PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
یکی از داستان های کوتاه فاکنر که در هر خوانش، ایده های تازه ای به ذهن خواننده متبادر می کند، داستان «سپتامبر بی باران» است.
این داستان کوتاه از پنج قسمت تشکیل شده است، اما به علت گونه روایت و فرم اجرای کار گویی متنی است بدون فاصله و مکث و سکته.

📕 سپتامبر بی باران
✍🏻 #ویلیام_فاکنر

📚 @PDFsCom
👍11👎1🔥1
سپتامبر بی باران.pdf
1.5 MB
📕 سپتامبر بی باران
✍🏻 #ویلیام_فاکنر

📚 @PDFsCom
👍15👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
میخوام عذرخواهی کنم از تمام زن هایی که بهشون گفتم زیبا، قبل از این که باهوش یا شجاع خطاب شون کنم
متأسفم از این که طوری رفتار کردم که انگار اون چه که باهاش به دنیا اومدید مهم ترین چیزی هست که شما می تونید بهش افتخار کنید.
از حالا به بعد این قبیل جمله ها رو میگم "تو قوی هستی" ، "تو خارق العاده هستی" اگر در مورد زیباییت نمیگویم به این دلیل نیست که زیبا نیستی بلکه به این دلیل است که تو خیلی بیشتر از "فقط زیبا" هستی...

#روپی_کائور

📚 @PDFsCom
👍10332👎11🔥2
برای خودم فهرستی تهیه کردم تا هر وقت خطر افتادن در سیاه چاله را احساس کردم، روی آن تمرکز کنم:

- بازی کردن با بچه هایم.

- خواندن داستان هایی که درسی به آنها و به خودم بدهد، چون داستان سن و سال نمی شناسد

- نگاه کردن به آسمان

- نوشیدن آب به مقدار زیاد

- آشپزی... آشپزی کردن زیباترین و کامل ترین هنرهاست.
آشپزی همه حواس ما را درگیر می کند.

- فهرست برداشتن از گلایه ها‌ این کشفی واقعی بود
هر وقت در مورد چیزی احساس عصبانیت بکنم آن را یادداشت می کنم.
در پایان روز، وقتی فهرست را می خوانم می فهمم که بیخود عصبانی شده ام.

- لبخند زدن، حتی اگر دلم بخواهد گریه کنم.این سخت ترین کار است اما بهش عادت می کنیم.
بودایی ها می گویند یک لبخند ثابت-حتی دروغین- روح را روشن نگه می دارد.

#پائولو_کوئلیو

📚 @PDFsCom
👍809🔥6👎3
فکر نمی‌کنم چیزی به اندازه خنده‌ واگیر داشته باشد. غم و اندوه هم می‌تواند واگیر داشته باشد. اما ترس چیز دیگریست،
ترس نمی‌تواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است. ما با ترس هایمان کمابیش تنهاییم.

📕 دختر پرتقالی
✍🏻 #یوستین_گردر

📚 @PDFsCom
26👍19🔥3👎2
در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم. بچه ای بسیار شلوغ میکرد...
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید. آن بچه قبول کرد و آرام شد. قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...

ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای. به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!
با کمال تعجب بازداشت شدم! در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!! آنها با نظر عجیبی به من می نگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!! به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!

آنها گدای یک بسته شکلات نبودند. آنها نگران بدآموزی بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند! اما در کشور ما، گول زدن به عنوان روش تربیتی استفاده می شود.

📚 چرا عقب مانده‌ایم
👤 علی محمد ایزدی

 📚 @PDFsCom
👍10214🔥5👎1
دخترک سیاه در جستجوی خدا در سفری کوتاه اما پر ماجرا، ما را با دخترک سیاه زیبایی همراه می سازد تا به گونه ای دیگر با عقاید کهن و خدایان گوناگون آشنا شویم. او با طنز مخصوص خودش و نه به وسیله فحش و ناسزا، با مقدسات و اعتقادات عامه روبرو می شود. البته گاهی با چماق به جان این خدایان که بسیار از خود راضی هستند می افتد.

📕 دخترک سیاه
✍🏻 #برنارد_شاو

📚 @PDFsCom
👍143👎1🔥1
دخترک سیاه.pdf
2.9 MB
📕 دخترک سیاه
✍🏻 #برنارد_شاو

📚 @PDFsCom
👍14👎1🔥1
ما با کتاب‌هایی که می‌خوانیم شکل می‌گیریم.
درست انتخاب کنیم
و خوب بخوانیم ...

📚 @PDFsCom
👍4920🔥4
📎 #_یک_تکه_کتاب

درد است که آدمی را راهبر است.
در هر کاری که هست، تا او را درد آن کار و هوس و عشق آن کار در درون نخیزد، او قصد آن کار نکند و آن کار بی درد او را مُیسَّر نشود - خواه دنیا، خواه آخرت، خواه بازرگانی، خواه پادشاهی، خواه علم، خواه نجوم و غیره.
تا مریم را درد پیدا نشد، قصد آن درخت بخت نکرد. او را آن درد به درخت آورد و درخت خشک میوه دار شد.

زین طلب بنده به کوی تو رسید
درد مریم را به خرما بن کشید

📕 فیه ما فیه
✍🏻 #مولانا

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7531

📚 @PDFsCom
👍276🔥3👎1
«دمدم های همین بهار پیش، کسی در حیاط پشتی خانه ما توله سگی گذاشت و رفت و پشت سرش را هم نگاه نکرد. این اتفاق زمانی افتاد که من هر هفته مسافر رفت و برگشتی سنت لویییس بودم و زنم با تبلیغات بر ضد ایدز که به شکل عجیبی به فصل مالیات گیری در نیواورلئان سر برآورده بود، مشغول بود.»

📕 توله سگ
✍🏻 #ریچارد_فورد

📚 @PDFsCom
👍61👎1🔥1
توله سگ.pdf
1.1 MB
📕 توله سگ
✍🏻 #ریچارد_فورد

📚 @PDFsCom
6🔥2👍1👎1
خوشا به حال آن که دوستی می‌یابد که قلب و ذهنش با قلب و روح او هم‌نواست.
دوستی که به واسطه‌ی شباهت سلیقه، احساس و دانسته‌هایش به او می‌پیوندد، دوستی که دربند جاه‌طلبی یا منافع شخصی نیست.
موجودی که سایه‌سار درختی را به دبدبه و کبکبه‌ی دربار ترجیح میدهد!

📕 سفر به دور اتاقم
✍🏻 #اگزویه_دو_مستر

📚 @PDFsCom
👍308👎1🔥1
روزی پزشکی سالخورده که از افسردگی شدید رنج می‌برد برای معالجه و درمان نزد من آمد.

او توان این را نداشت که با اندوه از دست دادن همسرش در دو سال پیش کنار بیاید.
نیروی چیره شدن بر این درد و رنج را در خود نمی‌دید.
او همسرش را به‌شدت دوست می‌داشت.
از دست من چه کاری ساخته بود؟
به او گفتم دکتر چه می‌شد اگر شما مرده بودید و همسرتان زنده می‌ماند؟

_ وای که دیگر این خیلی بدتر بود، بیچاره او چگونه می‌توانست این‌همه درد و رنج را به تنهایی تحمل کند؟

از این فرصت استفاده کردم و در پاسخ گفتم: دکتر پس ببینید که این درد و رنج نصیب او نشد، و این شما هستید که رنجش را به جان خريديد و اکنون باید آن را تحمل کنید.
سکوت کرد، تنها به آرامی دستم را فشرد و مطب را ترک کرد...

رنج وقتی معنا یافت، معنایی چون گذشت و فداکاری، دیگر آزاردهنده نيست...

#ویکتور_فرانکل

📚 @PDFsCom
76👍29🔥4👎1
روباه در حادثه‌ای دمش را از دست داد.
روباه‌های گله از او پرسیدند دم‌ات چه شد؟ روباه دم‌بریده با حیله‌گری گفت که خودم قطع‌اش کردم! همه با تعجب پرسیدند چرا؟ دم نداشتن بسیار بد است و اکنون زیباییت را از دست دادی. روباه گفت: خیر! حالا آزادم و سبک.

احساس راحتی می‌کنم! وقتی راه می‌روم فکر می‌کنم که دارم پرواز می‌کنم. یک روباه دیگر که بسیار ساده بود، رفت و دم خود را قطع کرد. چون درد شدیدی داشت و نمی‌توانست تحمل کند، نزد روباه دم‌بریده رفت و گفت: تو که گفته بودی سبک شده‌ام و احساس راحتی می‌کنم. من‌که بسیار درد دارم!

دم‌بریده گفت: صدایش را درنیاور!
اگر نه تمام روز روباه‌های دیگر به ما می‌خندند! هرلحظه ابراز خشنودی کن و افتخار کن تا تعداد ما زیاد شود؛ والا تمام عمر مورد تمسخر دیگران قرار خواهیم گرفت... همان بود که تعداد دم‌بریده‌ها آن‌قدر زیاد شد که بعداً به روباه‌های دم‌دار می‌خندیدند و این حکایتی بسیار آشناست...

وقتی در یک جامعه افراد مفسد، دزدها اختلاس‌گر ها و خلافکارها زیاد میشوند
آنگاه به افراد باشرف و باعزت می‌خندند.
گاهی هم آن‌ها را دیوانه می‌دانند.

📚 @PDFsCom
👍15921🔥11👎1
هیچ‌کس نمی‌تواند مدت زیادی ماسکی که بر چهره دارد را به نمایش بگذارد. سرشت آدمی هر آنچه که به‌طور تصنعی کسب‌ شده را در هم می‌شکند...

#آرتور_شوپنهاور

📚 @PDFsCom
👍5311🔥5
«آن زمان ما در کنار یک گودال ماسه‌ای زندگی می‌کردیم. نه گودال عمیقی که با بیل‌های مکانیکی غول پیکر کنده باشند، گودال کوچکی که باید توسط یک کشاورز سالها پیش کنده شده باشد. در حقیقت گودال به اندازه‌ای کنده شده بود که ترا به اندیشه‌ای وا دارد که باید منظور دیگری برای کندن آن بوده باشد. آغاز کار برای یک خانه شاید که ساختن آن هرگز ادامه نیافته بود.»

📕 ماسه
✍🏻 #آلیس_مونرو

📚 @PDFsCom
👍8🔥3👎2
ماسه.pdf
101.9 KB
📕 ماسه
✍🏻 #آلیس_مونرو

📚 @PDFsCom
👍3👎1🔥1
آیا واقعاً بی‌شعوری مرض است؟
پاسخ من به این سؤال
یک "بله‌ی" قاطع و بلند است

بی‌شعوری، مرضِ وقاحت
و سوءاستفاده از دیگران است؛
آدم بی‌شعور نمی‌تواند به ديگران گیر ندهد،
انگار اگر دست از اشکال‌گیری بردارد
و یا دیگران را تحقیر نکند،
جانش درمی‌آید...!

📚 @PDFsCom
👍11510👎5🔥1
📎 #_یک_تکه_کتاب

دیروز بود که اتاقم را جدا کردند ، آیا همانطور که ناظم وعده داد من حالا به کلی معالجه شده ام و هفته دیگر آزاد خواهم شد؟ آیا ناخوش بوده ام ؟
یک سال است ، در تمام این مدت هرچه التماس می کردم کاغذ و قلم می خواستم به من نمی دادند.
همیشه پیش خودم گمان می کردم هر ساعتی که قلم و کاغذ به دستم بیفتد چه قدر چیزها که خواهم نوشت ...
ولی دیروز بدون اینکه خواسته باشم کاغذ و قلم را برایم آوردند.
چیزی که آن قدر آرزو می کردم ، چیزی که آنقدر انتظارش را داشتم....
حالا که دقت می کنم مابین خط های درهم و برهمی که روی کاغذ کشیده ام تنها چیزی که خوانده می شود اینست : سه قطره خون

📕 سه قطره خون
✍️🏻 #صادق_هدایت

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7412

📚 @PDFsCom
👍29👎1
این کتاب برای آن دسته از افرادی نوشته شده است که مشتاقانه به دنبال راهی برای خروج از بن‌بست‌های اقتصادی، عاطفی و یا معنوی در زندگی خود هستند.

📕 چشم دل بگشا
✍🏻 #کاترین_پاندر

📚 @PDFsCom
👍194