Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
Perspective | پرسپکتیو
▪️ریشه‌های نئورئالیسم (۱) ▪️نئورئالیسم ایتالیا جنبشی سینمایی بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم در ایتالیا پدید آمد تا میانه دهه پنجاه تداوم داشت. فیلمسازان پیشروی جنبش " نئورئالیسم " ایتالیا، سعی درنزدیک شدن هر چه بیشتر به " واقعیت " چه در روایت و چه در فرم…
▪️ریشه‌های نئورئالیسم (۲)


مهمتر از فیلم‌های «کامرینی» در زمینه پیدایی و ایجاد نئورئالیسم باید از فیلم‌هایی نام برد که در سالهای آخر جنگ توسط «دسیکا»، «بلازتی» و «ويسکونتی» ساخته شده بود. در این روند آگاهی‌های هنری که سینمای ایتالیا از مدتها پیش از ۱۹۴۵ در مسیر آن قرار گرفته بود، آنچه بیش از همه اهمیت داشت، فعالیت چند منتقد جوان بود که در مجله‌های «سینما» و «سپید و سیاه»، مخالفت خود را با آرمان‌های فرهنگی فاشیسم ابراز کرده بودند و از رئالیسم جدیدی دفاع می‌کردند که ریشه‌ها و جنبش‌های اصلی‌اش را باید در «وریسم» ادبیِ «جیووانی ورگا» جستجو کرد. و در سال ۱۹۴۳ بود که اصطلاح «نئورئالیسم» توسط «اومبرتو باربارو» منتقد سینمایی مجلة «فیلم» به کار برده شد.

البته در مورد آثار «كارنه» از این انتقاد نوپا، هدف‌های دقیقی را دنبال می‌کرد: بر آن بود که سینما را نه تنها به واقعیت‌های ملموس و روزمره بلکه حتی به اجتماع نزدیک کند و آن را به صورت آئینه تمام نمای موقعیت جامعه در آورد. در مجله‌های «سینما» و «سپید و سیاه» خاطره فیلم‌های صامت رئالیستی نظیر «گمشدگان در تاریکی» زنده می‌شد و آثار کارگردانان فرانسوی و روسی که هنوز به ایتالیا می‌رسید مورد بحث قرار می‌گرفت. در جوار این مباحث، شناسایی مبانی زیبایی‌شناسی سینما نیز توسعه می‌یافت .

گروهی از این منتقدین جوان نظیر «آنتونیونی»، «دسانتيس»، «لیزانی»، «پیتر آنجلی» پس از ۱۹۴۵ شخصا به کارگردانی سینما رو آوردند. تأثیر متقابل نمایندگان تئوری سینما و دست اندرکاران سینمای هنری در ایجاد شکل هنری جدید در هیچ جای دیگری به خوبیِ پیداییِ نئورئالیسم قابل بررسی نیست. «آنتونیو پیتر آنجلی» در سال ۱۹۴۲ در مجله «سپید و سیاه» نوشت: «سرنوشت و ریشه اصلی و طبیعی سینما فقط در واقعیت و در تمامی قشرهای مختلف آن و در آن قلمروی است که از همه قابل لمس‌تر و نافذتر است و آن قلمرو حقیقت است.»


در سال ۱۹۴۳ مجله «سينما» با احتیاطی بیشتر بی‌آنکه مستقیم با حکومت در افتد، دست به انتشار نوعی بیانیه نئورئالیسم زد:

مرگ بر آیین و رسوم بدوی و تصنعی که بر قسمت اعظم تولیدات سینمایی ما حکم فرماست .

مرگ بر آثار تخیلی و مضحکی که آدمی و مسائلش در آنها مورد بحث و دغدغه نیست .

مرگ بر هر بازسازی واقعیت تاریخی یا فیلم ساخته شده از روی رمان که بر اساس یک ضرورت سیاسی به وجود نیامده باشد .

مرگ بر آن سخنوری که می‌گوید همه ایتالیایی‌ها از یک خمیر انسانی هستند و جملگی از یک احساس ناب شعله‌ور می‌شوند و همگی به یک اندازه بر مسائل زندگی آگاهی دارند.


این نفی در شیوه سخنوری فاشیستی که در نقدها و بیانیه‌های مجله‌های سینمایی مخالفت به چشم می‌خورد ، در اواخر جنگ در آثار سینمایی «بلازتی»، «دسیکا» و «ویسکونتی» که با پایداری و مقاومت در برابر سانسور بوجود آمده بود، ظاهر شد. «آلساندرو بلازتی» از فیلم «چهار قدم در ابرها 1943» - موضوعی عادی اما واقعی و مربوط به دوره معاصر را به کار گرفت که خلاصۀ آن بدین صورت بود:

« تاجر کوچکی به سفر می‌رود و در اتوبوسی که بین روستاها رفت و آمد دارد با دختری خوش‌سیمایی روبرو می‌شود که از او می‌خواهد برای زمانی کوتاه نقش همسر را برایش بازی کند تا بتواند از چنگ پدرش بگریزد. این مسافر وحشت‌زده برخلاف میل باطنی‌اش با تقاضای او موافقت می‌کند و با این عمل خود را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد که البته از آن رهایی می‌یابد اما تنها به این سبب که مجددا به خانه و زندگی یکنواخت و کسل‌کننده باز گردد. »

در این داستان، عناصر سنتی کمدی‎های بومی به کار گرفته شده است . مثلا: «سفر با اتوبوس و همراه با آوازهای دسته جمعی و صرف مشروب فراوان الكلی که به تمامی به شکلی فولکلوریک عرضه می‌شود. آنچه در این میان جلب توجه می‌کرد، تنها جنبش و تحرک و خودبخودی کار کارگردانی نبود، بلکه به طور کلی این واقعیت که در مردی از طبقه متوسط که کاملا فاقد گیرایی است به قهرمان داستان در مرکز وقایع قرار می‌گیرد و زندگی روزمره یکنواخت و غم انگیز او (صبح ها از خواب برخاستن در خانۀ محقر اجاره‌ای) به کمال ترسیم می‌شود.


🔗- [ادامه دارد..]
🔗- (پایان بخش دوم)

📚 « هفتمین هنر »
✍️ بهمن مقصودلو

🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍6
روبرتو روسلینی:


« دوربین یک خودکار است؛ اگر چیزی برای گفتن نداشته باشی، ارزش ندارد. به همین خاطر، من سعی می‌کنم واقعیت را ضبط کنم، نه چیز دیگری را. »



👤| #Roberto_Rossellini
🌀| @Perspective_7
👍7
هارولد پینتر:

« باید مواظب بود که در مورد خدا چگونه صحبت می‎کنی.
او تنها خدایی است که داریم. اگه کاری کنی که برود؛
دیگر حتی از روی شانه‎اش هم بر نمی‎گردد نگاهت کند.
آن‌‎وقت چه خواهید کرد؟ »


▪️به بهانۀ سالگرد «هارولد پینتر» (December 24, 2008)


👤| #Harold_Pinter
🌀| @Perspective_7
👍7👎1
Perspective | پرسپکتیو
▪️ «مصاحبه ناگیسا اوشیما با آکیرا کوروساوا» (١) قسمت اول اوشیما: من همیشه شما را به لحاظ رفتاری و فیزیکی و همچنین فیلم هایی که ساختند، متمایز از عموم ژاپنی ها می دیدم، آیا شما اجدادی غیر - ژاپنی داشتید؟ کوروساوا: احتمالا همینطور است که می گویید، مطمئن…
▪️ «مصاحبه ناگیسا اوشیما با آکیرا کوروساوا» (۲)
قسمت دوم


اوشیما: پس لابد فشار زیادی بر عوامل فیلم می آید چرا که آنها بایستی آنچه را که شما بااین سرعت تصویرسازی می‌کنید بازآفرینی کنند.

کوروساوا: من فقط میخواهم آنها ایده های از آنچه در پی‌اش هستم،بدست آورند.درتوضیح چیزهاخوب‌ نیستم، تصویرسازی ها انتقال‌ آنچه را که می‌ خواهم آسان‌ترمیکنند،هرچند که در ابتدای کارم زیادنقاشی نمیکردم.

اوشیما : زمانی که کار خود را در صنعت سینما شروع کردید، به تعبیری نسبتا سن بالایی داشتید؟

کوروساوا: بله.پس از آن که برادرم خودکشی کرد. عجیب است که سرنوشت چگونه رقم می خورد. بر طبق سیستم خانوادگی ژاپن، یک تبار خانوادگی با پسر بزرگ خانواده شناخته می شود. اگر پسر بزرگ از دنیا برود، پسر بزرگ دوم جانشین او می شود، و همین طور ادامه می یابد. من هم جانشین برادرم بودم.

اوشیما : شما سرپرست خانواده ی کوروساوا شدید؟

کوروساوا: می شود گفت به نوعی به گردنم افتاد، تا قبل آن، من در منزل برادرم زندگی می کردم، و او بسیار مراقب من بود و به من پول تو جیبی می داد. بعد از مرگ برادرم، حس کردم بایستی شغلی پیدا کنم. و بعد، به طور اتفاقی با یک آگهی استخدام دستیار کارگردان از طرف استودیوی PCL مواجهه شدم، از قبل لیستی از سابقهٔ خانوادگی ام تهیه کرده بودم تا به دنبال کار بگردم، پس برای این سمت اقدام کردم، و پس بر حسب اتفاق به کار در این صنعت مشغول شدم.

اوشیما: پیش از شروع به کار، فیلمی بود که تأثیری بر شما گذاشته باشد؛ مانند(زیگو مار) که پیش تر اشاره کردید؟

کوروساوا: خیلی فیلم ها - مثلا فیلمی که بیشترین تأثیر را بر من گذاشت، فیلم چرخ از آبل گانس بود. این فیلمی بود که باعث شد فکر کنم سینما شگفت انگیز است.فیلم های بسیار دیگری هم بودند، ولی برادرم به من گفت بایستی این فیلم را ببینم، و با دیدنش از آنچه که به آن دست یافته بود،به شعف آمدم.مدیومش مرا جذب کرد.فیلم نمایشگر زندگی یک مهندس لوکوموتیو است، و لوکوموتیو هارا در صحنه های کلیدی فیلم می بینید و من مجذوب نماهایی شدم که از چرخ ها می دیدم، فکر می کنم عنوان ژاپنی فیلم Tetsuro no shirobara[راه آهنی پر از رزهای سفید] بود.



🔗 (ادامه دارد..)
▪️ مصاحبه‌ای با کوروساوا - ۱۹۹۳


🎤| #Interview
👤| #Akira_Kurosawa
🌀| @Perspective_7
👍6
توشیرو میفونه:


« مهم نیست که شب قبل، چقدر نوشیده‌اید. من یک بار هم در فیلم‌های کوروساوا تاخیر نداشتم. اما با کوروساوا، گاهی اوقات مردم منتظر هستند که بیاید و او هرگز ظاهر نمی‌شود. مردم به خانه او می‌روند، او می‌گوید: "ببخشید، امروز حالم خوب نیست." »


● «آکیرا کوروساوا» و «توشیرو میفونه» در پشت‌صحنه فیلم «هفت سامورایی»

● "Akira Kurosawa" & "Toshiro Mifune" in behind the Scene Of "Seven Samurai" (1954)


▪️ سالگرد جنجگوی سرگردان سینما؛ «توشیرو میفونه»

👤| #Toshiro_Mifune
🌀| @perspective_7
👍7
توشیرو میفونه:


« درباره راز رفاه زندگی من از من سوال می‌کنند. این سوال خیلی از خبرنگاران است. من هنوز هم اسب سواری می‌کنم و زیاد می‌خندم. این خارج از قاعده ملموس ژاپن است. خب من اینطور به دنیا آمدم... من نمی‌توانم کمکی به آن کنم. در جوانی نقش پیرمردها را بازی می‌کردم، اما حالا من یک پسر کوچک هستم ! »


👤| #Toshiro_Mifune
🌀| @perspective_7
👍10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
■ بهرام بیضایی از شخصیت نمایشیِ ایرانی "سیاه" و ریشه‌های اساطیری آن می‌گوید.

■ این سخنرانی در ۱۴ مارچ ۲۰۱۶ در بخش مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد صورت گرفته است. گوشه‌هایی از این نشست به بررسی آیین‌های ایرانی مبنی بر حکم معاونت شهرداری تهران، باز می‌گردد. در آن زمان اعلام کرد که شخصیت "حاجی فیروز" از کارناوال‌های نوروزی حذف می‌شود. معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران دلیل این تصمیم‌ را برداشت‌های نژادپرستانه از چهره سیاه "حاجی فیروز" عنوان کرده بود. در این نشست بهرام بیضایی به روایاتی درباب شکل و شخصیت و خاستگاه تاریخی-فرهنگی "سیاه" می‌پردازد.


🎊 پنجم دی؛ زادروز ۸۶ سالگی جناب بهرام بیضایی


👤| #Bahram_Beyzaie
🌀| @Perspective_7
👍5
▪️اکبر رادی، نمایشنامه‌نویس نامدار ایرانی، درست در روز تولد بهرام بیضایی، پنجم دی، چشم از جهان فروبست. از آن‌سو بیضایی نیز در باب سوگِ مرگ او چنین نوشت:

« نامردی است كه در جواب تبريک رادی تسليت بگويم! اين نه از من كه از روزگار است ـ آری ـ آن هم آن‌جايی كه تبريک فرق چندانی با تسليت ندارد! رفت آن بزرگواری كه رادی بود سوار بر واژه‌های خويش؛ اما چشمه‌ای را كه از قلم وی جوشيد، جا گذاشت، تا كاسهٔ دست‌هايمان را از آب زندگی‌بخش آن پر كنيم! خدايا چرا نمايش را دوست نداری؟ چرا در سرزمين‌های ديگر دوست داری و در میهن من نه؟ کی خِرَد می‌بخشی به آن‌ها که برای هر واژه خط‌ونشان می‌کشند؟ روز تولدم را به نمايش ايران تسليت می‌گويم؛ و به هر كه از رادی ماند؛ به بستگان و وابستگان وی و پيش از همه به زنی ـ حميده ـ كه بيش از چهار دهه با وی زيست ـ كنار سرچشمه‌ای ـ و غرش رودی را كه از زير انگشتان وی جاری بود، خاموش می‌ستود ! »


● عکس: بهرام بیضایی، اکبر رادی و محمود دولت‌آبادی،
سه چهره بزرگ ادبیات داستانی و نمایشیِ ایران در کنار یکدیگر


👤| #Bahram_Beyzaie
🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
همفری بوگارت:


« با یک دست لباس به اینجا آمدم و همه به من گفتند شبیه گداها هستم. ۲۰ سال بعد مارلون براندو با یک عرق‌گیر آمد و همه مجذوب او شدند. این نشان می‌دهد كه هالیوود چه قدر پیشرفت كرده است. با همه این حرف‌ها، سوپراستار شدن قاعده خاصی ندارد، اما حتما باید به کاری عشق بورزید تا بتوانید در آن کار موفق باشید. »


𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒊𝒈 𝑺𝒍𝒆𝒆𝒑 (𝟏𝟗𝟒𝟔)
𝑫𝒊𝒓: 𝑯𝒐𝒘𝒂𝒓𝒅 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒔

▪️ به بهانه زادروز «همفری بوگارت»
▪️ از شمایل‎های جاودان سینمای کلاسیک


👤| #Humphrey_Bogart
🌀| @Perspective_7
👍10
▪️ملودرام زنانه از دیدگاه وارن باکلند


۱. در ملودرام‌ها اغلب یک زن است که روایت را به پیش می برد.
۲. ملودرام روایتگر داستان یک فرد قربانی است. پس در پیوند با ویژگی قبلی ملودرام می توان ژانر ملودرام را روایتی دانست از تبدیل شدن شخصیت زن داستان به یک قربانی.

۳. ملودرام کشمکش‌های اخلاقی را به عنوان محتوا یا درونمایۀ اصلی‌اش بر می‌گزیند. به ویژه کشمکش‌هایی که زنان در جامعه مردسالار با آن دست به گریبانند.

۴. ملودرام‌ها اغلب روایت دانای کل دارند
۵. پیرنگ ملودرام شامل چرخش‌های داستانی و اوج و فرودهای غیر منتظرۀ بسیار در خط داستانی است.
۶. پیرنگ ملودرام همچنین شامل رویدادها و برخوردهای تصادفی است.
۷. رازهای مگو وجه غالب پیرنگ ملودرام هستند.
۸. ملودرام شامل گره‌هایی دراماتیکی است که پیرنگ را پیچیده می کند و موجب بروز کشمکش‌های اخلاقی می‌شوند.

کمابیش همۀ ملودرام‌ها چند ویژگی از ویژگی‌های ذکر شده یا همه آن ویژگی‌ها را دارند. گرچه در همۀ ملودرام‌ها زنان شخصیت مرکزی نیستند. تعدادی از فیلم‌های داگلاس سیرک (نوشته برباد - ۱۹۵۶) و (فرشتگان آلوده -۱۹۵۷) را ملودرام‌های مردانه نامیده‌اند. زیرا مردان شخصیت مرکزی روایت‌هایشان هستند. آنها هستند که به عنوان قربانی معرفی می‌شوند.

آن‌ها هستند که دچار کشمکش‌های اخلاقی می‌شوند. چرا که نمی‌توانند از قواعد دست و پاگیری پیروی کنند که جامعۀ پدرسالار برای ایشان وضع کرده است. به طور کلی می‌توان امروزه ملودرام زنانه را به صورت‌های زیر در سینما مورد مطالعه قرار داد.

۱. ملودرام زن سقوط کرده
۲. ملودرام زن ناشناس
۳. ملودرام زن بدبین


🗂 ¦ #FilmGenre
📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
👍6
● جملاتی از ملکه آژاکس سینما؛ مارلین دیتریش


• آراستگی دقیق ممکن است بیست سال از عمر یک زن بکاهد، اما نمی‌تواند واقعیت را تغییر دهد.

• ستارگی در سینما فاقد شأن است.

• هیچ‌گاه حرفه‌ام را جدی نگرفتم.

• در آمریکا، رابطه جنسی یک وسواس است، اما در سایر نقاط جهان یک واقعیت.

• هرگز از کار در یک فیلم لذت نبردم.

• در قلبم یک جنتلمن هستم.

• یک فرزند دارم و باعث خوشحالی چند نفر شده‌ام. همین برای من کافی است.

• بیشتر زنان قصد دارند مردی را تغییر دهند، و وقتی او را تغییر دادند، دیگر او را دوست ندارند.

• من یک بازیگر نیستم؛ من یک شخصیت هستم.

• ضعیف‌ها بیشتر از قوی‌ها، قوی‌ها را ضعیف می‌کنند.


▪️به بهانه زادروز بانو « مارلین دیتریش »

💬| #Quote
👤| #Marlene_Dietrich
🌀| @Perspective_7
👍7
⬅️ The Substance (2024)
📽 Dir: Coralie Fargeat



➡️ Psycho (1960)
📽 Dir: Alfred Hitchcock



◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍5👎4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬 - My Mister (2018)
👤 - Dir : Kim Won-seok
👥 - Cast: Lee Sun-kyun, Lee Ji-eun, Park Ho-san,...


«لی‎سون کیون» بازیگر توانمند سینمای کرۀ جنوبی، امروز صبح درگذشت. جسد او در سن ۴٨ سالگی در داخل ماشینش در پارکی در مرکز سئول پیدا شد. در صندلیِ مسافر یک بریکت زغالی بود که معمولاً در خودکشی‎های مرسوم در کره جنوبی استفاده می شد. پلیس پیشتر گزارشی از همسرش دریافت کرده بود که لی پس از "نوشتن یادداشتی شبیه به یادداشت خودکشی" خانه را ترک کرده است. بسیاری از طرفداران لی به خانواده او تسلیت گفتند.



▪️| RIP : (December 27, 2023)
🌀| @Perspective_7
👍6
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اندرو ساریس:
• درباره استاد ارنست لوبیچ


« در جهان لوبیچ، آدم‌ها مؤدبانه رفتار می‌کنند و فضایی خوش‌بینانه بر آن حاکم است، چون وقار و متانت بر هدف ارجحیت دارد. حتی در شادترین لحظاتی که لوبیچ خلق می‌کند رگه‌هایی از غم وجود دارد. همین تقابل شادی و غم است که «حال و هوای لوبیچی» را شکل می‌دهد. در دهه ۱۹۳۰، بسیاری به تقلید از لوبیچ رو آوردند، اما هیچکدام نتوانستند به ورای ادا و اطوارهای سطحی و ظاهری استاد حتی نزدیک شوند. او از آخرین اروپایی‌های نابغه‌ای بود که به آمریکا پا نهاد و دیگر مشابهش را نخواهیم دید‌. چون جهانی که دوستش می‌داشت و قدرش را می‌دانست، حتی پیش از آنکه خود چشم از آن فرو بندد، جز در یاد و خاطره‌اش، مرده بود‌. »


🖼 «مارلین دیتریش»، «ملوین داگلاس» و «هربرت مارشال» در کنار جناب استاد «ارنست لوبیچ» در پشت‌صحنه فیلم «فرشته» - ١٩٣۷


● "Marlene Dietrich" & "Melvyn Douglas" & "Herbert Marshall" by "Ernst Lubitsch" in behind the Scene Of "Angel" (1937)


🎬| #Behind_The_Scene
👤| #Andrew_Sarris
👤| #Ernst_Lubitsch
🌀| @Perspective_7
👍9
▪️قصدگرایی متن [هرشی] (١)
▪️گادامر: هرمنوتیک، سنت و عقل



منتقدان زیادی به مبهم بودن این مدعای هرش، که معنای متن با مقاصد مؤلفِ آن، یکی است اشاره کرده‌اند: هرش درحالی‌که استدلال خود را در مقابل ضد قصدگرایی جهت می‌دهد با نقدِ نو همراهی دارد و به نظر می‌رسد که در رد برداشت آشکارا روان‌شناختی از معنای قصدی با نقدِ نو موافق است.

هرش وقتی معنای متن را با تصد مؤلف یکی می‌گیرد، از شلایرماخر پیروی نمی‌کند. شلایرماخر معنا را معادل با اَعمال و تجربه‌های ذهنی‌ای می‌پندارد که در زمان نگارش متن در ذهن مؤلف رخ داده است. اما هرش به مفهوم پدیدارشناسانه قصدیت متوسل می‌شود تا مفهوم «معنای لفظی» [متن] را صورت‌بندی کند که موضوعی کاملاً شبیه به اعمال ذهنی گوناگون است.

به بیانی دیگر، «معنای لفظی» معنایی است که مؤلف آن را از طریق اعمال ذهنی خاصی قصد می‌کند، نه این که خود آن اعمال ذهنی خاص باشد. البته هرش بر این باور نیست که مؤلفان می‌توانند با اعمال قصدی‌شان هر آنچه دوست دارند قصد کنند، بلکه آنها به وسیلهٔ قراردادهای زبانی فرهنگ خودشان در معنای واژه‌ها محصورند.

بنابراین تعریف اولیه او از «معنای لفظی» چنین است: «هر آنچه کسی اراده کرده که از طریق زنجیره خاصی از نشانه‌های زبانی انتقال دهد، به شرط آن که قابلیت انتقال از طریق نشانه،های زبانی را داشته باشد.»


🔗| (ادامه دارد...)

▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرانک کاپرا:
• آغاز سال جدید میلادی (۲۰۲۵) مبارک


« فیلم چه زندگی شگفت‌انگیزی اساسا باور فرد به خودش است. و من آن را برای مبارزه با گرایش مدرن به سوی الحاد ساختم. این فیلم تمام فلسفه فیلمسازی من را خلاصه می‌کند. اول؛ برای بالا بردن ارزش فرد. دوم؛ حمایت از انسان - دفاع از اهداف او، اعتراض به هرگونه تنزل حیثیت، روح یا الوهیت او. و سوم، دراماتیزه کردن زنده بودن یک فرد - مانند درون‌مایه خود فیلم. چرا که در تاریکی، درخشندگی و شکوهی وجود دارد، مگر می‌توانیم نبینیم، فقط برای دیدن آن باید نگاه کنیم. خواهش می‌کنم نگاه کنید. »


● The Greatest Christmas Movie of all 🎶
● Wishing everyone a Merry Christmas ! 🎄🔔


• 𝑰𝒕'𝒔 𝑾𝒐𝒏𝒅𝒆𝒓𝒇𝒖𝒍 𝑳𝒊𝒇𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂


▫️ | #Basics
👤 | #Frank_Capra
🌀 | @Perspective_7
👍10
ورنر هرتسوگ:


« شاید من به دنبال چیزهای آرمان شهر هستم، فضایی برای احترام و احترام انسانی، مناظری که هنوز آزرده نشده اند، سیاراتی که هنوز وجود ندارند، مناظر رویایی. تمدن مانند لایه نازکی از یخ بر روی اقیانوسی عمیق از هرج و مرج و تاریکی است. به همین خاطر است که معتقدم وجه مشترک جهان هارمونی نیست. اما هرج و مرج، خصومت و قتل. »


• 𝑲𝒂𝒔𝒑𝒂𝒓 𝑯𝒂𝒖𝒔𝒆𝒓 (𝟏𝟗𝟕𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑾𝒆𝒓𝒏𝒆𝒓 𝑯𝒆𝒓𝒛𝒐𝒈


👤| #Werner_Herzog
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️#Sidney_Lumet

ـــ در درام شخصیت‌ها باید داستان رو پیش ببرند و در ملودرام داستان شخصیت‌ها رو پیش ببـره. همه کارهای خوب نیازمند خودافشاگری هستند.
👍5
Perspective | پرسپکتیو
▪️ریشه‌های نئورئالیسم (۲) مهمتر از فیلم‌های «کامرینی» در زمینه پیدایی و ایجاد نئورئالیسم باید از فیلم‌هایی نام برد که در سالهای آخر جنگ توسط «دسیکا»، «بلازتی» و «ويسکونتی» ساخته شده بود. در این روند آگاهی‌های هنری که سینمای ایتالیا از مدتها پیش از ۱۹۴۵ در…
▪️نئورئالیسم و مولفه‌های آن (٣)


مولفه‌های سبکی
:


• لوکیشن‌ها و دکور

در فیلم‌های "نئورئالیستی"، تأکید بر استفاده از " لوکیشن‌های طبیعی " و واقعی است. برای دوری کردن از تصنع و نزدیک کردن روایت به واقعیت بیرونی معمولاً سعی می‌شود تا در نماهای داخلی هم از میزانسن بندی و چینش صحنه مرسوم در استودیوها پرهیز شود.


▪️تصویربرداری و نورپردازی

معروف است که فیلم‌های"نئورئالیستی" معمولاً قاب‌های ناآراسته و فی البداهه دارند. روسلینی در مصاحبه‌ای در این باره می‌گوید " اگر به اشتباه نمای زیبایی بگیرم، حتماً هنگام تدوین آن را بیرون خواهم کشید ".معمولاً تصویربرداری به سبک فیلم‌های مستند انجام می‌گیرد و دوربین سعی در نشان دادن واقعیت بدون دست کاری دارد. از این رو گاهی از دوربین روی دست استفاده می‌شود و تصویر مانند فیلم‌های خبری، دانه‌دانه است و ظاهراً از نور طبیعی در آن استفاده می‌شود. در این سبک فیلم سازی، استفاده از عمق میدان به شدت رایج است و یکی از ویژگی‌های سبکی برجسته این جنبش سینمایی است.

البته برخلاف تصور رایج، تمامی فیلمسازان این جنبش، پایبند این شیوه تصویربرداری و قاب‌بندی نبوده‌اند و نمونه آن، قالب‌ها قاب‌های چشم نواز و آراسته "ویسکونتی" در فیلم زمین می‌لرزد است. در واقع حتی وقتی فیلم برداری در لوکیشن واقعی صورت می‌گیرد، صحنه‌ها دارای حرکات نرم دوربین، فوکوس دقیق و صحنه پردازی حساب شده در چند سطح هستند.


▪️سایر مولفه‌ها

معروف است که در فیلم‌های این جنبش سینمایی، برای ایجاد حس واقعی بودن روایت، از نابازیگران استفاده می‌شود. اما درواقع در اغلب موارد از شیوه "معجون" یعنی تلفیقی از "بازیگران حرفه‌ای" و نابازیگران استفاده می‌شود. اما در تدوین، این فیلم‌ها کاملاً منطبق با هنجارهای سینمای کلاسیک هالیوودی قرار دارند و همه چیز متعارف به نظر می‌رسد.


در سال ۱۹۴۳ مجله «سينما» با احتیاطی بیشتر بی‌آنکه مستقیم با حکومت در افتد، دست به انتشار نوعی بیانیه نئورئالیسم زد:

مرگ بر آیین و رسوم بدوی و تصنعی که بر قسمت اعظم تولیدات سینمایی ما حکم فرماست .

مرگ بر آثار تخیلی و مضحکی که آدمی و مسائلش در آنها مورد بحث و دغدغه نیست .

مرگ بر هر بازسازی واقعیت تاریخی یا فیلم ساخته شده از روی رمان که بر اساس یک ضرورت سیاسی به وجود نیامده باشد .

مرگ بر آن سخنوری که می‌گوید همه ایتالیایی‌ها از یک خمیر انسانی هستند و جملگی از یک احساس ناب شعله‌ور می‌شوند و همگی به یک اندازه بر مسائل زندگی آگاهی دارند.


این نفی در شیوه سخنوری فاشیستی که در نقدها و بیانیه‌های مجله‌های سینمایی مخالفت به چشم می‌خورد ، در اواخر جنگ در آثار سینمایی «بلازتی»، «دسیکا» و «ویسکونتی» که با پایداری و مقاومت در برابر سانسور بوجود آمده بود، ظاهر شد. «آلساندرو بلازتی» از فیلم «چهار قدم در ابرها 1943» - موضوعی عادی اما واقعی و مربوط به دوره معاصر را به کار گرفت که خلاصۀ آن بدین صورت بود:

« تاجر کوچکی به سفر می‌رود و در اتوبوسی که بین روستاها رفت و آمد دارد با دختری خوش‌سیمایی روبرو می‌شود که از او می‌خواهد برای زمانی کوتاه نقش همسر را برایش بازی کند تا بتواند از چنگ پدرش بگریزد. این مسافر وحشت‌زده برخلاف میل باطنی‌اش با تقاضای او موافقت می‌کند و با این عمل خود را در موقعیت دشواری قرار می‌دهد که البته از آن رهایی می‌یابد اما تنها به این سبب که مجددا به خانه و زندگی یکنواخت و کسل‌کننده باز گردد. »

در این داستان، عناصر سنتی کمدی‎های بومی به کار گرفته شده است . مثلا: «سفر با اتوبوس و همراه با آوازهای دسته جمعی و صرف مشروب فراوان الكلی که به تمامی به شکلی فولکلوریک عرضه می‌شود. آنچه در این میان جلب توجه می‌کرد، تنها جنبش و تحرک و خودبخودی کار کارگردانی نبود، بلکه به طور کلی این واقعیت که در مردی از طبقه متوسط که کاملا فاقد گیرایی است به قهرمان داستان در مرکز وقایع قرار می‌گیرد و زندگی روزمره یکنواخت و غم انگیز او (صبح ها از خواب برخاستن در خانۀ محقر اجاره‌ای) به کمال ترسیم می‌شود.


🔗- [ادامه دارد..]
🔗- (پایان بخش سوم)


📚 « نئورئالیسم چیست »
✍️ نویسنده: کامران شیردل


🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍6
جملاتی از سرجیو لئونه سینما


• وقتی جوان بودم به سه چیز اعتقاد داشتم: مارکسیسم، قدرت رستگاری سینما و دینامیت. الان فقط به دینامیت ایمان دارم.

• فیلم های من در اصل فیلم های صامت هستند. دیالوگ فقط کمی وزن اضافه می کند.

• اگر مؤلفی وجود داشته باشد که بر من تأثیر گذاشته باشد - فقط یکی وجود دارد - و آن چارلی چاپلین است.

• مادرم بازیگر بود. پدرم بازیگر و کارگردان بود. من فرزند فیلمسازان هستم. من با این پاپیون ساخته شده از سلولوئید روی یقه ام به دنیا آمدم.

• تمام قتل‌ها در فیلم‌های من اغراق‌آمیز است، زیرا می‌خواستم طنزی بی‌زبان در وسترن‌های بی‌نظیر بسازم.

• زندگی من، مطالعه من، همه چیز درباره من حول محور سینما می چرخد. بنابراین برای من سینما زندگی است و بالعکس.

• وقتی به سینما می روم، اغلب ناامید می شوم، زیرا می توانم حدس بزنم دقیقاً چه اتفاقی قرار است در حدود ده دقیقه بعد از نمایش بیفتد. بنابراین، وقتی روی موضوعی کار می کنم، همیشه به دنبال عنصر غافلگیری هستم.


▪️به بهانه زادروز « سرجیو لئونه »


💬| #Quote
👤| #Sergio_Leone
🌀| @Perspective_7
👍6👎5
سخنان سرجیو لئونه:
● درباره روزی روزگاری در آمریکا (۱۹۸۴)


• من نمی‌توانم آمریکا را به شکل دیگری جز با چشم یک اروپایی ببینم. این کشوری است که مرا مجذوب و در عین حال وحشت‌زده می‌کند.


• من همیشه این احساس را داشتم که مردم در آمریکا همیشه آوانگارد هستند. به تمام نوآوری‌های جدید بسیار توجه دارند. اما تخصصی، مردم آمریکا یک جامعه بسیار تخصصی هستند.


• در کودکی من، آمریکا مثل یک دین بود. سپس آمریکایی‌های واقعی بطور ناگهانی - با جیپ - وارد زندگی من شدند و تمام رویاهای من را به هم ریختند. آنها را بسیار پرانرژی و کماکان بسیار فریبنده یافتم. آنها دیگر آمریکایی های غرب نبودند. آنها مانند بقیه سربازانی بودند... ماتریالیست، مالک، مشتاق به لذت ها و کالاهای زمینی.


قسم می‌خورم که این فیلم بهترین فیلم من است، می‌دانستم که از لحظه‌ای که کتاب هری گری را دست گرفتم خوشحالم که موفق شدم، حتی اگر در طول فیلمبرداری به اندازه فک دیک تریسی تنش داشتم. همیشه اینطور می‌شود فیلمبرداری افتضاح است، اما ساخت یک فیلم خوشمزه است.


𝑶𝒏𝒄𝒆 𝑼𝒑𝒐𝒏 𝒂 𝑻𝒊𝒎𝒆 𝒊𝒏 𝑨𝒎𝒆𝒓𝒊𝒄𝒂 (𝟏𝟗𝟖𝟒)
𝑫𝒊𝒓: 𝒔𝒆𝒓𝒈𝒊𝒐 𝒍𝒆𝒐𝒏𝒆


💬| #Quote
👤| #Sergio_Leone
🌀| @Perspective_7
👍7