من مضطرب - استفانی برتولون.zip
17.4 MB
کتاب من مضطرب نوشته استفانی برتولون به مسألهی مهم و فراگیر اضطراب مدرن و راههای مواجهه با آن میپردازد. در دنیای تکنولوژیک و مجازی امروز که همه بهشدت در معرض تأثیر شبکههای اجتماعی هستیم، ممکن است ناخودآگاه و ناخواسته دچار استرس شویم. این کتاب به ما میآموزد که چطور بین فناوری و زندگی تعادل برقرار کنیم واز تأثیر سوء فناوری بر زندگی و روابطمان جلوگیری کنیم.
📕 من مضطرب
✍🏻 #استفانی_برتولون
📚 @PDFsCom
📕 من مضطرب
✍🏻 #استفانی_برتولون
📚 @PDFsCom
👍30❤10👏3👌3
۳ کتاب مؤثر در خودشناسی:
- کتاب ایکیگای
راز ژاپنیها برای زندگی طولانی و شاد
اثر فرانسیس میرالس، هکتور گارسیا
- کتاب خرده عادتها
راهی آسان و اثباتشده برای ایجاد عادتهای خوب و از بینبردن عادتهای بد
اثر جیمز کلیر
- کتاب اثر مرکب
چندبرابر کردن موفقیت شما یک قدم ساده در یک زمان
اثر دارن هاردی
📚 @PDFsCom
- کتاب ایکیگای
راز ژاپنیها برای زندگی طولانی و شاد
اثر فرانسیس میرالس، هکتور گارسیا
- کتاب خرده عادتها
راهی آسان و اثباتشده برای ایجاد عادتهای خوب و از بینبردن عادتهای بد
اثر جیمز کلیر
- کتاب اثر مرکب
چندبرابر کردن موفقیت شما یک قدم ساده در یک زمان
اثر دارن هاردی
📚 @PDFsCom
👍44❤7👏3🤩1
اکنون دیگر میدانم سعادت چیست، سعادت انجام وظیفه است و هرچه این وظیفه مشکل تر باشد سعادت عظیم تر است.
📕 زوربای یونانی
✍🏻 #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
📕 زوربای یونانی
✍🏻 #نیکوس_کازانتزاکیس
📚 @PDFsCom
👍51❤17👌7
شش یا هفت ساله که بودم دست چک پدرم را با دفتر نقاشی ام اشتباه گرفتم و تمام صفحاتش را خط خطی کردم.
مادرم خیلی هول شده بود؛ دفترچه را از دست من کشید و به همراه کت پدرم به حمام برد.
آخر شب صدایشان را می شنیدم
حواست کجاست زن؟
میدانی کار من بدون آن دفترچه لنگ است؟؟
میدانی باید مرخصی بگیرم و تا شهر بروم؟
میدانی چقدر باید دنبال کارهای اداری اش بدوئم؟
"صدای مادرم نمی آمد"
میدانستی و سر به هوا بودی؟
"بازهم صدای مادرم نمی آمد"
سالها از اون ماجرا میگذرد؛ شاید پدرم اصلا یادش نیاید چقدر برای دوباره گرفتن آن دفترچه اذیت شد، مادرم هم یادش نمی آید چقدر برای کار نکرده اش شرمندگی کشید، اما من خوب یادم مانده است که مادرم آن شب سپر بلای من شد تا آب در دل من تکان نخورد.
خوب یادم مانده است تنها کسی که قربانت شومهایش واقعیست اسمش مادر است...
📚 @PDFsCom
مادرم خیلی هول شده بود؛ دفترچه را از دست من کشید و به همراه کت پدرم به حمام برد.
آخر شب صدایشان را می شنیدم
حواست کجاست زن؟
میدانی کار من بدون آن دفترچه لنگ است؟؟
میدانی باید مرخصی بگیرم و تا شهر بروم؟
میدانی چقدر باید دنبال کارهای اداری اش بدوئم؟
"صدای مادرم نمی آمد"
میدانستی و سر به هوا بودی؟
"بازهم صدای مادرم نمی آمد"
سالها از اون ماجرا میگذرد؛ شاید پدرم اصلا یادش نیاید چقدر برای دوباره گرفتن آن دفترچه اذیت شد، مادرم هم یادش نمی آید چقدر برای کار نکرده اش شرمندگی کشید، اما من خوب یادم مانده است که مادرم آن شب سپر بلای من شد تا آب در دل من تکان نخورد.
خوب یادم مانده است تنها کسی که قربانت شومهایش واقعیست اسمش مادر است...
📚 @PDFsCom
👍243❤148😢27👌3
مشکل خاورمیانه این است که
شعور مردم آنجا
از شعور حاکمانشان بیشتر است.
حکومتهایی که با دادن وعدهی بهشت،
از زندگی این دنیا جهنم میسازند.
✍🏻 #کارل_پوپر
📚 @PDFsCom
شعور مردم آنجا
از شعور حاکمانشان بیشتر است.
حکومتهایی که با دادن وعدهی بهشت،
از زندگی این دنیا جهنم میسازند.
✍🏻 #کارل_پوپر
📚 @PDFsCom
👍126❤14👏8👌4😢3🕊2🙏1
نگران نباش زندگی کن.pdf
33.5 MB
مطالعه این کتاب به شما خواهد آموخت که چگونه تشویش و نگرانیهای بیمورد و حتی واقعی را از خود دور کنید.
📕 نگران نباش زندگی کن
✍🏻 #دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
📕 نگران نباش زندگی کن
✍🏻 #دیل_کارنگی
📚 @PDFsCom
👍46❤10👏4🙏3👌3
- چیزهایی که دلم میخواد وقتی توی خیابون قدم میزنم ببینم : سنگفرش، گل و کتاب. شما هم همینقدر دنبالِ زیبایی در اطرافتون میگردید؟!
📚 @PDFsCom
📚 @PDFsCom
❤148👍27🕊9👌4
نشستهام توی بوتیک زنانه. دوست دخترم توی اتاق پرو است. دو مرد عصبانی میآیند توی بوتیک و پُشت سرشان دختری جوان با ماسکی به صورت وارد میشود. مرد دست میکند توی نایلون و پالتوی سیاه رنگی را درمیآورد و میدهد به دخترش و میگوید بپوش. پالتو بالای زانویش است. مرد به فروشنده میگوید: به خواهر مادر خودتم میدی اینارو بپوشن؟ فروشنده میخواهد جواب بدهد که برادرِ دختر صداش را بالا میبرد: ما مثه شماها بیآبرو نیستیم خواهرمون انگشت نما بشه. دختر زیرِ نگاه پدر و برادر دارد ریز ریز میشود….هیچی نمیگوید. انگار زبانش را بریده اند…
فروشنده پالتو را پس نمیگیرد. عوضش میکند. پالتوی تعویض شده توی تن دختر زار میزند. شبیه چشم و ابرو و پیشانیاش. میروند بیرون. دوست دخترم از اتاق پرو خارج میشود. به هم ریخته است. مانتو را نشانم میدهد و میپرسد خوب است؟ میگویم: هر چی انتخاب خودت باشه خوبه عزیزم. میرویم بیرون. جلوی پاساژ دختر را میبینم نشسته صندلیِ عقب ماشین و ماسکش را درآورده. ردِ انگشت مردانهای صورتش را سُرخ کرده. نگاهم میکند. میایستم. گوشم سوت میکشد.
دوست دخترم میگوید: چی شده؟
به ماشین نگاه میکنم. به چشمان دختر…
میگویم: دارند جنازه میبرند…
📚 @PDFsCom
فروشنده پالتو را پس نمیگیرد. عوضش میکند. پالتوی تعویض شده توی تن دختر زار میزند. شبیه چشم و ابرو و پیشانیاش. میروند بیرون. دوست دخترم از اتاق پرو خارج میشود. به هم ریخته است. مانتو را نشانم میدهد و میپرسد خوب است؟ میگویم: هر چی انتخاب خودت باشه خوبه عزیزم. میرویم بیرون. جلوی پاساژ دختر را میبینم نشسته صندلیِ عقب ماشین و ماسکش را درآورده. ردِ انگشت مردانهای صورتش را سُرخ کرده. نگاهم میکند. میایستم. گوشم سوت میکشد.
دوست دخترم میگوید: چی شده؟
به ماشین نگاه میکنم. به چشمان دختر…
میگویم: دارند جنازه میبرند…
📚 @PDFsCom
😢142👍92❤22👏2
همیشه آخرین کسی هستم که متوجه میشوم
در زندگیام چـه اتفاقی افتاده است. اما احساس
میکنم همه همینطور باشند و این تصور که آدمی
میتواند زندگیاش را درک کند، فقط نوعی توهم
جنونآمیز است.
📕 یک زن بدبخت
✍🏻 #ریچارد_براتیگان
📚 @PDFsCom
در زندگیام چـه اتفاقی افتاده است. اما احساس
میکنم همه همینطور باشند و این تصور که آدمی
میتواند زندگیاش را درک کند، فقط نوعی توهم
جنونآمیز است.
📕 یک زن بدبخت
✍🏻 #ریچارد_براتیگان
📚 @PDFsCom
👍59❤4👌4😢3
ما همیشه شمشیر و سپر این سرزمین بودهایم. سینهٔ ما آشنای گلوله بوده، اما تا همان وقتی به کار بودهایم که جانمان را بدهیم و خونمان را نثار کنیم.
بعدش که حکومت سوار میشده، دیگر ما فراموش میشدهایم و باز باید به جنگ با خودمان و مشکلهامان برمیگشتهایم. کار امروز و دیروز نیست. همیشه جان فدا بودهایم ما، شمشیر حمله همیشه اول سینه ما را میشکافته...
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
بعدش که حکومت سوار میشده، دیگر ما فراموش میشدهایم و باز باید به جنگ با خودمان و مشکلهامان برمیگشتهایم. کار امروز و دیروز نیست. همیشه جان فدا بودهایم ما، شمشیر حمله همیشه اول سینه ما را میشکافته...
✍🏻 #محمود_دولت_آبادی
📚 @PDFsCom
👍52👌7❤5
زن زندگی.pdf
1.4 MB
نمایش نامه «زن زندگی» بر گفتگوهای 2 معدنچی آمریکایی که هر دو عاشق زنی جوان هستند، تمرکز دارد. داستان، نقش مرد و زن در تحکیم و یا از هم گسستن بنیان خانواده را به عنوان بنیادی ترین گروه اجتماعی به بوته آزمایش می گذارد.
📕 زن زندگی
✍🏻 #یوجین_اونیل
📚 @PDFsCom
📕 زن زندگی
✍🏻 #یوجین_اونیل
📚 @PDFsCom
👍25👌4❤2👏1
تو کتاب آرامش از مت هیگ یه تعریف خیلی فوق العاده از "اصالت"داره، میگه:
«دیگران مهم هستند؛ اما دلیلی ندارد برای دوست پیداکردن، به فرد دیگری تبدیل شوید. برای پیدا کردن کسانی که دوستتان داشته باشند، اولین کاری که لازم است انجام دهید، این است که خودتان باشید.»
بنظرم این خوب ترین و درست ترین تعریف اصیل بودنه!
📚 @PDFsCom
«دیگران مهم هستند؛ اما دلیلی ندارد برای دوست پیداکردن، به فرد دیگری تبدیل شوید. برای پیدا کردن کسانی که دوستتان داشته باشند، اولین کاری که لازم است انجام دهید، این است که خودتان باشید.»
بنظرم این خوب ترین و درست ترین تعریف اصیل بودنه!
📚 @PDFsCom
❤90👍37👌6
پناه بردهام به جهان کتاب ها شهرى بدون خشم و هياهو
كنجی پر از سكوت، پر از سبزى خيال...🌱
📚 @PDFsCom
كنجی پر از سكوت، پر از سبزى خيال...
📚 @PDFsCom
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤70👍21🤩6👌6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو کتاب "آتش بدون دود"
نادر ابراهیمی انگار داره حرف دل مارو
میزنه؛
در زمان ما خنده ارزان نیست
خنده از ته دل
تا بخواهی پوزخندو
زهرخندو
ریش خند،
اما يک خندهى پاک،
کاش می جستی،
قایمش میکردی
و به دیوار اتاقت میکوبیدی...
📚 @PDFsCom
نادر ابراهیمی انگار داره حرف دل مارو
میزنه؛
در زمان ما خنده ارزان نیست
خنده از ته دل
تا بخواهی پوزخندو
زهرخندو
ریش خند،
اما يک خندهى پاک،
کاش می جستی،
قایمش میکردی
و به دیوار اتاقت میکوبیدی...
📚 @PDFsCom
👍51❤11👌7
در مناطقی از غرب آفریقا، وقتی کسی کار ناپسندی انجام میدهد او را به مرکز دهکده میبرند و برای دو روز، تمام اعضای قبیله او را احاطه میکنند و درباره ویژگیهای خوب و مثبت آن فرد حرف میزنند.
آنها معتقد هستند که هر فرد ذاتاً خوب است ولی گاهی هم اشتباهاتی مرتکب میشود که در واقع درخواست کمک است. افراد قبیله کنار هم در این آئین جمع میشوند تا به فرد خوبی ذاتی اش را یادآوری کنند.
اعتقاد جمعی این است که این حمایت، از هر نوع تنبیه و خجالت زده کردن فرد بهتر است.
آنها این حرکت را "اوبونتو" به معنی "انسانیت با یکدیگر و تمام موجودات زنده" مینامند.
#کارل_گوستاو_یونگ
📚 @PDFsCom
آنها معتقد هستند که هر فرد ذاتاً خوب است ولی گاهی هم اشتباهاتی مرتکب میشود که در واقع درخواست کمک است. افراد قبیله کنار هم در این آئین جمع میشوند تا به فرد خوبی ذاتی اش را یادآوری کنند.
اعتقاد جمعی این است که این حمایت، از هر نوع تنبیه و خجالت زده کردن فرد بهتر است.
آنها این حرکت را "اوبونتو" به معنی "انسانیت با یکدیگر و تمام موجودات زنده" مینامند.
#کارل_گوستاو_یونگ
📚 @PDFsCom
👍152❤35👏12👌8🤩2
هر چه عزت نفس ما بیشتر باشد ارتباطات ما آشکارتر، صادقانهتر و مناسبتر میشود زیرا به این نتیجه میرسیم که افکاری اندیشمند داریم و به همین دلیل از آشکار شدنها هراسی به دل راه نمیدهیم.
هر چه عزت نفس ما کمتر باشد، ارتباطمان تیرهتر و ناآشکارتر میشود. زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش مستمع خود میترسیم.
📕 روانشناسی عزت نفس
✍🏻 #ناتانیل_براندن
📚 @PDFsCom
هر چه عزت نفس ما کمتر باشد، ارتباطمان تیرهتر و ناآشکارتر میشود. زیرا به اندیشه و احساس خود مطمئن نیستیم و از واکنش مستمع خود میترسیم.
📕 روانشناسی عزت نفس
✍🏻 #ناتانیل_براندن
📚 @PDFsCom
👍52❤10👌6
زیاد فکر نکنید.pdf
18.4 MB
این کتاب یک راهنمای درجه یک برای مقابله با تفکر افراطی است. یعنی همان تفکری که شادی را از زندگی شما میرُباید و در بسیاری از موارد، باعث قرارگرفتن شما در نوعی زندان ذهنی میشود.
📕 زیاد فکر نکنید
✍🏻 #نیک_ترنتون
📚 @PDFsCom
📕 زیاد فکر نکنید
✍🏻 #نیک_ترنتون
📚 @PDFsCom
👍53🤩9❤8🙏5👏2🕊1
مردها شجاع ترند...
در جنگ
در عرق ریختن زیر افتاب
در تاریکی شب
اما در عشق نه؛ زن ها جنگجوی واقعی اند.
وقتی دو طرف عاشق میشوند
مردها رو به رویت مینشینند،میخندند، قربان صدقه ات میرون و بعد...
وقتی تنها میشوند فکر میکنند به تفاوت ها و دردسرها، دلشوره میگیرند از نداشتن هاو بعد...
میترسند و پا پس میکشند.
زن ها اما نه
رو به رويت مینشینند، میخندند،خودشان را لوس میکنند، قربان صدقه ات میروند و بعد که تنها شدند فکر میکنند به تفاوت ها و دردسر ها، دلشوره میگیرند از نداشتن ها. اما باز میخندند و قربان صدقه میروند.
شجاع میشوند و آماده جنگ، با اینکه طرفی که بیشتر ضربه میخورد خودشان هستند و زخم هایشان عمیق تر است.
مگر چند بار توى زندگى عاشق مى شويم که اين همه پا پس مى کشيم و مى ترسيم؟ چند بار در تمام اين سال ها قرار است دلمان بلرزد با خنده هاى يک نفر؟!
ببین عزیزم
عشق مال عاقل های ترسو نیست
عاشق بودن "مرد" میخواهد
مردهایی که جنگیدن را بلد باشند
پابه پاى زن ها
عاشقانه و صادقانه.
📚 @PDFsCom
در جنگ
در عرق ریختن زیر افتاب
در تاریکی شب
اما در عشق نه؛ زن ها جنگجوی واقعی اند.
وقتی دو طرف عاشق میشوند
مردها رو به رویت مینشینند،میخندند، قربان صدقه ات میرون و بعد...
وقتی تنها میشوند فکر میکنند به تفاوت ها و دردسرها، دلشوره میگیرند از نداشتن هاو بعد...
میترسند و پا پس میکشند.
زن ها اما نه
رو به رويت مینشینند، میخندند،خودشان را لوس میکنند، قربان صدقه ات میروند و بعد که تنها شدند فکر میکنند به تفاوت ها و دردسر ها، دلشوره میگیرند از نداشتن ها. اما باز میخندند و قربان صدقه میروند.
شجاع میشوند و آماده جنگ، با اینکه طرفی که بیشتر ضربه میخورد خودشان هستند و زخم هایشان عمیق تر است.
مگر چند بار توى زندگى عاشق مى شويم که اين همه پا پس مى کشيم و مى ترسيم؟ چند بار در تمام اين سال ها قرار است دلمان بلرزد با خنده هاى يک نفر؟!
ببین عزیزم
عشق مال عاقل های ترسو نیست
عاشق بودن "مرد" میخواهد
مردهایی که جنگیدن را بلد باشند
پابه پاى زن ها
عاشقانه و صادقانه.
📚 @PDFsCom
❤132👍61👏10😢5👌3