داستان بیمار خاموش درباره زنی هنرمند است که به خاطر بیماری روانی، همسرش را ... او به بیمارستان فرستاده میشود. در بازجوییهای پلیس، آلیسیا هیچ حرفی نمیزند. او تا انتهای داستان خاموش میماند و سکوت او داستان را از یک تراژدی معمولی به چیزی فراتر، به یک راز و معما تبدیل میکند. در بیمار خاموش نویسنده روی بخشی از روان انسانی انگشت گذاشته است که احساسات بیان نشدهاش را در آن مدفون میکند. احساساتی که به قول فروید هیچ وقت از بین نمیروند. فقط به شکل زنده مدفون میشوند و یک روز به شیوهای زشتتر سر برمیآورند. داستان بیمار خاموش در پنج بخش و از زبان تئو، رواندرمانگر دادگاه و آلیسیا، البته دفتر خاطرات او، روایت میشود و هر چه پیش میرود خواننده را بیشتر درگیر پیچیدگیهای خود میکند.
📕 بیمار خاموش
✍️🏻 #الکس_مایکلیدز
📚 @PDFsCom
📕 بیمار خاموش
✍️🏻 #الکس_مایکلیدز
📚 @PDFsCom
👍30❤7👌2
بیمار خاموش.pdf
32.3 MB
❤21👍11🙏3👏2
همون دختری که حرفه و کاری بلده، همونی که دست از تلاش برنمیداره. همونی که هدف داره. همونی که با هر چیزی دنبال فالو شدن نیست.
همونی که اصیل بودنِ رفتارش از اصل بودن لباسش براش مهمتره! همون که تلاش نمیکنه توی چشم باشه! همونی که برای خانوادهش ارزش و احترام قائله. همونی که میشه باهاش قدم زد. همون که جز غیبت کردن هم، حرف داره واسه گفتن! همونی که بیشترِ وقتش جلوی آینه نمیگذره! همون که عقدهی پَریدن با پسرای پولدار وُ معروف رو نداره. همون که دستش توی جیب خودشه، همون که با بچههای کار مهربونه وکمک میکنه به آدما...
همون که از اول متن داره میگه:
عه، این که با منه :)
اره، با توام!
دَمت گرم دختر.
زندگی با تو جایِ «واقعی تریه».
تو خیلی متفاوت وُ قِشَنگی!
#علی_سلطانی
📚 @PDFsCom
همونی که اصیل بودنِ رفتارش از اصل بودن لباسش براش مهمتره! همون که تلاش نمیکنه توی چشم باشه! همونی که برای خانوادهش ارزش و احترام قائله. همونی که میشه باهاش قدم زد. همون که جز غیبت کردن هم، حرف داره واسه گفتن! همونی که بیشترِ وقتش جلوی آینه نمیگذره! همون که عقدهی پَریدن با پسرای پولدار وُ معروف رو نداره. همون که دستش توی جیب خودشه، همون که با بچههای کار مهربونه وکمک میکنه به آدما...
همون که از اول متن داره میگه:
عه، این که با منه :)
اره، با توام!
دَمت گرم دختر.
زندگی با تو جایِ «واقعی تریه».
تو خیلی متفاوت وُ قِشَنگی!
#علی_سلطانی
📚 @PDFsCom
👍127❤43👎8👏5👌1🕊1
روباه گفت : آدم فقط از چیزهایی که اهلی میکند میتواند سر در بیاورد
آدما دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند
همه چیز را همینجور حاضر آماده از دکّانها میخرند
امّا چون دکّانی نیست که دوست معامله کند، آدم ها مانده اند بی دوست ...!
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
آدما دیگر برای سر در آوردن از چیزها وقت ندارند
همه چیز را همینجور حاضر آماده از دکّانها میخرند
امّا چون دکّانی نیست که دوست معامله کند، آدم ها مانده اند بی دوست ...!
📕 شازده کوچولو
✍🏻 #آنتوان_دوسنت_اگزوپری
📚 @PDFsCom
👍75❤18👌6😢3
وقتی داستان های غم انگیز میخوانیم با شهامت خودمان را در آن موقعیت تصور میکنیم
اما به محض اینکه واقعا غصهدار میشویم تازه میفهمیم تحمل کردنش چه کار سختی است!
📕 آنشرلی با موهای قرمز
✍🏻 #ال_ام_مونتگمری
📚 @PDFsCom
اما به محض اینکه واقعا غصهدار میشویم تازه میفهمیم تحمل کردنش چه کار سختی است!
📕 آنشرلی با موهای قرمز
✍🏻 #ال_ام_مونتگمری
📚 @PDFsCom
👍140❤19😢1👌1
برای جوانترها که یادشان نمیآید مینویسم. تا خرداد71 سرودملی اینی که الان هست نبود. یکچیز طولانیای بود که اینجوری شروع میشد: "شد جمهوری اسلامی بهپا، که هم دین دهد، هم دنیا به ما"... یکروزصبح از خواب بیدار شدیم دیدیم دارد "سر زد از افق" میخواند. هرچی گوش کردیم دیدیم دیگر قرار نیست چیزی دهد به ما. گفتیم "آقا ببخشید، اون قبلیه، همون که قرار بود هم دین دهد هم دنیا به ما، اون چی شد؟"... لپمان را کشیدند و گفتند "آها. اونو میگی؟ کنسل شد اون قضیه. میخواستیم بگیم، ولی انقدر کل دههی شصت رو ناز خوابیده بودید دلمون نیومد بیدارتون کنیم"...
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
👍195😢34❤9👎8👏8👌5🕊1
طبق گفتهی کاکو جهانهای موازی ممکن که در فیزیک نظری مطرح هستند در ۳ دسته با مفاهیم کاملاً مجزا قرار میگیرند که برای هیچیک هنوز شواهد تجربی به دست نیامده است.
📕 جهان های موازی
✍🏻 #میچیو_کاکو
📚 @PDFsCom
📕 جهان های موازی
✍🏻 #میچیو_کاکو
📚 @PDFsCom
👍22❤2👏2🤩1👌1
جهان های موازی.pdf
8.6 MB
👍9❤4🤩3👏1
آن کس که خود را عمیق میداند،
تلاش میکند که واضح و شفاف باشد
آن کس که میخواهد به نظر توده مردم عمیق بیاید،
تلاش میکند که مبهم و کدر باشد
توده مردم کف هر جایی را که نتوانند ببینند،
عمیق میپندارند و از غرق شدن واهمه دارند ...!
📕 #حکمت_شادان
👤 #فریدریش_نیچه
📚 @PDFsCom
تلاش میکند که واضح و شفاف باشد
آن کس که میخواهد به نظر توده مردم عمیق بیاید،
تلاش میکند که مبهم و کدر باشد
توده مردم کف هر جایی را که نتوانند ببینند،
عمیق میپندارند و از غرق شدن واهمه دارند ...!
📕 #حکمت_شادان
👤 #فریدریش_نیچه
📚 @PDFsCom
👍67❤11👎3👌1
چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن
از سوی کسی که دوستش میداری آن حس و حالتی است
که در واژهٔ عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد ...!
📕 #سلوک
👤 #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
از سوی کسی که دوستش میداری آن حس و حالتی است
که در واژهٔ عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد ...!
📕 #سلوک
👤 #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
❤111👍30😢9👌1
«آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دختر 15 ساله است که موهایش سفید شده، دور چشمهایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند... پیری فقط یک صورتک بدترکیب است که با یک من سریش می چسبانندش روی صورت آدم، ولی آن پشت جوانی است که دارد نفسش می گیرد. بعد یک دفعه می بینی پیر شدی و هنوز هیچ کدام از کارهایی که می خواستی نکردی».
📕 چهل سالگی
✍🏻 #ناهید_طباطبایی
📚 @PDFsCom
📕 چهل سالگی
✍🏻 #ناهید_طباطبایی
📚 @PDFsCom
👏54👍31😢19❤14👌3👎2
معرفی چند کتاب تاریخی واسه دوستانی که به کتابای تاریخی علاقه دارن :
آتوسا
آتش بدون دود
کلیدر
پاچینکو
تبصره ی ۲۲
مفیستو
رایشِ هیلتر
نبرد من
یادداشت های یک مرد جوان
دزیره
📚 @PDFsCom
آتوسا
آتش بدون دود
کلیدر
پاچینکو
تبصره ی ۲۲
مفیستو
رایشِ هیلتر
نبرد من
یادداشت های یک مرد جوان
دزیره
📚 @PDFsCom
👏36👍21❤8👌1
📋 تمامی آرایه های ادبی مهم دریکنگاه کلی و مختصر :
📕مراعات نظیر :
آوردن واژه هایی از یک مجموعه که با هم تناسب دارند.
این رابطه وتناسب می تواند از نظر جنس، نوع، مکان و ...باشد.
📕 تلمیح :
اشاره ای به بخشی از دانسته های تاریخی و روایات وداستان هایی که در منابع مختلف ذکر شده شده است.
📕 حس آمیزی :
آمیختن دو یا چند حس است یعنی مثلا بو کردن که مربوط به حس بویایی است را با شنیدن که مربوط به شنوایی است ترکیب کنیم و بگوییم: بوی تو ز لاله می شنوم(بو شنیدن)
📕حسن تعلیل :
آوردن علتی ادبی برای امری درشعر یا نثر که مبتنی بر تشبیه است و در واقع علمی وعقلی نیست.
📕جناس :
آوردن واژه هایی است که در تلفظ مشترک ودر معنی متفاوتند.
📕 واج آرایی :
تکرار یک یا چند واج(صامت و مصوت) در یک مصراع یا بیت یا یک جمله و سطر.
📕 تشبیه :
ادعای شبیه بودن دویا چند چیزاست.
ارکان آن:مشبه، مشبه به، ادات تشبیه و وجه شبه
مشبه ومشبه به راطرفین تشبیه می نامند.
ادات تشبیه عبارتنداز مثل، مانند، چو، چون، همچو وهمچون، به سان، به کردار و...
📕سجع :
شبیه بودن دو واژه در واجها یا حروف پایانی، وزن یا هردوی آنها.
📕 استعاره :
مانند تشبیه است ولی فقط از ارکان تشبیه مشبه به یا مشبه ذکر شده است
📕 تشخیص :
آن گاه است که خصوصیات انسانی را به پدیده های دیگر نسبت بدهیم.
📚 @PDFsCom
📕مراعات نظیر :
آوردن واژه هایی از یک مجموعه که با هم تناسب دارند.
این رابطه وتناسب می تواند از نظر جنس، نوع، مکان و ...باشد.
📕 تلمیح :
اشاره ای به بخشی از دانسته های تاریخی و روایات وداستان هایی که در منابع مختلف ذکر شده شده است.
📕 حس آمیزی :
آمیختن دو یا چند حس است یعنی مثلا بو کردن که مربوط به حس بویایی است را با شنیدن که مربوط به شنوایی است ترکیب کنیم و بگوییم: بوی تو ز لاله می شنوم(بو شنیدن)
📕حسن تعلیل :
آوردن علتی ادبی برای امری درشعر یا نثر که مبتنی بر تشبیه است و در واقع علمی وعقلی نیست.
📕جناس :
آوردن واژه هایی است که در تلفظ مشترک ودر معنی متفاوتند.
📕 واج آرایی :
تکرار یک یا چند واج(صامت و مصوت) در یک مصراع یا بیت یا یک جمله و سطر.
📕 تشبیه :
ادعای شبیه بودن دویا چند چیزاست.
ارکان آن:مشبه، مشبه به، ادات تشبیه و وجه شبه
مشبه ومشبه به راطرفین تشبیه می نامند.
ادات تشبیه عبارتنداز مثل، مانند، چو، چون، همچو وهمچون، به سان، به کردار و...
📕سجع :
شبیه بودن دو واژه در واجها یا حروف پایانی، وزن یا هردوی آنها.
📕 استعاره :
مانند تشبیه است ولی فقط از ارکان تشبیه مشبه به یا مشبه ذکر شده است
📕 تشخیص :
آن گاه است که خصوصیات انسانی را به پدیده های دیگر نسبت بدهیم.
📚 @PDFsCom
👍101❤25👏7
خانم بنتری خواب می دید نخودهای او در نمایشگاه گل جایزه اول را ربوده بود. معاون اسقف در محوطه کلیسا با لباس مخصوص کشیشان و جبه کتانی سفید جوائز را توزیع می کرد. همسر کشیش با مایو در نمایش شرکت کرده بود اما همانطور که اغلب در خواب پیش می آید این موضوع موجب نارضایتی و تعجب نبود درست مثل آنکه موضوعی عادی در زندگی واقعی اتفاق بیافتد. خانم بنتری از خوابش لذت می برد. او همیشه از رویاهای صبحگاهی که با ورود چای به پایان می رسید احساس لذت می کرد
📕 راز خانم مارپل
✍️🏻 #آگاتا_کریستی
📚 @PDFsCom
📕 راز خانم مارپل
✍️🏻 #آگاتا_کریستی
📚 @PDFsCom
👍20❤5🤩1👌1
خری به درختی بسته بود،
شیطان خر را باز کرد...
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد؛
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید، عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
«نتیجه: هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی خران را ازاد کن!»
📚 @PDFsCom
شیطان خر را باز کرد...
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد؛
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید، عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
«نتیجه: هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی خران را ازاد کن!»
📚 @PDFsCom
👍192❤25👏11👌4
تجملات هیچ وقت جاذبه ای برایم نداشته
من چیزهای ساده را دوست دارم کتاب ها را تنهایی را
یا بودن با کسی که تو را میفهمد...!
📕 بار هستی
✍🏻 #میلان_کوندرا
📚 @PDFsCom
من چیزهای ساده را دوست دارم کتاب ها را تنهایی را
یا بودن با کسی که تو را میفهمد...!
📕 بار هستی
✍🏻 #میلان_کوندرا
📚 @PDFsCom
👍65❤23👎3🤩1👌1
حرفهای بند تنبانی !
در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او را حاضر کردند و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: کسی که تنباکو از من می خرد ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش پاره شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم.
از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبونی مثال می زنند.
📚 @PDFsCom
در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او را حاضر کردند و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: کسی که تنباکو از من می خرد ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش پاره شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم.
از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبونی مثال می زنند.
📚 @PDFsCom
👍63❤4🤩3👌2
#یک_دقیقه_تفکر 🤔
آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام با هم نشسته بودند. در کنار میز یکی از سگهای
چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد. چرچیل خطاب به همراهانش گفت: "چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد ؟" روزولت گفت که بلد است و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد. سگ گوشت
را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به
خردل رسید. خردل دهان سگ را سوزاند و سگ از خوردن صرف نظر کرد. بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند. سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد. در این میان که چرچیل به هر دو آنها میخندید بلند شد و گفت: "دوستان هردوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره." روزولت گفت: چطوری ؟
چرچیل گفت: نگاه کنید، و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در حالی که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد ! چرچیل گفت: "دیدید چطوری میتوان زور را بدون زور زدن به مردمان تحمیل کرد !"
📚 @PDFsCom
آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام با هم نشسته بودند. در کنار میز یکی از سگهای
چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد. چرچیل خطاب به همراهانش گفت: "چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد ؟" روزولت گفت که بلد است و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد. سگ گوشت
را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به
خردل رسید. خردل دهان سگ را سوزاند و سگ از خوردن صرف نظر کرد. بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند. سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد. در این میان که چرچیل به هر دو آنها میخندید بلند شد و گفت: "دوستان هردوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره." روزولت گفت: چطوری ؟
چرچیل گفت: نگاه کنید، و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در حالی که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد ! چرچیل گفت: "دیدید چطوری میتوان زور را بدون زور زدن به مردمان تحمیل کرد !"
📚 @PDFsCom
👌76👍47😢16❤14👏6👎5
کتاب جوانی داستان کوتاهی از جوزف کنراد، درباره جوانی است که حالا پیر شده و خاطرات جوانیاش را از دریا تعریف میکند. با برداشته شدن مرز بین انسان و دریا، دو مفهوم جوانی دریایی و دریای جوانی به ذهن متبادر میشود.
📕 جوانی
✍🏻 #جوزف_کنراد
📚 @PDFsCom
📕 جوانی
✍🏻 #جوزف_کنراد
📚 @PDFsCom
👍26❤6👌1