PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
برای جوانترها که یادشان نمی‌آید مینویسم. تا خرداد71 سرودملی اینی که الان هست نبود. یک‌چیز طولانی‌ای بود که اینجوری شروع میشد: "شد جمهوری ‌اسلامی به‌پا، که هم دین دهد، هم دنیا به ما"... یک‌روزصبح از خواب بیدار شدیم دیدیم دارد "سر زد از افق" میخواند. هرچی گوش کردیم دیدیم دیگر قرار نیست چیزی دهد به ما. گفتیم "آقا ببخشید، اون قبلیه، همون که قرار بود هم دین دهد هم دنیا به ما، اون چی شد؟"... لپمان را کشیدند و گفتند "آها. اونو میگی؟ کنسل شد اون قضیه. میخواستیم بگیم، ولی انقدر کل دهه‌ی شصت رو ناز خوابیده بودید دلمون نیومد بیدارتون کنیم"...

📚 @PDFsCom
👍195😢349👎8👏8👌5🕊1
طبق گفته‌ی کاکو جهان‌های موازی ممکن که در فیزیک نظری مطرح هستند در ۳ دسته با مفاهیم کاملاً مجزا قرار می‌گیرند که برای هیچ‌یک هنوز شواهد تجربی به دست نیامده است.

📕 جهان های موازی
✍🏻 #میچیو_کاکو

📚 @PDFsCom
👍222👏2🤩1👌1
جهان های موازی.pdf
8.6 MB
📕 جهان های موازی
✍️🏻 #میچیو_کاکو

📚 @PDFsCom
👍94🤩3👏1
آن کس که خود را عمیق میداند،
تلاش میکند که واضح و شفاف باشد
آن کس که میخواهد به نظر توده مردم عمیق بیاید،
تلاش میکند که مبهم و کدر باشد
توده مردم کف هر جایی را که نتوانند ببینند،
عمیق میپندارند و از غرق شدن واهمه دارند ...!

📕 #حکمت_شادان
👤 #فریدریش_نیچه

📚 @PDFsCom
👍6711👎3👌1
چرا نباید صریح بگویم که دوست داشته شدن
از سوی کسی که دوستش میداری آن حس و حالتی است
که در واژهٔ عام و عادیِ خوشبختی نمیگنجد ...!

📕 #سلوک
👤 #محمود_دولت_آبادی

📚 @PDFsCom
111👍30😢9👌1
«آدم وقتی جوان است به پیری جور دیگری فکر می کند. فکر می کند پیری یک حالت عجیب و غریبی است که به اندازه صدها کیلومتر و صدها سال از آدم دور است. اما وقتی به آن می رسد می بیند هنوز همان دختر 15 ساله است که موهایش سفید شده، دور چشمهایش چین افتاده، پاهایش ضعف می رود و دیگر نمی تواند پله ها را سه تا یکی کند. و از همه بدتر بار خاطره هاست که روی دوش آدم سنگینی می کند... پیری فقط یک صورتک بدترکیب است که با یک من سریش می چسبانندش روی صورت آدم، ولی آن پشت جوانی است که دارد نفسش می گیرد. بعد یک دفعه می بینی پیر شدی و هنوز هیچ کدام از کارهایی که می خواستی نکردی».

📕 چهل سالگی
✍🏻 #ناهید_طباطبایی

📚 @PDFsCom
👏54👍31😢1914👌3👎2
معرفی چند کتاب تاریخی واسه دوستانی که به کتابای تاریخی علاقه دارن :

آتوسا
آتش بدون دود
کلیدر
پاچینکو
تبصره ی ۲۲
مفیستو
رایشِ هیلتر
نبرد من
یادداشت های یک مرد جوان
دزیره

📚 @PDFsCom
👏36👍218👌1
📋 تمامی آرایه های ادبی مهم دریک‌نگاه کلی و مختصر :

📕مراعات نظیر :
آوردن واژه هایی از یک مجموعه که با هم تناسب دارند.
این رابطه وتناسب می تواند از نظر جنس، نوع، مکان و ...باشد.

📕 تلمیح :
اشاره ای به بخشی از دانسته های تاریخی و روایات وداستان هایی که در منابع مختلف ذکر شده شده است.

📕 حس آمیزی :
آمیختن دو یا چند حس است یعنی مثلا بو کردن که مربوط به حس بویایی است را با شنیدن که مربوط به شنوایی است ترکیب کنیم و بگوییم: بوی تو ز لاله می شنوم(بو شنیدن)

📕حسن تعلیل :
آوردن علتی ادبی برای امری درشعر یا نثر که مبتنی بر تشبیه است و در واقع علمی وعقلی نیست.

📕جناس :
آوردن واژه هایی است که در تلفظ مشترک ودر معنی متفاوتند.

📕 واج آرایی :
تکرار یک یا چند واج(صامت و مصوت)  در یک مصراع یا بیت یا یک جمله و سطر.

📕 تشبیه :
ادعای شبیه بودن دویا چند چیزاست.
ارکان آن:مشبه، مشبه به، ادات تشبیه و وجه شبه
مشبه ومشبه به راطرفین تشبیه می نامند.
ادات تشبیه عبارتنداز مثل، مانند، چو، چون، همچو وهمچون، به سان، به کردار و...

📕سجع :
شبیه بودن دو واژه در واج‌ها یا حروف پایانی، وزن یا هردوی آنها.

📕 استعاره :
مانند تشبیه است ولی فقط از ارکان تشبیه مشبه به یا مشبه ذکر شده است

📕 تشخیص :
آن گاه است که خصوصیات انسانی را به پدیده های دیگر نسبت بدهیم.

📚 @PDFsCom
👍10125👏7
خانم بنتری خواب می دید نخودهای او در نمایشگاه گل جایزه اول را ربوده بود. معاون اسقف در محوطه کلیسا با لباس مخصوص کشیشان و جبه کتانی سفید جوائز را توزیع می کرد. همسر کشیش با مایو در نمایش شرکت کرده بود اما همانطور که اغلب در خواب پیش می آید این موضوع موجب نارضایتی و تعجب نبود درست مثل آنکه موضوعی عادی در زندگی واقعی اتفاق بیافتد. خانم بنتری از خوابش لذت می برد. او همیشه از رویاهای صبحگاهی که با ورود چای به پایان می رسید احساس لذت می کرد

📕 راز خانم مارپل
✍️🏻 #آگاتا_کریستی

📚 @PDFsCom
👍205🤩1👌1
خری به درختی بسته بود،
شیطان خر را باز کرد...
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد؛
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید، عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!

«نتیجه: هرگاه میخواهی یک شهر را خراب کنی خران را ازاد کن!»

📚 @PDFsCom
👍19225👏11👌4
تجملات هیچ وقت جاذبه ای برایم نداشته
من چیزهای ساده را دوست دارم کتاب ها را تنهایی را
یا بودن با کسی که تو را میفهمد...!

📕 بار هستی
✍🏻 #میلان_کوندرا

📚 @PDFsCom
👍6523👎3🤩1👌1
حرفهای بند تنبانی !

در زمان امیر کبیر هرج و مرج در بازار به حدی بود که هر کس در مغازه اش از همه نوع جنسی می فروخت. به دستور امیر کبیر هر کسی ملزم به فروش اجناس هم نوع با یکدیگر شد، مثلا پارچه فروش فقط پارچه، کوزه گر فقط کوزه و همه به همین شکل. پس از مدتی به امیر کبیر خبر دادند شخصی به همراه توتون و تنباکو، بند تنبان، هم می فروشد، امیر کبیر دستور داد او را حاضر کردند و از او دلیل کارش را پرسیدند، آن شخص در جواب گفت: کسی که تنباکو از من می خرد ممکن است هنگام استعمال به سرفه بیافتد و در اثر این سرفه بند تنبانش پاره شود. لذا من بند تنبان را به همراه تنباکو می فروشم.

از آن زمان کار و حرف بی ربط را به حرفهای بند تنبونی مثال می زنند.

‌ ‌‌‌ ‌‌📚 @PDFsCom
👍634🤩3👌2
#یک_دقیقه_تفکر 🤔

آورده اند که در کنفرانس تهران روزی چرچیل، روزولت و استالین بعد از میتینگ های پی در پی آن روز تاریخی، برای خوردن شام با هم نشسته بودند. در کنار میز یکی از سگ‌های
چرچیل ساکت نشسته بود و به آنها نگاه میکرد. چرچیل خطاب به همراهانش گفت: "چطوری میشه از این خردل تند به این سگ داد ؟" روزولت گفت که بلد است و مقداری گوشت برید و خردل را داخل گوشت مالید و به طرف سگ رفت و گوشت را جلوی دهانش
گرفته و شروع به نوچ نوچ کرد. سگ گوشت
را بو کرد و شروع به خوردن کرد تا اینکه به
خردل رسید. خردل دهان سگ را سوزاند و سگ از خوردن صرف نظر کرد. بعد نوبت به استالین رسید. استالین گفت هیچ کاری با زبون خوش پیش نمیره و مقداری از خردل را با انگشتهایش گرفته و به طرف سگ بیچاره رفته و با یک دستش گردن سگ را محکم گرفته و با دست دیگرش خردل را به زور به داخل دهان سگ چپاند. سگ با ضرب زور خودش را از دست استالین رهانید و خردل را تف کرد. در این میان که چرچیل به هر دو آنها میخندید بلند شد و گفت: "دوستان هردوتاتون سخت در اشتباهید! شما باید کاری بکنید که خودش مجبور بشه بخوره." روزولت گفت: چطوری ؟

چرچیل گفت: نگاه کنید، و بعد بلند شد و با چهار انگشتش مقداری از خردل را به مقعد سگ مالید، سگ زوزه کشان در حالی‌ که به خودش میپیچید شروع به لیسیدن خردل کرد ! چرچیل گفت: "دیدید چطوری میتوان زور را بدون زور زدن به مردمان تحمیل کرد !"

📚 @PDFsCom
👌76👍47😢1614👏6👎5
کتاب جوانی داستان کوتاهی از جوزف کنراد، درباره جوانی است که حالا پیر شده و خاطرات جوانی‌اش را از دریا تعریف می‌کند. با برداشته شدن مرز بین انسان و دریا، دو مفهوم جوانی دریایی و دریای جوانی به ذهن متبادر می‌شود.

📕 جوانی
✍🏻 #جوزف_کنراد

📚 @PDFsCom
👍266👌1
جوانی.pdf
8.7 MB
📕 جوانی
✍🏻 #جوزف_کنراد

📚 @PDFsCom
👍181👏1
آدم گاهی خودش را در مکانی جا می‌گذارد. توی قلب کسی. توی یک قهوه‌خانه. توی آخرین ملاقات. توی یک حرف یا یک کلمه.

بچه که بود و گاهی قمقمه‌ی آب یا چتر رنگی‌اش را توی مدرسه جا می‌گذاشت مادرش به شوخی می‌گفت: چه‌طور شد خودت رو جا نذاشتی! او خنده‌اش می‌گرفت. مگر امکان دارد آدم خودش را جایی جا بگذارد؟ حالا بزرگ شده و قد کشیده بود و خودش را جا گذاشته بود توی آخرین دیدار با سلما. تو قلب او!

📕 صفر مطلق
✍🏻 #معصومه_باقری

📚 @PDFsCom
70👍15👌2

دوست داشتنش لذت بخش نبود، خیال انگیز هم نبود اما آرام بخش بود. دنیا را برایت جذاب نمیکرد، فقط امن می کرد!

📕 بعد از پایان
✍🏻 #فریبا_وفی

📚 @PDFsCom
73👍26😢7👎5👌2🤩1
ارزش یک چیز، گاه در بهره‌ای نیست که از به دست آوردنش برمی‌آید، بلکه ارزشِ آن در گروِ بهایی است که برای به دست آوردنش پرداخت میشود؛ یعنی به اندازهٔ هزینه‌ای که کرده‌ایم.

📕 غروب‌ بت‌ها
✍🏻 #فریدریش_نیچه

📚 @PDFsCom
👍415👌4
من گمان می‌کنم هر کسی در ته دلش یک باغی دارد که پناهگاه اوست.
هیچ کس از آنجا خبر ندارد، کلیدش فقط در دستِ صاحبش است.
آنجا آدم هر تصور ممنوعی که دلش می‌خواهد می‌کند. عشق‌های محال، هر آرزوی ناممکن و هر خواب و خیالِ خوش، هر چیز نشدنی، آن جا شدنی است.
یک بهشت – یا شاید جهنم – خودمانی و صمیمی که هرکس برای خودش دارد.
این باغ اندرونی چه بسا از دید باغبانش هم پنهان است اما یک روزی و یک جوری آن را کشف می‌کند.

📕 گفت‌وگو در باغ
✍🏻 #شاهرخ_مسکوب

📚 @PDFsCom
👍7815👏3😢3👌1
من قدرتمندتر از خورشیدم، قدرتمندتر از آدم‌ها و بهارم. اما خاطره‌ای که هر وقت بخواهد می‌آید و فرار از آن شدنی نیست، قدرتمندتر از من است.

📕 دیگری
✍🏻 #آرتور_شینتسلر

📚 @PDFsCom
38👍18😢3👌1