مالیات گیری در نیواورلئان سر برآورده بود، مشغول بود.»

📕 توله سگ
✍🏻 #ریچارد_فورد

📚 @PDFsCom
👍61👎1🔥1
توله سگ.pdf
1.1 MB
📕 توله سگ
✍🏻 #ریچارد_فورد

📚 @PDFsCom
6🔥2👍1👎1
خوشا به حال آن که دوستی می‌یابد که قلب و ذهنش با قلب و روح او هم‌نواست.
دوستی که به واسطه‌ی شباهت سلیقه، احساس و دانسته‌هایش به او می‌پیوندد، دوستی که دربند جاه‌طلبی یا منافع شخصی نیست.
موجودی که سایه‌سار درختی را به دبدبه و کبکبه‌ی دربار ترجیح میدهد!

📕 سفر به دور اتاقم
✍🏻 #اگزویه_دو_مستر

📚 @PDFsCom
👍308👎1🔥1
روزی پزشکی سالخورده که از افسردگی شدید رنج می‌برد برای معالجه و درمان نزد من آمد.

او توان این را نداشت که با اندوه از دست دادن همسرش در دو سال پیش کنار بیاید.
نیروی چیره شدن بر این درد و رنج را در خود نمی‌دید.
او همسرش را به‌شدت دوست می‌داشت.
از دست من چه کاری ساخته بود؟
به او گفتم دکتر چه می‌شد اگر شما مرده بودید و همسرتان زنده می‌ماند؟

_ وای که دیگر این خیلی بدتر بود، بیچاره او چگونه می‌توانست این‌همه درد و رنج را به تنهایی تحمل کند؟

از این فرصت استفاده کردم و در پاسخ گفتم: دکتر پس ببینید که این درد و رنج نصیب او نشد، و این شما هستید که رنجش را به جان خريديد و اکنون باید آن را تحمل کنید.
سکوت کرد، تنها به آرامی دستم را فشرد و مطب را ترک کرد...

رنج وقتی معنا یافت، معنایی چون گذشت و فداکاری، دیگر آزاردهنده نيست...

#ویکتور_فرانکل

📚 @PDFsCom
76👍29🔥4👎1