PDF | پی دی اف – Telegram
PDF | پی دی اف
286K subscribers
10.4K photos
566 videos
3.1K files
2.66K links
Download Telegram
رابطه‌ی فکری،
مهم تر از رابطه‌ی خونی است؛
بعضی آدم‌ها در ذهن آدم ،
یک بار برای همیشه خلق می‌شوند..

📕 روياى تبت
✍🏻 #فريبا_وفى

📚 @PDFsCom
👍7013👌3
یادمان باشد که زمان ما محدود است پس زمانمان را با زندگی کردن در زندگی دیگران هدر ندهیم...

✍🏻 #استیو_جابز

📚 @PDFsCom
👍6314👏8
لیستی از چند کتاب دخترانه

🔹خاطرات آدم و حوا ؛ مارک تواین
🔸غرورو تعصب ؛ جین آستین
🔹شب های روشن؛ فیودور داستایفسکی
🔸شازده کوچولو؛ آنتوان دوسنت اگزوپری
🔹جین ایر؛ شارلوت برونته
🔸بلندی های بادگیر؛ امیلی برونته
🔹اختراع هوگو؛ کابره برایان سلزنیک
🔸من پیش از تو ؛ جوجو مویز
🔹روی ماه خداوند را ببوس ؛مصطفی مستور
🔸چراغ ها را من خاموش میکنم؛ زویا پیرزاد
🔹ان شرلی ؛ لوسی ماد مونتگومری
🔸دشمن عزیز ؛ جین وبستر
🔹زنان کوچک، لوییزا می الکات

📚 @PDFsCom
👍27👎135👏3🙏1🕊1
انگیزه اصلی و هدف زندگی گریز از درد و لذت بردن نیست، بلکه معنی جویی زندگی‌ست که به زندگی مفهوم واقعی می‌بخشد، به همین دلیل انسان‌ها درد و رنجی را که معنی و هدفی دارد با میل تحمل می‌کنند.

📕 انسان در جستجوی معنی
✍🏻 #ویکتور_فرانکل

📚 @PDFsCom
34👍20👌5
مهم این است که باور داشته باشیم که آمده‌ایم تاثیر بگذاریم و تغییر بدهیم؛ نیامده‌ایم که فقط «باشیم» و بودنی بدون شدن را تجربه کنیم.

📕 ابوالمشاغل
✍🏻 #نادر_ابراهیمی

📚 @PDFsCom
👍4714👎2👏2
آتش خاموش.pdf
5.3 MB
معرفی کتاب: کتاب آتش خاموش یکی از نوشته های ارزشمند سیمین دانشور و نخستین مجموعه داستانی است که توسط یک بانوی ایرانی نوشته شد.
این کتاب شامل 16 داستان است که برای نخستین باز در سال 1327 شمسی به چاپ رسید. البته بعضی از داستان‌های این کتاب قبلا در روزنامه‌ها به چاپ رسیده بودند.

📕 آتش خاموش
✍🏻 #سیمین_دانشور

📚 @PDFsCom
👍264👏1🙏1
روزی حکیمی سرشناس مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست؛ علت ناراحتیش را پرسید، پاسخ داد: در راه که می آمدم یکی از  آشنایان را دیدم، سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم ...

حکیم گفت: چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت: خب معلوم است چنین رفتاری ناراحت کننده است!!

حکیم در ادامه پرسید: اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟

مرد گفت : مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم؛ آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود!
حکیم پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم ...

حکیم گفت : همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟و آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند!! پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است!

📚 @PDFsCom
👍11628👏15👌4
همه‌ی ما با سرنوشت شطرنج بازی می‌کنیم. او یک حرکت می‌کند، ما یک حرکت می‌کنیم. او سعی می‌کند ما را در سه حرکت کیش و مات کند، ما سعی می‌کنیم جلو این کار را بگیریم، می‌دانیم که نمی‌توانیم پیروز شویم ولی ناگزیریم حسابی با او دست و پنجه نرم کنیم!

📕 یک مهمانی یک رقص
✍🏻 #ایزاک_بشویس_سینگر

📚 @PDFsCom
👍50👌107
اگر میخوای اعتماد به نفست بالا بره این کتابارو بخون:

🔹جرات داشته باش
🔸اعتماد به نفس
🔹۵۰ چیزی که تقصیر من نیست
🔸روانشناسی عزت نفس
🔹شجاعت
🔸شکاف اعتماد به نفس
🔹نیروی اعتماد به نفس

📚 @PDFsCom
👍307🙏2👌2
جاوید مگس‌های بی‌جانِ آخرِ فصل را توی هوا می‌گرفت و می‌برد بیرون ولشان میکرد.
گفتم: «چرا نمی‌کشیشان و این‌همه به خودت زحمت میدهی؟!»
جاوید گفت: «خوشی‌مان را به رنج دیگران نمی‌خریم.»

📕 سال بلوا
✍🏻 #عباس_معروفی

📚 @PDFsCom
👍8025👏6👎4👌2
اگر چیزی نخواهی، ناراضی هم نخواهی بود. آنچه ما را ناراضی می‌کند، آرزوهای ناکام مانده‌ی ماست.

📕 شازده‌ کوچولو برای بزرگترها
✍🏻 #روبرتو_لیما_نتو

📚 @PDFsCom
👍47👏87👌2
اتاق قرمز.pdf
8.7 MB
معرفی کتاب: کتاب اتاق قرمز مجموعه‌ داستانی معمایی و جنایی به قلم نویسنده‌ی شهیر ژاپنی، ادوگاوا رانپو است. هر یک از این داستان‌ها با روایت و شخصیت‌هایی منحصر‌به‌فرد ما را به دنیای آشفته‌ی ذهن نویسنده می‌برد و پای مخاطب را به ماجراهایی نامعمول و مرموز باز می‌کند.

📕 اتاق قرمز
✍🏻 #ادوگاوا_رانپو

📚 @PDFsCom
👍27👏2🙏2
بلوغ دردناک است ، وداع با دوران کودکی دردناک است ، ‌کامل شدن دردناک است ، اما گریزی نیست و تو آهسته آهسته بلند می شوی، و راه می افتی و می روی، و در این راه رفتن دست و بالت بارها زخمی می شود، اما آبدیده می شوی و می آموزی که از جاده های ناشناس نهراسی، از مقصد بی انتها نهراسی، از نرسیدن نهراسی و تنها بروی و بروی و بروی...

📕 قطعه گمشده
✍🏻 #شل_سیلورستاین

📚 @PDFsCom
61👍28👌3🕊3
باید به درون زخم‌هایتان بخزید
و با ترس‌هایتان روبرو شوید
بعد از خون‌ریزی، فرآیند شفا آغاز می‌شود.

✍🏻 #کارل_گوستاو_یونگ

📚 @PDFsCom
👍6517👌4
فهمیده‌ام که همهٔ بدبختی انسان‌ها ناشی از این است که به زبان صریح و روشن حرف نمی‌زنند. از اینرو من تصمیم گرفته‌ام که صریح حرف بزنم و صریح رفتار کنم تا در راه درست بیفتم.

📕 طاعون
✍🏻 #آلبر_کامو

📚 @PDFsCom
👍6616👎1👏1👌1
فرستاده شده‌ام تا بجنگم؛
برای هرچیزی که ارزش‌اش را داشته باشد: حقیقت، زیبایی، محبت، آرامش و عشق.
برای رژه رفتن میان عشق و رنج، با قلبی گشوده و چشم‌هایی بینا، برای ایستادن درون خرابی‌ها، و باور این‌که قدرت من، نور من، حقیقت من و عشق من، قویتر از تاریکی‌ست.

حالا دیگر اسم خودم را می‌دانم:
جنگجوی عشق ...

📕 جنگجوی عشق
✍🏻 #گلنن_دویل‌_ملتن

📚 @PDFsCom
51👍21👌2
همیشه بر آنم که دل کسی را نشکنم ،
اما وقتی ،
به خودم نگاه می‌کنم ، تکه تکه‌ام ...!

✍🏻 #ایلهان_برک

📚 @PDFsCom
👍69😢2119
شکار و تاریکی.pdf
9.4 MB
معرفی کتاب: داستانی پرپیچ‌وخم از تلاش یک نویسنده برای رسوایی و به دام انداختن نویسنده‌ای دیگر. در کتاب شکار و تاریکی نوشته‌ی ادوگاوا رانپو معمای یک قتل باعث به‌وجود‌آمدن یک عشق عمیق و تلاش مرد عاشق که خود راوی و نویسنده‌ی کتاب است برای به دام انداختن رقیب که او هم نویسنده است می‌شود.

📕 شکار و تاریکی
✍🏻 #ادوگاوا_رانپو

📚 @PDFsCom
👍171👏1🙏1
روزی می‌رسد که نسبت به همه چیز بی‌تفاوت می‌شوی. نه از بدگویی‌های دیگران می‌رنجی و نه دلخوش به حرف‌های عاشقانه‌ی اطرافت.
به آن روز می‌گویند : "پیری" !

آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته‌اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد.
این دیگر به چگونه تاکردن زندگی با انسان‌ها دارد.

✍🏻 #گابریل_گارسیا_مارکز
📕 سفر بخير

📚 @PDFsCom
👍8315😢8👌5👏2
‏اعتماد به نفس این نیست که وارد اتاقی بشی و فکر کنی از همه بهتری، اینه که وارد بشی و اصلاً خودت رو با کسی مقایسه نکنی.

📚 @PDFsCom
👍12315👌4👎1
یکی از پادشاهان طلخکی داشت که به کثرت عقل و دانش معروف بود. شبی  پادشاه در سر شام صحبت از این موضوع می کند که می خواهم بدانم که در این شهر کدام طبقه مردم جمعیتشان از همه بیشتر است. وزرا، درباریان و شاهزادگان هر کدام اسم یک طبقه و یک صنف را می برند و ادعا می کنند که این طبقه و این دسته تعداد افرادشان از افراد سایر طبقات بیشتر و زیادتر است.

طلخک دربار می گوید : «هیچ کدامتان درست نگفتید.تعداد اطبادر این شهر از همه بیشتر است!» شاه می خندد و ادعای او را تکذیب کرده و می گوید: «طبق اطلاعی که دارم ما فقط در تمام شهر چهار نفر طبیب داریم.»

طلخک در آن زمان هیچ حرفی نمی زند، اما روز بعد در حالی که سر و صورت خود را با دستمالی پوشانده بود به دربار می آید ، اولین کسی که به او برخورد می کند خود پادشاه بود که سوال نمود: «ترا چه شده است؟» گفت: «دندانم درد می کند.»

شاه گفت: «قدری سبوس جو با زرده ی تخم مرغ خمیر کن و بر روی دندانت بگذار فورا ساکت می شود!» بعد از شاه، وزرا ودرباریان هر کدام دستورالعملی به طلخک می دهند و نسخه ای برایش تجویز می کنند . یکی سوخته تریاک، دیگری ضماد خشخاش را ،یکی دیگر آرد باقلا و......

طلخک اسامی تمامی این افراد با دستوراتی که داده بودند را در کتابچه خود ثبت می کند و وقت ناهار به حضور شاه آمده و می گوید : «دیشب فرمودید چهار نفر طبیب بیشتر در این شهر یافت نمی شود من امروز ظرف دوساعت اسامی قریب به دویست نفر از اطبا را با آدرس و نسخه هایی که داده اند در این کتابچه ثبت نموده ام ملاحظه بفرمایید.

شاه کتابچه را از دست طلخک گرفت و اول اسم خود را خواند و گفت: «حق به جانب تو است!»

📚 @PDFsCom
👏61👍258🤩7👌3