PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
هرگز نه از دزدان بترسیم؛ نه از آدمکشان!
آنها خطرات بیرونیند، خطرات کوچکند.
از خودمان بترسیم!
دزدان واقعی، پیش داوری های ما هستند.
آدمکش های واقعی، نادرستی های ما هستند.
چه اهمیتی دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسه های پولمان را تهدید می کند.
نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید می کند!

📕 بینوایان
✍🏻ویکتور_هوگو

📚 @PDFsCom
👍625🔥1
🌿سیزده بدر هم رسید ...
🌿از خدا ميخوام :

🌿غم هاتون گره خورده باشه
🌿به هر چی شاديه

🌿درداتون گره خورده باشه
🌿به هر چی سلامتيه

🌿لحظاتتون گره خورده باشه
🌿به هر چی موفقيته

🌿دلاتون گره خورده باشه
🌿به هر چی عشقه

🌿جيباتون گره خورده باشه
🌿به هر چی پوله

🌿گره بخوره
🌿يه گره كور...

🌿 سیزده بدر مبارک 🌿

📚 @PDFsCom
17👍14
در ماه رمضان چند جوان، پیر مردی را دیدند که دور از چشم مردم، غذا میخورد.
به او گفتند: ای پیرمرد مگر روزه نیستی؟
پیرمرد گفت: چرا روزه‌ام، فقط آب و غذا میخورم.
جوانان خندیدند و گفتند: واقعا؟

پیرمرد گفت:

بله، دروغ نمیگویم، به کسی بد نگاه نمیکنم، کسی را مسخره نمیکنم، با کسی با دشنام سخن نمیگویم، کسی را آزرده نمیکنم، چشم به مال کسی ندارم و...
ولی چون بیماری خاصی دارم متأسفانه نمیتوانم معده را هم روزه دارش کنم.
بعد پیرمرد به جوانان گفت: آیا شما هم روزه هستید؟
یکی از جوانان در حالی که سرش را از خجالت پایین انداخته بود، به آرامی گفت: خیر ما فقط غذا نمیخوریم !!!

پیشاپیش ماه رمضان بر همه آنان که چشم و دل و زبان و رفتار و کردارشان در خدمت خلق خداست و زمین را، آب را، و گل و سبزه و دیگر موجودات را آسیب نمی رسانند مبارک باد 🌙

📚 @PDFsCom
👍19116🔥7👎5
حاکمی ماهرترین نقاش مملکت خود را مامور کرد که در مقابل مبلغی بسیار، از فرشته و شیطان تصویری بکشد که به عنوان آثار هنری زمانش باقی بماند. نقاش به جستجو پرداخت که چه بکشد که نماد فرشته باشد؟ چون فرشته ای برایش قابل رویت نبود کودکی خوش چهره و معصوم را پیدا نمود و روزهای بسیاری آن کودک را کنارش می نشاند و تصویر او را می کشید تا اینکه تصویری بسیار زیبا آماده شد که حاکم و مردم به زیبایی آن اعتراف نمودند. حال نوبت به کشیدن تصویر شیطان رسید، نقاش به جاهای بسیاری می رفت تا کسی را پیدا کند که نماد چهره ی شیطان باشد و به هر زندان و مجرمی مراجعه نمود، اما تصویر مورد نظرش را نمی یافت چون همه بندگان خدا بودند هرچند اشتباهی نمودہ بودند. سالہا گذشت اما نقاش نتوانست تصویر مورد نظر را بیابد.

پس از چهل سال که حاکم احساس نمود دیگر عمرش به پایان نزدیک شده است به نقاش گفت هر طور که شده است این طرح را تکمیل کن تا در حیاتم این کار تمام شود. نقاش هم بار دیگر به جستجو پرداخت تا مجرمی زشت چهره و مست با موهایی درهم ریخته را در گوشه ای از خرابات شہر یافت. از او خواست در مقابل مبلغی بسیار اجازہ دهد نقاشیش را به عنوان شیطان رسم کند. او هم قبول نمود. چند روز مشغول رسم نقاشی شد تا اینکه روزی متوجه شد که اشک از چشمان این مجرم می چکد. از او علت آن را پرسید؟گفت : شما قبلا هم از چهره ی من نقاشی کشیده اید،من همان بچه ی معصومی هستم که تصویر فرشته را از من کشیدی. امروز اعمالم مرا به شیطان تبدیل نموده.

داستانی بسیار تامل بر انگیز است،خداوند همه ما را همانند فرشته ای معصوم آفرید، این ماییم که با اعمال ناشایست قدر خود را نمی دانیم و خود را به شیطان مبدل می کنیم.

📚 @PDFsCom
👍9628🔥9👎4
در ناخوشی ۱۲۳۶ سیاح انگلیسی که خود از وبا مرد، چند روز قبل از مرگش نوشته بود: در شیراز به محض شنیدن خبر وبا، حاکم حسینعلی میرزا فرمانفرما و وزیر و اطرافیانش فرار کردند و بدون اینکه دستور العملی جهت حفاظت شهر و مردم بدهند اهالی را بحال خود رها نمودند و براستی این بی شرمانه ترین و ناجوانمردانه ترین اقدامی بود که به همه عمر شاهدش بودم!

جیمز بیلی فریزر که خود شاهد مرگ آن سیاح بود، از رفتار حکام و بی پناهی مردم چنین یاد می کرد: شاهزاده فرار کرد، وزرا و اعیان هم به دنبالش و مردم را سرگردان بر جای گذاردند. گاه دیده میشد چند نفری به خیال اینکه با عنصری دیوانه و متجاوز روبرو شده اند، در کوچه ها می دویدند و فریاد بر می آوردند: این ناخوشی پدرسوخته کجاست؟ جرات دارد بیاید جلو تا حسابش را برسم، تا بکشمش!

منابع :
J.G.Rich:" Narrative of a Journey "
J.B.Fraser:" A Journey Into Khorassan"

📚 @PDFsCom
👍19
شکسپیر می گوید :

وقتی میتوانستم صحبت کنم
گفتند گوش کن...
وقتی میتوانستم بازی کنم
مرا کار کردن آموختند...
وقتی کاری پیدا کردم ازدواج کردم...
وقتی ازدواج کردم بچه ها آمدند...
وقتی آنها را درک کردم مرا ترک کردند...
وقتی یاد گرفتم چگونه زندگی کنم زندگی تمام شد!
زیبا زندگی کنید...

📚 @PDFsCom
👍12226🔥7👎5
قرار بود با سواد شویم❗️

یک عمر صبح زود بیدار شدیم و لباس فرم پوشیدیم. صبحانه خورده و نخورده، خواب و بیدار، خوشحال و ناراحت، با ذوق یا به زور، راه افتادیم به سمت مدرسه...
قرار بود با سواد شویم...
روی نیمکت نشستیم، صدای حرکت گچ روی تخته ی سبز رنگی که می گفتند سیاه است را شنیدیم، با زنگ تفریح نفس راحت کشیدیم و زنگ آخر که می خورد مثل پرنده که در قفسش باز می شود از خوشحالی پرواز کردیم...
قرار بود با سواد شویم...
بند دوم انگشت اشاره مان را زیر فشار قلم له کردیم و مشق نوشتیم،‌ به ما دیکته گفتند تا درست بنویسیم...
گفتند از روی غلط هایت بنویس تا یاد بگیری، ما نوشتیم و یاد گرفتیم...
قرار بود با سواد شویم...
از شعر، از گذشته های دور، از مناطق حاصل خیز، از جامعه، از فیثاغورث، از قانون جاذبه، از جدول مندلیف گفتند ، تا ما همه چیز را یاد بگیریم...
استرس و نگرانی... شب بیداری و تارک دنیا شدن. کنکور شوخی نداشت، باید دانشجو می شدیم.
قرار بود با سواد شویم...
دانشگاه، جزوه، کتاب، امتحان و نمره... تمام شد. تبریک حالا ما دیگر با سواد شدیم
فقط می خواهم چند سوال بپرسم...

ما چقدر سواد رفتار اجتماعی داریم؟
ما چقدر سواد فرهنگی داریم؟
ما چقدر سواد رابطه داریم؟
ما چقدر سواد دوست داشتن داریم؟
ما چقدر سواد انسانیت داریم؟
ما چقدر سواد زندگی داریم؟
قرار بود با سواد شویم ...

✍🏻حسین حائریان

📚 @PDFsCom
👍20117🔥6👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در هر جغرافیایی که هستید
جهت‌ها تفاوتی ندارند
تمام دامنه‌های دلتون
به سمت خوشبختی و اُمید
لحظه‌هاتون پر از
شادی و زیبایی...

صبح یکشنبه‌تون بخیر

📚 @PDFsCom
11👍6
این حرف که آدم ها هر چه بیشتر همدیگر را بشناسند، بیشتر همدیگر را دوست دارند از آن دروغ های بزرگ است! همیشه حقیقت های کوچک، تبدیل به دروغ های بزرگ می شود...

📕 پوست_انداختن
✍🏻 #کارلوس_فوئنتس

📚 @PDFsCom
👍314
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از بچگی فکر می‌کردم مگر آدم‌ها مجبورند با هم بجنگند و حالا می‌بینم بله ،گاهی مجبورند !!!
چون آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند زیر باران نیستند.
میان گل‌ولای نیستند و با فکر چشمان سبز ماریا نمی‌میرند.
آن‌ها در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. سیگار می‌کشند و دستور می‌دهند
کاش اسلحه‌ام را به سمت رئیسانی می‌گرفتم که در خانه‌های گرم‌شان نشسته‌اند. بچه‌هایشان در استخر شنا می‌کنند و آنها با یک خودنویس گران، حکم مرگ هزاران همسر ماریاها را امضا می‌کنند. راحت‌تر از نوشتن یک سلام.
جنگ را #شرورترین افراد برمی انگیزانند و #شریفترین افراد اداره میکنند!

👤 #آندره_مالرو
نویسنده و سیاستمدار فرانسوی

📚 @PDFsCom
👍741😢1
جنگ اغلب یک دام است و اکثر رهبران سیاسیِ مدرن به دنبال شرکت در جنگ نیستند. آن‌ها اغلب به دنبال تبعات سیاست‌هایی که برگزیده‌اند در دام جنگ می‌افتند. گاهی کل یک گروه در مارپیچ خصومتی گرفتار می‌شود که به جنگ منجر می‌شود. درک این دام‌ها مهم‌تر از اندیشیدن درباره‌ی نحوه‌ی کنترل تهاجم و ستیزه جویی است.

📕 انسانیت: تاریخ اخلاقی سده بیستم
✍🏻 #جاناتان_گلاور

📚 @PDFsCom
👍37
کسانی که فکر می کنند مرگ، بدترین اتفاق ممکن است، هیچ چیز درباره ی زندگی نمی دانند.
هیچ چیز مثل آهنگی درباره ی یک عشق ناکام نمیتواند به یاد شما بیاورد که چگونه یک چیز باارزش را از دست داده اید.

📕 کتاب : زندگی اسرار آمیز
اثر : #سومانک_کید

📚 @PDFsCom
👍403👎3
پشتش سنگین بود و جاده های دنیا طولانی. می دانست که همیشه جز اندکی از بسیار را، نخواهد رفت. آهسته آهسته می خزید. دشوار و کند... و دورها همیشه دور بود. لاك پشت، تقدیرش را دوست نمی داشت و آن را چون اجباری بر دوش می کشید.
پرنده ای در آسمان پر زد، و لاك پشت رو به خدا کرد و گفت: این عدل نیست، این عدل نیست. کاش پشتم را این همه سنگین نمی کردی، من هیچگاه نمی رسم، هیچگاه! و در لاک سنگی خود خزید.
خدا لاك پشت را از روی زمین بلند کرد. زمین را نشانش داد. کره ای بود و کوچک! و گفت: نگاه کن، ابتدا و انتها ندارد. هیچ کس نمی رسد. چون رسیدنی در کار نیست،‌ فقط رفتن است. حتی اگر اندکی و هر بار که می روی رسیده ای و باور کن آنچه بر دوش توست تنها لاکی سنگی نیست، تو پاره ای از هستی را بر دوش می کشی. پاره ای از مرا.
خدا لاك پشت را بر زمین گذاشت. حالا دیگر نه بارش چندان سنگین بود و نه راه ها چندان دور...

📚 @PDFsCom
48👍30🔥7👎6
معلم گفت توانا بود هرکه..؟
دانش آمـــوزی ادامه داد

توانا بود هرکه دارا بود" ز ثروت دل پیر بُرنــا بود

تهی دست به جایی نخواهد رسید اگر چه شب و روز کوشا بود

ندانست فردوسی پاکزاد که شعرش در این ملک بیجا بود

گر او را خبر بود از این روزگار که زر بر همه چیز والا بود

نمیگفت آن شعر معروف را "توانــا بود هرکه دانــا بود"

📚 @PDFsCom
👍239👎2712🔥8
تلاش نگارنده در این کتاب بر این است که به رازهای دنیای باستان پی ببرد او معتقد است که در گذشته‌های بسیار دور، فضانوردانی از سیارات دیگر به ملاقات اجداد ما آمدند و به آن‌ها تمدن و راه و روش زندگی را آموختند. اما نیاکان ما که بسیار ابتدایی و وحشی بودند، آنان را خدایان فرض کردند و به پرستش آنان پرداختند و هزاران فرقه‌ی خرافی با رنگ و بوی مذهبی را به وجود آوردند و این گونه از درک وجود خدای راستین به دور ماندند و زندگی خود را به کجی‌های بسیار آلودند".

📕 کتاب:ارابه خدایان
✍🏻 اثر: #اریک_فون_دانیکن

📚 @PDFsCom
👍31👎5
ارابه خدایان.pdf
1.8 MB
📕 کتاب:ارابه خدایان
✍🏻 اثر: #اریک_فون_دانیکن

📚 @PDFsCom
👍37👎6
باور کن لازم نیست همه را راضی نگه داری!
لازم نیست نگرانِ چگونگیِ قضاوت شدنت در ذهن آدم ها باشی و لازم نیست خودت را با اعتقاد و باورشان هماهنگ کنی!

مطمئن باش هرچقدر هم که زمان بگذاری و هرچقدر هم که خوب باشی؛ حریفِ تمامِ سلیقه ها، اندیشه ها و باورها نخواهی شد!

📚 @PDFsCom
👍7920
بسیاری از ما قادریم ندای درون مان را بشنویم، اما تعداد کمی از ما درکش می‌کنیم و حتی عده‌ی کمتری یاد گرفته‌ایم که به آن اعتماد کنیم. و فقط به چیزهایی اعتماد می‌کنیم که ذهن منطقی ما آن را درست می‌داند و تجربه کرده است.

📕 چگونه به صدای درون خود گوش کنیم
✍🏻 #جول_اوستین

📚 @PDFsCom
👍294👎3
@PDFsCom_چگونه_به_صدای_درون_خود.pdf
3.5 MB
📕 چگونه به صدای درون خود گوش کنیم
✍🏻 #جول_اوستین

📚 @PDFsCom
👍14🔥2
"به سود ايران و ايرانيان بود، اگر نفت نمی‌داشتند؛ ملت كارآمد، فساد اقتصادی در حد اقل، دمكراسی برقرار و ايران بركنار از اصطكاک منافع قدرت‌ها و بازی‌های آنها بود، روی پای خود می‌ايستاد و آسان نفس می‌كشيد و چون ثروت بادآورده‌ای هم در كار نبود؛ كسي جز دوستداران خدمت به ملت داوطلب مقام دولتی نمی‌شد و جرائم دولتی هم كمتر اتفاق می‌افتاد."

👤 بخشی از نوشته‌های کتابی از ابوالفضل لسانی سناتور مجلس سنای ایران در دهه 30

📚 @PDFsCom
👍124👎9🔥3