Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
510 subscribers
700 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
روبر برسون:
• درباره رمزها و رازها
• یادداشت‌هایی درباب سینماتوگرافی


« ایده‌ها را پنهان کن... تا آنجا که مردم بتوانند آن‌هارا پیدا کنند. بدان؛ مهم‌ترین چیز، پنهان‌ترین چیز خواهد بود. کسی که می‌تواند با حداقل کار کند، می‌تواند با حداکثر هم کار کند. اما کسی که با حداکثرها کار می‌کند، به ناچار نمی‌تواند با حداقل کار کند. »


• 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒅𝒊𝒆𝒔 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆 𝑩𝒐𝒊𝒔 𝒅𝒆 𝑩𝒐𝒖𝒍𝒐𝒈𝒏𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟓)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑹𝒐𝒃𝒆𝒓𝒕 𝑩𝒓𝒆𝒔𝒔𝒐𝒏


👤| #Robert_Bresson
🌀| @Perspective_7
👍7
🖼 «ماچیکو کیو»، «آیاکو واکائو» و «هیروکو ماچیدا»، «میچیو کوگوره»، «یاسوکو کاواکامی»، و «آیکو میماسو» در کنار جناب استاد «کنجی میزوگوچی » در پشت‌صحنه فیلم «خیابان شرم » (۱۹۵۶)



• میزوگوچی فیلمساز تکثرگرایی بود. بنابراین، استراتژی‌های رایج، همه مواردی نیستند که در آثارش با آن مواجه می‌شویم. گاهی اوقات صحنه‌ها را به شیوه‌ای تقریبا مرسوم با قاب‌بندی‌ها و کات‌های سنتی پیش می‌برد. اما به‌طور کلی آثارش مجموعه‌ای شگفت‌انگیز از راه‌هایی را ارائه می‌دهند که تصویر می‌تواند با آن موقعیت‌های دراماتیک را عمیق‌تر و غنی‌تر کند. برخلاف اکثر فیلمسازان امروزی، او به سختگیری، ظرافت و بی‌پیرایگی اهمیت می‌داد؛ درعین حال، با صحنه‌هایی سروکار داشت که احساسات شدیدی در آن موج می‌زد. فرقی ندارد تحسینش کنید، عاشقش باشید، بپرستیدش یا صرفا برایش احترام قائل باشید، فرهنگ سینما بدون او کامل نخواهد بود.


● "Machiko Kyō", "Ayako Wakao", "Hiroko Machida", "Michiyo Kogure", "Yasuko Kawakami" & "Aiko Mimasu" by "Kenji Mizoguchi" in behind the Scene Of "Shame of Street" (1956)



👤| #Kenji_Mizoguchi
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
👍7
کنجی میزوگوچی:
• کارگردانی و بیانگری بصری
• مقاله اسرار تصاویر اعلا: دیوید بوردول


« در طول فیلمبرداری یک صحنه، اگر همدردی روان‌شناختی حاصل شود، بدون احساس پشیمانی نمی‌توانم آن را متوقف کنم. در عوض می‌کوشم تا حد امکان صحنه را امتداد دهم و تاثیرات آن را تشدید کنم. از این‌روست که برداشت بلند مرا قادر می‌سازد از تمام ظرفیت‌های ادراکی تماشاگر نهایت استفاده را ببرم. از این روست که می‌گویم فیلمسازان باید تصاویر سینمایی و پتانسیل‌های بیانی آن‌را مطالعه کنند. این مسئولیت اصلی ماست. »


• 𝑺𝒂𝒏𝒔𝒉𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑩𝒂𝒊𝒍𝒊𝒇𝒇 (𝟏𝟗𝟓𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑲𝒆𝒏𝒋𝒊 𝑴𝒊𝒛𝒐𝒈𝒖𝒄𝒉𝒊


👤¦ #Kenji_Mizoguchi
👤| #David_Bordwell
🌀| @Perspective_7
👍8
والتر بنیامین:
• روشنایی‌ها: مقالات و تأملات


« ما همیشه مهم‌ترین چیزی را که باید بگوییم با صدای بلند اعلام نمی‌کنیم. و همیشه آن را که به طور خصوصی با نزدیکترین کسان‌مان، دوستان صمیمی‌مان، کسانی که با فداکاری آماده پذیرش اعتراف ما بوده‌اند، در میان نمی‌گذاریم. »


• 𝑹𝒆𝒅 𝑷𝒔𝒂𝒍𝒎 (𝟏𝟗𝟕𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒊𝒌𝒍ó𝒔 𝑱𝒂𝒏𝒄𝒔ó


● زادروز سینماگر سینمای تبعیض؛ میکلوش یانچو


▫️| #Basics
👤| #Miklós_Jancsó
🌀| @Perspective_7
👍5
▪️هـنر ایران (۱)
▪️هنر دوران اسلامی


● دوران اسلامی


با پیروزی اعراب مسلمان و انقراض امپراتوری ساسانی، دورانی جدید در تاریخ ایران آغاز شد. پس از این، ایران بخشی از جهان اسلامی شد و در شکل‌گیری و تحول تمدن اسلامی نقش با اهمیتی را ایفا کرد. طی قرون بعد، اقوام مختلف ترک، مغول و افغان بر این سرزمین تسلط یافتند، ولی استحکام سنت‌های فرهنگی ایران چنان بود که هنر ایرانی، ضمن اثر‌پذیری از تمدن و فرهنگ اسلامی، مسیر تحول خاص خود را پیمود.

در ابتدا، هنرمندان و صنعتگران مسلمان ایرانی با استفاده از روش‌ها و مصالح دوران ساسانی به کار پرداختند (مثلا، از اندک بقایایی آبنیه‌ غیر مذهبی اوایل دوران اسلامی به این نکته پی می‌بریم که بسیاری از ویژگی‌های معماری کاخ‌های ساسانی در آنها حفظ شده است). در قرون اولیه‌ی هجری، مساجد ایران و بین‌النهرین را طبق الگوی رایج در سایر جوامع مسلمان می‌ساختند؛ ولی از سده دهم م. و چهاردهم ه.ق سبک خاصی در معماری مسجد بر اساس سنت‌های ایرانی رخ نمود. (این را مسجد چهار ایوانی با حیاط مرکزی می‌نامند؛ و مسجد جامع اصفهان از نخستین نمونه های آن به شمار می‌آید).

معماران ایرانی شیوه‌ی ساختن مقبره گنبدی و نوعی معماری دینی به نام مدرسه را به جهان اسلام عرضه کردند. گچ‌بری، کاشی‌کاری و مقرنس‌کاری عمده‌ترین روش‌های تزیین بنا بودند. گاه در کاخ‌ها و کوشک‌ها از نقاشی‌دیواری نیز برای تزیین استفاده می‌شد. کاشی چند رنگ به نحوی در داخل و در خارج بنا به کار می‌رفت که علاوه بر تزیین، مشخصات ساختار معماری را بارز کند.

در دوران اسلامی، سنت مجسمه‌سازی ساسانی کنار گذارده شد ولی صنعتگران ایرانی صور تزیینی قدیم را در قالب نقش‌برجسته‌های سنگی و گچی گسترش دادند و دستمایه‌ای غنی برای سایر هنرهای کاربردی فراهم کردند.

در این میان، نقش‌مایه‌هایی چون موجودات بالدار با سر آدمی، پرندگان و جانوران وحشی با طعمه‌ای در چنگال، طرح متقارن دو پرنده یا دو حیوان نخل بالدار، نقش گلسرخی و غیره ریشه در تمدن‌های خاور نزدیک داشتند.

ایرانیان به سرعت از ارزش‌های تزیینی خط عربی بهره گرفتند و انواع طرح‌های تزیینی خاص خود را پدید آورند. اسلیمی-ایرانی از خصلتی روان‌تر و آزادتر برخودار بود و غالباً به صور طبیعی نزدیک‌تر بود. هنرمندان ایرانی نقوش برگ نخلی زنجیره‌ایی، قیطانی، ستاره‌ای، و انواع شکل‌های هندسی را در طرح‌های متنوع به کار می‌بردند.

پس از استیلای مغولان نقش‌مایه‌های چینی چون نیلوفر آبی، گل داودی، ابر پیچان نیز به هنر ایرانی راه یافتند. در بیشتر موارد تقارن دقیق در ترکیب‌بندی عناصر رعایت می‌شد. تلفیق رنگ و خط برجسته‌ترین مشخصه تزیین ایرانی بود. هنرمند ایرانی همواره می‌کوشید استادی خود را در هماهنگی رنگ‌های درخشان آشکار سازد.



🖼 بخشی از دیوارنگاره: حماسه رستم
پنجیکنت (سمرقند). سده هفتم میلادی


🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش



📚| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
👍4
▪️هـنر ایران (۲)
▪️هنر دوران اسلامی


● دوران اسلامی



در فلزکاری، ابتدا، سنت‌های پیشینی تقریباً بطور کامل برقرار بودند؛ چنانکه غالباً تشخیص ظروف متعلق به قرون اولیه هجری از ظرف‌های ساسانی مشکل است، ولی از سده دوازدهم/ششم هجری، اسلوب جاگذاری قطعات طلا و نقره و مس بر روی مفرغ و برنج به موازات فنون برجسته‌کاری و کنده‌کاری رشد کرد.

فلزکاران از طریق جاگذاری فلزات مختلف می‌توانستند جلوه‌های متنوع رنگینی برسطح ظروف ایجاد کنند. دو روش متباین یا مکمل یکدیگر همیشه در ایران معمول بود؛ یکی آنکه سراسر رویه ظرف را با نقوش متعدد می‌پوشانیدند؛ دیگر آنکه زمینه را خالی و ساده می‌گذاشتند تا نقش، برجسته‌تر به نظر آید.

فلزکاران در برخی موارد از طرح‌های نگارگران بهره گرفتند؛ و بدین‌سان، پیکره‌های آدم و حیوان را همراه با نقوش گیاهی و هندسی برای تزیین سطح ظروف به کار می‌بردند. خوشنویسی نیز، غالباً، رکن اساسی در طرح‌ها بود.

بسیاری از صور نقش‌مایه‌های ظروف اشکانی و ساسانی در سفالگری دوران اسلامی نیز پابرجا ماندند؛ ولی سفال‌گران مسلمان در روش ساخت و استفاده از لعاب‌های متنوع بر اسلاف خود پیشی گرفتند. اوج تکامل این هنر در اواخر سده دوازدهم/ ششم هجری است و مراکز عمده آن شهرهای "کاشان و ری" بود. سفالینه‌های لعابی برجای مانده از این زمان نه فقط از جنبه ابداع و مهارت فنی بلکه به لحاظ نقوش و تصاویر و خطوط زیبا ممتازند.

به‌طور کلی در "ری" عمدتاً از نگارگری برای تزیین استفاده می‌شد؛ حال آنکه در "کاشان" طراحی و خوشنویسی برای آراستن ظروف متداول‌تر بود. مجالس بزم و شکار و تصویر جانوران افسانه‌ای در بسیاری از این ظرف‌ها نمایانگر ویژگی نقاشی عهد سلجوقیان است.

استفاده از نقش‌مایه‌های قدیم در هنر بافندگی نیز معمول بود در سده‌های دهم تا دوازدهم/ چهارم تا ششم هـ.ق، طراح و بافنده هر دو به کمال استادی دست یافتند. استحکام طراحی و تنوع جلوه‌های رنگی و سایر کیفیات ملحوظ در دیگر هنرهای بصری را در حریرهای این زمان هم می‌توان دید.

پارچه‌های ابریشیمینِ عهد صفویان نیز تحول تازه‌ای را در هنر بافندگی نشان دادند. در همین دوره‌ی طراحی، رنگ‌آمیزی و ظرافت بافتِ قالی به نهایت کمال رسید، و آوازه‌ی زیبایی قالی ایرانی، سراسر جهان را فراگرفت.

سنت‌های هنر اسلامی، به‌خصوص در عرصه‌های خوشنویسی و هنر تزیینی، تا به امروز نیز ادامه یافته‌اند. اما تحول مهم دیگری در این هنر به وجود نیامده است. در واقع پس از قرن دوازدهم هجری، به سبب فشارهای غرب، قدرت سیاسی کشورهای اسلامی رو به کاهش رفت و به موازات آن آفرینش هنری نیز به سستی گرایید. به سخن دیگر، رویکرد فزایندۀ هنرمند مسلمان به قالب‌های اروپایی، باعث تضعیف اطمینان او به ارزش‌های خودی شد؛ و یا ناباوری به سنت‌های گذشته موجب شد که او توجه خود را به هنر غربی معطوف کند. تنها در زمان‌های اخیر است که میراث هنر اسلامی مورد ارزیابی جدی قرار گرفت.

امروزه، شماری از هنرمندان نوگرا در کشورهای اسلامی برای دستیابی به تشخص هنری مـی‌کوشند میراث سنتی خود را با «مدرنیته غربی» ترکیب کنند. چنین است که مثلاً مکتب «سقاخانه» (ایران)، گروه «شِمِر» (مصر)، مکتب تونس و گروه بغداد مسیرهای تقریباً مشابهی را در کارشان نشان داده‌اند.



🖼 بخشی از دیوارنگاره: جشن شاهانه،
پنجیکنت (سمرقند). سده ۸/۷ میلادی


🔗 (ادامه دارد...)
📚 کتاب « تاریخ هنر ایران و جهان »
✍️ نویسنده: فرهاد گشایش



📚| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
👍4
گرتا گاربو:
• درباره مبارزه پنهان



« هر کسی که لبخندی مداوم بر لب دارد،
سرسختی‌ای را پنهان می‌کند که تقریباً
ترسناک است. »



👤| #Greta_Garbo
🌀| @Perspective_7
👍8
■ ۸ قانون برای نگارش یک شخصیت دوست‌داشتنی


● ۱. شخصیت باید دارای یک نقطه ضعف داشته باشد. این نقطه ضعف می‌تواند جسمانی یا نفسانی باشد. مثلا اینکه شخصیت رازدار نباشد یا در کلامش لکنت داشته باشد. نقطه ضعف‌های یک شخصیت باید وجوهی دیگر از شخصیت را آشکار کنند تا مخاطب بواسطه نقص‌ها و نقطه‌ضعف‌های شخصیت، بتواند به او نزدیک شود. نقطه‌ضعف‌ها همیشه ویژگی‌ بدی نیستند، بلکه می‌توانند یک قدرت یا یک توانایی بخصوص محسوب شوند.


● ۲. شخصیت باید آسیب‌پذیر باشد. این مورد در نسبت شخصیت با جامعه و بحران‌های روانی فرد نقش می‌گیرد. مثلا اینکه شخصیت زود عصبی می‌شود و یک تروما داشته باشد. این مورد دال بر خریدن رقت یا جلب ترحم بر شخصیت نیست. از این حیث آسیب‌پذیریِ شخصیت باید در لایه‌ زیرین‌تری از کننش‌ها برای مخاطب قابل درک و دریافت باشد. نه اینگونه که نقص‌ها و ناتوانی‌های شخصیت اورا آسیب‌پذیر و مظلوم نمایش دهد.


● ۳. شخصیت باید اشتباه کند. این اشتباه می‌تواند هامارتیا (لغزش) باشد یا هوبریس (تمرد). هرچه باشد باید آن اشتباه، مسیر زندگی شخصیت را دست‌خوش تغییر کند. گاه شخصیت خودآگاهانه دست به یک اشتباه می‌زند تا نقشه‌ای را به پیش ببرد، و گاه در دامگه حادثه‌ای دچار یک لغزش می‌شود. اما هرچه باشد، وقوع اشتباه شخصیت را برای مخاطب دست‌یافتنی، ملموس و نزدیک به خود نشان می‌دهد.


● ۴. شخصیت باید یک ویژگی بارز داشته باشد که اورا از سایر شخصیت‌ها متمایز و متفاوت کند. این تمایز البته صرف جدایی او از مردم و دیگران نیست. هرچه میزان ویژگی‌های او در نسبت با اطرافیان و محیطش شکل بگیرد ملموس‌تر و منطقی‌تر است، تا آنکه شخصیت یک تافته جدابافته باشد.


● ۵. شخصیت باید یک چارچوب اخلاقی و یک خط قرمز داشته باشد. او باید برای خود یک اصول اخلاقی را داشته باشد تا بنا بر آنچه که اعتقاد دارد رفتار کند. مرز باورهای او باید ملموس و قابل فهم باشند و مابه‌ازای بیرونی صحیحی داشته باشند. بدین ترتیب، باورهای یک شخصیت باید کنش‌مند باشند تا شخصیت را وادار به کنش و انتخاب کند، نه که صرفا تماشاگر باشد.


● ۶. شخصیت باید مسئولیت‌پذیر باشد. یعنی باید مسئولیت کرده خودرا در جهان داستان بپذیرد. بسته به چارچوب اخلاقی و فکری، شخصیت پای آن چیزی که بدان باور دارد می‌ایستد‌. این لزوما دال بر رفتاری صحیح و کرداری نیکو نیست. ممکن است یک شخصیت منفی بنابر عهدی که به همکارش داده است برای بزهکاری خود توجیه بیاورد تا مسئولیت عهدی را که داده به نحو احسن انجام دهد.


● ۷. شخصیت باید صادقانه و واقعی عمل کند. ما باید بتوانیم باورش کنیم. این صداقت دال بر مفهوم واژه صداقت نیست. اگر تمامی این گام‌هه درست بود، درنتیجه صداقت شخصیت بسته به عملکرد، باورها و جهان فکریِ او بازتعریف می‌شود. واقعی عمل کردن شخصیت، یعنی آنچه می‌تواند معقول و منطقی در نسبت باورهای شخصیت با منطق جهان اثر رخ دهد. از این حیث واقعی و صادقانه عمل کردن شخصیت، صرف یک جمله اخلاقی نیست.


● ۸. شخصیت باید ویژگی‌های مثبت‌اش بر ویژگی‌های منفی‌اش غلبه داشته باشد. این مورد در امتداد با سایر گام‌ها بعنوان نکته آخر البته که بعنوان یک نکته همیشگی در نگارش متن فیلمنامه لحاظ نمی‌شود، اما برای ایجاد یک شخصیت دوست‌داشتنی، بایستی توازنی میان ویژگی‌های مثبت و منفی او برقرار کرد، تا مخاطب بتواند ضمن همذات‌پنداری بیشتر با شخصیت، در قضاوت‌های اخلاقی داستان، اورا با انتخاب‌های نیک و آگاهانه‌اش شناخته و سپس ارزیابی کند. هرچه انتخاب‌ها و کنش‌ و واکنش‌های شخصیت، از توازن ویژگی‌های مثبت و منفیِ او، به سمت نیکی و نیکوکاری، انسانیت و انسان‌دوستی حرکت کند، مخاطب نیز شخصیت را بیشتر دوست خواهد داشت. و دست آخر، ارزیابی نهایی با مخاطب است که همیشه با بررسی ذهنی در برقراری توازن میان ویژگی‌‌های مثبت یا منفی شخصیت، تصمیم می‌گیرد که شخصیت را دوست داشته باشد و یا نداشته باشد.


📇 | #ScreenWriting
🌀 | @Perspective_7
👍6
میکل آنجلو آنتونیونی:
• درباره شیوه فیلمسازی او


« من هرگز در مورد طرح داستان فیلم‌هایم صحبت نمی‌کنم. من هرگز قبل از شروع فیلمبرداری خلاصه‌ای منتشر نمی‌کنم. چطور می‌توانم؟ تا زمانی که فیلم تدوین نشود، خودم هم نمی‌دانم که درباره چه خواهد بود. و شاید حتی آن موقع هم نه. شاید فیلم فقط یک حال و هوا باشد، یا بیانیه‌ای درباره یک سبک زندگی. شاید اصلاً هیچ طرحی نداشته باشد. من دائماً از فیلمنامه فاصله می‌گیرم. ممکن است صحنه‌هایی را فیلمبرداری کنم که هیچ قصدی برای فیلمبرداری آنها نداشتم؛ همه چیز در لوکیشن خودشان را نشان می‌دهند و ما بداهه بازی می‌کنیم. سعی می‌کنم زیاد به آن فکر نکنم. سپس، در اتاق تدوین، فیلم را می‌گیرم و شروع به کنار هم قرار دادن آن می‌کنم و تنها در آن زمان است که کم‌کم ایده‌ای از موضوع فیلم پیدا می‌کنم. »

• 𝑩𝒍𝒐𝒘-𝑼𝒑 (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑴𝒊𝒄𝒉𝒆𝒍𝒂𝒏𝒈𝒆𝒍𝒐 𝑨𝒏𝒕𝒐𝒏𝒊𝒐𝒏𝒊

■ زادروز جناب میکل آنجلو آنتونیونی


👤| #Michelangelo_Antonioni
🌀| @Perspective_7
👍5👎1
Perspective | پرسپکتیو
مونیکا بلوچی: « بدنم بسیار برایم مهم است. همه اعضایم... صورتم، بازوانم، پاهایم، دستانم، چشمانم، همه‌چیز. من از هر چیزی که دارم استفاده می‌کنم. من با خودم احساس خوبی دارم و راحت هستم، اما نه به این دلیل که زیبا هستم. من بسیاری افراد زیبا را می‌شناسم که زندگی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مونیکا بلوچی:
• درباره سبک زندگی


« می‌دانم که زیبایی نوعی از کنجکاوی را برمی‌انگیزد. اما همانطور که اسکار وایلد گفته "زیبایی فقط پنج دقیقه طول می‌کشد اگر چیز دیگری برای حفظ آن کنجکاوی نداشته باشید." فکر نمی‌کنم اگر فقط زیبا بودم، می‌توانستم به این مقام از حرفه‌ام برسم. در حقیقت، کارگردان‌ها شما را به‌خاطر زیبایی‌‌تان نمی‌شناسند، بلکه به خاطر استعدادتان می‌شناسند. اما من در مرحله‌ای از زندگی‌ام هستم که اگر بیرون نروم، احساس نمی‌کنم چیزی را از دست داده‌ام. از اینکه اطرافم پر از آدم‌هایی باشند که سیگار می‌کشند و الکل می‌نوشند، حوصله‌ام سر می‌رود. جوانی چرا؛ اما اکنون دیگر علاقه‌ای به رفتن به مراسم افتتاحیه یا عکس گرفتن روی فرش قرمز ندارم. می‌خواهم با دخترم باشم. »


• زادروز ۶۱ سالگی «مونیکا آنا ماریا بلوچی»
• کلیپی از گذر عمر مونیکا بلوچی؛ از جوانی تا پیری


👤| #Monica_Bellucci
🌀| @Perspective_7
👍8👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارل گوستاو یونگ:
• تحلـیل رؤیا


« خواب‌ها و رؤیاها گاه می‌توانند موقعیت‌هایی را مدت‌ها پیش از آن‌که عملا رخ دهند، اعلام کنند. این موضوع هیچ ربطی به پیشگویی ماورایی ندارد. بلکه ناشی از این است که ناخودآگاه، روندی که در زندگی یا روان درحال شکل‌گیری است را زودتر از آگاهی تشخیص می‌دهد. »


• 𝑽𝒆𝒓𝒕𝒊𝒈𝒐 (𝟏𝟗𝟓𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑨𝒍𝒇𝒓𝒆𝒅 𝑯𝒊𝒕𝒄𝒉𝒄𝒐𝒄𝒌



︎ سکانسی رؤیابینی فیلم سرگیجه، آن زمان که اسکاتی با ترکیب و معنابخشی دلالت‌ها در رؤیایش متوجه دسیسه‌ای علیه خود می‌شود.


▫️| #Basics
👤| #Alfred_Hitchcock
👤| #Carl_Gustav_Jung
🌀| @Perspective_7
👍81
دوروتی آرزنر:

« با چند ماه تابستان کار کردن در مطب یک جراح خوب و ملاقات با بیماران، به این نتیجه رسیدم که این چیزی نیست که من می‌خواهم. من می‌خواستم مانند عیسی باشم. بیماران را شفا بدهم و مردگان فورا را زنده کنم. بدون جراحی، قرص و غیره... این همان کاریست که سینما انجام می‎داد. »

▪️امروز، سالمرگ «دورتی آرزنر» است. نخستین کارگردانِ زنی است که در دوران سینمای صامت به قلمروی آثار ناطق وارد شد. او علیرغم انصراف از تحصیل، تحصیلات گسترده‌ای داشت که شامل دوره های معماری و تاریخ هنر می شد. او به محض ترک دانشگاه، کار خود را برای استودیو پارامونت آغاز کرد و کارهایی مانند تدوینگر یا ویراستار را انجام می‌داد تا بعدها، استودیوها با او قراردادی دوساله بعنوان کارگردان پیشنهاد بندد. کارگردانی جسور و لزبین، با کت و شلواری مردانه که هرگز گرایش جنسی و هویت خود را پنهان نساخت و پوشش نامتعارفِ زمانۀ خودرا داشت.

🎥| #History_of_Cinema
👤| #Dorothy_Arzner
🌀¦ @Perspective_7
👍3
| پیر کورنی (۱)
| معرفی درام‌نویس



▪️یکم اکتبر سالمرگ درام‌نویس و تراژدی‌نویس بزرگ فرانسوی پی‌یر کورنی است. او در ششم ژوئن ۱۶۰۶ چشم به جهان گشود. پی‌یر کورنی را عموماً به همراه «مولیر» و «راسین»، یکی از سه نمایشنامه‌نویس بزرگ قرن هفدهم فرانسه می‌شناسند.

ولتر ، نمایشنامه‌نویس، نویسنده و فیلسوف ، با حمایت آکادمی فرانسه ، مجموعه‌ای دوازده جلدی از آثار نمایشی پی‌یرکورنی را با حاشیه‌نویسی، با عنوان « نظرات درباره کورنی » خلق کرد.

این بزرگترین اثر نقد ادبی ولتر تا به امروز بود. پیشنهاد ولتر به آکادمی، کورنی را به عنوان کسی توصیف می‌کرد که برای زبان فرانسه همان کاری را انجام می‌دهد که هومر برای زبان یونانی انجام داده بود. ولتر اذعان کرد که « کورنی به جهانیان نشان می‌دهد که این زبان می‌تواند رسانه‌ای برای هنر بزرگ باشد. »

ولتر در مواجهه با تأثیرات فزاینده خارجی مانند ویلیام شکسپیر، به دفاع از ادبیات کلاسیک فرانسه سوق داده شد . این امر در چاپ اول «نظرات» او که درسال ۱۷۶۴ منتشر شد، منعکس شده است که بر آثار بهتر کورنی تمرکز داشت و انتقادات نسبتاً ملایمی داشت. ولتر اما در چاپ دوم کتابش که ده سال بعد منتشر شد، به ارزیابی منفی‌تری از کورنی و دیدگاه قوی‌تری در مورد نیاز به نقد عینی رسیده بود. او پانصد یادداشت انتقادی اضافه کرد و آثار بیشتری را پوشش داد و لحن منفی‌تری به خود گرفت.

نظرات منتقدان در مورد کورنی از قبل به شدت دوقطبی شده بود. مداخله ولتر بحث را بیشتر دوقطبی کرد. برخی از منتقدین نامدار انتقادات او را کوته‌بینانه و ناشی از حسادت دانستند. در قرن نوزدهم، جریان افکار عمومی علیه ولتر تغییر کرد. ناپلئون، کورنی را به ولتر ترجیح داد و شهرت اولی را به عنوان یک نمایشنامه‌نویس احیا کرد و در عین حال شهرت دومی را کاهش داد.

• در قسمت سی‌ویکم از مجموعه سخنرانی‌های ویدیویی سال (۱۹۸۹) با عنوان «سنت غربی» است که پروفسور «یوجین وبر» از دانشگاه کالیفرنیا، لس‌آنجلس (UCLA)، تفسیر مقنع و بهتری از آثار کورنی ارائه می‌دهد. مشروح این سخنرانی چنین است:

« ... به یاد داشته باشید که نمایشنامه‌های کورنی خطاب به اشرافیتی بود که موعظه، اخلاق‌گرایی و احساسات‌گرایی نمی‌توانستند به آنها آسیبی برسانند. بنابراین او با نشان دادن عظمتِ انضباط شخصی و انکار نفس، نه از انجام کاری که می‌خواهید ، بلکه در انجام کاری که باید انجام دهید، به آنها دست زد. توجه داشته باشید که پی‌یر کورنی، مانند یک مسیحی نگفت که انجام وظیفه شما را خوب می‌کند، بلکه کورنی گفت انجام وظیفه شما را بزرگ می‌کند. وقتی کورنی مبارزه‌ای بین شور و وظیفه را ارائه داد، این یک اختراع جدید نبود. آنچه در کورنی جدید بود این بود که او یک شور مشروع را در مقابل شور دیگری که به همان اندازه مشروع بود، نشان داد. مهم بود که بحث را از رقابت بین حق و باطل به رقابت بین دو حق ارتقا دهیم. زیرا یک مرد اشرافی که وارد دعوا می‌شد، نمی‌توانست اعتراف کند که اشتباه کرده است، اما اگر با این شرط شروع می‌کردید که انگیزه‌های او محترمانه است، درنگ می‌کرد تا استدلال شما را بررسی کند، که همان چیزی بود که کورنی با ارتقای بحث، در آثارش به سطح بالاتری به آن دست یافته بود. مردم قرن هفدهم که عاشق داستان‌های ماجراجویی او بودند، به طور مبهم احساس می‌کردند که پی‌یر کورنی با آثارش چیزی را به آن‌ها القا می‌کرد که قبلاً کاملاً نمی‌دانستند. و حق با آن‌ها بود. آنها قبلاً آن را اینچنین نمی‌دانستند. تنها به این دلیل ساده که آن ارزش‌ها با یونانیان از بین رفته بود. تفکر رومی بیش از حد قانون‌گرا بود و تفکر مسیحی بیش از حد ساده‌انگار بود که این ایده را تحمل کند که می‌تواند دو حق وجود داشته باشد، که می‌تواند دو طرف در یک درگیری وجود داشته باشند و بر حق باشند. این یک دیدگاه بسیار پیچیده است و فقط برای ذهن‌های بسیار پیچیده مناسب است. و اقلیت کوچکی از جامعه قرن هفدهم که آثار غنی پی‌یر کورنی را می‌خواندند و نمایشنامه‌های کورنی را می‌دیدند، به سختی و پیچیدگی آثار او مشرف بودند، اما حداقل شروع به تلاش برای آن کرده بودند که با پیچیدگی رویارو شوند و با آن‌را دریابند. »


● 𝑾𝒐𝒌𝒔 𝒐𝒇 𝑷𝒊𝒆𝒓𝒓𝒆 𝑪𝒐𝒓𝒏𝒆𝒊𝒍𝒍𝒆:

• 𝑴é𝒍𝒊𝒕𝒆 (𝟏𝟔𝟐𝟗)
• 𝑪𝒍𝒊𝒕𝒂𝒏𝒅𝒓𝒆 (𝟏𝟔𝟑𝟎–𝟑𝟏)
• 𝑳𝒂 𝑽𝒆𝒖𝒗𝒆 (𝟏𝟔𝟑𝟏)
• 𝑳𝒂 𝑮𝒂𝒍𝒆𝒓𝒊𝒆 𝒅𝒖 𝑷𝒂𝒍𝒂𝒊𝒔 (𝟏𝟔𝟑𝟏–𝟑𝟐)
• 𝑳𝒂 𝑺𝒖𝒊𝒗𝒂𝒏𝒕𝒆 (𝟏𝟔𝟑𝟒)
• 𝑳𝒂 𝑷𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒓𝒐𝒚𝒂𝒍𝒆 (𝟏𝟔𝟑𝟑–𝟑𝟒)
• 𝑴é𝒅é𝒆 (𝟏𝟔𝟑𝟓)
• 𝑳'𝑰𝒍𝒍𝒖𝒔𝒊𝒐𝒏 𝒄𝒐𝒎𝒊𝒒𝒖𝒆 (𝟏𝟔𝟑𝟔)
• 𝑳𝒆 𝑪𝒊𝒅 (𝟏𝟔𝟑𝟕)
• 𝑯𝒐𝒓𝒂𝒄𝒆 (𝟏𝟔𝟒𝟎)
• 𝑷𝒐𝒍𝒚𝒆𝒖𝒄𝒕𝒆 (𝟏𝟔𝟒𝟐)


👤| #Pierre_Corneille
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍5
جملاتی از پی‌یرکورنی:
درام‌نویس، تراژدی‌نویس



• دروغگو همیشه زیاد قسم می‌خورد.

• وقتی تحقق خواسته‌ها به تعویق می‌افتد،
میل و رغبت افزایش می‌یابد.

• هر چه تلاش بیشتر باشد،
شکوه و جلال نیز بیشتر است.

• هر لحظه از زندگی، گامی به سوی مرگ است.

• براستی که نحوه هدیه دادن از خود هدیه ارزشمندتر است.

• برنده شدن بدون ریسک، پیروزی بدون افتخار است.

• ممکن است مجبور شوم بدون خوشبختی زندگی کنم، اما هرگز به زندگی بدون افتخار رضایت نخواهم داد.

• ما می‌خوانیم که باید دشمنان خود را پ ببخشیم؛ اما نمی‌خوانیم که باید دوستان خود را ببخشیم...

• عشق با امید زنده است و با مرگ امید می‌میرد؛ عشق شعله‌ایست که به‌دلیل کمبود سوخت، خاموش می‌شود.


▪️به مناسبت سالمرگ "پی‌یر کورنی"
▪️از تراژدی‌نویس نامدار فرانسه
قرن هفدهم


💬| #Quote
👤| #Pierre_Corneille
🌀| @Perspective_7
👍7
وونگ کار-وای:
• درباره نقش و بازیگر


« معمولاً فیلمسازان فقط یک فیلمنامه می‌نویسند و افرادی را برای ایفای نقش شخصیت‌های خاص داستان انتخاب می‌کنند. اما در روش کار من، بازیگران از قبل در ذهنم هستند، بنابراین سعی می‌کنم چیزی را از ان نقش که مختص آنهاست، به عاریت بگیرم. شخصیت‌ها - نقش‌ها - ارتباط بسیار طبیعی با خود بازیگران دارند. »


𝑾𝒐𝒏𝒈 𝑲𝒂𝒓-𝒘𝒂𝒊 𝒇𝒊𝒍𝒎𝒔:

• 𝑨𝒔 𝑻𝒆𝒂𝒓𝒔 𝑮𝒐 𝑩𝒚 (𝟏𝟗𝟖𝟖)
• 𝑫𝒂𝒚𝒔 𝒐𝒇 𝑩𝒆𝒊𝒏𝒈 𝑾𝒊𝒍𝒅 (𝟏𝟗𝟗𝟎)
• 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒚 𝑻𝒐𝒈𝒆𝒕𝒉𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟗𝟕)
• 𝑰𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒐𝒐𝒅 𝒇𝒐𝒓 𝑳𝒐𝒗𝒆 (𝟐𝟎𝟎𝟎)


👤| #Wong_Kar_wai
🌀| @Perspective_7
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گروچو مارکس:
• به مناسبت زادروز او


« بدلیل سبیل، ابرو و عینک مصنوعی‌ام، در دهه‌های ۱۹۳۰ و ۴۰ به ندرت در ملاء‌عام شناخته می‌شدم. یک شب در سال ۱۹۳۸، با همسرم در یک رستوران هالیوود مشغول شام بودم که مردی به سمت میز ما آمد و از من پرسید: « شما گروچو مارکس هستید؟ » با ناراحتی، مودبانه گفتم: «بله، هستم.» او گفت که بزرگترین طرفدار من است و از من خواهشی کرد. با ناراحتی بیشتر، گفتم: «حتماً، چیست؟» آن مرد به زنی که در میز مجاورش نشسته بود اشاره کرد و گفت که همسرش است و می‌خواهد که من یک جوک زشت در مورد او تعریف کنم. من به آن مرد گفتم: «اگر همسر من هم در این موقعیت به این زشتی قرار داشت، لازم نبود به چیزی فکر کنم که به او توهین کنم ! بنظرم راز زندگی صداقت و رفتار منصفانه است. اگر بتوانی این را وانمود کنی، موفق شده‌ای. »


• گروچو مارکس همراه برادرانش که تحت نام برادران مارکس فعالیت می‌کردند و او فرزند سوم آنها بود، ۱۳ فیلم بلند ساخت. آن‌ها یک تیم کمدی بودند که بخاطر طنز آنارشیستی، بازی با کلمات سریع و شوخی‌های بصری‌شان شناخته می‌شدند.

• 𝑫𝒖𝒄𝒌 𝑺𝒐𝒖𝒑 (𝟏𝟗𝟑𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑳𝒆𝒐 𝑴𝒄𝑪𝒂𝒓𝒆𝒚



👤| #Marx_Brothers
🌀| @Perspective_7
👍6
🖼 - عکس‌هایی از پشت‌صحنه فیلم «دره من چه سرسبز بود»: «والتر پیجن»، «مورین اوهارا»، «دونالد کریسپ»، «آنا لی»، «رادی مک‌داول» در کنار «جان فورد» بزرگ، سال (۱۹۴۱)


● Behind the scenes photos from the movie How Green Was My Valley: Walter Pidgeon & Maureen O'Hara & Donald Crisp & Roddy McDowall & Anna Lee by Big John Ford in behind the Scene Of How Green Was My Valley (1941)


👤| #John_Ford
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
👍8
اریک رومر:
• درباره هنر والا؛ هنر عامه


« من فکر می‌کنم هنر والا بر هنر عامه‌پسند
متکی است، بدون یکی دیگری نمی‌تواند
وجود داشته باشد. »




👤| #Éric_Rohmer
🌀| @Perspective_7
👍6
باستر کیتون:
• درباره آغاز بازیگری
• کتاب Camera Man, دانا استیونز


« پاپ وقتی پنج سالم بود، من را به عنوان بازیگر اصلی نمایش‌مان انتخاب کرد. در آغاز قرن بیستم، ده‌ها نمایش خانوادگی دیگر در وودویل اجرا می‌شد، اما هیچ‌کدام از بچه‌های حاضر در آنجا به این زودی‌ به روی صحنه نمی‌آمدند. بسیاری از آن بچه‌ها بااستعداد بودند و والدین‌شان به اندازه والدین من مشتاق بودند که همان شروع خوبی را که من در صنعت نمایش داشتم، به آنها هم بدهند. دلیل اینکه مدیران با حضور من در این نمایش موافقت کردند این بود که من منحصر به فرد بودم. در آن زمان تنها پسر کوچولوی جهنمی از نوع هاکلبری‌فین در وودویل بودم. والدین بقیه پسرهایشان را به عنوان لرد فانتلروی‌های کوچولوی بامزه و جذاب معرفی می‌کردند. دخترها نیز از نوع دالی دیمپلز با فرهای بلند و طلایی بودند. ولی شک دارم که هیچ بازیگر بچه‌ای میخواست نقش ژنده‌پوش و دلقک و عجیب‌الخلقه‌ را بازی کند. هیچکس به اندازه من [توسط نیکوکاران مدنی] برای نجاتش تلاش نشده باشد. البته دلیلش اجرای «اسلم بنگ» ما بود. حتی افرادی که بیشتر از همه از کار ما لذت می‌بردند، وقتی می‌دیدند که می‌توانستم بعد از ضرب و شتم، توفنده و کوبنده‌ام از جایم بلند شوم، شگفت‌زده می‌شدند. »


■ زادروز صورت سنگی؛ استاد باستر کیتون


👤| #Buster_Keaton
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
باستر کیتون:
• درباره ترفندها و تحقیرها


« وقتی شوخی‌ام طولانی می‌شود، از اینکه دوربین را به نمای نزدیک ببرم، متنفرم. بنابراین هر کاری از دستم بر بیاید انجام می‌دهم تا آن را در نمای دور نگه دارم و صحنه را به حرکت درآورم. نماهای نزدیک روی صفحه نمایش خیلی زننده هستند و این نوع کات، می‌تواند جلوی خنده مخاطب را بگیرد. می‌گویند پانتومیم یک هنر گمشده است. درحالیکه هیچ‌وقت هنر گمشده‌ای نبوده و نخواهد بود، چون انجام دادنش زیادی طبیعی است. فقط کافیست دوربین را دور نگه دارید. در تمام عمرم، شادترین لحظه‌ی زندگی‌ام زمانی بوده که آدم‌ها مرا تماشا می‌کنند و به یکدیگر می‌گویند: این احمق بیچاره‌ رو نگاه کن! »


▪️کلیپی از مجموعه بدلکاری‌های خطرناک باستر کیتن در آثارش، که خود به تنهایی آن‌ها را انجام می‌داد.


👤| #Buster_Keaton
🌀| @Perspective_7
👍7
استنلی کوبریک:
• درباره سینما


« پرده سینما یک رسانه جادویی است. چنان قدرتی دارد که می‌تواند با انتقال احساسات و حال و هوایی که هیچ شکل هنری دیگری نمی‌تواند به آن دست یابد، توجه را به خود جلب کند. اگر بتوان چیزی را نوشت، یا به آن فکر کرد، می‌توان آن را به فیلم تبدیل کرد. »



👤| #Stanley_Kubrick
🌀| @Perspective_7
👍5