PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
قدیما یه شاگرد کفاشی بود، هر روز میرفت لب رودخونه برای درست کردن کفش، چرم می‌شست؛

اوستاش هر روز قبل رفتن بهش سیلی میزد، می‌گفت اینو میزنم تا چرم رو آب نبره! یه روز شاگرد داشت میشُست که چرم رو آب برد، با خودش گفت اوستا هر روز به من چَک میزد که آب نبره چرم رو، الان بفهمه قطعا زنده م نمیذاره!

با ترس و لرز رفت و هرجوری بود به اوستاش گفت جریان رو، ولی اوستاش گفت باشه عیب نداره. شاگرد با تعجب پرسید نمی‌زنیم؟ اوستاش گفت من میزدم که چرم رو آب نبره! الان که آب برده دیگه فایده ای نداره...

زندگیم همینه، تمام تلاش‌تون رو بکنید چرم رو آب نبره، وقتی چرمتون رو آب برد دیگه فایده نداره، حرص نخورید 👌

📚 @PDFsCom
👍9811👎7🔥4👏2
یک روز از پدرم پرسیدم فرق بین عشق و ازدواج چیست؟

روز بعد او کتابی قدیمی آورد و به من گفت این برای توست. با تعجب گفتم : اما این کتاب خیلی با ارزش است، تشکر کردم و در حالیکه خیلی ذوق داشتم تصمیم گرفتم کتاب را جایی دنج بگذارم تا سر فرصت بخوانم.

چند روز بعد پدرم روزنامه ای را آورد، نگاهی به آن انداختم و بنظرم جالب آمد که پدرم گفت این روزنامه مال تو نیست، برای شخص دیگریست و موقتا میتوانی آن را داشته باشی، من هم با عجله شروع به خواندنش کردم که مبادا فرصت را از دست بدهم،

در همین گیر و دار پدرم لبخندی زد و گفت : حالا فهمیدی فرق عشق و ازدواج به چیست؟ در عشق میکوشی تا تمام محبت و احساست را صرف شخصی کنی که شاید سهم تو نباشد اما ازدواج کتاب با ارزشیست که به خیال اینکه همیشه فرصت خواندنش هست به حال خود رهایش میکنی...!

👤آندره ژید

📚 @PDFsCom
👍19240🔥7
تو می دانی که سده ها سپری خواهند شد و بشریت از زبان علم و دانش خود اعلام خواهد کرد که جنایت وجود ندارد… و آنچه هست و موجود است تنها گرسنگی است

📕 کتاب:انسان ها و خرچنگ ها
✍🏻 اثر: #ژوزونه_دوکاسترو

📚 @PDFsCom
👍18
انسانها و خرچنگها.pdf
1.8 MB
📕 کتاب:انسان ها و خرچنگ ها
✍🏻 اثر: #ژوزونه_دوکاسترو

📚 @PDFsCom
👍11
حکایت عطار نیشابوری

عطار در محل کسب خود مشغول به  کار بود که درویشی از آنجا گذر کرد. درویش درخواست خود را با عطار در میان گذاشت، اما عطار همچنان به کار خود می‌پرداخت و درویش را نادیده گرفت. دل درویش از این رویداد چرکین شد و به عطار گفت: تو که تا این حد به زندگی دنیوی وابسته‌ای، چگونه می‌خواهی روزی جان بدهی؟ عطار به درویش گفت: مگر تو چگونه جان خواهی داد؟ درویش در همان حال کاسه چوبین خود را زیر سر نهاد و جان به جان آفرین تسلیم کرد. این رویداد اثری ژرف بر او نهاد که عطار دگرگون شد، کار خود را رها کرد و راه حق را پیش گرفت...

📚 @PDFsCom
👍6717👎7🔥2
فتح هند توسط نادرشاه، انعکاسی گسترده در جهان یافت، چرا که این کشور از نظر هلندی ها، پرتغالی ها، چینی ها و انگلیسی ها مهم و ارزشمند بود و حتی روس ها نیز آرزوی نزدیک شدن به آن را داشتند.

نبرد کرنال در ۱۷۳۸ م قدرت رزمی ایرانیان را در آسیای مرکزی دو برابر کرد و شاهد آن نیز فتح سریع بخارا، خیوه و رود سند بود و عملا نادرشاه راهزنان و خان های متجاوز را نیز بر سر جایشان نشاند چرا که ثروت او اکنون به اندازه ای بود که می توانست هر ارتش مزدوری را که بخواهد تاسیس کند.

البته از طرفی دیگر می توان فتح هند را نکته ای منفی برای ایران دانست، چون که سیاست انگلستان در سراسر سال های قرن نوزدهم را به این تفکر شکل داده بود که ایران باید ضعیف بماند، چرا که ایران قوی می تواند طرف چند سال افغانستان و هند را همزمان در هم بکوبد.

📚منبع: صد جنگ بزرگ تاریخ نوشته علی غفوری

📚 @PDFsCom
👍659👎6🔥5
مطمئنم همه می‌دانند که باید پنیر و ماست را گذاشت توی یخچال یا شیشه‌ی شربت را قبل از مصرف تکان داد.
ولی همیشه روی در پنیر و کاغذ روی شربت این نکات را می‌نویسند. برای اطمینان شاید... برای یادآوری...
برای آن‌ها که اولین بار است پنیر می‌خرند شاید.
فکر بدی نیست! چه اشکالی دارد؟
آنهایی که همیشه می‌دانستند و می‌دانند که نوشابه را باید خنک و تگری خورد اصلا جمله‌ی «خنک بنوشید» به چشمشان نمی‌آید
ولی اگر بنده خدایی اولین برخوردش با بطری نوشابه باشد، این جمله‌ی کوتاه دو کلمه‌ای می‌تواند آینده‌ی رابطه‌ی او و این نوشیدنی را عوض کند.
می‌گویم ای کاش خدا هم یک اتیکت روی هرکداممان نصب می‌کرد و با حداقل کلمات وصفمان می‌کرد. شاید روابطمان با آدم‌های اطراف بهتر می‌شد. ساده و روشن...
چیزهایی شبیه:
«اعصاب پرحرفی ندارد» یا
«در گرما بداخلاق می‌شود
«هرچیز را یک‌بار بهش بگو»
«غیر قابل دوستی»
«طول می‌کشد تا یخش باز شود؛ صبور باش»...

خب آن‌ها که می‌شناختند آدم را به مرور زمان مثل تمام نوشته‌های روی بسته‌ها، دیگر به آن توجه نمی‌کردند و همان‌طور که کیسه‌های خرید را جابه‌جا می کنند با چشم بسته هم پنیر و شیر را می‌گذارند توی یخچال...
و آدم‌های جدید حین برخورد با آدم "بی‌احساس و غیرمنطقی"
خیلی ساده راهشان را کج می‌کنند و میروند و وقتشان را صرف کسی می‌کنند که روی اتیکتش نوشته باشد: «صمیمی و با معرفت»

#فاطمه_شاهبگلو

📚 @PDFsCom
👍12632👎6🔥6
بازگشت بومی قوی ترین نوشته هاردی است، نمونه کلاسیک یک تراژدی تمام عیار که زندگی و عشق نافرجام کلایم یوبرایت و یوستاشیا را در پیش چشم می نهد.

📕 بازگشت بومی
✍🏻 #تامس_هاردی

📚 @PDFsCom
👍133
بازگشت بومی.pdf
10.3 MB
📕 بازگشت بومی
✍🏻 #تامس_هاردی

📚 @PDFsCom
6👍2
بر ماست که لذت ببریم از غذا ، از بوهای خوش ، از رنگ‌ها ، از جامه‌های زیبنده ، از موسیقی ، از بازی‌ها ، از نمایش‌ها و از همه گونه تفریح که هرکس می‌تواند بی آنکه آزاری به کسی برساند بدان بپردازد !

باید چیزهای زندگی را به کار برد و تا هر اندازه که بتوان از آن لذت برد. باید به دیگران پیوست و در پیوند دادنشان به هم کوشید، زیرا هر چیز که در راستای پیوند دادنشان به هم باشد خوب است !

برای سهیم کردن دیگران در شادی خود باید کوشید ، با آگاهی کامل باید با همه طبیعت یکی شد. پس بیایید یکدیگر را در آغوش بگیریم، ای میلیون‌ها مردم !

#معرفی_کتاب
📕 سفر درونی
✍🏻 #رومن_رولان

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/9766

📚 @PDFsCom
👍263
ما دقیقاً همان چیزی را از جهان به دست می‌آوریم که آن را به جهان بخشیده‌ایم.
این نکته در این ضرب‌المثل قدیمی نهفته است که به همان اندازه که بکارید، درو خواهید کرد.

اگر پیام من به دنیا چنین باشد که خواسته‌هایم را عطا کن! عطا کن! عطا کن!
دنیا نیز پیامی مشابه برای من خواهد فرستاد که تو نیز خواسته‌ها مرا عطا کن! عطا کن! عطا کن!
در نتیجه من هرگز احساس آرامش نخواهم کرد و محکوم هستم تا تلاش کنم تقاضاهایی را که در ذهن خود ساخته‌ام، جامه‌ی عمل بپوشانم.

اگر پیام من به دنیا چنین باشد که چه می‌توانم ببخشم؟ یا چطور می‌توانم خدمت کنم؟ پیامی که از دنیا دریافت می‌کنم نیز به این صورت خواهد بود من چطور می‌توانم به تو خدمت کنم؟ یا من چه چیزی می‌توانم به تو ببخشم؟
پس در هر کجا که بروم، سحر و جادوی انتقال فکر و نیروهای سخاوتمند را به بیرون، تجربه می‌کنم.

#وین_دایر

📚 @PDFsCom
👍4711🔥3👎2
پزشک می گفت‌ که دردهای جسمانی او وحشتناک است و راست می گفت. اما هوش رباتر از رنج های جسمانی دردهای روحی او بود، چنان‌که عذاب اصلی اش همین دردهای روحی بود.

📕 مرگ ایوان ایلیچ
✍🏻 #تولستوی

📚 @PDFsCom
👍45🔥3👌21👎1
مرگ ایوان ایلیچ.pdf
1.3 MB
📕 مرگ ایوان ایلیچ
✍🏻 #تولستوی

📚 @PDFsCom
👍3010
خداوند هرگز قولی نداده که ما را از مشکلات دور نگه می دارد. ولی گفته که در دل طوفان ،به ما آرامش می دهد. خداوند این را آرامشی بالاتر از درک و فهم ما می نامد. به این معنی که با وجود مشکلات زندگی، شما هنوز آرامش خود را دارید.
مثلا گزارشات پزشکی خوب نبود، اما من نگران نیستم چون میدانم که خدا حواسش به من هست
من آن مقامی که برایش زحمت کشیدم را نتوانستم کسب کنم ولی ناراحت نیستم چون می دانم که خداوند مقام بالاتری برایم در نظر گرفته
من نتوانستم به عشقم برسم اما مهم نیست چون حتما او گزینه های بهتری برای من در نظر گرفته

#معرفی_کتاب
📕 چگونه با آرامش و بدون نگرانی زندگی کنیم
✍🏻 #جول_اوستین

لینک و آدرس دانلود این کتاب 👇
https://news.1rj.ru/str/PDFsCom/7611

📚@PDFsCom
37👍21👎6
چقدر خنده دار است که ما آدمها، می ترسیم که بترسیم. می ترسیم کسی بفهمد که ما ترسیده ایم، حتی اگر آن یک نفر خودش بترسد، حتی اگر آن یک نفر خودش هم ترسیده باشد، حتی از ما هم بیشتر ترسیده باشد، باز می ترسیم آدم ترسو و کم دلی محسوب شویم. معنی اش این است که یاد نگرفته ایم با احساسات و غرایز خودمان و با درک و شعور دیگران صادق باشیم. همین!

#نیکی_فیروزکوهی

📚 @PDFsCom
👍5211👎2🔥1
هر کس در دوران زندگی اش
می تواند دو کارکرد داشته باشد:
"ساختن" یا "کاشتن"
سازندگان شاید سالها در کار خود بمانند و سازندگی شان مدت ها طول بکشد، اما روزی می رسد که کارشان به پایان برسد.
در این هنگام باز می ایستند و در میانِ دیوارهای خود ساخته محصور می شوند.
اما کسانی هستند که میکارند.
اینان گاهی، هنگام طوفان و تغییر فصل ها رنج می برند
و گاهی -به ندرت- خسته میشوند.
اما یک باغ، بر خلاف ساختمان، هرگز از رشد باز نمی ماند و همان زمانی که نیازمند توجه باغبان است، می گذارد زندگی برای باغبان ماجرایی عظیم باشد.
باغبانان در میان جمع یکدیگر را باز می شناسند، چرا که می دانند در سرگذشت هر گیاه، رشدِ سراسر زمین نهفته است.

#پائولو_کوئیلو

📚 @PDFsCom
👍4813👎4🔥4
اگر کسی را دیدید که
درک و فهمی فراتر از حد متعارف داشت،
حتما از او بپرسید که
چه کتاب‌هایی می‌خواند ...

#رالف_والدو_امرسون

📚 @PDFsCom
👍9236
آنچه که من باور دارم، همان چیزی است که دریافت می کنم. من می توانم با هم فرکانسی با احساسات خوب و هدایت آنها به سمت خواسته‌هایم، دنیایی را که خواهان آن هستم، ایجاد کنم. من می توانم از یک منبع نامحدود انرژی خلاق برای داشتن ایده های الهام بخش، دریافت فراوانی، احساس آزادی و از همه مهمتر، می توانم از این قدرت برای انجام خوبی‌ها در جهان استفاده کنم.

📕 کتاب:جذب کننده حرفه ای
✍🏻 اثر: #گابریل_برن_استین

📚 @PDFsCom
👍2310🔥3👎1
@PDFsCom جذب کننده حرفه ای.pdf
4.6 MB
📕 کتاب:جذب کننده حرفه ای
✍🏻 اثر: #گابریل_برن_استین

📚 @PDFsCom
5👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مسائلی که اروین یالوم از آن بعنوان دغدغه اگزیستانسیال (وجودی) یاد می‌کند، مسأله "تنهایی" است. چالش بین این واقعیت که انسان‌ها تنها به دنیا می‌آیند و تنها از دنیا می‌روند با میل به برقراری ارتباط توسط آن‌ها.

یک روز سرد زمستانی، چند جوجه تیغی دست و پایشان را جمع کردند و به هم نزدیک شدند تا با گرم کردن یکدیگر از سرما یخ نزنند. ولی خیلی زود تیغه‌هایشان در تن دیگری فرو رفت و باعث شد از هم دور شوند. وقتی نیاز به گرم شدن دوباره آن‌ها را دور هم جمع می‌کرد، تیغه‌ها مجدداً مشکل‌ساز می‌شدند و به این‌ترتیب، آن‌ها میان دو مصیبت در رفت‌و‌آمد بودند...

📕 درمان شوپنهاور
✍🏻 #اروین_دیوید_یالوم

📚 @PDFsCom
👍416
بودا به دهی سفر کرد. 
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد. 
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.

کدخدای دهکده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت: 
این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید. 
بودا به کدخدا گفت: 
یکی از دستانت را به من بده. 
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت. 
آنگاه بودا گفت: حالا کف بزن. 
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند. 
بودا لبخندی زد و پاسخ داد: 
هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند. 
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند. 
برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش.

📚 @PDFsCom
👍28231👎10🔥9