Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
جیمز استوارت:


« دوست دارم مردم مرا به عنوان کسی که در کارش خوب بود و به نظر می‌رسید حرفش را جدی می‌زند، به خاطر بیاورند. بدین ترتیب وقتی ایده فیلم "چه زندگی شگفت‌انگیزی" مطرح شد به فرانک گفتم که اگر می‌خواهی فیلمی در مورد خودکشی من بسازی، با یک فرشته بی‌بال، من مرد تو هستم. »


فرانک کاپرا:


« جذابیت جیمز استوارت در این بود که به طرز غیرمعمولی‌ای، معمولی بود. من فکر می‌کنم فیلم "چه زندگی شگفت‌انگیزی" بهترین فیلمی است که تا به حال ساخته‌ام. بهتر از آن، فکر می‌کنم بهترین فیلمی است که کسی تا به حال ساخته شده است. این فیلم برای منتقدانِ بی‌حوصله یا اهل قلمِ بی‌حوصله ساخته نشده است. این فیلم، فیلمی از نوعِ من بود، برای آدم‌هایِ از نوعِ من. از نوع جیمی، از نوع شما. »



• 𝑰𝒕'𝒔 𝑾𝒐𝒏𝒅𝒆𝒓𝒇𝒖𝒍 𝑳𝒊𝒇𝒆 (𝟏𝟗𝟒𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒌 𝑪𝒂𝒑𝒓𝒂


👤| #Frank_Capra
👤| #James_Stewart
🌀| @Perspective_7
👍9👎1
نظر سورن کی‌یرکگور، بعنوان یک اگزیستانسیالیست کلاسیک، رویکردی گرم به ماجرای حضرت ابراهيم است، و آن‌را با نگاهی نقاد به انسان روز، از رجحان ایمان بر یقین، با نگاهی خود-ارجاع الگویی راستین تفسیر می‌کند، اما ابن عربی رؤیای ابراهيم را بگونه‌ای دیگر تفسیر می‌کند:

« ابراهیم خلیل به پسرش گفت من در خواب دیدم که تورا سر می‌بُرم. و خواب حضرتِ (عالم) خیال است. ابراهیم آن خواب را تعبیر نکرد. گوسفند در صورت فرزندِ ابراهیم در خواب ظاهر شده بود و ابراهيم خواب خود را راست داشت. پس خداوند از وهمِ ابراهيم [فرزندش اسماعیل را] به سربَهای ذبح گوسفند عظیم بازخرید کرد. و آن، تعبیرِ آن خواب بود نزدِ خدا، ولی ابراهیم نمی‌دانست... خداوند ابراهیم را ندا کرد و فرمود: "ای ابراهیم! رؤیا را به راست داشتی » (تصدیق کردی) ولی نفرمود راست گفتی درباره رؤیا که [قربانی] پسرت بود؛ چرا که ابراهیم آن خواب را تعبیر نکرد، بلکه ظاهر آن خواب را گرفت؛ و حال آن‌که خواب تعبیر می‌خواهد. »


• 𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒊𝒃𝒍𝒆: 𝑰𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝑩𝒆𝒈𝒊𝒏𝒏𝒊𝒏𝒈... (𝟏𝟗𝟔𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑯𝒖𝒔𝒕𝒐𝒏

به مناسبت عید قربان
● فصوص‌الحکم، ص۳۶۴-۳۶۵


▫️| #Basics
👤| #John_Huston
🌀| @Perspective_7
👍8👎1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هیروکازو کورئیدا:


« من واقعاً می‌خواستم رمان‌نویس شوم، اما برنامه‌ی دانشگاه واسدا از نظر الزامات زبانی بسیار فشرده بود - دو ساعت انگلیسی و چهار ساعت چینی. با خودم فکر کردم، این را برای چه کاری لازم دارم؟ بنابراین رفتن به کلاس را متوقف کردم. »


امروز زادروز «هیروکازو کورئیدا» کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و تدوینگر مهم و تاثیرگذار ژاپنی است. او کار خود را در تلویزیون آغاز و از آن زمان تاکنون بیش از دوازده فیلم بلند را کارگردانی کرده است. طبق بایگانی فیلم هاروارد، آثار کورئیدا منعکس‌کننده سبک و ریتم متفکرانه‌ بزرگانی چون "هو شیائو شیان" و "تسای مینگ لیانگ" است. کورئیدا را اغلب با استاد «یاسوجیرو اوزو» مقایسه می‌کنند؛ با این حال، او اظهار داشته است که بیشتر تحت تأثیر کن لوچ، کارگردان بریتانیایی، و میکیو ناروسه، کارگردان ژاپنی هم‌وطنش، قرار دارد.


• 𝑴𝒐𝒏𝒔𝒕𝒆𝒓 (𝟐𝟎𝟐𝟑)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑯𝒊𝒓𝒐𝒌𝒂𝒛𝒖 𝑲𝒐𝒓𝒆𝒆𝒅𝒂


👤| #Hirokazu_Koreeda
🌀| @Perspective_7
👍10
▪️ درباره پل گوگن (۱)
▪️ نقاش پست‌امپرسیونیسم

🔻 به مناسبت زادروز پل گوگن (June 7, 1848)



«پل گوگن»؛ نقاش، مجسمه‌ساز، چاپگر و نویسنده فرانسوی بود که آثارش عمدتاً با جنبش‌های پست‌امپرسیونیسم و ​​نمادگرایی مرتبط دانسته شده است. او همچنین از هنرمندان تأثیرگذار در زمینه حکاکی روی چوب و برش چوب به عنوان اشکال هنری بود. گوگن در حالی که در طول زندگی خود تنها تا حدودی به موفقیت رسید، اما از آن زمان به خاطر استفاده تجربی از رنگ و سبک ترکیبی که متمایز از امپرسیونیسم بود، شناخته شده است.

راهنمایی‌های هنری اولیۀ گوگن از «پیسارو» بود، اما این رابطه بیشتر از نظر شخصی تأثیر گذاشت تا از نظر سبکی. استادان گوگن؛ جوتو، رافائل، انگر، دلاکروا، مانه، دگا و سزان بودند. باورهای خود او، و در برخی موارد روانشناسی پشت آثارش، تحت تأثیر فیلسوف «آرتور شوپنهاور» و شاعر «استفان مالارمه» نیز قرار داشت.

گوگن برخی از نقاشی‌های موجود خود را با کمک شیشه، با کپی کردن تصویر زیرین روی سطح شیشه با آبرنگ یا گواش برای چاپ، اثبات می‌کرد. حکاکی‌های چوبی گوگن، حتی برای هنرمندان آوانگارد که مسئول احیای حکاکی روی چوب در آن زمان بودند، نیز کمتر نوآورانه نبودند.

گوگن به جای برش بلوک‌های خود با هدف ایجاد یک تصویر دقیق، در ابتدا بلوک‌های خود را به روش مشابه مجسمه‌سازی چوبی تراش می‌داد و سپس از ابزارهای ظریف‌تری برای ایجاد جزئیات و تونالیته در خطوط پررنگ خود استفاده کرد. بسیاری از ابزارها و تکنیک‌های او تجربی تلقی می‌شدند. این روش‌شناسی و استفاده از فضا به موازات نقاشی او از نقش‌برجسته‌های تخت و تزئینی پیش می‌رفت.

گوگن که کار خود را در مارتینیک آغاز کرد، برای رسیدن به جلوه‌ای ملایم، شروع به استفاده از رنگ‌های مشابه در مجاورت یکدیگر کرد. اندکی پس از این، او همچنین به موفقیت‌های خود در رنگ‌های غیربازنمایی دست یافت و بوم‌هایی خلق کرد که وجود و سرزندگی مستقلی داشتند. این شکاف میان واقعیت سطحی و خود، پیسارو را ناراضی کرد و به سرعت منجر به پایان رابطه‌شان شد.

فیگورهای انسانی او در این زمان همچنین یادآور رابطه عاشقانه‌اش با چاپ‌های ژاپنی است، به ویژه گرایش به سادگی فیگورها و ریاضت ترکیبی آنها به عنوان تأثیری بر مانیفست بدوی‌اش. به همین دلیل، گوگن از هنر عامیانه نیز الهام گرفته بود. او به دنبال خلوص عاطفی محض سوژه‌هایش بود که به شیوه‌ای سرراست منتقل شود و بر فرم‌های اصلی و خطوط عمودی تأکید می‌کرد تا شکل و خطوط را به وضوح تعریف کند.

گوگن همچنین از تزئینات و رنگ‌آمیزی‌های رسمی استادانه در الگوهای انتزاعی استفاده می‌کرد و تلاش می‌کرد انسان و طبیعت را هماهنگ کند. تصاویر او از بومیان در محیط طبیعی‌شان اغلب نشان‌دهنده آرامش و پایداری خودکفایی است. این موضوع یکی از مضامین مورد علاقه گوگن را تکمیل می‌کرد، که همانا نفوذ ماوراءالطبیعه در زندگی روزمره بود. در یک مورد تا آنجا پیش رفت که با «نام او وایرائوماتی و تا ماتته» نقش برجسته‌های مقبره‌های مصر باستان را به یاد می‌آورد .

گوگن در مصاحبه‌ای با مجله "L'Écho de Paris" که در ۱۵ مارس (۱۸۹۵) منتشر شد، توضیح می‌دهد که رویکرد تاکتیکی در حال توسعه او، رسیدن به حس‌آمیزی است. او می‌گوید:

« هر ویژگی در نقاشی‌های من از قبل با دقت بررسی و محاسبه می‌شود. درست مانند یک قطعه موسیقی، اگر دوست دارید. شیء ساده من، که از زندگی روزمره یا از طبیعت می‌گیرم، صرفاً بهانه‌ای است که به من کمک می‌کند تا با چیدمان مشخصی از خطوط و رنگ‌ها، سمفونی‌ها و هارمونی‌ها را خلق کنم. آنها هیچ معادلی در واقعیت، به معنای عامیانه کلمه ندارند. آنها هیچ ایده‌ای را به طور مستقیم بیان نمی‌کنند. تنها هدف آن‌ها تحریک تخیل است - همانطور که موسیقی بدون کمک ایده‌ها یا تصاویر این کار را انجام می‌دهد - صرفاً با آن قرابت مرموزی که بین چیدمان‌های خاصی از رنگ‌ها و خطوط و ذهن ما وجود دارد. »

گوگن در نامه‌ای به سال (۱۸۸۸) به شوفنکر، که گام بزرگی را از امپرسیونیسم برداشته بود، توضیح می‌دهد و می‌گوید که اکنون مصمم است روح طبیعت، حقایق باستانی و شخصیت مناظر و ساکنان آن را به تصویر بکشد. گوگن نوشت:

« طبیعت را بیش از حد به معنای واقعی کلمه کپی نکنید. هنر یک انتزاع است. آن را از طبیعت استخراج کنید، همانطور که در حضور طبیعت رویاپردازی می‌کنید، و بیشتر به عمل خلق کردن فکر کنید تا نتیجه. »

ساده کردن طراحی، و کاربست رنگ ناب که نقش‌های وسیع چسبیده به صفحه تصویر را شکل می‌دهد، جملگی در راستای این هدف‌ گوگن‌ بودند. او رؤیاها و عواطف درونی‌اش را به مدد این نقش‌های دو بعدی، خط‌های گویا، و رنگ‌بندی نمادین، عینیت می‌بخشید. ارزش واقعی او در دنیای هنر پس از مرگش شناخته شد.


🔗| (ادامه دارد...)
📚 | کتاب « گوگن: در جستجوی بهشت »
✍️| نویسنده و گردآورنده: فرانسواز کاشین


📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
▪️ درباره پل گوگن (۱) ▪️ نقاش پست‌امپرسیونیسم 🔻 به مناسبت زادروز پل گوگن (June 7, 1848) «پل گوگن»؛ نقاش، مجسمه‌ساز، چاپگر و نویسنده فرانسوی بود که آثارش عمدتاً با جنبش‌های پست‌امپرسیونیسم و ​​نمادگرایی مرتبط دانسته شده است. او همچنین از هنرمندان تأثیرگذار…
▪️ درباره پل گوگن (۲) [آخر]
▪️ هنر و نقاشی: نقاش پست‌امپرسیونیسم

🔻 به مناسبت زادروز پل گوگن (June 7, 1848)



گوگن یک نقاش پست امپرسیونیست محسوب می‌شود. نقاشی‌های جسورانه، رنگارنگ و طراحی‌محور او تأثیر قابل توجهی بر هنر مدرن گذاشت. هنرمندان و جنبش‌هایی که در اوایل قرن بیستم از او الهام گرفته‌اند «ونسان ونگوگ»، «هنری ماتیس»، «پابلو پیکاسو»، «ژرژ براک»، «آندره دورن»، فوویسم، کوبیسم و ​​اورفیسم بودند. بعدها، او بر «آرتور فرانک متیوز» و جنبش هنر و صنایع دستی آمریکا تأثیر گذاشت.

یادواره گوگن در سالن پاییز، آغازی برای معرفی دستاورد هنری او بود. دیری نگذشت که جنبش‌های فوویسم و اکسپرسیونیسم اصول کارش را دنبال کردند. از سوی دیگر، داستان زندگی تلخ و پرماجرایش - همچون زندگینامه ونسان ونگوگ - بارها در قالب فیلم و رمان بازسازی شد. از جمله دیگر آثارش می‌توان به: چهره هاله‌دار نقاش؛ زنان اهل تاهیتی؛ ماه و زمین؛ از کجا آمده‌ایم؟ کیستیم؟ به کجا می‌رویم؟؛ اسب سپید؛ سواران در ساحل؛ مجسمه زن اهل کاراییب؛ باسمه نوآ اشاره کرد.

پل سزان، پل گوگن، ونگوگ کوشیدند در ورای صفحه‌های ناپایدار و گذرای رنگی که جاذب چشم و فریبنده است به‌وسیلهٔ رنگ، ایجاد عمق و ژرفا کنند و در پی یافتن کشش تصویر فرم‌ها روی بوم به‌وسیلهٔ رنگ‌های خالص و لکه‌های یکدستِ رنگ بودند. گوگن از طریق پیسارو با امپرسیونیسم آشنا شد. رنگ را با ترکیبات تازه و غیرمنتظره به کار برد.

توجه گوگن به معانی روانشناختی رنگ بود. (رنگ به خودی خود چیزای را بیان می‌کند) نقاشی گوگن سرشار از عناصر نایاب، با دامنه کاربرد تزیینی است. با پژوهش در آثار قرون وسطی به نقاشی‌های خاور دور و خاور نزدیک علاقه‌مند شد و شیوهٔ شخصی خود را که مبتنی بر نمایش رنگ‌ها، بدون توجه به رنگ طبیعی اشیاء و اغراق در طرح برای تأثیرگذاری بیشتر موضوع بود، پایه‌گذاری کرد.

آثار او از ورای رنگ‌های درخشان و طرح‌های آزاد و سیال، نمایانگر دنیایی سمبلیک بر زمینه‌ای تزیینی بودند. همچنین آثارش الهام‌ بخش نبی‌ها، سمبولیست‌ها و فوویست‌ها شد. سمبولیست‌ها و نبی‌ها، جنبهٔ رمزآمیز طرح و رنگ آثارش را مهم شمردند، و فوویست‌ها شیوهٔ رنگ آمیزی او را راهنمای خود قرار دادند. پیکره‌های آثار او مانند آثار لوترک اغراق شده است.

گوگن، مانند برخی از معاصرانش مانند دگا و لوترک، از تکنیکی برای نقاشی روی بوم استفاده می‌کرد که بعنوان نقاشی جوهره شناخته می‌شود . برای این کار، روغن (چسب) از رنگ تخلیه می‌شود و لجن باقی مانده رنگدانه با تربانتین مخلوط می‌شود. او ممکن است از تکنیک مشابهی در تهیه مونوتایپ‌های خود استفاده کرده باشد، و به جای فلز از کاغذ استفاده می‌کرده است، زیرا روغن را جذب می‌کرد و به تصاویر نهایی ظاهری مات می‌داد که او می‌خواست.

در آثار پل گوگن نیز مانند ونسان ونگوگ، شاهد نفی شبیه‌سازیِ عینی در برابر بیان ذهنی هستیم. آثار گوگن کار مایه‌های مشترکی میان استادان بزرگ رنسانس داشت. گوگن نه تنها در برابر سنت هنری بلکه در برابر کل تمدن اروپایی طغیان کرد. او گفت «تمدن چیزی است که آدم را بیمار می‌کند». یکی آثار مهم او «تجلی پس از موعظه دینی» نام دارد.

گوگن، سزان و ونگوگ هنرمندان شاخص سبک پست امپرسیونیسم به‌شمار می‌روند. گوگن رنگ را با ترکیبات تازه و غیرمنتظره به کار برد و توجه‌اش به معنای روان شناختی رنگ بود. یعنی رنگ به خودی خود چیزی را بیان می‌کند.

وی اروپا را ترک گفت و به دنبال یک زندگی ساده و ابتدایی به تاهیتی رفت؛ زیرا معتقد بود که نقاشی در آستانه سقوط به ورطهٔ عوام‌فریبی و سطحی نگری قرار گرفته و همهٔ آن هوشیاری و دانایی که در تمدن اروپا بارور شده بود، نوابغ هنر را عقیم می‌ساخت و اجازه نمی‌داد که قدرت و شدت احساسات خویش را صریح و مستقیم ابراز کند. ولی البته گوگن نخستین کسی نبود که چنین نگرانی‌هایی دربارهٔ تمدن داشت.


📚 | کتاب « پل گوگن: هنرمند اسطوره و رؤیا »
✍️| نویسنده و گردآورنده: استیون اف. آیزنمن

📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️انزو استایولا بازیگر ایتالیایی تبار که بیشتر به خاطر بازی در نقش «برونو ریچی» هشت ساله در فیلم نئورئالیستی «دزد دوچرخه» اثر «ویتوریو دسیکا» که در سال ۱۹۴۸ ساخته شد، شناخته می‌شود در چهارم ژوئن، در سن هشتاد و پنج سالگی درگذشت. او در چندین فیلم دیگر از جمله در سال ۱۹۵۴، در فیلم «کنتس پا برهنه» با بازی «همفری بوگارت» که محصول آمریکا بود، ایفای نقش کرد اما بازیگری را ادامه نداد و در بزرگسالی معلم ریاضی شد و بعدها به عنوان کارمند اداره ثبت زمین نیز کار کرد. در نهایت او در بیمارستان فاتبنفراتلی در رم درگذشت؛ مراسم تشییع جنازه او دو روز بعد در کلیسای سن‌فرانچسکو ساوریو آلا گارباتلا، در میدان دامیانو ساولی، رم برگزار شد. مطبوعات ایتالیایی در یادبود او چنین نوشتند که «آخرین نماد نئورئالیسم درگذشت. »


■ RIP
■ Enzo Staiola (1939-2025)



🎥| #History_of_Cinema
🌀| @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
• " فونتامارا " داستان مردم ساده و بی‌آلایشی است که تقریبا می‌توان گفت هیچ‌چیزی ندارند و زندگی از همه سو به آن‌ها فشار آورده است. از آن‌سو دولتمردان و سیاسیون با هر دوز و کلکی، خود را دوستدار مردم نشان می‌دهند ولی مردم روستای فونتامارا را فقیرتر می‌کنند. فقر…
« [..] شهرداری حصاری چوبی ساخته بود دور زمین مراتعی که ترادر بدون پرداخت بهایی ضبط کرده بود. حصار، به منظور پایان دادن به تمام چرندیات دهقانانی بود در مورد این حقیقت که هزاران سال آن زمین‌ها در تملک عموم بوده است. بگومگوها ادامه داشت. یک شب حصار دچار حریق شد. براردو توضیح داد: چوب‌ها خیلی خشک بود و آفتاب اون‌هارو سوزاند. ترادر حصار دیگر درست کرد و با هزینه شهرداری یک رفتگر مسلح، به نگهبانی آن گماشت. اما حصار، درست زیر دماغ رفتگر دچار حریق شد. او آشکارا شیوع شعله‌ها را دید که از زمین برخاسته و سراسر حصار را در عرض چند دقیقه سوزاند. همچنان که اجباراً در مورد هر معجزه‌ای صادق بود. دون آباکیو معتقد بود که حریق بلاشک ریشه مافوق طبیعی داشته و از ابتکارات شیطان بوده است. و ما دست آخر کشف کردیم که شیطان آنطورها که می‌گفتند بد نبود. اما ترادر که مجبور بود بطور حیثیتی نقش مأمور دولت را انجام دهد و نمی‌توانست شیطان را دستگیر کند، پس رفتگر را به زندان انداخت. ما از خودمان می‌پرسیدیم: «کی برنده میشه؟ شیطان یا ترادر؟ »


- فونتامارا | اینیاتسیو سیلونه


▫️| #Basics
📇| #ScreenWriting .
🌀| @Perspective_7
👍6
جملاتی از چارلز دیکنز:
داستان‌نویس، رمان‌نویس، منتقد، روزنامه‌نگار


• قلب عاشق، حقیقی‌ترین خرد است.

• ما هرگز نباید از اشک‌هایمان شرمنده باشیم.

• هیچ چیز از آنچه با شرافت انجام شده است، هرگز از بین نمی‌رود.

• کار عاقلانه و مهربانانه انجام بده، و کاری کن که بهترینِ ما باشی، نه بدترینِ ما.

• تا آخرین لحظه به یاد داشته باش که تا زندگی هست، امید هم هست.

• هیچ چیز در دنیا به اندازه خنده و شوخ طبعی مسری و مقاومت‌ناپذیر نیست.

• قلبی داشته باش که هرگز سخت نشود، و خویی که هرگز خسته نشود، و لمسی که هرگز آزار ندهد.

• رذایل گاهی اوقات فضایلی هستند که به افراط کشیده شده‌اند !

• من باید همانطور که ساخته شده‌ام، پذیرفته شوم. موفقیت از آن من نیست، شکست هم از آن من نیست، اما این دو با هم مرا می‌سازند.

• بله. او آدم خیلی خوبی است - دشمن هیچکس جز خودش نیست.

• خانواده نه تنها باید شامل کسانی باشد که با آنها خون مشترک داریم، بلکه باید شامل کسانی هم باشد که حاضریم به آنها خون بدهیم.


▪️به مناسبت درگذشت جناب "چارلز دیکنز"
▪️از قله‌های رفیع ادبیات و دوران ویکتوریایی


💬| #Quote
👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
👍9
Perspective | پرسپکتیو
▪️دیکسیون چیست؟ (۲) ▪️درس‌های بازیگری لطف دیکسیون در صحت تلفظ و مشخص کردن جمله‌هایی است که عبارتی را تشکیل می‌دهند، يك ديكسيون سنگین و یکنواخت زیبائی‌های مؤثر را محو می‌کند و اثرات آنرا از بین می‌برد. كسى كه رُلی منجمد و سردی را بعهده دارد باید سریع‌تر…
▪️دیکسیون چیست؟ (۳)
▪️عناصر اصلی دیکسیون
▪️درس‌های بازیگری


انتخاب کلمات:
بازیگر باید کلماتی را انتخاب کند که با شخصیت و موقعیت شخصیت در نمایش سازگار باشد.

آهنگ صدا:
صدا باید با موقعیت شخصیت و احساسات او هماهنگ باشد.

سرعت و حجم صدا:
این عوامل نیز باید بر اساس شخصیت و موقعیت انتخاب شوند.

تفسیر معانی کلمات:
بازیگر باید بتواند معانی کلمات را به درستی تفسیر کند و در موقعیت مناسب استفاده کند.


🎭| #About_Theatre
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍6
هاوارد هاکس:
درباره بازیگری جان وین
در گفتگو با جوزف مک‌براید


« جان وین هیچوقت سناریوهای مرا نمی‌خواند. می‌خواست خودم به او بگویم چه بکند. می‌پرسید "در این صحنه باید چکار کنم؟" می‌گفتم "باید فلان حالت را ایجاد کنی." وقتی شروع می‌کردم یکی از ماجراها را برایش تعریف کنم، می‌گفت "تعریف نکن که نمی‌خواهم بشنوم. از ماجراهای تو خوشم نمی‌آید. همیشه آخرش خوب از کار در می‌آید" قبل از اینکه باهم صحبت کنیم هیچوقت دیالوگ‌ را حفظ نمی‌کرد، چون می‌گفت این جوری پرت می‌شود. می‌توانست دو صفحه دیالوگ را ظرف سه چهار دقیقه حفظ کند. هیچوقت غرولند نمی‌کرد. کار کردن با او برای من از هر هنرپیشه دیگری راحت‌تر بود‌. چون هيچوقت راجع نقشش حرفی نمی‌زد. صرفا می‌رفت و بازی‌اش می‌کرد. یکبار به او گفتم "شنیده‌ام رفتارت با دیگران خیلی سخت است." گفت "تو و [جان] فورد مرا پرتوقع بار آوردید". دلش می‌خواست خودش صحنه‌های خودش را کارگردانی کند، اما دیگران نمی‌گذاشتند. ولی در مورد من یک لحظه هم اینطور نبود.... چرا؛ گاهی اوقات سری به نارضایتی تکان می‌داد. می‌گفتم "مشکلت کجاست؟" می‌گفت "یک دفعه دیگر تمرین کنیم تا برسیم به جایی که اشکال دارم." به این ترتیب بود که متوجه می‌شد اشکالش از کجاست و چندتا دیالوگ دیگر می‌نوشتیم و می‌گفتم "حالا این را امتحان کن". در این موقع گل از گلش می‌شکفت و می‌گفت "حالا خوب شد". اشکالش در این بود که چیزی در صحنه روان نبود و با حس او نمی‌خواند. چیزی با حس او معارضه داشت و حق با او بود. او بطور غریزی می‌دانست چه باید بکند تا صحنه روان‌تر و بهتر از کار در بیاید. هیچ بازیگر دیگری بر پرده سینما نماینده چنین قدرتی نبوده است. »


𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒂𝒓𝒄𝒉𝒆𝒓𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟔)
𝑫𝒊𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑭𝒐𝒓𝒅

به بهانه سالمرگ وسترنر سینما؛ جان وین

👤| #John_Wayne
👤| #Howard_Hawks
🌀| @Perspective_7
👍10
سیسیل بی. دمیل:
• درباره ده فرمان (۱۹۵۶)


« این ایده بیش از هفتاد سال پیش زمانی آغاز شد که پدر و مادرم هر شب برای ما بچه‌ها فصلی از عهد عتیق، فصلی از عهد جدید و فصلی از تاریخ را می‌خواندند. شخصیت های کتاب مقدس برای ما به همان اندازه واقعی شدند که شخصیت‌های کتاب‌های مصور برای کودکان امروزی. وقتی کتاب مقدس از مدارس خارج شد، ملت مقدار زیادی از اعتقاداتش را دست دادند. وقتی پسربچه بودم و در مدارس [این در‌س‌ها] خوانده می‌شد؛ هنوز هم فکر می‌کنم باید اینطور باشد. »


• 𝑻𝒉𝒆 𝑻𝒆𝒏 𝑪𝒐𝒎𝒎𝒂𝒏𝒅𝒎𝒆𝒏𝒕𝒔 (𝟏𝟗𝟓𝟔)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑪𝒆𝒄𝒊𝒍 𝑩. 𝑫𝒆𝑴𝒊𝒍𝒍𝒆


👤| #Cecil_B_DeMille
🌀| @Perspective_7
👍6
راینر ورنر فاسبیندر :
• نگاه فاسبیندر درباره جنگ


« در کل آدم‌ها امروزه دیگر نمی‌دانند برای چـه زندگی می‌کنند؛ در گذشته شرایط متفاوت بود. به همین دلیل است که می‌گویم هر از گاهی باید جنگی شود، در غیر این صورت مردم دیگر نمی‌دانند زندگی در حد فاصل بین جنگ‌ها، در دورۀ صلح و حتی در حین جنگ، تا چه حد هیجان انگیز است، و در نتیجه این افکار احمقانه را در سر نمی‌پرورانند»


👤¦ #Rainer_Werner_Fassbinder
🌀¦ @Perspective_7
👍7
« ما نخستین مردمانی نیستیم...
که با داشتن بهترین نیت‌ها
به بدترین روزگار افتاده‌ایم »



- لـیرشـاه | ویلیام شکسپیر



👤| #William_Shakespeare
🌀| @Perspective_7
👍9
تصویر مهیب جنگ در ده اثر از نقاشان بزرگ
● جنگ از نگاه پائولو اوچلو تا پابلو پیکاسو
● از "نبرد سن‌رومانو" (قرن ۱۵) تا "گوئرنیکا" (قرن ۲۰)



• وقوع جنگ یکی از مصیبت‌بارترین بلا‌هایی است که همیشه جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی بشر بوده است. وقتی کتاب‌های تاریخ را ورق می‌زنیم انگار هیچ صفحه‌ای بدون جنگ نیست؛ از جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای گرفته تا جنگ‌هایی که تقریبا همۀ مردم دنیا را درگیر خودشان کردند. انسان همانقدر که می‌تواند خشونت و تاریکی بیافریند، قادر به خلق زیبایی و نور هم هست؛ و این توانایی زمانی شگفت‌انگیزتر می‌شود که انسان دقیقا از دل تاریکی‌ها و مصیبت‌ها چیزی درخشان و زیبا بیرون می‌کشد. این همان اتفاقی است که بیشتر از هر جا در جهان هنر می‌افتد.


برای مشاهده آثار [ کلیک کنید ]


• Battle of Sinop (1853)
• Painter: Ivan Aivazovsky



📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍7
تابلوی گوئرنیکا


• "گوئرنیکا" نام تابلویی معروف از پابلو پیکاسو است که در سال ۱۹۳۷، در دوران جنگ داخلی اسپانیا خلق شد. این تابلو به بمباران وحشیانه شهر گرنیکا توسط هواپیماهای آلمانی واکنش نشان می‌دهد. پیکاسو در این تابلو از سبک کوبیسم استفاده کرد که در آن اشیا و افراد از زوایای مختلف شکسته و دوباره کنار هم قرار می‌گیرند. این سبک در آن زمان بسیار نوآورانه بود و به انتقال احساسات و مفاهیم پیچیده کمک می‌کرد. "گوئرنیکا" به عنوان یکی از مهمترین آثار ضد جنگ در تاریخ هنر شناخته می‌شود. چنانکه پیکاسو در این تابلو خشونت، وحشت، و رنج ناشی از جنگ را به تصویر می‌کشد. گویند افسری آلمانی، پس از دیدن این تابلو در کارگاه پیکاسو، از او پرسید که آیا این اثر کار اوست؟ پیکاسو در پاسخ، با لحنی کنایه‌آمیز، گفت که "نه، کار شماست". و این جمله نشان‌دهنده عمق نفرت و انزجار پیکاسو از جنگ و مسئولیت‌پذیری او در قبال این فاجعه بود.

▪️Guernica
▪️Painting by Pablo Picasso

📚| #Art_History
👤| #Pablo_Picasso
🌀| @Perspective_7
👍8
■ مدح جنگ از نگاه هگل


جنگ را بسیاری از نویسندگان و متفکران جهان اوج دیوانگی بشر و منشاء پلیدی‌ها و بدبختی‌ها می‌دانند. تولستوی در اثر جاودانه خود بنام "جنگ و صلح" که یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان است، همه پلیدی‌های جنگ را در قالب داستانی درباره حمله ناپلئون به روسیه بیان کرده است. باوجود این، جنگ مداحان و طرفدارانی هم دارد که یکی از معروف‌ترین آنها "هگل" فیلسوف بزرگ آلمانی است.

• هگل در اثر معروف خود با عنوان "فلسفه حق" می‌نویسد: «به هنگام صلح انسان‌ها بتدریج دچار ضعف قوای روحی می‌گردند. در نتیجه‌‌ی جنگ، نه فقط خلق‌ها قوی‌تر می‌شوند، بلکه ملت‌هایی نیز که دچار تفرقه داخلی هستند بر اثر جنگ خارجی، وحدت و انسجام خود را باز می‌یابند. جنگ‌ها هنگامی وقوع می‌یابند که ضرورت باشد. پس از خرابی‌ها فرصت‌های زیادی برای آبادانی وجود دارد، محصولات دوباره می‌روید و یاوه‌گوئی‌ها در برابر وقار تاریخ خاموش می‌شود. »


👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍8👎4
چارلز دیکنز:
• تفاوت خلق کردن و ساختن


« تمام تفاوت بین ساختن و خلق کردن دقیقاً همین است: چیزی که ساخته می‌شود فقط پس از ساخته شدن می‌تواند دوست داشته شود؛ اما چیزی که خلق می‌شود قبل از وجود داشتنش دوست داشته می‌شود. »



👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
👍8
جمله "موفق خواهم شد"
این جمله‌ای است که هر قمار باز
و هر سرداربزرگی در جنگ می‌گوید،
جمله‌ای که اگر کسانی را نجات داده است،
از آنطرف باعث نابودی عده‌ی زیادی شده است...


بابا گوریو | اونوره دو‌ بالزاک


• در سال‌های اولیه جنگ؛ «سی. آر. دبلیو. نوینسون» به عنوان تنها فوتوریست بریتانیا، به سبکی آوانگارد کار می‌کرد. آثار او با پیشرفت جنگ، ناتورالیستی‌تر شدند، زیرا او احساس می‌کرد که باید آنچه را که شاهد بوده، به صورت بصری گزارش دهد. «دروغ نبرد» پیامدهای یک حمله در ایپر سالینت را به تصویر می‌کشد، «صحنه‌ای معمولی پس از یک حمله در سپیده دم. زخمی‌های در حال حرکت، زندانیان و برانکاردها از طریق سرزمین غرق در آب فلاندر به سمت عقب می‌روند.» استفاده نوینسون از رنگ‌های تیره و تصویرسازی اجساد در نقاشی، عزم او را برای نشان دادن واقعیت تلخ جنگ نشان می‌دهد.


• ‘𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒓𝒗𝒆𝒔𝒕 𝒐𝒇 𝑩𝒂𝒕𝒕𝒍𝒆’ (𝟏𝟗𝟏𝟗)
• 𝑷𝒂𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓: 𝑪.𝑹.𝑾. 𝑵𝒆𝒗𝒊𝒏𝒔𝒐𝒏


▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍5
اما تهران را...
از دست دادی. شَهرت را. تو خراب شدن دیوار کوچه‌ها را دیدی، و خانه‌هایی را که یک به یک ویران شدند. در شهری که قواره‌اش غول‌آسا شده بود جایی برای نفس کشیدن نیافتی.

تو به دنبال خیلی چیزهای گم شده در آن رفتی و دریافتی این بار امید یافتن‌شان را نداری. تو در شهرت غریب شدی. معماریِ شَهرت، سنگ و شن و آسفالتش دیگر آدم‌هایش را قبول نداشت. شهر تو حیایش را از دست داده بود. تو اخم نکردی ولی روز به روز کمرت را خم کردی. و دریافتی دیگر شایستگی یافتن گوشه‌ی آرامی را نداری.


همیشه باز می‌گردم | حمیدرضا صدر



▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍9👎1
دیوید بوردول:
بوطیقای سینما: سبک بصری در ژاپن


• به گفته جان داوِر، غیاب نیروهای دشمن پیامد فشاری عمدتاً درونی از جانب ایدئولوژی زمان جنگ است. تبلیغات در مجموع خصومت را ابزاری برای پس گرفتن خلوص از دست رفته اخلاقی و نژادی نشان می‌داد، پس از دهه‌ها تن‌پروری به شیوه غربی، اتباع ژاپن باید تأثیرات خارجی را از زندگی خود محو کنند، ساده زیستی در پیش بگیرند و آماده باشند جانشان را فدای امپراتور کنند. در این دوره یک سرباز می‌توانست پشت کارت پستالی برای خانواده‌اش هایکویی صلح‌طلبانه بنویسد:

چشم‌هایم را که می‌بندم
می‌توانم دره‌ها را ببینم
لبریز از سرخی خون.

• مأمور سانسوری که جلوی ارسال کارت را گرفت از سرباز خواست تنها عبارت «سرخی خون» را به «خون پاک» تغییر دهد. داوِر استدلال می‌کند که تأکید این فیلم ها نه بر پیروزی علیه دشمن، که بر تلاش برای ساختن خودی ناب و خالص است. دشمن محوریت نداشت، زیرا بنا نبود جنگ در قالب فتوحات یا برخورد منافع سیاسی متضاد به نمایش درآید. جنگ تلاش ژاپن بود برای احیای میراث اصالت و شرافت معنوی‌اش و تاب آوردن سختی‌ها با صبری فرمان‌بردارانه.


🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍7