فرانک کاپرا:
« فیلم یک بیماری است. هنگامی که جریان خون شما را آلوده میکند، به عنوان هورمون شماره یک به خود میگیرد. آنزیمها را تقویت میکند. غده صنوبری را هدایت میکند و نقش یاگو را برای روان شما بازی میکند، همانند هروئین. تنها پادزهر فیلم، فیلم [دیدنِ] بیشتر است. »
👤 | #Frank_Capra
🌀 | @Perspective_7
« فیلم یک بیماری است. هنگامی که جریان خون شما را آلوده میکند، به عنوان هورمون شماره یک به خود میگیرد. آنزیمها را تقویت میکند. غده صنوبری را هدایت میکند و نقش یاگو را برای روان شما بازی میکند، همانند هروئین. تنها پادزهر فیلم، فیلم [دیدنِ] بیشتر است. »
👤 | #Frank_Capra
🌀 | @Perspective_7
👍9
▪️ پدیدارشناسی و نقد (۱)
▪️ نقد به مثابه امکان دیدن
▪️ نویسـنده: عرفان گرگین
➖ برای [ مطالعه مقاله ] کلیک کنید
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
🌀| https://Perspective.ir
▪️ نقد به مثابه امکان دیدن
▪️ نویسـنده: عرفان گرگین
➖ برای [ مطالعه مقاله ] کلیک کنید
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
🌀| https://Perspective.ir
👍7
آکیرا کوروساوا:
• ماجرای دیدارش با تارکوفسکی
« وقتی که با تارکوفسکی فیلم "سولاریس" را با هم دیدیم، تارکوفسکی گوشه اتاق نشسته بود. پس از پایان فیلم برخاست و به من با خجالت لبخندی زد. پس از دیدن فیلم با همدیگر به رستورانی رفتیم. و آندری شروع به خواندن آهنگ تم فیلم "هفت سامورایی" کرد. من نیز به او پیوستم. در آن لحظه از اینکه روی زمینم، بسیار خوشحال بودم. »
👤| #Andrei_Tarkovsky
👤| #Akira_Kurosawa
🌀| @Perspective_7
• ماجرای دیدارش با تارکوفسکی
« وقتی که با تارکوفسکی فیلم "سولاریس" را با هم دیدیم، تارکوفسکی گوشه اتاق نشسته بود. پس از پایان فیلم برخاست و به من با خجالت لبخندی زد. پس از دیدن فیلم با همدیگر به رستورانی رفتیم. و آندری شروع به خواندن آهنگ تم فیلم "هفت سامورایی" کرد. من نیز به او پیوستم. در آن لحظه از اینکه روی زمینم، بسیار خوشحال بودم. »
👤| #Andrei_Tarkovsky
👤| #Akira_Kurosawa
🌀| @Perspective_7
👍8
■ هیچکاک؛ هنرمند فاتح گیشه
موفقیت در ژانر فیلم هنری، معمولاً نتیجه کسب نوعی وجهه هنری آنی و البته غالباً زودگذر است. این در حالی است که هنرمند ماندگاری همچون آلفرد هیچکاک، همواره در چارچوب شاه پیرنگ و قراردادهای ژانر کار کرده، همیشه مخاطب عام را در نظر داشته و معمولاً هم آن را یافته است. اما اکنون او را در راس پانتئون فیلمسازان جای میدهند و در سراسر جهان به عنوان یکی از شاخصترین هنرمندان قرن ستایش میشود؛ شاعری که آثارش انباشته از تصاویر فوقالعاده در زمینه مسائل جنسی، مذهب و ظرائف و دقایق سوبژکتیو است. هیچکاک میدانست که نه لزوما تضادی میان هنر و جذب مخاطب عام وجود دارد و نه لزوما پیوندی میان هنر و فیلم هنری !
📚| " داستان؛ عناصر، ساختار... "
✍ | نویسنده: رابرت مککی
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
موفقیت در ژانر فیلم هنری، معمولاً نتیجه کسب نوعی وجهه هنری آنی و البته غالباً زودگذر است. این در حالی است که هنرمند ماندگاری همچون آلفرد هیچکاک، همواره در چارچوب شاه پیرنگ و قراردادهای ژانر کار کرده، همیشه مخاطب عام را در نظر داشته و معمولاً هم آن را یافته است. اما اکنون او را در راس پانتئون فیلمسازان جای میدهند و در سراسر جهان به عنوان یکی از شاخصترین هنرمندان قرن ستایش میشود؛ شاعری که آثارش انباشته از تصاویر فوقالعاده در زمینه مسائل جنسی، مذهب و ظرائف و دقایق سوبژکتیو است. هیچکاک میدانست که نه لزوما تضادی میان هنر و جذب مخاطب عام وجود دارد و نه لزوما پیوندی میان هنر و فیلم هنری !
📚| " داستان؛ عناصر، ساختار... "
✍ | نویسنده: رابرت مککی
📇¦ #ScreenWriting
🌀¦ @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️زنان در دوران ساسانیان ➖بخش اول در دوران ساسانیان، چند همسری رایج بود و از دیدگاه حقوق مدنی بین همسر ممتاز و دیگر همسران که گاه از طبقات پایینتر بودند تفاوت کامل وجود داشت. زنانی که از طبقات پایینتر بودند به عنوان زن خدمتکار (چاکرزن) نامیده میشدند و…
▪️زنان در دوران ساسانیان
➖بخش دوم(آخر)
در دوران ساسانیان؛ زنان همتراز با کوکان و بردهها بودند و کابین یک زن ۲۰۰۰ درهم بود که برابر با قیمت یک برده بود. وقتی که زنی به سن ۹ سالگی میرسید، باید ازدواج میکرد. این سن برای پسران ۱۵ سالگی بود. این سنین سن ایدئال محسوب میشدند و در پایان دنیا، زنان و مردان در این سن وارد بهشت میشدند.
زنان در هنگام روز باید سه بار در جلو شوهران خود زانو میزدند و از آنها میپرسیدند که چیزی میخواهند یا نه، یا چگونه میتوانند او را خوشحال کنند. چند نوع ازدواج وجود داشت. زن اصلی یک مرد با اختیارات تام، زن «پادیخشای» نام داشت، که نسبت به دیگر زنان از حقوق بیشتری برخوردار بود.
اگر یک شوهر (شوی) نازا بود، میتوانست همسر خود را به عنوان «چگر» بدهد که در آن زن با یکی از خویشان نزدیک مرد ازدواج میکرد تا فرزندی برای شوهر اصلی خود بیاورد. اگر مردی بدون داشتن یک فرزند پسر میمرد، وظیفهٔ دخترش بود که «ستور» شود، به این معنی که باید با یکی از خویشاوندان مرد، فرزندی بیاورد که اموال مرد به او ارث میرسید و زنجیره خانوادگی را حفظ میکرد. زنان همچنان میتوانستند تقاضای طلاق (هلشن یا ابیزاری) دهند و یک گواهی طلاق دریافت کنند. یک مرد میتوانست زن خود را در صورت نازا بودن، زنا کردن (گاداری) سحر و جادو (جادوگی)، عدم انجام وظایف ضروری، عدم تمکین و رعایت نکردن دوره حبس در حین قاعدگی، طلاق دهد.
قوانینی برای حفاظت از زنان وجود داشت، برای مثال اگر بهطور غیرقانونی زنش را طلاق میداد، زن هنوز میتوانست مقداری تاوان دریافت کند، حتی اگر مرد اموالش را خیرات کرده بود. قانون ایجاب میکرد که بخشی از آن ثروت به زن برسد. بر طبق مدیان هزار دادستان، به نظر میرسد که اگر زنی طلاق میگرفته، میتوانسته املال یا جهازی که با خودش آورده بود را نزد خود نگه دارد، اما درآمدهای آن به شوهر میرسید. مردان دارای امتیاز بالاتر میتوانستند دو زن داشته باشند (ابوگ یا به فارسی هوو) و شاهان ساسانی میتوانستند تعداد بیشتری زن داشته باشند. پدر همهکاری بود و میتوانست زن و فرزندان خودش را در صورت ناتوانی از فراهم کردن معاش خانواده، به فروش برساند.
اگر به زن شوهرداری تجاوز میشد، او ۳۰۰ ستیر و ۵۰۰ ستیر دیگر برای ربوده شدن دریافت میکرد و اگر پیش از پا به سن گذاشتن به او تجاوز میشد، ۱۲۰۰ درهم به او داده میشد. آمیزش در خارج از ازدواج دزدی محسوب میشد. زنان یک نیروی بالقوه برای دور کردن مرد از عقاید مذهبی محسوب میشدند که خصوصاً اینطور پنداشته میشد که میتوانستند با نیروی جنسی خود مردان را از مذهب دور کنند، اما نه تا حدی که جلوی بچهآوردن گرفته شود. آمیزش کردن یک مرد با زنی نازا، گناه محسوب میشد، چرا که مایعِ منی خود را هدر داده است.
زن یا دختر جوانی که نمیخواست ازدواج کند سزاوار مرگ بود (مرگارزان). به مردان پیشنهاد شده که «زنانی که شرم دارند را دوست داشته باش»، «زن جوان را به زنی گیر». همچنین در متون پارسی میانه دیدگاههای منفی نسبت به زنان وجود دارد «زنان را خرد نیست»، «رازت را پیش زنان مبر»، «زنی که فرمانبردار شوی نیست را به زنی مگیر»، «به زنان اعتماد نکنید تا پشیمان و شرمگین نشوید» و به مردان جوان پیشنهاد شده که زن پیر نگیرند، که مجموع این موارد نشان از دیدگاه منفی مردان نسبت به زنان دارد.
تنها یک چیز شایسته بود که «اثر اهریمنی لواط» را خنثی میکرد و آن «ازدواج با خویشان» یا خویدوده بود. در مورد این نوع ازدواج گمانهزنیهای فراوانی شده است. اما بر طبق گفتهٔ تورج دریایی، در کنار گواهی منابع خارجی، هر کس که بتواند اوستایی یا پارسی میانه بخواند، که این خویدوده هرچه بوده، در دوره ساسانیان انجام میشده. بر طبق گفتهٔ فرای، ریشه این رسم اگر زرتشتی نباشد، احتمالاً ایلامی بوده است که هخامنشیان از آن برای خالص نگه داشتن خون شاهی استفاده میکردند، اما انجام آن در بین عوام با شواهد کمتری همراه است.
کرتیر ذکر میکند که بخشی از کارهای سودمندانهای که کرده این بوده است که خویدودههای زیادی را ترتیب داده است. در متون پارسی میانهٔ متأخر هم از مزایای این ازدواج گفته شده. در دینکرد سوم (فصل هشتاد) سه نوع از این ازدواج آورده شده، بین پدر و دختر، مادر و پسر و در نهایت بین برادر و خواهر. در کنار جنبه مذهبی آن، خویدوده روشی برای نگه داشتن ثروت و خانواده به صورت بیکموکاست است، چرا که در صورت وصلت با خانوادهای دیگر، بخشی از ثروت از دست میرفت.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| ۱. « زنان ساسانی از فرمانبری تا فرمانروایی »
📚| ۲. « ایرانِ ساسانی؛ ظهور و سقوط یک امپراطوری »
✍️| نویسندگان: ۱. ر.عیسیزاده؛ سودابه جلالی / ۲. تورج دریایی
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
➖بخش دوم(آخر)
در دوران ساسانیان؛ زنان همتراز با کوکان و بردهها بودند و کابین یک زن ۲۰۰۰ درهم بود که برابر با قیمت یک برده بود. وقتی که زنی به سن ۹ سالگی میرسید، باید ازدواج میکرد. این سن برای پسران ۱۵ سالگی بود. این سنین سن ایدئال محسوب میشدند و در پایان دنیا، زنان و مردان در این سن وارد بهشت میشدند.
زنان در هنگام روز باید سه بار در جلو شوهران خود زانو میزدند و از آنها میپرسیدند که چیزی میخواهند یا نه، یا چگونه میتوانند او را خوشحال کنند. چند نوع ازدواج وجود داشت. زن اصلی یک مرد با اختیارات تام، زن «پادیخشای» نام داشت، که نسبت به دیگر زنان از حقوق بیشتری برخوردار بود.
اگر یک شوهر (شوی) نازا بود، میتوانست همسر خود را به عنوان «چگر» بدهد که در آن زن با یکی از خویشان نزدیک مرد ازدواج میکرد تا فرزندی برای شوهر اصلی خود بیاورد. اگر مردی بدون داشتن یک فرزند پسر میمرد، وظیفهٔ دخترش بود که «ستور» شود، به این معنی که باید با یکی از خویشاوندان مرد، فرزندی بیاورد که اموال مرد به او ارث میرسید و زنجیره خانوادگی را حفظ میکرد. زنان همچنان میتوانستند تقاضای طلاق (هلشن یا ابیزاری) دهند و یک گواهی طلاق دریافت کنند. یک مرد میتوانست زن خود را در صورت نازا بودن، زنا کردن (گاداری) سحر و جادو (جادوگی)، عدم انجام وظایف ضروری، عدم تمکین و رعایت نکردن دوره حبس در حین قاعدگی، طلاق دهد.
قوانینی برای حفاظت از زنان وجود داشت، برای مثال اگر بهطور غیرقانونی زنش را طلاق میداد، زن هنوز میتوانست مقداری تاوان دریافت کند، حتی اگر مرد اموالش را خیرات کرده بود. قانون ایجاب میکرد که بخشی از آن ثروت به زن برسد. بر طبق مدیان هزار دادستان، به نظر میرسد که اگر زنی طلاق میگرفته، میتوانسته املال یا جهازی که با خودش آورده بود را نزد خود نگه دارد، اما درآمدهای آن به شوهر میرسید. مردان دارای امتیاز بالاتر میتوانستند دو زن داشته باشند (ابوگ یا به فارسی هوو) و شاهان ساسانی میتوانستند تعداد بیشتری زن داشته باشند. پدر همهکاری بود و میتوانست زن و فرزندان خودش را در صورت ناتوانی از فراهم کردن معاش خانواده، به فروش برساند.
اگر به زن شوهرداری تجاوز میشد، او ۳۰۰ ستیر و ۵۰۰ ستیر دیگر برای ربوده شدن دریافت میکرد و اگر پیش از پا به سن گذاشتن به او تجاوز میشد، ۱۲۰۰ درهم به او داده میشد. آمیزش در خارج از ازدواج دزدی محسوب میشد. زنان یک نیروی بالقوه برای دور کردن مرد از عقاید مذهبی محسوب میشدند که خصوصاً اینطور پنداشته میشد که میتوانستند با نیروی جنسی خود مردان را از مذهب دور کنند، اما نه تا حدی که جلوی بچهآوردن گرفته شود. آمیزش کردن یک مرد با زنی نازا، گناه محسوب میشد، چرا که مایعِ منی خود را هدر داده است.
زن یا دختر جوانی که نمیخواست ازدواج کند سزاوار مرگ بود (مرگارزان). به مردان پیشنهاد شده که «زنانی که شرم دارند را دوست داشته باش»، «زن جوان را به زنی گیر». همچنین در متون پارسی میانه دیدگاههای منفی نسبت به زنان وجود دارد «زنان را خرد نیست»، «رازت را پیش زنان مبر»، «زنی که فرمانبردار شوی نیست را به زنی مگیر»، «به زنان اعتماد نکنید تا پشیمان و شرمگین نشوید» و به مردان جوان پیشنهاد شده که زن پیر نگیرند، که مجموع این موارد نشان از دیدگاه منفی مردان نسبت به زنان دارد.
تنها یک چیز شایسته بود که «اثر اهریمنی لواط» را خنثی میکرد و آن «ازدواج با خویشان» یا خویدوده بود. در مورد این نوع ازدواج گمانهزنیهای فراوانی شده است. اما بر طبق گفتهٔ تورج دریایی، در کنار گواهی منابع خارجی، هر کس که بتواند اوستایی یا پارسی میانه بخواند، که این خویدوده هرچه بوده، در دوره ساسانیان انجام میشده. بر طبق گفتهٔ فرای، ریشه این رسم اگر زرتشتی نباشد، احتمالاً ایلامی بوده است که هخامنشیان از آن برای خالص نگه داشتن خون شاهی استفاده میکردند، اما انجام آن در بین عوام با شواهد کمتری همراه است.
کرتیر ذکر میکند که بخشی از کارهای سودمندانهای که کرده این بوده است که خویدودههای زیادی را ترتیب داده است. در متون پارسی میانهٔ متأخر هم از مزایای این ازدواج گفته شده. در دینکرد سوم (فصل هشتاد) سه نوع از این ازدواج آورده شده، بین پدر و دختر، مادر و پسر و در نهایت بین برادر و خواهر. در کنار جنبه مذهبی آن، خویدوده روشی برای نگه داشتن ثروت و خانواده به صورت بیکموکاست است، چرا که در صورت وصلت با خانوادهای دیگر، بخشی از ثروت از دست میرفت.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| ۱. « زنان ساسانی از فرمانبری تا فرمانروایی »
📚| ۲. « ایرانِ ساسانی؛ ظهور و سقوط یک امپراطوری »
✍️| نویسندگان: ۱. ر.عیسیزاده؛ سودابه جلالی / ۲. تورج دریایی
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍7👎1
پابلو پیکاسو:
• به بهانه سالمرگ او
« وقتی بچه بودم، مادرم به من میگفت: "اگر سرباز شوی، ژنرال میشوی؛ اگر راهب شوی، پاپ خواهی شد." در عوض من یک نقاش شدم و به عنوان پیکاسو پایان یافتم. »
👤| #Pablo_Picasso
🌀| @Perspective_7
• به بهانه سالمرگ او
« وقتی بچه بودم، مادرم به من میگفت: "اگر سرباز شوی، ژنرال میشوی؛ اگر راهب شوی، پاپ خواهی شد." در عوض من یک نقاش شدم و به عنوان پیکاسو پایان یافتم. »
👤| #Pablo_Picasso
🌀| @Perspective_7
👍12
کلود سوته:
• درباره نلی و آقای آرنو
« شما جزییات زندگی خود را بیان میکنید بدون اینکه واقعاً بخواهید این کار را به صراحت انجام دهید. من تشخیص میدهم که بسیاری از مراحل توصیف شده در فیلم را پشت سر گذاشتهام. من عذاب را میشناسم، زن ستیزی را می شناسم، بدخواهی را میشناسم. من دورههایی را گذراندهام که آدم از خودش محافظت میکند انگار که در یک قلعه زندگی میکند. من لحظههایی را میشناسم که آدم در مورد همه چیز در زندگی نامطمئن است. »
• 𝑵𝒆𝒍𝒍𝒚 & 𝑴𝒐𝒏𝒔𝒊𝒆𝒖𝒓 𝑨𝒓𝒏𝒂𝒖𝒅 (𝟏𝟗𝟗𝟓)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒂𝒖𝒅𝒆 𝑺𝒂𝒖𝒕𝒆𝒕
👤| #Claude_Sautet
🌀| @Perspective_7
• درباره نلی و آقای آرنو
« شما جزییات زندگی خود را بیان میکنید بدون اینکه واقعاً بخواهید این کار را به صراحت انجام دهید. من تشخیص میدهم که بسیاری از مراحل توصیف شده در فیلم را پشت سر گذاشتهام. من عذاب را میشناسم، زن ستیزی را می شناسم، بدخواهی را میشناسم. من دورههایی را گذراندهام که آدم از خودش محافظت میکند انگار که در یک قلعه زندگی میکند. من لحظههایی را میشناسم که آدم در مورد همه چیز در زندگی نامطمئن است. »
• 𝑵𝒆𝒍𝒍𝒚 & 𝑴𝒐𝒏𝒔𝒊𝒆𝒖𝒓 𝑨𝒓𝒏𝒂𝒖𝒅 (𝟏𝟗𝟗𝟓)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒍𝒂𝒖𝒅𝒆 𝑺𝒂𝒖𝒕𝒆𝒕
👤| #Claude_Sautet
🌀| @Perspective_7
👍9
فرانـک کاپرا:
« فیلمها؛ در سر صحنه و در اتاق تدوین ساخته میشوند. غریزۀ اصلی، یا بگذارید بگوییم شهود هر صحنه، به هنگام ساختن آن به دست میآید. آن گاه در اتاق تدوین آن را ثابت میکنی و در بسیاری موارد بهبود میبخشی. عقیدۀ من بر این است که همه چیز به هنرپیشه بستگی دارد. و تلاش من در کار بر این است که هنرپیشه را نسبت به آن نقش درگیر کنم، طوری که با آن زندگی کند نه آنکه نقشی را اجرا کند، چون هدف اصلی من آن است که تماشاگر را درگیر کنم. وقتی که دارند چیزی را آن بالا میبینند، و شروع به باور کردنش میکنند، و بخشی از آن میشوند و به آنچه روی صحنه میگذرد علاقمند میشوند، آنها را به چنگ بیاورم. و اگر بتوانم بیننده را تا این اندازه درگیر کنم، فوقالعاده است. »
● “ Jean Arthur” & "Lionel Barrymore" & "James Stewart" & "Edward Arnold" by "Frank Capra" Behind the Scenes of “You Can't Take It with You” (1938)
● "جین آرتور"؛ "لیوئل باریمور"؛ "جیمز استوارت" و "ادوارد آرنولد" در کنار "فرانـک کاپـرا" در پشت صحنۀ فیلم «نمیتوانی آن را با خودت ببری» (۱۹۳۸)
👤 | #Frank_Capra
🎬 | #Behind_The_Scene
🌀 | @Perspective_7
« فیلمها؛ در سر صحنه و در اتاق تدوین ساخته میشوند. غریزۀ اصلی، یا بگذارید بگوییم شهود هر صحنه، به هنگام ساختن آن به دست میآید. آن گاه در اتاق تدوین آن را ثابت میکنی و در بسیاری موارد بهبود میبخشی. عقیدۀ من بر این است که همه چیز به هنرپیشه بستگی دارد. و تلاش من در کار بر این است که هنرپیشه را نسبت به آن نقش درگیر کنم، طوری که با آن زندگی کند نه آنکه نقشی را اجرا کند، چون هدف اصلی من آن است که تماشاگر را درگیر کنم. وقتی که دارند چیزی را آن بالا میبینند، و شروع به باور کردنش میکنند، و بخشی از آن میشوند و به آنچه روی صحنه میگذرد علاقمند میشوند، آنها را به چنگ بیاورم. و اگر بتوانم بیننده را تا این اندازه درگیر کنم، فوقالعاده است. »
● “ Jean Arthur” & "Lionel Barrymore" & "James Stewart" & "Edward Arnold" by "Frank Capra" Behind the Scenes of “You Can't Take It with You” (1938)
● "جین آرتور"؛ "لیوئل باریمور"؛ "جیمز استوارت" و "ادوارد آرنولد" در کنار "فرانـک کاپـرا" در پشت صحنۀ فیلم «نمیتوانی آن را با خودت ببری» (۱۹۳۸)
👤 | #Frank_Capra
🎬 | #Behind_The_Scene
🌀 | @Perspective_7
👍9
فـرانک کاپرا:
« نه یک قدیس، نه یک پاپ، نه یک ژنرال و نه یک حاکم... قدرتی را که یک فیلمساز در دست دارد هرگز نداشتهاند. قدرت حرف زدن با صدها میلیون نفر برای دو ساعت در تاریکی، در سرتاسر جهان. »
● 𝑩𝒆𝒔𝒕 𝑭𝒊𝒍𝒎𝒔 𝒐𝒇 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂:
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑴𝒓. 𝑫𝒆𝒆𝒅𝒔 𝑮𝒐𝒆𝒔 𝒕𝒐 𝑻𝒐𝒘𝒏 (𝟏𝟗𝟑𝟔)
• 𝒀𝒐𝒖 𝑪𝒂𝒏'𝒕 𝑻𝒂𝒌𝒆 𝑰𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒀𝒐𝒖 (𝟏𝟗𝟑𝟖)
• 𝑴𝒓. 𝑺𝒎𝒊𝒕𝒉 𝑮𝒐𝒆𝒔 𝒕𝒐 𝑾𝒂𝒔𝒉𝒊𝒏𝒈𝒕𝒐𝒏 (𝟏𝟗𝟑𝟗)
• 𝑴𝒆𝒆𝒕 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑫𝒐𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟏)
• 𝑰𝒕'𝒔 𝒂 𝑾𝒐𝒏𝒅𝒆𝒓𝒇𝒖𝒍 𝑳𝒊𝒇𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟔)
👤 | #Frank_Capra
🌀 | @Perspective_7
« نه یک قدیس، نه یک پاپ، نه یک ژنرال و نه یک حاکم... قدرتی را که یک فیلمساز در دست دارد هرگز نداشتهاند. قدرت حرف زدن با صدها میلیون نفر برای دو ساعت در تاریکی، در سرتاسر جهان. »
● 𝑩𝒆𝒔𝒕 𝑭𝒊𝒍𝒎𝒔 𝒐𝒇 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂:
• 𝑰𝒕 𝑯𝒂𝒑𝒑𝒆𝒏𝒆𝒅 𝑶𝒏𝒆 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕 (𝟏𝟗𝟑𝟒)
• 𝑴𝒓. 𝑫𝒆𝒆𝒅𝒔 𝑮𝒐𝒆𝒔 𝒕𝒐 𝑻𝒐𝒘𝒏 (𝟏𝟗𝟑𝟔)
• 𝒀𝒐𝒖 𝑪𝒂𝒏'𝒕 𝑻𝒂𝒌𝒆 𝑰𝒕 𝒘𝒊𝒕𝒉 𝒀𝒐𝒖 (𝟏𝟗𝟑𝟖)
• 𝑴𝒓. 𝑺𝒎𝒊𝒕𝒉 𝑮𝒐𝒆𝒔 𝒕𝒐 𝑾𝒂𝒔𝒉𝒊𝒏𝒈𝒕𝒐𝒏 (𝟏𝟗𝟑𝟗)
• 𝑴𝒆𝒆𝒕 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑫𝒐𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟏)
• 𝑰𝒕'𝒔 𝒂 𝑾𝒐𝒏𝒅𝒆𝒓𝒇𝒖𝒍 𝑳𝒊𝒇𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟔)
👤 | #Frank_Capra
🌀 | @Perspective_7
👍10
Perspective | پرسپکتیو
▪️تکوین زیباشناسی (۲) ▪️نویسنده: محمدرضا ابوالقاسمی [..] از این لحاظ فلسفهٔ هنر در مقام تحقیق و تأمل در امر هنری، هم زمان دربردارندۀ دو مرحله آغازین است و البته در سطح بالاتری از آنها قرار میگیرد. از یک سو فلسفهٔ هنر دربردارنده علم به امر محسوس است؛ زیرا…
▪️تکوین زیباشناسی (۳) [پایان]
▪️نویسنده: محمدرضا ابوالقاسمی
وقتى كانت حکم زیباشناختی محض را از هرگونه مفهوم متعین شناختی و علاقه محدود فردی منزّه میکند و بازی آزاد متخیله و فاهمه را رکن هرگونه بهجت زیباشناختی در نظر میگیرد، در واقع زمینه فکری تبدیل امر هنری به امر تفسیری را فراهم میآورد. به بیان دیگر، و با تکیه بر تعابیر خودِ کانت، میتوان چنین گفت که نه علمی از امر هنری، بلکه فقط تفسیر آن وجود دارد علمِ امر هنری به همان دلیلی امکانناپذیر است که کانت برای امکانناپذیری علم امر زیبا مطرح میکند.
به این معنا که برخلاف علم، نمیتوان «با دلیل» (durch Beweisgrande) ثابت کرد چیزی هنر است، بلکه فقط از طریق تفسیر میتوان شأن هنری را به چیزی بخشید. کانت میگوید: «همانگونه که گاهی اتفاق میافتد، وقتی کسی در زمینهای باتلاقی جست وجو میکند و تکه چوبی تراشیده مییابد نمیگوید این چوب حاصل طبیعت است، بلکه میگوید محصول هنر است. علتی که آن را به وجود آورده غایتی را در نظر داشته که چوب مذکور صورت خود را مدیون آن غایت است.»
به این ترتیب کانت در همان قرن هجدهم تشخیص فرم هنری و غایت ممکن آن را به مخاطب وا میگذارد، چندان که گویی تفسیر مخاطب مشخص میکند آفرینندۀ اثر چه غایتی را از خلق آن در نظر داشته است. به بیان دیگر، فرم فینفسه و فارغ از تفسیر به چیزی دلالت نمیکند یا، بنا بر گفته مشهور كانت، «غایتمندی بیغایت» است.
خلاصه آن که موازی با مسیر تکوین هنر از امر تصویری به امر تجسمی - و - به امر تفسیری، نقش مخاطب در تفویض معنا به ابژه هنری از طریق تفسیر آن پررنگتر میشود. اگر زمانی مهارت صانع و ظرافت مصنوع معیار هنر بود، در دوران معاصر توانایی مخاطب در یافتن تفسیرهای مرجح و موسع مشخص میکند چه چیزی هنر است یا غایت اثر هنری چیست.
وقتی هر چیزی میتواند هنر باشد مشروط بر این که در چارچوب تفسیری معنایی/غایتی پیدا کند، هنر به منزلهٔ پدیدۀ مولودِ خلاقیت و اصالت یکتای هنرمند به پایان میرسد. این پایان البته خیلی پیشتر فرارسیده بود؛ زمانی که هنرمندان آوانگارد امر هنری را از امر زیباشناختی تفکیک کردند و علاوه بر خلاقیت و اصالت، زیبایی را نیز از دایره هنر بیرون گذاشتند.
با این همه، میتوان پیشبینی کرد که به اقتضای بسط دیالکتیکی، هنر از دل امر تفسیریِ چیزی ظهور خواهد کرد که در نهایت همین محوریت تفسیر را نیز نفی میکند. چه بسا نفی امر تفسیری با بازگشت قدرتمندانهتر امر تصویری و تجسمی به قلمرو هنر مقارن باشد. بازگشتی که شاید بتوان همین حالا پرتوهایش را در افق این قلمرو مشاهده کرد.
📚| کتاب «زیباشناسی»
✍️| نوشته: الیان اسکوبا
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
▪️نویسنده: محمدرضا ابوالقاسمی
وقتى كانت حکم زیباشناختی محض را از هرگونه مفهوم متعین شناختی و علاقه محدود فردی منزّه میکند و بازی آزاد متخیله و فاهمه را رکن هرگونه بهجت زیباشناختی در نظر میگیرد، در واقع زمینه فکری تبدیل امر هنری به امر تفسیری را فراهم میآورد. به بیان دیگر، و با تکیه بر تعابیر خودِ کانت، میتوان چنین گفت که نه علمی از امر هنری، بلکه فقط تفسیر آن وجود دارد علمِ امر هنری به همان دلیلی امکانناپذیر است که کانت برای امکانناپذیری علم امر زیبا مطرح میکند.
به این معنا که برخلاف علم، نمیتوان «با دلیل» (durch Beweisgrande) ثابت کرد چیزی هنر است، بلکه فقط از طریق تفسیر میتوان شأن هنری را به چیزی بخشید. کانت میگوید: «همانگونه که گاهی اتفاق میافتد، وقتی کسی در زمینهای باتلاقی جست وجو میکند و تکه چوبی تراشیده مییابد نمیگوید این چوب حاصل طبیعت است، بلکه میگوید محصول هنر است. علتی که آن را به وجود آورده غایتی را در نظر داشته که چوب مذکور صورت خود را مدیون آن غایت است.»
به این ترتیب کانت در همان قرن هجدهم تشخیص فرم هنری و غایت ممکن آن را به مخاطب وا میگذارد، چندان که گویی تفسیر مخاطب مشخص میکند آفرینندۀ اثر چه غایتی را از خلق آن در نظر داشته است. به بیان دیگر، فرم فینفسه و فارغ از تفسیر به چیزی دلالت نمیکند یا، بنا بر گفته مشهور كانت، «غایتمندی بیغایت» است.
خلاصه آن که موازی با مسیر تکوین هنر از امر تصویری به امر تجسمی - و - به امر تفسیری، نقش مخاطب در تفویض معنا به ابژه هنری از طریق تفسیر آن پررنگتر میشود. اگر زمانی مهارت صانع و ظرافت مصنوع معیار هنر بود، در دوران معاصر توانایی مخاطب در یافتن تفسیرهای مرجح و موسع مشخص میکند چه چیزی هنر است یا غایت اثر هنری چیست.
وقتی هر چیزی میتواند هنر باشد مشروط بر این که در چارچوب تفسیری معنایی/غایتی پیدا کند، هنر به منزلهٔ پدیدۀ مولودِ خلاقیت و اصالت یکتای هنرمند به پایان میرسد. این پایان البته خیلی پیشتر فرارسیده بود؛ زمانی که هنرمندان آوانگارد امر هنری را از امر زیباشناختی تفکیک کردند و علاوه بر خلاقیت و اصالت، زیبایی را نیز از دایره هنر بیرون گذاشتند.
با این همه، میتوان پیشبینی کرد که به اقتضای بسط دیالکتیکی، هنر از دل امر تفسیریِ چیزی ظهور خواهد کرد که در نهایت همین محوریت تفسیر را نیز نفی میکند. چه بسا نفی امر تفسیری با بازگشت قدرتمندانهتر امر تصویری و تجسمی به قلمرو هنر مقارن باشد. بازگشتی که شاید بتوان همین حالا پرتوهایش را در افق این قلمرو مشاهده کرد.
📚| کتاب «زیباشناسی»
✍️| نوشته: الیان اسکوبا
▪️| #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍6
ساموئل بکت:
« انسان امروز انسان انتظارهای بیپایان است !
گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق میاندازد،
آرزوهای او زنجیرۀ پوچی است که تا بیپایان جهان ادامه مییابد »
• به مناسبت زادروز "ساموئل بکت"
• از مهمترین درامنویسان مدرن و معاصر
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
« انسان امروز انسان انتظارهای بیپایان است !
گویی زندگی خود را هر روز صبح به روزی دیگر به تعویق میاندازد،
آرزوهای او زنجیرۀ پوچی است که تا بیپایان جهان ادامه مییابد »
• به مناسبت زادروز "ساموئل بکت"
• از مهمترین درامنویسان مدرن و معاصر
👤| #Samuel_Becket
🌀| @Perspective_7
👍9
جملاتی از ماریو بارگاس یوسا:
➖ داستاننویس، سیاستمدار، مقالهنویس
• نویسندگان؛ جنگیر شیاطین خودند.
• شما نمیتوانید خلاقیت را آموزش دهید. اینکه چگونه نویسنده خوبی شویم. اما شما میتوانید به یک نویسنده جوان کمک کنید تا خود کشف کند که دوست دارد چه نوع نویسندهای باشد.
• ادبیات ممکن است انسان را بیشتر مستعد ناراحتی کند، زیرا اشتها و خواستههایی را بیدار میکند که برآورده نمیشوند. حساسیت مردم را غنی و به آنها درک بیشتری از جهان داده و احساس آزادی آنهارا بیشتر میکند.
• کار نویسنده این است که با دقت و با تعهد بنویسد. با تمام استعدادی که دارد از آنچه به آن باور دارد دفاع کند. من فکر میکنم این بخشی از تعهد اخلاقی یک نویسنده است که نمیتواند صرفاً هنری باشد. فکر میکنم یک نویسنده به نوعی مسئولیت دارد که حداقل در بحثهای مدنی شرکت کند. به نظرم اگر ادبیات از برنامه اصلی مردم، جامعه و زندگی قطع شود، فقیر میشود.
• ادبیات خطرناک است: چون نگرشِ سرکشی را در ما بیدار می کند. ادبیات چیزی است که تجربهای بسیار بزرگتر از سیاست را در بر میگیرد.
▪️یوسا؛ دیروز درگذشت (April 13, 2025)
💬| #Quote
🌀| @Perspective_7
➖ داستاننویس، سیاستمدار، مقالهنویس
• نویسندگان؛ جنگیر شیاطین خودند.
• شما نمیتوانید خلاقیت را آموزش دهید. اینکه چگونه نویسنده خوبی شویم. اما شما میتوانید به یک نویسنده جوان کمک کنید تا خود کشف کند که دوست دارد چه نوع نویسندهای باشد.
• ادبیات ممکن است انسان را بیشتر مستعد ناراحتی کند، زیرا اشتها و خواستههایی را بیدار میکند که برآورده نمیشوند. حساسیت مردم را غنی و به آنها درک بیشتری از جهان داده و احساس آزادی آنهارا بیشتر میکند.
• کار نویسنده این است که با دقت و با تعهد بنویسد. با تمام استعدادی که دارد از آنچه به آن باور دارد دفاع کند. من فکر میکنم این بخشی از تعهد اخلاقی یک نویسنده است که نمیتواند صرفاً هنری باشد. فکر میکنم یک نویسنده به نوعی مسئولیت دارد که حداقل در بحثهای مدنی شرکت کند. به نظرم اگر ادبیات از برنامه اصلی مردم، جامعه و زندگی قطع شود، فقیر میشود.
• ادبیات خطرناک است: چون نگرشِ سرکشی را در ما بیدار می کند. ادبیات چیزی است که تجربهای بسیار بزرگتر از سیاست را در بر میگیرد.
▪️یوسا؛ دیروز درگذشت (April 13, 2025)
💬| #Quote
🌀| @Perspective_7
👍9
فرد زینهمان:
« در اتریش، تبعیض بخشی از زندگیِ زمانهای بسیار قدیم بوده است. همیشه آنجا بود، سرکوبگر، اغلب موذیانه، گاهی خصمانه و به ندرت خشن، در هوا جریان داشت و شخص آن را در همه سطوح، در مدرسه، محل کار و در جامعه حس میکرد. یک یهودی یک بیگانه بود، تهدیدی برای فرهنگ کشور. همو که در اتریش-مجارستان به دنیا آمد و به عنوان یک اتریشی بزرگ شد، هنوز هم هرگز واقعاً متعلق به آنجا نخواهد بود. »
• 𝑱𝒖𝒍𝒊𝒂 (𝟏𝟗𝟕𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒆𝒅 𝒁𝒊𝒏𝒏𝒆𝒎𝒂𝒏𝒏
👤| #Fred_Zinnemann
🌀| @Perspective_7
« در اتریش، تبعیض بخشی از زندگیِ زمانهای بسیار قدیم بوده است. همیشه آنجا بود، سرکوبگر، اغلب موذیانه، گاهی خصمانه و به ندرت خشن، در هوا جریان داشت و شخص آن را در همه سطوح، در مدرسه، محل کار و در جامعه حس میکرد. یک یهودی یک بیگانه بود، تهدیدی برای فرهنگ کشور. همو که در اتریش-مجارستان به دنیا آمد و به عنوان یک اتریشی بزرگ شد، هنوز هم هرگز واقعاً متعلق به آنجا نخواهد بود. »
• 𝑱𝒖𝒍𝒊𝒂 (𝟏𝟗𝟕𝟕)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒆𝒅 𝒁𝒊𝒏𝒏𝒆𝒎𝒂𝒏𝒏
👤| #Fred_Zinnemann
🌀| @Perspective_7
👍10
Forwarded from سینما نوستالژیا
🎬 «سینماتک نوستالژیا» با همکاری «پرسپکتیو» برگزار میکند:
🎥 نشست نقد و بررسی مینی سریال
Adolescence 2025 / نوجوانی
📆 سه شنبه 26 فروردین ساعت 18
🏢 در مکتب تهران
🎙منتقدان: عرفان گرگین و یاشار یوسفی
✅ حضور در این جلسه رایگان است اما به دلیل ظرفیت محدود نیاز به ثبت نام و رزرو از قبل دارد.
📎 برای ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید:👇
@Nostalgiaadmin
آدرس جلسه : خیابان نجات الهی، خیابان ورشو، خیابان عضدی، کوچه کیوان ، مکتب تهران.
پ.ن: احتمالا همه این مینی سریال را دیده اند، اما دوستانی که تاکنون سریال ندیده اند، هر چهار قسمت را در کانال قرار دادیم تا دوستان قبل از شرکت در جلسه سریال را تماشا کنند.
@NostalgiaCinematheque
@Perspective_7
🎥 نشست نقد و بررسی مینی سریال
Adolescence 2025 / نوجوانی
📆 سه شنبه 26 فروردین ساعت 18
🏢 در مکتب تهران
🎙منتقدان: عرفان گرگین و یاشار یوسفی
✅ حضور در این جلسه رایگان است اما به دلیل ظرفیت محدود نیاز به ثبت نام و رزرو از قبل دارد.
📎 برای ثبت نام به آیدی زیر پیام دهید:👇
@Nostalgiaadmin
آدرس جلسه : خیابان نجات الهی، خیابان ورشو، خیابان عضدی، کوچه کیوان ، مکتب تهران.
پ.ن: احتمالا همه این مینی سریال را دیده اند، اما دوستانی که تاکنون سریال ندیده اند، هر چهار قسمت را در کانال قرار دادیم تا دوستان قبل از شرکت در جلسه سریال را تماشا کنند.
@NostalgiaCinematheque
@Perspective_7
👍3
کارل گوستاو یونگ:
• تحلـیل رؤیا
« مردان؛ یک زن را در همۀ زنان جستجو میکنند
و زنان؛ همۀ مردان در یک مرد جستجو میکنند. »
• 𝑮𝒆𝒏𝒕𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏 𝑷𝒓𝒆𝒇𝒆𝒓 𝑩𝒍𝒐𝒏𝒅𝒆𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑯𝒐𝒘𝒂𝒓𝒅 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒔
▫️| #Basics
👤| #Carl_Gustav_Jung
🌀| @Perspective_7
• تحلـیل رؤیا
« مردان؛ یک زن را در همۀ زنان جستجو میکنند
و زنان؛ همۀ مردان در یک مرد جستجو میکنند. »
• 𝑮𝒆𝒏𝒕𝒍𝒆𝒎𝒆𝒏 𝑷𝒓𝒆𝒇𝒆𝒓 𝑩𝒍𝒐𝒏𝒅𝒆𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑯𝒐𝒘𝒂𝒓𝒅 𝑯𝒂𝒘𝒌𝒔
▫️| #Basics
👤| #Carl_Gustav_Jung
🌀| @Perspective_7
👍10
هایائو میازاکی:
• در انتقاد به هوش مصنوعی، سال ۲۰۱۶
« کسی که این چیزها را خلق میکند، نمیداند "درد" چیست. من از این اتفاق کاملاً منزجرم... احساس میکنم این توهین به خود زندگی است... احساس میکنم به آخرالزمان نزدیک میشویم. ما انسانها داریم ایمان به خودمان را از دست میدهیم. من ایمانم را از دست نمیدهم، پس هیچگاه از این فناوری (هوش مصنوعی) استفاده نمیکنم. »
■ به مناسبت روز جهانی انیمه؛ ۱۵ آوریل
👤| #Hayao_Miyazaki
🌀| @Perspective_7
• در انتقاد به هوش مصنوعی، سال ۲۰۱۶
« کسی که این چیزها را خلق میکند، نمیداند "درد" چیست. من از این اتفاق کاملاً منزجرم... احساس میکنم این توهین به خود زندگی است... احساس میکنم به آخرالزمان نزدیک میشویم. ما انسانها داریم ایمان به خودمان را از دست میدهیم. من ایمانم را از دست نمیدهم، پس هیچگاه از این فناوری (هوش مصنوعی) استفاده نمیکنم. »
■ به مناسبت روز جهانی انیمه؛ ۱۵ آوریل
👤| #Hayao_Miyazaki
🌀| @Perspective_7
👍15
🎬 «مرکز علمی کاربردی فرهنگ و هنر» با همکاری «پرسپکتیو» برگزار میکند:
🎥 نشست اکران و نقد و بررسی ۴ فیلم کوتاه خارجی و ایرانی
۱. حشره / کریستوفر نولان
۲. مهاجرت / آندری لوکوویچ
۳. مسافر / محمدرضا خردمندان
۴. همه وسایل من جابجا شده / هومن سیدی
📆 چهارشنبه ۲۷ فروردین ساعت ۱۳
🏢 در مرکز علمی کاربردی فرهنگ و هنر
▪️مجری: آقای وحید جهانشاهی
▪️منتقد: آریاباقـری
●آدرس : خیابان کلهری، کوی ۲۳، کانون علمی کاربردی فرهنگ و هنر
✅ حضور در این جلسه رایگان است اما به دلیل ظرفیت محدود نیاز به ثبت نام و رزرو از قبل دارد.
🌀| @Perspective_7
🎥 نشست اکران و نقد و بررسی ۴ فیلم کوتاه خارجی و ایرانی
۱. حشره / کریستوفر نولان
۲. مهاجرت / آندری لوکوویچ
۳. مسافر / محمدرضا خردمندان
۴. همه وسایل من جابجا شده / هومن سیدی
📆 چهارشنبه ۲۷ فروردین ساعت ۱۳
🏢 در مرکز علمی کاربردی فرهنگ و هنر
▪️مجری: آقای وحید جهانشاهی
▪️منتقد: آریاباقـری
●آدرس : خیابان کلهری، کوی ۲۳، کانون علمی کاربردی فرهنگ و هنر
✅ حضور در این جلسه رایگان است اما به دلیل ظرفیت محدود نیاز به ثبت نام و رزرو از قبل دارد.
🌀| @Perspective_7
👍8
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
چارلی چاپلین:
• چاپلین به روایت چاپلین
« در آفرینش کمدی معمولا یک وضعیت پارادوکسی بوجود میآید؛ بدین ترتیب که تراژدی، موجب برانگيختن احوال مسخره و استهزاآمیز میشود؛ به نظرم، احوال مسخره و استهزاآمیز نوعی شیوه مبارزه و ایستادگی در برابر سختیها و ناهنجاریهاست. ما چارهای نداریم که وقتی در برابر نیروهای طبیعت مقهور میشویم، بخندیم و بدین ترتیب بر مقاومت خویش بیفزاییم و از دیوانه شدن اجتناب ورزیم. »
🎊 زادروز سلطان کمدی؛ چارلی چاپلین
👤| #Charlie_Chaplin
🌀| @Perspective_7
• چاپلین به روایت چاپلین
« در آفرینش کمدی معمولا یک وضعیت پارادوکسی بوجود میآید؛ بدین ترتیب که تراژدی، موجب برانگيختن احوال مسخره و استهزاآمیز میشود؛ به نظرم، احوال مسخره و استهزاآمیز نوعی شیوه مبارزه و ایستادگی در برابر سختیها و ناهنجاریهاست. ما چارهای نداریم که وقتی در برابر نیروهای طبیعت مقهور میشویم، بخندیم و بدین ترتیب بر مقاومت خویش بیفزاییم و از دیوانه شدن اجتناب ورزیم. »
🎊 زادروز سلطان کمدی؛ چارلی چاپلین
👤| #Charlie_Chaplin
🌀| @Perspective_7
👍10
فرانسوا تروفو:
• دربارۀ سینمای جان فورد
« در اصل من جان فورد را دوست نداشتم - به خاطر مطالبش. مثلا، شخصیتهای ثانویۀ کمیک، وحشیگری، روابط زن و مرد که نمونه آن لگد زدن مرد به پشت زن است. اما در نهایت متوجه شدم که او به یکنواختیِ مطلق از تخصص فنی دستیافته است. تکنیک او به دلیل محجوب بودن قابل تحسین است. دوربین او نامرئی است. صحنهسازی او کامل و یکه است. او بافتِ صافی را حفظ میکند که در آن هیچ صحنهای اجازه ندارد مهمتر از صحنههای دیگر باشد، یا زائد جلوه کند. چنین تسلطی تنها پس از ساختن تعداد زیادی فیلم امکانپذیر است. جدای از مسائل کیفیت، فورد همان ژرژ سیمنون کارگردانان است. »
• 𝑻𝒉𝒆 𝑸𝒖𝒊𝒆𝒕 𝑴𝒂𝒏 (𝟏𝟗𝟓𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑭𝒐𝒓𝒅
👤| #John_Ford
👤| #François_Truffaut
🌀| @Perspective_7
• دربارۀ سینمای جان فورد
« در اصل من جان فورد را دوست نداشتم - به خاطر مطالبش. مثلا، شخصیتهای ثانویۀ کمیک، وحشیگری، روابط زن و مرد که نمونه آن لگد زدن مرد به پشت زن است. اما در نهایت متوجه شدم که او به یکنواختیِ مطلق از تخصص فنی دستیافته است. تکنیک او به دلیل محجوب بودن قابل تحسین است. دوربین او نامرئی است. صحنهسازی او کامل و یکه است. او بافتِ صافی را حفظ میکند که در آن هیچ صحنهای اجازه ندارد مهمتر از صحنههای دیگر باشد، یا زائد جلوه کند. چنین تسلطی تنها پس از ساختن تعداد زیادی فیلم امکانپذیر است. جدای از مسائل کیفیت، فورد همان ژرژ سیمنون کارگردانان است. »
• 𝑻𝒉𝒆 𝑸𝒖𝒊𝒆𝒕 𝑴𝒂𝒏 (𝟏𝟗𝟓𝟐)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑭𝒐𝒓𝒅
👤| #John_Ford
👤| #François_Truffaut
🌀| @Perspective_7
👍10
Perspective | پرسپکتیو
▪️ ساختن نماها؛ روابط فضایی ▪️ اندازۀ نما (۲) ● نمای درشت (Close - Up) تلویزیون استفاده از نمای درشت را بسیار رواج داده است. به منظور جبران کوچکی صفحۀ تلویزیون، نمای درشت برای نزدیکتر کردن ما به کنش به کار میرود. برای فصلهای گفت وگو، نمای روی شانه به…
▪️ ساختن نماها؛ روابط فضایی
▪️ اندازۀ نما (۳) [ادامه]
● نمای درشت (Close - Up)
تصاویر به همان شکلی که ممکن است در سکانسی از فیلم استفاده شوند، یعنی به صورت جفت جفت نمایش داده شدهاند. چرا که توازن یا عدم توازن هر قاب به نماهایی که پیش یا پس از آن میآیند، بستگی دارد. در تصاویر موضوعات دقیقاً در مرکز قاب قرار دارند. اگر چشمهای خود را به شکلی روی آنها حرکت دهید که انگار به یکدیگر برش خوردهاند، ملاحظه میکنید که تغییر نما فاقد ریتم است. زیرا چشمها بر مرکز پرده ثابت میمانند.
ترکیببندیهای خارج از مرکز در نماهای درشت و متوالی حرکتی پویا از چپ به راست قاب و برعکس ایجاد میکنند. با افزایش عرض پرده این جلوه واضحتر میشود؛ این حالت مثال خوبی برای روشن ساختن مفهوم تداوم است. زیرا ترکیب بندیها بطور منفرد مورد سنجش قرار نمیگیرند. مبنای داوری نحوۀ ترکیب آنها در صحنه است. براساس قراردادهای هنر غربی، پرترهای مطلوب است که چهرۀ انسان را کمی خارج از مرکز قاب قرار میدهد. این کار موجب پرهیز از ترکیببندیهای متقارن و چشم آزار میشود.
راه حل مرسوم قرار دادن فضای خالی در سمتی از پرده است که موضوع بدان سو مینگرد و نیز قرار دادن فضای بیشتر در زیر قاب نسبت به بالای آن است. در سینما با عریضتر شدن پرده، استفاده از ترکیببندیهای خارج از مرکز عمومیت بیشتری مییابد. اما این قراردادها نباید مانع از انجام تجربههای تازه شوند. اگر این محدودیتها با حس طراحی فیلمساز سازگار نیستند، دلیلی برای پذیرفتن آنها وجود ندارد.
همانطور که در تصاویر ( ١ تا ۳ ) میبینید، البته استفادۀ غیر عادی از عرض پردهها نیز امکانپذیر است. در این تصاویر شیوههای نامتعارف ترکیببندی تک چهره نمایش داده شده است. قاببندی شدیداً خارج از مرکز درهر نسبت ابعادی از پرده امکانپذیر است، هر چند که جلوۀ آن با افزایش عرض پرده بیشتر میشود. این نوع ترکیببندی اخیراً تحت تأثیر گرافیکهای چاپی در آگهیهای تبلیغاتی تلویزیون بسیار رایج شده است. این شیوه همچنین تأثیر ظریف و پنهانی بر سینما داشته است، رسانهای که گرایش به جذب فنون دیگر هنرها دارد. معمولاً برای پیش بردن بخش خاصی از روایت از نماهای بسیار درشت چشمها، دهان یا گوشها استفاده میشود.
برای مثال نمای زنی را که شب هنگام از خیابانی خلوت به خانه بر میگردد، میتوان به نمای بسیار درشتی از گوشهای وی کات زد، در حالی که صدای ضعیف قدمهای فرد ناشناسی شنیده میشود. در صحنۀ مشابهی میتوان از نمای درشت چشمهای زن برای نشان دادن ترس او استفاده کرد. اینها مثالهای آشنایی هستند، اما انجام تجربههای تازه راههای بسیار بیشتری برای استفاده از نماهای درشت ماکرو را آشکار خواهد کرد. سه نمونه از نماهای بسیار درشت و ماکرو در تصاویر (۴ تا ۶) آمده است.
در تمام موارد زاویۀ دید با توجه به اجزای چهره از مقابل یا کنار آن بوده است. این شیوه نیز صرفاً قرارداد دیگری است که نباید سبک فردی شما را محدود کند. برای کاوش در چهره به وسیلۀ بافت و نور و شکلهای نامحدود میتوان از زوایا و قاببندی و نماهایی با اندازههای غیر معمول سود برد. این گفته به معنای رها کردن شیوههای سنتی نیست. این شیوهها به هیچ روی مستعمل نیستند و میتوانند به اندازۀ فنون تجربی گویا و غافلگیرکننده و تأثیرگذار باشند.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « نمابهنما؛ از تصور تا تصویر»
✍️| نویسنده: استیون دی.کاتز
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
▪️ اندازۀ نما (۳) [ادامه]
● نمای درشت (Close - Up)
تصاویر به همان شکلی که ممکن است در سکانسی از فیلم استفاده شوند، یعنی به صورت جفت جفت نمایش داده شدهاند. چرا که توازن یا عدم توازن هر قاب به نماهایی که پیش یا پس از آن میآیند، بستگی دارد. در تصاویر موضوعات دقیقاً در مرکز قاب قرار دارند. اگر چشمهای خود را به شکلی روی آنها حرکت دهید که انگار به یکدیگر برش خوردهاند، ملاحظه میکنید که تغییر نما فاقد ریتم است. زیرا چشمها بر مرکز پرده ثابت میمانند.
ترکیببندیهای خارج از مرکز در نماهای درشت و متوالی حرکتی پویا از چپ به راست قاب و برعکس ایجاد میکنند. با افزایش عرض پرده این جلوه واضحتر میشود؛ این حالت مثال خوبی برای روشن ساختن مفهوم تداوم است. زیرا ترکیب بندیها بطور منفرد مورد سنجش قرار نمیگیرند. مبنای داوری نحوۀ ترکیب آنها در صحنه است. براساس قراردادهای هنر غربی، پرترهای مطلوب است که چهرۀ انسان را کمی خارج از مرکز قاب قرار میدهد. این کار موجب پرهیز از ترکیببندیهای متقارن و چشم آزار میشود.
راه حل مرسوم قرار دادن فضای خالی در سمتی از پرده است که موضوع بدان سو مینگرد و نیز قرار دادن فضای بیشتر در زیر قاب نسبت به بالای آن است. در سینما با عریضتر شدن پرده، استفاده از ترکیببندیهای خارج از مرکز عمومیت بیشتری مییابد. اما این قراردادها نباید مانع از انجام تجربههای تازه شوند. اگر این محدودیتها با حس طراحی فیلمساز سازگار نیستند، دلیلی برای پذیرفتن آنها وجود ندارد.
همانطور که در تصاویر ( ١ تا ۳ ) میبینید، البته استفادۀ غیر عادی از عرض پردهها نیز امکانپذیر است. در این تصاویر شیوههای نامتعارف ترکیببندی تک چهره نمایش داده شده است. قاببندی شدیداً خارج از مرکز درهر نسبت ابعادی از پرده امکانپذیر است، هر چند که جلوۀ آن با افزایش عرض پرده بیشتر میشود. این نوع ترکیببندی اخیراً تحت تأثیر گرافیکهای چاپی در آگهیهای تبلیغاتی تلویزیون بسیار رایج شده است. این شیوه همچنین تأثیر ظریف و پنهانی بر سینما داشته است، رسانهای که گرایش به جذب فنون دیگر هنرها دارد. معمولاً برای پیش بردن بخش خاصی از روایت از نماهای بسیار درشت چشمها، دهان یا گوشها استفاده میشود.
برای مثال نمای زنی را که شب هنگام از خیابانی خلوت به خانه بر میگردد، میتوان به نمای بسیار درشتی از گوشهای وی کات زد، در حالی که صدای ضعیف قدمهای فرد ناشناسی شنیده میشود. در صحنۀ مشابهی میتوان از نمای درشت چشمهای زن برای نشان دادن ترس او استفاده کرد. اینها مثالهای آشنایی هستند، اما انجام تجربههای تازه راههای بسیار بیشتری برای استفاده از نماهای درشت ماکرو را آشکار خواهد کرد. سه نمونه از نماهای بسیار درشت و ماکرو در تصاویر (۴ تا ۶) آمده است.
در تمام موارد زاویۀ دید با توجه به اجزای چهره از مقابل یا کنار آن بوده است. این شیوه نیز صرفاً قرارداد دیگری است که نباید سبک فردی شما را محدود کند. برای کاوش در چهره به وسیلۀ بافت و نور و شکلهای نامحدود میتوان از زوایا و قاببندی و نماهایی با اندازههای غیر معمول سود برد. این گفته به معنای رها کردن شیوههای سنتی نیست. این شیوهها به هیچ روی مستعمل نیستند و میتوانند به اندازۀ فنون تجربی گویا و غافلگیرکننده و تأثیرگذار باشند.
🔗| (ادامه دارد...)
📚| کتاب « نمابهنما؛ از تصور تا تصویر»
✍️| نویسنده: استیون دی.کاتز
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍6
🔻 Ophelia (1852)
🎨 Painter: John Everett Millais
🔺 Melancholia (2011)
📽 Dir: Lars von Trier
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
🎨 Painter: John Everett Millais
🔺 Melancholia (2011)
📽 Dir: Lars von Trier
◽️ | #Reference
🌀 | @Perspective_7
👍5👎1