PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
اورهان پاموک در کتاب خانه سکوت همراه با خانواده ای به دنبال گذشته سرگردان شان پس از 30 سال گذر زمان می پردازد.
مادربزرگی که خاطرات 90 ساله عمرش را آرام آرام مرور می کند. پدربزرگی که بین طبیعت و نابودی رساله ای را به نگارش درآورده و آشنایانی که میان سکوت این خانه وجودشان حس می شود را در قالب روایتی جذاب و خواندنی در برابر خواننده طرح می کند.
خانه سکوت رمان اورهان پاموک با استقبال شگفت انگیزی رو به رو شده و به بسیاری از زبان ها ترجمه شده و جوایز فراوانی را از آن خود کرده است

📕 خانه سکوت
✍️🏻 #اورهان_پاموک

📚 @PDFsCom
👍254
دو سیاستمدار داشتند در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!

خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که در رسانه‌های ما مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.

📚 @PDFsCom
👍196🔥7👎32
"سلامت روان" را می توان در دو عبارت خلاصه کرد:

۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری

پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمی پذیریم، در واقع واقعیت را انکار می کنیم.

مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیش را به عهده می گیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمی کند و یا اینکه نیازهایش را به هزینه ی دیگران رفع نمی کند.

#ویلیام_گلاسر

📚 @PDFsCom
👍5827👎4
توبه گرگ مرگ است ...
كسی كه دست از عادتش بر ندارد

آورده اند كه ... 
گرگ پیری بود كه در دوران زندگیش حیوانات و جانواران و پرندگان زیادی را خورده بود و به دیگران هم زیان فراوان رسانده بود . روزی تصمیم گرفت برای اینكه حیوانات دیگر هم او را دوست داشته باشند ، به نقطهٔ دور دستی برود و توبه كند . به همین قصد هم به راه افتاد .

در راه گرسنه شد ، به اطرافش نگاه كرد ، اسبی را دید كه در مرغزاری می چرد . 
پیش اسب رفت و گفت ! می خواهم به سرزمین دوری بروم و توبه كنم ، اما حالا خیلی گرسنه ام از تو می خواهم كه در این راه با من شریك بشوی ؟!

اسب گفت : كه از دست من چه كاری بر می آید ؟ 
.
گرگ گفت : اگر خودت را در این راه قربانی كنی من می توانم از گوشت تو سیر شوم و از گرسنگی نجات پیدا كنم و هم اینكه دیگران از گوشت تو می خوردند و سیر می شوند . تو با این كار خودت به همنوعان خود كمك می كنی . 
اسب برای نجات جان خود بفكر حیله افتاد و رو به گرگ كرد و گفت : عمو گرگ ! 

من آماده ام كه در این كار خیر شركت كنم و خودم را قربانی كنم . 

اما دردی دارم كه سالهای زیادی است كه ز جرم می دهد . از تو می خواهم در دم را چاره كنی ،‌بعد مرا قربانی كنی !‌ گرگ جواب داد : دردت چیست حتماً چاره اش می كنم ، اگر هم نتوانستم پیش روباه می روم تا درد ترا علاج كند . اسب گفت : چه گویم ؟ ، چند سال قبل ، پیش یك نعلبند نادان رفتم كه سم هایم را نعل بزند ، اما نعلبند نادان نعل را اشتباهی روی گوشت پایم زد و این درد از آنروز مرا زجر می دهد .
از تو می خواهم كه نزدیك بیایی و زخمهای مرا نگاه كنی . 

گرگ گفت : بگذار نگاه كنم ، اسب پاهایش را بلند كرد و چنان لگد محكمی به سر گرگ زد كه مغزش بیرون ریخت ، گرگ كه داشت می مرد به خودش گفت : آخر ای گرگ ! پدرت نعلبند بود ، مادرت نعلبند بود ؟ ترا چه به نعلبندی ؟ 
اسب هم از خوشحالی نمی دانست چه كند ؟ هی می رقصید و به گرگ می گفت توبه گرگ مرگ است.
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌📚 @PDFsCom
👍12811🔥2
اﺳﺘﺎﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩﺍﻥ ﺧﻮﺩ ﭘﺮﺳﯿﺪ: «به نظر ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺒﺎ ﻣﯽﮐﻨﺪ؟»

ﻫﺮﯾﮏ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﺩﺍﺩﻧﺪ؛ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ: «ﭼﺸﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭﺷﺖ.»
ﺩﻭﻣﯽ ﮔﻔﺖ: «ﻗﺪﯼ ﺑﻠﻨﺪ.»

ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮔﻔﺖ: «ﭘﻮﺳﺖ ﺷﻔﺎﻑ ﻭ ﺳﻔﯿﺪ!»
ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺳﺘﺎﺩ، دو کاسه کنار شاگردان گذاشت و گفت: «به اين دو کاسه نگاه کنيد. اولی از طلا درست شده است و درونش سم است و دومی کاسه‌ای گلی است و درونش آب گوارا است، شما از کدام کاسه می‌نوشید؟»

شاگردان جواب دادند: «از کاسه گلی.»
استاد گفت:
ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻥ کاسه‌ها ﺭﺍ در نظر گرفتید، ﻇﺎﻫﺮ آنها ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﺑﯽﺍﻫﻤﯿﺖ ﺷﺪ. آدمی هم همچون اين کاسه است. آنچه که آدمی را زيبا می‌کند درونش و اخلاقش است.

بايد سيرتمان را زيبا کنيم نه صورتمان
📚 @PDFsCom
👍15621🔥4👎1
خداوند به همان راحتی به زمین می‌آید که موسیقی موتزارت به آسمان می‌رود، اما گوش شنیدن آن را نداریم.
دست‌های خود را در آب رودخانه‌ای بگیرید، آبی را که به این مانع پیش‌بینی نشده برخورد می‌کند و شیوه‌ی خندانش را در دور زدن مانع نگاه کنید؛ بگذارید طراوت از دستان شما به روحتان منتقل شود.
مانند یک کودک جلوی حشره‌ای خم شوید و ذهن خود را از هر فکری خالی کنید و به صدای آبی که رد می‌شود و به بی‌پروایی روشن زمانی که می‌گریزد گوش دهید. در همان لحظه یکی از سونات‌های موتزارت را حس کرده‌اید، دیده‌اید و شنیده‌اید.

#معرفی_کتاب
📕 فراتر از بودن
✍🏻 #کریستین_بوبن

لینک دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/4173

📚 @PDFsCom
👍3311👎3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شازده کوچولو پرسید :
کی اوضاع بهتر میشه؟

روباه گفت :
از وقتی بفهمی همه چیز
به خودت بستگی داره !

📚 @PDFsCom
👍11927🔥13👎5
وقتی طبیعت موجودی را منقرض می کند، حتما علتی منطقی داشته و لابد دیگر نباید آن موجود می بوده است. حال که می خواهید برای خواهش نفس و پول بیشتر با خواسته طبیعت در بیفتید، مطمئنا این دایناسورهای بازسازی شده هستند که به قوانین شما وقعی نمی نهند و نظم پوشالی شما را تبدیل به بی نظمی و فاجعه می کنند!

📕 دنیای گمشده
✍🏻 #مایکل_کرایتون

📚 @PDFsCom
👍162👎1
قدیما یه شاگرد کفاشی بود، هر روز میرفت لب رودخونه برای درست کردن کفش، چرم می‌شست؛

اوستاش هر روز قبل رفتن بهش سیلی میزد، می‌گفت اینو میزنم تا چرم رو آب نبره! یه روز شاگرد داشت میشُست که چرم رو آب برد، با خودش گفت اوستا هر روز به من چَک میزد که آب نبره چرم رو، الان بفهمه قطعا زنده م نمیذاره!

با ترس و لرز رفت و هرجوری بود به اوستاش گفت جریان رو، ولی اوستاش گفت باشه عیب نداره. شاگرد با تعجب پرسید نمی‌زنیم؟ اوستاش گفت من میزدم که چرم رو آب نبره! الان که آب برده دیگه فایده ای نداره...

زندگیم همینه، تمام تلاش‌تون رو بکنید چرم رو آب نبره، وقتی چرمتون رو آب برد دیگه فایده نداره، حرص نخورید 👌

📚 @PDFsCom
👍9811👎7🔥4👏2
یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟

روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم.

چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم،

در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی...!

👤آندره ژید

📚 @PDFsCom
👍19240🔥7
تو می دانی که سده ها سپری خواهند شد و بشریت از زبان علم و دانش خود اعلام خواهد کرد که جنایت وجود ندارد… و آنچه هست و موجود است تنها گرسنگی است

📕 کتاب:انسان ها و خرچنگ ها
✍🏻 اثر: #ژوزونه_دوکاسترو

📚 @PDFsCom
👍18
انسانها و خرچنگها.pdf
1.8 MB
📕 کتاب:انسان ها و خرچنگ ها
✍🏻 اثر: #ژوزونه_دوکاسترو

📚 @PDFsCom
👍11
حکایت عطار نیشابوری

عطار در محل کسب خود مشغول به  کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود می‌پرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابسته‌ای، چگونه می‌خواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت...

📚 @PDFsCom
👍6717👎7🔥2
فتح هند توسط نادرشاه، انعکاسی گسترده در جهان یافت، چرا که این کشور از نظر هلندی ها، پرتغالی ها، چینی ها و انگلیسی ها مهم و ارزشمند بود و حتی روس ها نیز آرزوی نزدیک شدن به آن را داشتند.

نبرد کرنال در ۱۷۳۸ م قدرت رزمی ایرانیان را در آسیای مرکزی دو برابر کرد و شاهد آن نیز فتح سریع بخارا، خیوه و رود سند بود و عملا نادرشاه راهزنان و خان های متجاوز را نیز بر سر جایشان نشاند چرا که ثروت او اکنون به اندازه ای بود که می توانست هر ارتش مزدوری را که بخواهد تاسیس کند.

البته از طرفی دیگر می توان فتح هند را نکته ای منفی برای ایران دانست، چون که سیاست انگلستان در سراسر سال های قرن نوزدهم را به این تفکر شکل داده بود که ایران باید ضعیف بماند، چرا که ایران قوی می تواند طرف چند سال افغانستان و هند را همزمان در هم بکوبد.

📚منبع: صد جنگ بزرگ تاریخ نوشته علی غفوری

📚 @PDFsCom
👍659👎6🔥5
مطمئنم همه می‌دانند که باید پنیر و ماست را گذاشت توی یخچال یا شیشه‌ی شربت را قبل از مصرف تکان داد.
ولی همیشه روی در پنیر و کاغذ روی شربت این نکات را می‌نویسند. برای اطمینان شاید... برای یادآوری...
برای آن‌ها که اولین بار است پنیر می‌خرند شاید.
فکر بدی نیست! چه اشکالی دارد؟
آنهایی که همیشه می‌دانستند و می‌دانند که نوشابه را باید خنک و تگری خورد اصلا جمله‌ی «خنک بنوشید» به چشمشان نمی‌آید
ولی اگر بنده خدایی اولین برخوردش با بطری نوشابه باشد، این جمله‌ی کوتاه دو کلمه‌ای می‌تواند آینده‌ی رابطه‌ی او و این نوشیدنی را عوض کند.
می‌گویم ای کاش خدا هم یک اتیکت روی هرکداممان نصب می‌کرد و با حداقل کلمات وصفمان می‌کرد. شاید روابطمان با آدم‌های اطراف بهتر می‌شد. ساده و روشن...
چیزهایی شبیه:
«اعصاب پرحرفی ندارد» یا
«در گرما بداخلاق می‌شود
«هرچیز را یک‌بار بهش بگو»
«غیر قابل دوستی»
«طول می‌کشد تا یخش باز شود؛ صبور باش»...

خب آن‌ها که می‌شناختند آدم را به مرور زمان مثل تمام نوشته‌های روی بسته‌ها، دیگر به آن توجه نمی‌کردند و همان‌طور که کیسه‌های خرید را جابه‌جا می کنند با چشم بسته هم پنیر و شیر را می‌گذارند توی یخچال...
و آدم‌های جدید حین برخورد با آدم "بی‌احساس و غیرمنطقی"
خیلی ساده راهشان را کج می‌کنند و میروند و وقتشان را صرف کسی می‌کنند که روی اتیکتش نوشته باشد: «صمیمی و با معرفت»

#فاطمه_شاهبگلو

📚 @PDFsCom
👍12632👎6🔥6
بازگشت بومی قوی ترین نوشته هاردی است، نمونه کلاسیک یک تراژدی تمام عیار که زندگی و عشق نافرجام کلایم یوبرایت و یوستاشیا را در پیش چشم می نهد.

📕 بازگشت بومی
✍🏻 #تامس_هاردی

📚 @PDFsCom
👍133
بازگشت بومی.pdf
10.3 MB
📕 بازگشت بومی
✍🏻 #تامس_هاردی

📚 @PDFsCom
6👍2
بر ماست که لذت ببریم از غذا ، از بوهای خوش ، از رنگ‌ها ، از جامه‌های زیبنده ، از موسیقی ، از بازی‌ها ، از نمایش‌ها و از همه گونه تفریح که هرکس می‌تواند بی آنکه آزاری به کسی برساند بدان بپردازد !

باید چیزهای زندگی را به کار برد و تا هر اندازه که بتوان از آن لذت برد. باید به دیگران پیوست و در پیوند دادنشان به هم کوشید، زیرا هر چیز که در راستای پیوند دادنشان به هم باشد خوب است !

برای سهیم کردن دیگران در شادی خود باید کوشید ، با آگاهی کامل باید با همه طبیعت یکی شد. پس بیایید یکدیگر را در آغوش بگیریم، ای میلیون‌ها مردم !

#معرفی_کتاب
📕 سفر درونی
✍🏻 #رومن_رولان

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/9766

📚 @PDFsCom
👍263
ما دقیقاً همان چیزی را از جهان به دست می‌آوریم که آن را به جهان بخشیده‌ایم.
این نکته در این ضرب‌المثل قدیمی نهفته است که به همان اندازه که بکارید، درو خواهید کرد.

اگر پیام من به دنیا چنین باشد که خواسته‌هایم را عطا کن! عطا کن! عطا کن!
دنیا نیز پیامی مشابه برای من خواهد فرستاد که تو نیز خواسته‌ها مرا عطا کن! عطا کن! عطا کن!
در نتیجه من هرگز احساس آرامش نخواهم کرد و محکوم هستم تا تلاش کنم تقاضاهایی را که در ذهن خود ساخته‌ام، جامه‌ی عمل بپوشانم.

اگر پیام من به دنیا چنین باشد که چه می‌توانم ببخشم؟ یا چطور می‌توانم خدمت کنم؟ پیامی که از دنیا دریافت می‌کنم نیز به این صورت خواهد بود من چطور می‌توانم به تو خدمت کنم؟ یا من چه چیزی می‌توانم به تو ببخشم؟
پس در هر کجا که بروم، سحر و جادوی انتقال فکر و نیروهای سخاوتمند را به بیرون، تجربه می‌کنم.

#وین_دایر

📚 @PDFsCom
👍4711🔥3👎2