📎 #_یک_تکه_کتاب
پس تمایل بر آن بود که تنبیه و مجازات به پنهان ترین بخش فرایند کیفری بدل شود و این امر چند نتیجه در پی داشت: تنبیه، عرصه ی دریافت حسی تقریبا روزمره را ترک کرد تا وارد عرصه ی آگاهی انتزاعی شود؛ اثرگذاری تنبیه، محصول حتمیت آن تلقی شد و نه شدت قابل دیدن بودن آن؛ آنچه باید از ارتکاب جرم جلوگیری کند نه نمایش نفرت انگیز مجازات در ملاءعام بلکه قطعی بودن تنبیه و مجازات است؛ ساز و کار عبرت دهنده ی تنبیه، چرخ دنده هایش را تغییر داد.
📕 مراقبت و تنبیه
✍🏻 #میشل_فوکو
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/4596
📚 @PDFsCom
پس تمایل بر آن بود که تنبیه و مجازات به پنهان ترین بخش فرایند کیفری بدل شود و این امر چند نتیجه در پی داشت: تنبیه، عرصه ی دریافت حسی تقریبا روزمره را ترک کرد تا وارد عرصه ی آگاهی انتزاعی شود؛ اثرگذاری تنبیه، محصول حتمیت آن تلقی شد و نه شدت قابل دیدن بودن آن؛ آنچه باید از ارتکاب جرم جلوگیری کند نه نمایش نفرت انگیز مجازات در ملاءعام بلکه قطعی بودن تنبیه و مجازات است؛ ساز و کار عبرت دهنده ی تنبیه، چرخ دنده هایش را تغییر داد.
📕 مراقبت و تنبیه
✍🏻 #میشل_فوکو
لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/4596
📚 @PDFsCom
👍22👎2❤1
خداوند هرگز قولی نداده که ما را از مشکلات دور نگه می دارد. ولی گفته که در دل طوفان ،به ما آرامش می دهد. خداوند این را آرامشی بالاتر از درک و فهم ما می نامد. به این معنی که با وجود مشکلات زندگی، شما هنوز آرامش خود را دارید.
مثلا گزارشات پزشکی خوب نبود، اما من نگران نیستم چون میدانم که خدا حواسش به من هست
من آن مقامی که برایش زحمت کشیدم را نتوانستم کسب کنم ولی ناراحت نیستم چون می دانم که خداوند مقام بالاتری برایم در نظر گرفته
من نتوانستم به عشقم برسم اما مهم نیست چون حتما او گزینه های بهتری برای من در نظر گرفته
📕 چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم
✍🏻 #جول_اوستین
📚 @PDFsCom
مثلا گزارشات پزشکی خوب نبود، اما من نگران نیستم چون میدانم که خدا حواسش به من هست
من آن مقامی که برایش زحمت کشیدم را نتوانستم کسب کنم ولی ناراحت نیستم چون می دانم که خداوند مقام بالاتری برایم در نظر گرفته
من نتوانستم به عشقم برسم اما مهم نیست چون حتما او گزینه های بهتری برای من در نظر گرفته
📕 چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم
✍🏻 #جول_اوستین
📚 @PDFsCom
👍70❤18👎14🔥4
مادرش آلزایمر داشت...
بهش گفت مادر یه بیماری داری باید بخاطر همین ببرمت آسایشگاه سالمندان ...
مادر گفت: چه بیماریی؟
گفت: آلزایمر...
گفت: چی هست...
گفت: یعنی همه چی و فراموش میکنی...
گفت مثل اینکه خودتم همین بیماری و داری
گفت: چطور..؟؟
گفت: انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم، چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی، قامت خم کردم تا قد راست کنی..
پسر رفت توی فکر...
برگشت به مادرش گفت: مادر منو ببخش...
گفت: برای چی؟
گفت: به خاطر کاری که میخواستم بکنم...
مادر گفت:
من که چیزی یادم نمیاد!!!
📚 @PDFsCom
بهش گفت مادر یه بیماری داری باید بخاطر همین ببرمت آسایشگاه سالمندان ...
مادر گفت: چه بیماریی؟
گفت: آلزایمر...
گفت: چی هست...
گفت: یعنی همه چی و فراموش میکنی...
گفت مثل اینکه خودتم همین بیماری و داری
گفت: چطور..؟؟
گفت: انگار یادت رفته با چه زحمتی بزرگت کردم، چقدر سختی کشیدم تا بزرگ بشی، قامت خم کردم تا قد راست کنی..
پسر رفت توی فکر...
برگشت به مادرش گفت: مادر منو ببخش...
گفت: برای چی؟
گفت: به خاطر کاری که میخواستم بکنم...
مادر گفت:
من که چیزی یادم نمیاد!!!
📚 @PDFsCom
❤139👍58🔥14👎9🤩2
کجاها نباید خندید!!!
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
نخند ...
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند
خیلی ساده
هرگز به آدم هایی که تنها پشتیبانشان "خدا"ست، نخند!
📚 @PDFsCom
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
نخند ...
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند
خیلی ساده
هرگز به آدم هایی که تنها پشتیبانشان "خدا"ست، نخند!
📚 @PDFsCom
👍215❤37🔥6👎4
🔥9👎8👍4
PDF | پی دی اف
به تعداد خیلی زیادی دانشجو نیازمندیم👇 https://news.1rj.ru/str/+GqMw_nqHiI84NGZk
کاره پاره وقت دانشجویی
با پایه حقوق۳_۸میلیون درماه💰👆
با پایه حقوق۳_۸میلیون درماه💰👆
👎13👍11
از شک تا یقین، راه درازی است که اگر علاقه یا انگیزه خاصی دستاندر کار نباشد، هر تازه آمده ناتوانی قادر به طی آن نیست.
📕 کتاب:دکتر بکتاش
✍🏻 اثر: #علی_محمد_افغانی
📚 @PDFsCom
📕 کتاب:دکتر بکتاش
✍🏻 اثر: #علی_محمد_افغانی
📚 @PDFsCom
👍20❤3👎2
ملک الشعرای بهار که خودش چند سالی نماینده مجلس بود، حدود ۶۰ سال قبل، به مردم زمانه خود و بعد خود درباره رای دادن به نمایندگان مجلس نصیحتی کرد که باید با آب طلا نوشت و بر سر در مجلس شورای اسلامی آویخت! انگار او این روزها را خوب می دید!
دوش در انجمن رای فروشان، یک تن،
آدمی زاده یِ دانا به نصیحت بر خاست!
گفت کای با شرفان رای به کس مفروشید،
که به آیینِ شرف، رای فروشی نه رواست!
و آن که زر پخش کند تا که نماینده شود،
نه وکیل است، که غارتگر سیم و زر ماست!
رای خود را به خردمند وطنخواه دهید،
که وطنخواهِ خردمند هوادار شما ست!🇮🇷
📚 @PDFsCom
دوش در انجمن رای فروشان، یک تن،
آدمی زاده یِ دانا به نصیحت بر خاست!
گفت کای با شرفان رای به کس مفروشید،
که به آیینِ شرف، رای فروشی نه رواست!
و آن که زر پخش کند تا که نماینده شود،
نه وکیل است، که غارتگر سیم و زر ماست!
رای خود را به خردمند وطنخواه دهید،
که وطنخواهِ خردمند هوادار شما ست!🇮🇷
📚 @PDFsCom
👍127🔥15❤7👎4
📎 #_یک_تکه_کتاب
نه تنها پزشکی ، مهندسی و نقاشی هنر است بلکه زیستن نیز خود هنر است و در حقیقت مهم ترین و در عین حال مشکل ترین و پیچیده ترین هنری است که انسان تجربه می کند. هدف این هنر ، انجام کار به خصوصی نیست بلکه هدف آن زندگیِ شایانِ تحسین و پرورش استعدادهای ذاتی است. در پهنهٔ هنرِ زیستن ، انسان هم هنرمند است و هم محصول هنر ، هم پیکرتراش است و هم سنگ مرمر ، هم پزشک است و هم بیمار...
📕 کتاب : انسان برای خویشتن
✍️ اثر : #اریک_فروم
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3644
📚 @PDFsCom
نه تنها پزشکی ، مهندسی و نقاشی هنر است بلکه زیستن نیز خود هنر است و در حقیقت مهم ترین و در عین حال مشکل ترین و پیچیده ترین هنری است که انسان تجربه می کند. هدف این هنر ، انجام کار به خصوصی نیست بلکه هدف آن زندگیِ شایانِ تحسین و پرورش استعدادهای ذاتی است. در پهنهٔ هنرِ زیستن ، انسان هم هنرمند است و هم محصول هنر ، هم پیکرتراش است و هم سنگ مرمر ، هم پزشک است و هم بیمار...
📕 کتاب : انسان برای خویشتن
✍️ اثر : #اریک_فروم
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/3644
📚 @PDFsCom
👍26❤3👎3
همیشه پدر را سرزنش میکرد که پولش را برای هیچ و پوچ بر باد میدهد. آن زن هم از آن مرد پول میخواست. مرد جواب داد: «قبلا به اندازه کافی به تو پول دادهام.» «باور کن این آخرین بار است که از تو پول میخواهم.» «نه باور نمیکنم. چون این آهنگ را قبلا هم شنیدهام.»
📕 کتاب : این آهنگ را قبلا هم شنیده ام
✍ اثر : #مری_هیگینز_کلارک
📚 @PDFsCom
📕 کتاب : این آهنگ را قبلا هم شنیده ام
✍ اثر : #مری_هیگینز_کلارک
📚 @PDFsCom
❤13👍7👎1
به عنوان یک زن می توانم بگویم یک عمر، دروغ، محرک ترس های ما بوده است. یک عمر باور داشتیم ارزش ما در درجه اول نهفته در توانایی ما برای خوشحال کردن دیگران است. بسیاری از مسائل مربوط به رویاهایمان ما را می ترساند. اما بزرگترین ترس ما این است که به خاطر داشتن چنین رویاهایی قضاوتمان کنند.
من می گویم همه این ها مزخرف است
📕 کتاب:عذرخواهی نکن دختر
✍🏻 اثر: #ریچل_هالیس
📚 @PDFsCom
من می گویم همه این ها مزخرف است
📕 کتاب:عذرخواهی نکن دختر
✍🏻 اثر: #ریچل_هالیس
📚 @PDFsCom
👍61❤11👎4
زمان سلطان محمود میکشتند که شیعه است،
زمان شاه سلیمان میکشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه میکشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه میکشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضاشاه میکشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
امروز توی دهناش میزنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش مینشانند
و شمع آجیناش میکنند که لا مذهب است؛
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
توی آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است٬
حالا در اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است٬
عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است٬
صهیونیستها میکشند که فاشیست است
فاشیستها میکشند که کمونیست است؛
و میکشند و میکشند و میکشند ...
و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت ...
📚 @PDFsCom
زمان شاه سلیمان میکشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه میکشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه میکشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضاشاه میکشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
امروز توی دهناش میزنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش مینشانند
و شمع آجیناش میکنند که لا مذهب است؛
اگر اسم و اتهامش را در نظر نگیریم چیزی عوض نمی شود :
توی آلمان هیتلری می کشتند که یهودی است٬
حالا در اسرائیل میکشند که طرفدار فلسطینیها است٬
عربها میکشند که جاسوس صهیونیستها است٬
صهیونیستها میکشند که فاشیست است
فاشیستها میکشند که کمونیست است؛
و میکشند و میکشند و میکشند ...
و چه قصاب خانهیی است این دنیای بشریت ...
📚 @PDFsCom
👍164❤10👎3🔥2
کتاب بخون، آب بیشتر بنوش،
حرفت رو بزن، گاهی بنویس،
صادق باش،
به اطرافت کمتر اهمیت بده،
ورزش کن، از اخبار دور بمون،
ورودی ذهنت رو کنترل کن
حالت خوب میشه...
📚 @PDFsCom
حرفت رو بزن، گاهی بنویس،
صادق باش،
به اطرافت کمتر اهمیت بده،
ورزش کن، از اخبار دور بمون،
ورودی ذهنت رو کنترل کن
حالت خوب میشه...
📚 @PDFsCom
👍89❤33🔥2👎1
زندگی به کسی بدهکار نیست و اتفاقها همانطور، که باید میافتند. گاهی عادلانه به نحوی که معنا و مفهموم مییابد، گاهی چنان ناعادلانه که آدم به همه چیز و همه کس شک میکند. من نقاب را از چهرهی سرنوشت برداشتم و پشت آن فقط اتفاق را پیدا کردم.
📕 پایان تنهایی
✍🏻 #بندیکت_ولس
📚 @PDFsCom
📕 پایان تنهایی
✍🏻 #بندیکت_ولس
📚 @PDFsCom
👍36❤6👎3
وقتی کاسپارف به یک شطرنج باز آماتور باخت!
در احوالات کاسپارف استاد بزرگ شطرنج آمده: که در بازی شطرنج به یک آماتور باخت ، همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند. او اینگونه عنوان کرد، در بازی با او نمیدانستم که او یک آماتور است ، برای این، با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت میگشتم، گاهی به خیال خود نقشهاش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم... آنقدر در پی حرکتهای او بودم و دنبال رو مسیر او شدم، که مهرههای خودم را گم کردم،بعد که به سادگی مات شدم فهمیدم حرکتهای او از سر مهارت داشتن نبود، او فقط مهرهها را حرکت میداد و من از لذت بازی غافل شدم چون به دنبال نقشهای بودم که وجود نداشت، بازی را به این ترتیب باختم.!! اما درس بزرگ تری یاد گرفتم که ، تمام حرکتها از سر حیله نیست ، آنقدر فریب دیدهایم و نقشه کشیدهایم که صادقانه حرکت کردن را باور نداریم و دنبال نقشههایش میگردیم آنجاست که مسیر را گم میکنیم، میبازیم ....
📚 @PDFsCom
در احوالات کاسپارف استاد بزرگ شطرنج آمده: که در بازی شطرنج به یک آماتور باخت ، همه تعجب کردند و علت باخت را جویا شدند. او اینگونه عنوان کرد، در بازی با او نمیدانستم که او یک آماتور است ، برای این، با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت میگشتم، گاهی به خیال خود نقشهاش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی میکردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری میدیدم، تمرکز میکردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم... آنقدر در پی حرکتهای او بودم و دنبال رو مسیر او شدم، که مهرههای خودم را گم کردم،بعد که به سادگی مات شدم فهمیدم حرکتهای او از سر مهارت داشتن نبود، او فقط مهرهها را حرکت میداد و من از لذت بازی غافل شدم چون به دنبال نقشهای بودم که وجود نداشت، بازی را به این ترتیب باختم.!! اما درس بزرگ تری یاد گرفتم که ، تمام حرکتها از سر حیله نیست ، آنقدر فریب دیدهایم و نقشه کشیدهایم که صادقانه حرکت کردن را باور نداریم و دنبال نقشههایش میگردیم آنجاست که مسیر را گم میکنیم، میبازیم ....
📚 @PDFsCom
👍132❤13🔥8👎1
📎 #_یک_تکه_کتاب
دیروز بود که اتاقم را جدا کردند ، آیا همانطور که ناظم وعده داد من حالا به کلی معالجه شده ام و هفته دیگر آزاد خواهم شد؟ آیا ناخوش بوده ام ؟
یک سال است ، در تمام این مدت هرچه التماس می کردم کاغذ و قلم می خواستم به من نمی دادند.
همیشه پیش خودم گمان می کردم هر ساعتی که قلم و کاغذ به دستم بیفتد چه قدر چیزها که خواهم نوشت ...
ولی دیروز بدون اینکه خواسته باشم کاغذ و قلم را برایم آوردند.
چیزی که آن قدر آرزو می کردم ، چیزی که آنقدر انتظارش را داشتم....
حالا که دقت می کنم مابین خط های درهم و برهمی که روی کاغذ کشیده ام تنها چیزی که خوانده می شود اینست : سه قطره خون
📕 سه قطره خون
✍️🏻 #صادق_هدایت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7411
📚 @PDFsCom
دیروز بود که اتاقم را جدا کردند ، آیا همانطور که ناظم وعده داد من حالا به کلی معالجه شده ام و هفته دیگر آزاد خواهم شد؟ آیا ناخوش بوده ام ؟
یک سال است ، در تمام این مدت هرچه التماس می کردم کاغذ و قلم می خواستم به من نمی دادند.
همیشه پیش خودم گمان می کردم هر ساعتی که قلم و کاغذ به دستم بیفتد چه قدر چیزها که خواهم نوشت ...
ولی دیروز بدون اینکه خواسته باشم کاغذ و قلم را برایم آوردند.
چیزی که آن قدر آرزو می کردم ، چیزی که آنقدر انتظارش را داشتم....
حالا که دقت می کنم مابین خط های درهم و برهمی که روی کاغذ کشیده ام تنها چیزی که خوانده می شود اینست : سه قطره خون
📕 سه قطره خون
✍️🏻 #صادق_هدایت
لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7411
📚 @PDFsCom
👍27❤3👎3