میخواهم خیال کنم همه چیز تمام شده و به روزهای بعد از اینهمه اضطراب و اندوه فکر کنم. به نشاطی که رقصان رقصان از لای شاخههای بید کنار خیابان از راه میرسد و آدمهایی که شادانه میخندند، به اندوهی که اشکریزان، بار سفر میبندد و به عشقی که از پسِ پرده بیرون آمده و آشکارا و بدون هراس، دلها را به هم نزدیک کرده و به کالبد آدمها روحی تازه میبخشد.
دارم فکر میکنم به روزی که زمستان و پاییزش هم بهار است و شهر دائما بوی عطر و عود و اسپند میدهد و آوای شادِ موسیقی از پنجرهها طنینانداز میشود و انگار همیشه در تمام کوچهها و خیابانهامان عروسیست.
دارم فکر میکنم به گونههای براق و گلانداختهی پدربزرگها و مادربزرگها وقتی به تماشای شادی و پایکوبی جوانان این دیار نشستهاند و از تنفس هوای آرامش و آزادی چند صدسال جوانتر میشوند و عمرهاشان درازتر و اشتیاقشان هر لحظه برای زیستن، بیشتر.
دارم به آغوشهای از سر مهربانی و شوق فکر میکنم، وقتی آدمها اندوه فرساینده و دلواپسیِ آزاردهندهای ندارند و به شاد کردنِ دیگران و سفر رفتن و عمیقتر زیستن و تجربههای لذتبخشِ تازهای داشتن فکر میکنند.
دارم فکر میکنم به شبهایی آرام و روزهایی سبز و آسمانی پاک و محیطی با نشاط و اقتصادی سالم و دلهایی امیدوار.
درد و اندوه که بسیار کشیدهایم و بیش از تحملمان رنج بردهایم، اما همیشه که اینجور نخواهد ماند!
تاریخ را خواندم که پر بود از روزها و شبهای پیاپی و براساس شواهد، ما شب را با نهایت انزجار و سیاهیاش از سر گذراندهایم و داریم به صبح میرسیم.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
دارم فکر میکنم به روزی که زمستان و پاییزش هم بهار است و شهر دائما بوی عطر و عود و اسپند میدهد و آوای شادِ موسیقی از پنجرهها طنینانداز میشود و انگار همیشه در تمام کوچهها و خیابانهامان عروسیست.
دارم فکر میکنم به گونههای براق و گلانداختهی پدربزرگها و مادربزرگها وقتی به تماشای شادی و پایکوبی جوانان این دیار نشستهاند و از تنفس هوای آرامش و آزادی چند صدسال جوانتر میشوند و عمرهاشان درازتر و اشتیاقشان هر لحظه برای زیستن، بیشتر.
دارم به آغوشهای از سر مهربانی و شوق فکر میکنم، وقتی آدمها اندوه فرساینده و دلواپسیِ آزاردهندهای ندارند و به شاد کردنِ دیگران و سفر رفتن و عمیقتر زیستن و تجربههای لذتبخشِ تازهای داشتن فکر میکنند.
دارم فکر میکنم به شبهایی آرام و روزهایی سبز و آسمانی پاک و محیطی با نشاط و اقتصادی سالم و دلهایی امیدوار.
درد و اندوه که بسیار کشیدهایم و بیش از تحملمان رنج بردهایم، اما همیشه که اینجور نخواهد ماند!
تاریخ را خواندم که پر بود از روزها و شبهای پیاپی و براساس شواهد، ما شب را با نهایت انزجار و سیاهیاش از سر گذراندهایم و داریم به صبح میرسیم.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
❤112👍56🕊15👎10😢9🤩1
این حکایت رو بخونید و ببینید براتون آشنا نیست؟!
"ابن هرمه" شاعر مدح سرای حجازی به نزد منصور، خلیفه عباسی آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد و پرسید؛ چیزی از من بخواه! ابن هرمه گفت: به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند، مرا شلاق نزنند!
منصور گفت: باید حد جاری شود، را راهی نیست، چیز دیگری بخواه و اصرار کرد. اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند: هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند وی را هشتاد تازیانه بزنید و آورنده اش را صد تازیانه!!
از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت و کسی از ترس شلاق خوردن معترضش نمیشد!
این حکایت منو یاد نحوه برخورد با افشا کنندگان مفاسد اقتصادی میندازه...
📚 @PDFsCom
"ابن هرمه" شاعر مدح سرای حجازی به نزد منصور، خلیفه عباسی آمد، منصور وی را عزیز داشت و تکریم کرد و پرسید؛ چیزی از من بخواه! ابن هرمه گفت: به کارگزارت در مدینه بنویس که هر گاه مرا مست گرفتند، مرا شلاق نزنند!
منصور گفت: باید حد جاری شود، را راهی نیست، چیز دیگری بخواه و اصرار کرد. اما ابن هرمه بیشتر اصرار کرد!
سرانجام منصور گفت به کارگزار مدینه بنویسند: هر گاه "ابن هرمه" را مست نزد تو آورند وی را هشتاد تازیانه بزنید و آورنده اش را صد تازیانه!!
از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها میرفت و کسی از ترس شلاق خوردن معترضش نمیشد!
این حکایت منو یاد نحوه برخورد با افشا کنندگان مفاسد اقتصادی میندازه...
📚 @PDFsCom
👍308👏22❤13👎5👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤359👍51👎34🕊27👏10
بیرون بودن زلف زنان ایل جزیی از پوشش زیبایشان است و هیچ مرد اصیل قشقایی و بختیاری به زلف زنان ایل توجهی نمیکند همانگونه که مردان شالیکار به ساق برهنه زنان شالیکار بی اعتنا اند. گرگ اگر هوس گوشت کند، پوست شکار برایش مهم نیست. حجاب باید باطنی باشد نه ظاهری. از نسل آلوده ی من گذشت؛ به "فرزندان" خود خوب دیدن را بیاموزید...
#حسین_پناهی
📚 @PDFsCom
#حسین_پناهی
📚 @PDFsCom
👍370❤32👎18👏12👌3🙏1
این جملهی کلیشهای را زیاد از مجری های تلویزیونی شنیدهایم که "با این باخت، چیزی از ارزش های ما کم نشد". ولی الان وضعیت جوری شده که اگر مجری آدم صادقی باشد، فارغ از هر نتیجهای باید بگوید "متاسفانه امروز خیلی از ارزش هایمان کم شد. روی خون هموطنانمان رقصیدیم. بیشرف شدیم. بیآبرو شدیم. خاک بر سر بیغیرتمان کنند"...
پینوشت: برخیز و باتون را ببر بر سر در خانه بکوب...
#حمید_باقرلو
📚 @PDFsCom
پینوشت: برخیز و باتون را ببر بر سر در خانه بکوب...
#حمید_باقرلو
📚 @PDFsCom
👍473👎63❤27👏14😢13👌5
ما!
غمگینانِ به دنبال اندکی شادی،
ما! بیخبرانِ به دنبال خبرهای خوب و تشنگانی که در پی سراب میدوند...
هربار حس کردیم زندگی را میان مشتهامان گرفتهایم، مثل ماهی از دستهامان سُر خورد و ما ماندیم و دستهایی خالی و ذهنی خسته که آنقدر دویده و به سراب رسیده که دیگر آب را هم باور ندارد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
غمگینانِ به دنبال اندکی شادی،
ما! بیخبرانِ به دنبال خبرهای خوب و تشنگانی که در پی سراب میدوند...
هربار حس کردیم زندگی را میان مشتهامان گرفتهایم، مثل ماهی از دستهامان سُر خورد و ما ماندیم و دستهایی خالی و ذهنی خسته که آنقدر دویده و به سراب رسیده که دیگر آب را هم باور ندارد...
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
🕊71👍39❤14👎7👏4😢3🙏1
نترس در کاری که به آن مشغول هستی، دشمن یا دشمنانی باشند که نخواهند تو در آن موفق باشی. چرا که وجود این دشمنان باعث میشود، با انرژی بیشتری کارت را انجام دهی. یعنی این دشمنان ناخواسته کار دوست را انجام میدهند.
📕 شهرهای ناپیدا
✍🏻 #ایتالو_کالوینو
📚 @PDFsCom
📕 شهرهای ناپیدا
✍🏻 #ایتالو_کالوینو
📚 @PDFsCom
👍105❤11👏6👎2🕊1
یک نفر در دفاع از «ژنخوبها» نوشته بود «بسیار شریف هستند و آزاده»؛ این عکس را نشان میدهم تا هرکسی به راحتی نتواند کلماتی چون «شریف و آزاده» را از معنا تهی کند، شریف تویی که با عصا در خیابانهای خاکستری تهران دستمال کاغذی میفروشی و هلیکوپتر شخصی و گشت و گذار با آن، میلیونها فرسخ با دنیای «آزادهی» تو فاصله دارد.
شرافت همان یک جفت دستکشی است که با معصومیتی نگفتنی به دست کردهای تا شاید از جان عزیز و نزار تو محافظت کند؛
معنای «شرافت» تو هستی، بیکم و کاست، بدون دستکاری.
#نوشین_زرگری
📚 @PDFsCom
شرافت همان یک جفت دستکشی است که با معصومیتی نگفتنی به دست کردهای تا شاید از جان عزیز و نزار تو محافظت کند؛
معنای «شرافت» تو هستی، بیکم و کاست، بدون دستکاری.
#نوشین_زرگری
📚 @PDFsCom
👍372❤116😢56👌6👎5🙏3
من اگر میدانستم زندگی دایرهایست که باید در آن چرخید و رقصید و کامی از لذتهایش گرفت، هرگز نه میجنگیدم و نه کسی را از خود میرنجاندم و نه به هر اتفاق خوب، با تردید نگاه میکردم. و کمی به خودم و آدمهای زندگیم فضا میدادم تا آزادانه دقیقههای بودنشان را آنطور که دلشان میخواهد زندگی کنند، نه آنطور که من میخواهم.
من اگر میدانستم زندگی آفرینشِ فضایی سرخوشانه از بودن است، به تمام بایدها پشت میکردم و رها میشدم.
رها و رها و رها...
📕 من از چهل سالگی میترسم
✍🏻 #شیما_سبحانی
📚 @PDFsCom
من اگر میدانستم زندگی آفرینشِ فضایی سرخوشانه از بودن است، به تمام بایدها پشت میکردم و رها میشدم.
رها و رها و رها...
📕 من از چهل سالگی میترسم
✍🏻 #شیما_سبحانی
📚 @PDFsCom
👍104❤18👌6👏3👎2😢1
معرفی چند کتاب برای ایجاد انگیزه، غلبه بر تنبلی و عقب انداختن کارها:
-عادت های اتمی
نویسنده:جیمز کلییر
-اثر مرکب
نویسنده:دارن هاردی
-قدرت عادت
نویسنده:چارلز داهیگ
-صبح جادویی
نویسنده:هل الراد
-تخت خوابت رو مرتب کن
نویسنده: ژنرال ویلیام
-قانون ۵ ثانیه
نویسنده: مل رابینز
-قدرت عادت
نویسنده: چارلیز دوهیگ
-مادمازل شنل
نویسنده: سی دابلیو گورتن
-شما که غریبه نیستید
نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی
-کفش باز:
نویسنده:فیل نایت
📚 @PDFsCom
-عادت های اتمی
نویسنده:جیمز کلییر
-اثر مرکب
نویسنده:دارن هاردی
-قدرت عادت
نویسنده:چارلز داهیگ
-صبح جادویی
نویسنده:هل الراد
-تخت خوابت رو مرتب کن
نویسنده: ژنرال ویلیام
-قانون ۵ ثانیه
نویسنده: مل رابینز
-قدرت عادت
نویسنده: چارلیز دوهیگ
-مادمازل شنل
نویسنده: سی دابلیو گورتن
-شما که غریبه نیستید
نویسنده: هوشنگ مرادی کرمانی
-کفش باز:
نویسنده:فیل نایت
📚 @PDFsCom
👍81❤16👌8👎5👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤364🕊74👍22👎14🤩6😢5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بشنو این نی چون شکایت میکند
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند...
#مولانا
📚 @PDFsCom
از جداییها حکایت میکند
کز نیستان تا مرا ببریدهاند
در نفیرم مرد و زن نالیدهاند...
#مولانا
📚 @PDFsCom
👍68❤21😢1🕊1
تو حق داری که حال دلت شاد باشه.
تو حق داری که لبت پر از خنده های قشنگ باشه.
تو حق داری جایی که دوست داری باشی.
تو حق داری کاری که دوست داری رو انجام بدی.
تو حق داری که به تمامی آرزو هات برسی.
تو حق داری که گاهی غمگین باشی.
تو حق داری که گاهی از غصه پر باشی.
تو حق داری که یه روزایی با خودت تنها باشی.
تو حق داری که یه روزایی ناراحت باشی یا گریه کنی.
ولی خب من حق دخالت کردن تو زندگی تو رو ندارم...!
📚 @PDFsCom
تو حق داری که لبت پر از خنده های قشنگ باشه.
تو حق داری جایی که دوست داری باشی.
تو حق داری کاری که دوست داری رو انجام بدی.
تو حق داری که به تمامی آرزو هات برسی.
تو حق داری که گاهی غمگین باشی.
تو حق داری که گاهی از غصه پر باشی.
تو حق داری که یه روزایی با خودت تنها باشی.
تو حق داری که یه روزایی ناراحت باشی یا گریه کنی.
ولی خب من حق دخالت کردن تو زندگی تو رو ندارم...!
📚 @PDFsCom
👍133❤22👎3👏3🕊1
ارزش یک خواهر را، از کسی بپرس که آن را ندارد.
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.
ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.
ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.
ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به هواپیما و ... نرسیده است.
ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.
ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.
زمان برای هیچکس صبر نمی کند.
قدر هر لحظه خود را بدانید.
📚 @BooksCom
ارزش ده سال را، از زوج هائی بپرس که تازه از هم جدا شده اند.
ارزش چهار سال را، از یک فارغ التحصیل دانشگاه بپرس.
ارزش یک سال را، از دانش آموزی بپرس که در امتحان نهائی مردود شده است.
ارزش یک ماه را، از مادری بپرس که کودک نارس به دنیا آورده است.
ارزش یک هفته را، از ویراستار یک مجله هفتگی بپرس.
ارزش یک دقیقه را، از کسی بپرس که به هواپیما و ... نرسیده است.
ارزش یک ثانیه را، از کسی بپرس که از حادثه ای جان سالم به در برده است.
ارزش یک میلی ثانیه را، از کسی بپرس که در مسابقات المپیک، مدال نقره برده است.
زمان برای هیچکس صبر نمی کند.
قدر هر لحظه خود را بدانید.
📚 @BooksCom
👍330❤67👌22👎5🕊1
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم
امید روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از سِتیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
#فریدون_مشیری
📚 @PDFsCom
من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم
امید روشنایی گر چه در این تیره گی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از سِتیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
#فریدون_مشیری
📚 @PDFsCom
👍152🕊44❤34😢9👎1👌1
یک روز استاد دانشگاه به هر کدام از دانشجویان کلاس یک بادکنک باد شده و یک سوزن داد و گفت یک دقیقه فرصت دارید بادکنکهای یکدیگر را بترکانید هر کس بعد از یک دقیقه بادکنکش را سالم تحویل داد برنده است مسابقه شروع و بعداز یک دقیقه من و چهار نفر دیگه با بادکنک سالم برنده شدیم
سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت «من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد ما انسانها رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم میتوانیم با هم بخوریم با هم رانندگی کنیم با هم شاد باشیم پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟»
📚 @PDFsCom
سپس استاد رو به دانشجویان کرد و گفت «من همین مسابقه را در کلاس دیگری برپا کردم و همه کلاس برنده شدند زیرا هیچکس بادکنک دیگری را نترکاند چرا که قرار بود بعد از یک دقیقه هرکس بادکنکش سالم ماند برنده باشد که اینچنین هم شد ما انسانها رقیب یکدیگر نیستیم و قرار نیست ما برنده باشیم و دیگران بازنده قرار نیست خوشبختی خود را با تخریب دیگران تضمین کنیم میتوانیم با هم بخوریم با هم رانندگی کنیم با هم شاد باشیم پس چرا بادکنک دیگری را بترکانیم؟»
📚 @PDFsCom
👍227❤37🕊25👏17👌3
اگر نمیدانید این نقطهی کوچکِ وسط آبهای اقیانوس اطلس کجاست، حتما "کنفرانس گوادلوپ" را سرچ کنید. یک جزیرهی کوچک است که یکروز چهارتا عمو زنجیربافِ غربی، در هتلی جمع شدند و تصمیم گرفتند شاه برود. و چنان زنجیری برای ایران بافتند که چهلوچندسال است هرچه یَل و پهلوان در این خاک بود هرچه کَرد تا این زنجیر را از تن ایران پاره کند، جز عرقِ روی پیشانی و خونِ روی بازوها چیزی نصیبش نشد...
"کنفرانس گوادلوپ" از آنجاهای مهم کتاب تاریخ است که عمداً زیرش خط نکشیدهاند. غربیها زیرش خط نکشیدند چون تحلیلهای اشتباهشان مایهی شرمساریشان بود. انقلابیهای 57 و ما مردم عادیِ بعد از انقلابِ 57 هم عمدا زیرش خط نکشیدیم چون برایمان سخت بود قبول کنیم سرنوشتِ کشورهایی مثل ما را چهارتا آدم در ناکجاآبادی مثل گوادلوپ مشخص میکنند...
گفتنش سختم است و میدانم باعث ناراحتی خیلی از دوستانم خواهد شد، ولی عمیقا معتقدم اعتراضات خیابانی، گزینهای پُرهزینه و کمدستاورد است و اگر امروز تمام شود بهتر از فرداست. چه خوشمان بیاید چه نه، عموها در این چندماه ثابت کردهاند "فعلا" به نفعشان نیست سر کشتی را به سمت گوادلوپ بچرخانند...
📚 @PDFsCom
"کنفرانس گوادلوپ" از آنجاهای مهم کتاب تاریخ است که عمداً زیرش خط نکشیدهاند. غربیها زیرش خط نکشیدند چون تحلیلهای اشتباهشان مایهی شرمساریشان بود. انقلابیهای 57 و ما مردم عادیِ بعد از انقلابِ 57 هم عمدا زیرش خط نکشیدیم چون برایمان سخت بود قبول کنیم سرنوشتِ کشورهایی مثل ما را چهارتا آدم در ناکجاآبادی مثل گوادلوپ مشخص میکنند...
گفتنش سختم است و میدانم باعث ناراحتی خیلی از دوستانم خواهد شد، ولی عمیقا معتقدم اعتراضات خیابانی، گزینهای پُرهزینه و کمدستاورد است و اگر امروز تمام شود بهتر از فرداست. چه خوشمان بیاید چه نه، عموها در این چندماه ثابت کردهاند "فعلا" به نفعشان نیست سر کشتی را به سمت گوادلوپ بچرخانند...
📚 @PDFsCom
👎247👍139😢40👏16👌7❤3🙏1
شعری از ایرجمیرزا پشت یک اتوبوس شهری در پایتخت:
ای کاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود.
📚 @PDFsCom
ای کاش در دیزی ما باز نمی ماند
یا کاش که در گربه کمی شرم و حیا بود
رندان به چپاول سر این سفره نشستند
اینها همه از غفلت و بیحالی ما بود.
📚 @PDFsCom
👍261🕊15❤9😢7👎4👌4👏3🙏3🤩1
وقتی دغدغههای تو از سن و سالت بزرگتر میشوند و مسئولیتهایی فراتر از توان و تحملت را بر دوش میکشی و برای مسائلی میجنگی که اکثریت، از نزدیک شدن به آنها واهمه دارند، پختهتر به نظر میرسی و کمتر فرصت میکنی به هرچیزی اهمیت بدهی و هر دیدگاهی را تحلیل کنی و با هر کسی بنشینی و هر حرفی تو را غمگین کند.
مهم نیست موهایت زودتر از موعد سفید میشوند و چهرهات لبخندهای کمتری را حمل میکند و عموما بالغانه و به دور از شیطنت رفتار میکنی؛ تو پخته و سنجیده به نظر میرسی چون به قدری ذهن و روانت به مسائل بزرگ مشغول است و به قدری برای پیش رفتن در مسیرهای دشوار خستهای که اتفاقات پوچ و روزمرگیهای تکراری، کوچکترین جایگاهی در جهان تو ندارند.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
مهم نیست موهایت زودتر از موعد سفید میشوند و چهرهات لبخندهای کمتری را حمل میکند و عموما بالغانه و به دور از شیطنت رفتار میکنی؛ تو پخته و سنجیده به نظر میرسی چون به قدری ذهن و روانت به مسائل بزرگ مشغول است و به قدری برای پیش رفتن در مسیرهای دشوار خستهای که اتفاقات پوچ و روزمرگیهای تکراری، کوچکترین جایگاهی در جهان تو ندارند.
#نرگس_صرافیان_طوفان
📚 @PDFsCom
👍137❤21👎11👌8🤩1🕊1