Perspective | پرسپکتیو – Telegram
Perspective | پرسپکتیو
513 subscribers
697 photos
152 videos
316 links
• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Download Telegram
تصویر مهیب جنگ در ده اثر از نقاشان بزرگ
● جنگ از نگاه پائولو اوچلو تا پابلو پیکاسو
● از "نبرد سن‌رومانو" (قرن ۱۵) تا "گوئرنیکا" (قرن ۲۰)



• وقوع جنگ یکی از مصیبت‌بارترین بلا‌هایی است که همیشه جزئی جدایی‌ناپذیر از زندگی بشر بوده است. وقتی کتاب‌های تاریخ را ورق می‌زنیم انگار هیچ صفحه‌ای بدون جنگ نیست؛ از جنگ‌های داخلی و منطقه‌ای گرفته تا جنگ‌هایی که تقریبا همۀ مردم دنیا را درگیر خودشان کردند. انسان همانقدر که می‌تواند خشونت و تاریکی بیافریند، قادر به خلق زیبایی و نور هم هست؛ و این توانایی زمانی شگفت‌انگیزتر می‌شود که انسان دقیقا از دل تاریکی‌ها و مصیبت‌ها چیزی درخشان و زیبا بیرون می‌کشد. این همان اتفاقی است که بیشتر از هر جا در جهان هنر می‌افتد.


برای مشاهده آثار [ کلیک کنید ]


• Battle of Sinop (1853)
• Painter: Ivan Aivazovsky



📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍7
تابلوی گوئرنیکا


• "گوئرنیکا" نام تابلویی معروف از پابلو پیکاسو است که در سال ۱۹۳۷، در دوران جنگ داخلی اسپانیا خلق شد. این تابلو به بمباران وحشیانه شهر گرنیکا توسط هواپیماهای آلمانی واکنش نشان می‌دهد. پیکاسو در این تابلو از سبک کوبیسم استفاده کرد که در آن اشیا و افراد از زوایای مختلف شکسته و دوباره کنار هم قرار می‌گیرند. این سبک در آن زمان بسیار نوآورانه بود و به انتقال احساسات و مفاهیم پیچیده کمک می‌کرد. "گوئرنیکا" به عنوان یکی از مهمترین آثار ضد جنگ در تاریخ هنر شناخته می‌شود. چنانکه پیکاسو در این تابلو خشونت، وحشت، و رنج ناشی از جنگ را به تصویر می‌کشد. گویند افسری آلمانی، پس از دیدن این تابلو در کارگاه پیکاسو، از او پرسید که آیا این اثر کار اوست؟ پیکاسو در پاسخ، با لحنی کنایه‌آمیز، گفت که "نه، کار شماست". و این جمله نشان‌دهنده عمق نفرت و انزجار پیکاسو از جنگ و مسئولیت‌پذیری او در قبال این فاجعه بود.

▪️Guernica
▪️Painting by Pablo Picasso

📚| #Art_History
👤| #Pablo_Picasso
🌀| @Perspective_7
👍8
■ مدح جنگ از نگاه هگل


جنگ را بسیاری از نویسندگان و متفکران جهان اوج دیوانگی بشر و منشاء پلیدی‌ها و بدبختی‌ها می‌دانند. تولستوی در اثر جاودانه خود بنام "جنگ و صلح" که یکی از بزرگترین شاهکارهای ادبی جهان است، همه پلیدی‌های جنگ را در قالب داستانی درباره حمله ناپلئون به روسیه بیان کرده است. باوجود این، جنگ مداحان و طرفدارانی هم دارد که یکی از معروف‌ترین آنها "هگل" فیلسوف بزرگ آلمانی است.

• هگل در اثر معروف خود با عنوان "فلسفه حق" می‌نویسد: «به هنگام صلح انسان‌ها بتدریج دچار ضعف قوای روحی می‌گردند. در نتیجه‌‌ی جنگ، نه فقط خلق‌ها قوی‌تر می‌شوند، بلکه ملت‌هایی نیز که دچار تفرقه داخلی هستند بر اثر جنگ خارجی، وحدت و انسجام خود را باز می‌یابند. جنگ‌ها هنگامی وقوع می‌یابند که ضرورت باشد. پس از خرابی‌ها فرصت‌های زیادی برای آبادانی وجود دارد، محصولات دوباره می‌روید و یاوه‌گوئی‌ها در برابر وقار تاریخ خاموش می‌شود. »


👤 | #Hegel
▪️ | #Aesthetic
🌀 | @Perspective_7
👍8👎4
چارلز دیکنز:
• تفاوت خلق کردن و ساختن


« تمام تفاوت بین ساختن و خلق کردن دقیقاً همین است: چیزی که ساخته می‌شود فقط پس از ساخته شدن می‌تواند دوست داشته شود؛ اما چیزی که خلق می‌شود قبل از وجود داشتنش دوست داشته می‌شود. »



👤| #Charles_Dickens
🌀| @Perspective_7
👍8
جمله "موفق خواهم شد"
این جمله‌ای است که هر قمار باز
و هر سرداربزرگی در جنگ می‌گوید،
جمله‌ای که اگر کسانی را نجات داده است،
از آنطرف باعث نابودی عده‌ی زیادی شده است...


بابا گوریو | اونوره دو‌ بالزاک


• در سال‌های اولیه جنگ؛ «سی. آر. دبلیو. نوینسون» به عنوان تنها فوتوریست بریتانیا، به سبکی آوانگارد کار می‌کرد. آثار او با پیشرفت جنگ، ناتورالیستی‌تر شدند، زیرا او احساس می‌کرد که باید آنچه را که شاهد بوده، به صورت بصری گزارش دهد. «دروغ نبرد» پیامدهای یک حمله در ایپر سالینت را به تصویر می‌کشد، «صحنه‌ای معمولی پس از یک حمله در سپیده دم. زخمی‌های در حال حرکت، زندانیان و برانکاردها از طریق سرزمین غرق در آب فلاندر به سمت عقب می‌روند.» استفاده نوینسون از رنگ‌های تیره و تصویرسازی اجساد در نقاشی، عزم او را برای نشان دادن واقعیت تلخ جنگ نشان می‌دهد.


• ‘𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒂𝒓𝒗𝒆𝒔𝒕 𝒐𝒇 𝑩𝒂𝒕𝒕𝒍𝒆’ (𝟏𝟗𝟏𝟗)
• 𝑷𝒂𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓: 𝑪.𝑹.𝑾. 𝑵𝒆𝒗𝒊𝒏𝒔𝒐𝒏


▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍5
اما تهران را...
از دست دادی. شَهرت را. تو خراب شدن دیوار کوچه‌ها را دیدی، و خانه‌هایی را که یک به یک ویران شدند. در شهری که قواره‌اش غول‌آسا شده بود جایی برای نفس کشیدن نیافتی.

تو به دنبال خیلی چیزهای گم شده در آن رفتی و دریافتی این بار امید یافتن‌شان را نداری. تو در شهرت غریب شدی. معماریِ شَهرت، سنگ و شن و آسفالتش دیگر آدم‌هایش را قبول نداشت. شهر تو حیایش را از دست داده بود. تو اخم نکردی ولی روز به روز کمرت را خم کردی. و دریافتی دیگر شایستگی یافتن گوشه‌ی آرامی را نداری.


همیشه باز می‌گردم | حمیدرضا صدر



▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍9👎1
دیوید بوردول:
بوطیقای سینما: سبک بصری در ژاپن


• به گفته جان داوِر، غیاب نیروهای دشمن پیامد فشاری عمدتاً درونی از جانب ایدئولوژی زمان جنگ است. تبلیغات در مجموع خصومت را ابزاری برای پس گرفتن خلوص از دست رفته اخلاقی و نژادی نشان می‌داد، پس از دهه‌ها تن‌پروری به شیوه غربی، اتباع ژاپن باید تأثیرات خارجی را از زندگی خود محو کنند، ساده زیستی در پیش بگیرند و آماده باشند جانشان را فدای امپراتور کنند. در این دوره یک سرباز می‌توانست پشت کارت پستالی برای خانواده‌اش هایکویی صلح‌طلبانه بنویسد:

چشم‌هایم را که می‌بندم
می‌توانم دره‌ها را ببینم
لبریز از سرخی خون.

• مأمور سانسوری که جلوی ارسال کارت را گرفت از سرباز خواست تنها عبارت «سرخی خون» را به «خون پاک» تغییر دهد. داوِر استدلال می‌کند که تأکید این فیلم ها نه بر پیروزی علیه دشمن، که بر تلاش برای ساختن خودی ناب و خالص است. دشمن محوریت نداشت، زیرا بنا نبود جنگ در قالب فتوحات یا برخورد منافع سیاسی متضاد به نمایش درآید. جنگ تلاش ژاپن بود برای احیای میراث اصالت و شرافت معنوی‌اش و تاب آوردن سختی‌ها با صبری فرمان‌بردارانه.


🎥 | #History_of_Cinema
🌀 | @Perspective_7
👍7
مرلین مونرو:
• درباره صحنه معروف خارش هفت ساله
• سکانسی که باد از داخل مترو، دامن مونرو را بالا می‌برد


« در ابتدا همه چیز معصومانه و سرگرم‌کننده بود، اما وقتی بیلی وایلدر بارها و بارها این صحنه را فیلمبرداری کرد، جمعیت مردان همچنان به تشویق و فریاد زدن ادامه دادند: «بیشتر، بیشتر مرلین - بیایید بیشتر ببینیم.» صحنه‌ای که قرار بود سرگرم‌کننده باشد، ناگهان به یک صحنه جنسی تبدیل شد. »


👤| #Billy_Wilder
👤| #Marilyn_Monroe
🌀| @Perspective_7
👍8
● در این اثر، یک کشیش و یک افسر به یک مزرعه نگاه می‌کنند. افسر به نشانه احترام کلاهش را برداشته است و چشم به زمین دوخته و بصورت مغموم و مغبون زیر لب نجوا می‌کند. از سویی کشیش لب به دعا گشوده است. منظره روبرویشان انگار خالی به نطر می‌رسد اما جسدهای بی‌شماری روی زمین نهفته است. بطوریکه هر بدن انگار در زمین محو می‌شود. گویی بخشی از خاکی شده اند که در آن مرده‌اند. فضای غمگنانه اثر از زمین به آسمان سرایت می‌کند. بگونه‌ای که انگار آسمان نیز جانش گرفته شده است و توان تابیدن بر روی اجساد را ندارد. در این نقاشی، مرثیه‌سراییِ کشیش، از زمین به آسمان سرایت می‌کند و با آن یکی می‌شود. گویی رمق نور خورشید، در آسمان، از پس ابرهای آبیِ کدرِ مایل به سیاه گرفته است و آسمان نیز دلمرده از مردگان روی زمین‌اش است. اثری تیره، دردناک، دغدغه‌مند، نقاد و نفرین‌شده به نام "مرثیه/ شکست‌خورده" از نقاش، هنرمندِ جنگ و جهانگرد بزرگ روس که ماهیت گرافیکی صحنه‌های واقع‌گرایانه او باعث شد که بسیاری از آنها هرگز چاپ نشوند یا در معرض دید عموم قرار نگیرند.


🎨 𝑫𝒆𝒇𝒆𝒂𝒕𝒆𝒅. 𝑹𝒆𝒒𝒖𝒊𝒆𝒎 (𝟏𝟖𝟕𝟗)
🎨 𝑷𝒂𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓:𝑽𝒂𝒔𝒊𝒍𝒚 𝑽𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒄𝒉𝒂𝒈𝒊𝒏

▪️ | #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍7
فرمانده:
برید جلو و نترسید...
خدا با ماست.


یکی از سربازها:
اگه خدا با ماست؛ پس کی با اوناست که
اینطور دارن مارو تیکه پاره می‌کنن؟؟


• 𝑺𝒂𝒗𝒆 𝑷𝒓𝒊𝒗𝒂𝒕𝒆 𝑹𝒚𝒂𝒏 (𝟏𝟗𝟗𝟖)
• 𝑫𝒊𝒓: 𝑺𝒕𝒆𝒗𝒆𝒏 𝑺𝒑𝒊𝒆𝒍𝒃𝒆𝒓𝒈


📇| #ScreenWriting
👤| #Steven_Spielberg
🌀| @Perspective_7
👍9👎1
● ایران و جنگ
● به بهانه جنگ با اسرائیل


• ایران در طول قریب سه هزار سال تاریخ گذشته خود، بیش از هزار سال درگیر جنگ‌های داخلی و خارجی بوده است. نخستین جنگی که در تاریخ ایران از آن یاد شده تجاوز آشوری‌ها به ایران در قرن نهم قبل از میلاد است، و فتح آشور بدست مادها در سال ۶۱۴ قبل از میلاد ایران به ثبت رسیده است.

پس از قبل از میلاد نخستین جنگ بزرگی است که در تاریخ ایران به ثبت رسیده است. پس از آن، در تمام دوره سلطنت هخامنشی و اشکانیان و ساسانیان و همچنین پس از تسلط تاریخ ا اعراب تا حمله مغول ایران همواره درگیر جنگ‌های داخلی و خارجی بوده که شمه‌ای از آن در این بررسی آمده است.

در طول قریب پانصد سال اخیر - از آغاز قرن شانزدهم میلادی به اینطرف، ایران بیش از دویست سال در حال جنگ بوده که مهمترین آنها جنگهای سلاطین صفویه با عثمانی‌ها و روس‌ها و افغان‌ها، جنگ‌های نادرشاه افشار با افغان‌ها و عثمانی‌ها و حمله او به هند و بالاخره جنگ‌های طولانی ایران و روس؛ ایران و انگلیس؛ و ایران و عثمانی در طول ۱۳۰ سال سلطنت قاجاریه است که در اکثر آن‌ها شکست با ایران بوده است.

با انعقاد چند قرارداد ننگین صلح نظر معاهدات گلستان (۱۸۱۳) و ترکمانچای (۱۸۲۸) و قرارداد صلح ایران و انگلیس در سال (۱۸۵۷) قسمت مهمی از سرزمین‌های خود را از دست داده است. ایران در هر دو جنگ اول و دوم جهانی مورد تجاوز قرار گرفت و در تمام مدت هر دو جنگ تحت اشغال قوای بیگانه بود.

در پایان هر دو جنگ نیز ایران با حرکت‌های تجزیه طلبانه‌ای نظیر قیام شیخ خزعل در خوزستان و قیام پیشه‌وری در آذربایجان مواجه شد که خوشبختانه همه آنها سرکوب گردید و ایران از خطر تجزیه نجات یافت.


🎨 ‘𝑮𝒂𝒔𝒔𝒆𝒅’ (𝟏𝟗𝟏𝟗)
🎨 𝑷𝒂𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓: 𝑱𝒐𝒉𝒏 𝑺𝒊𝒏𝒈𝒆𝒓 𝑺𝒂𝒓𝒈𝒆𝒏𝒕

📚 « خواندنی‌های تاریخ »
گردآورنده: محمود مهرداد
▫️| #Basics
🌀| @Perspective_7
👍8
▪️دیکسیون چیست؟ (۴)
▪️اهمیت دیکسیون در اجرا
▪️درس‌های بازیگری



درک مخاطب:

بیان خوب تضمین می‌کند که مخاطب می‌تواند دیالوگ را درک کند، که برای دنبال کردن طرح داستان و درک شخصیت‌ها ضروری است.


• توسعه شخصیت:

بیان می‌تواند برای تمایز شخصیت‌ها استفاده شود، به طوری که شخصیت‌های خاص به شیوه‌ای خاص صحبت می‌کنند تا پیشینه یا شخصیت خود را آشکار کنند.


• ایجاد لحن و حال و هوا:

نحوه انتخاب و بیان کلمات می‌تواند بر لحن و حال و هوای کلی یک صحنه یا نمایش تأثیر بگذارد.


• ایجاد اجرایی جذاب‌:

وقتی بازیگران از بیان خود به طور مؤثر استفاده می‌کنند، اجرای آنها می‌تواند پویاتر و جذاب‌تر باشد.

🎭| #About_Theatre
📚| #Cinematicterms
🌀| @Perspective_7
👍6
جملاتی از آبراهام لینکلن:
● شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا
● درباره جنگ، پیروزی، صداقت و اخلاقیات


• هیچ چیز خوبی در جنگ وجود ندارد. به جز پایانش.

• تمام تاریخ عبارت است از جنگ دو سرباز که یکدیگر را نمی‌شناسند،
برای دو نفر که همدیگر را می‌شناسند و نمی‌جنگند.

• من ملزم به پیروزی نیستم، اما ملزم به صادق بودن هستم. من ملزم به
موفقیت نیستم، اما ملزم به عمل کردن به آنچه که دارم هستم.

• آیا وقتی دشمنانم را دوست خود قرار می‌دهم، آنها را نابود نمی‌کنم؟

• نگرانی من این نیست که آیا خدا طرف ماست یا نه؛ بزرگترین نگرانی من این است که طرف خدا باشم؛ زیرا خدا همیشه درست می‌گوید.

• جنگ یک فاجعه اخلاقی است که می‌تواند به روابط انسانی آسیب برساند.

• در کنار کسی که راه حق را می رود بایست و زمانی که راه باطل می‌رود، از او دور باش.

• می‌توان بعضی از مردم را همیشه و همه مردم را گاهی فریب داد، اما نمی‌توان همه مردم را همیشه فریب داد.

• من امروز موفق هستم چون دوستی داشتم که به من ایمان داشت و من دلم نمی‌خواست او را ناامید کنم.



💬| #Quote
👤| #Abraham_Lincoln
🌀| @Perspective_7
👍7
▪️مرگ مستند فیلم‌بردار
▪️برگرفته از مستند نبرد-شیلی
▪️بررسی تطبیقی-زیبایی‌شناختی میان دو فیلم مستند



● «لئونارد هندریکسن»، فیلم‌بردار مستند «نبرد شیلی-۱۹۷۵»، در حال فیلمبرداری از صحنه حضور خیابانی نیروهای «ژنرال پینوشه» در هنگامه کودتای شیلی است. صدای گلوله از دور و نزدیک می‌آید. سربازان به هر طرف شلیک می‌کنند. هندریکسن اما همچنان در حال ثبت تصاویر این واقعه است تا اینکه که در این میان، گلوله‌ای هم نصیب او می‌شود و دوربین او بر زمین می‌افتد. این فیلم، نخستین فیلمی است که یک انسان از لحظه مرگ خود به ثبت رسانده است. نظیر چنین فیلم‌برداری های مستندی را می‌توان گوشه‌گوشه اثار مستند جهانی پیدا کرد. همانند تصاویر مستندی نزدیک به فضاسازی‌های آثار گلوبر روشا و جلو پونته-کوروو؛ یا تصاویر مستندی از تصاویر ضبطی از غزاله چلابی در تهران جان بداد. هرچند که این دو فیلم تفاوتی مهم از منظر زیبایی‌شناسی در بافت مستند با یکدیگر دارند. و آن، امتداد فیلم غزاله به پسامرگ اوست. فیلم هندریکسن با گلوله خوردن او از ضبط باز می‌ایستد و فیلم متوقف می‌شود. گویی از منظر زیبایی‌شناسی، حیات و حرکت فیلم مستند، همسان و همزمان با حیات و حرکت یک انسان - فیلم‌بردار- ، بسته به قابی که از چشم دوربین، فیلمبردار جهان را می‌نگرد نیز با شلیک گلوله پایان می‌یابد. انگار که دوربین نیز مانند انسان چشم از جهان فروبسته است؛ اما در مورد دوم (مرگ غزاله چلابی) حتی مرگ فیلمبردار نیز نمی‌تواند خدشه‌ای به فیلم مستند غزاله - برخلاف هندریکسن - وارد کند. غزاله‌ای که می‌میرد اما دوربینش همچنان روایت می‌کند. همچنان زنده است و زنده می‌ماند و این ناخواسته هویت مستقل به دوربینی داده می‌شود که هم‌چشم اوست، با او تیر می‌خورد اما با او نمی‌میرد ولی با او نقش بر زمین می‌شود. اگر آن نمای تراولینگ معروف خیابان ستارخان را نمایشی سینمایی-مستند از وقایع سال ۹۸ بدانیم، و همچنین اگر بخواهیم با نگاه و نگره‌ای زیبایی‌شناسانه و قطعا سینمایی‌ بدان نگاه کنیم، روایت دوربین مستند مرحوم "غزاله چلابی" همپای روایت دوربین "لئونارد هندریکسن" دو شکل متفاوت از نحوه ثبت و ضبط مرگ فیلم‌برداران پشت دوربین فیلمبرداری هستند که در تاریخ سینمای مستند هم‌پا، شناسا و مشهور هستند.


𝑻𝒉𝒆 𝑩𝒂𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒐𝒇 𝑪𝒉𝒊𝒍𝒆 (𝟏𝟗𝟕𝟓-𝟕𝟗)
𝑫𝒊𝒓: 𝑷𝒂𝒕𝒓𝒊𝒄𝒊𝒐 𝑮𝒖𝒛𝒎á𝒏


🎥 | #History_of_Cinema
📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
👍7
Perspective | پرسپکتیو
🖼 - «برتیل گوو» و «پرنیلا آلوین» در کنار «اینگمار برگمان» در پشت صحنه فیلم «فانی و الکساندر» (۱) • لحظه‌ای که «اینگمار برگمان» در کنار دوربین «سون نیکویست» نشسته و با بازیگران کودکسالش صحنه را از آن خود کرده و دیالوگ‌ها را با شوخ‌طبعی و طنازی از دهانِ بازیگرانِ…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖼 - «برتیل گوو» و «پرنیلا آلوین» در کنار «اینگمار برگمان» در پشت صحنه فیلم «فانی و الکساندر» (۲)


• لحظه‌ای که «اینگمار برگمان» «سون نیکویست»، فیلمبردارش را رها کرده و برای شکستن یخ بازیگران خردسالش با آنان جیغ می‌کشد و بازی می‌کند تا صحنه را از آن خود کنند. برگمان جدا از اعتمادسازی کودکان به آنان میزانسن را گوشزد می‌کند که وقتی جلوی دوربین نیستند، بدانند در کدام نقطه قرار دارند.


"Bertil Guve" & "Pernilla Allwin" By "Ingmar Bergman" in Behind The Scene Of "Fanny & Alexander" (1982) (2)


👤| #Ingmar_Bergman
🎬| #Behind_The_Scene
🌀| @Perspective_7
👍8
سهراب شهید ثالث:
به بهانه زادروز او


« مساله ساختن فیلم بخصوص در ایران برای همکاران جوان ایرانی، مثل "افسانه سیزیف" کامو می‌ماند. باید همیشه فکر کنند یک سنگ بزرگی بر روی دوششان است و خدایان اینها را نفرین کرده‌اند و این سنگ را باید ببرند بر روی قله کوه. این سنگ در لحظه آخر از پشت‌شان فرو می‌افتد و به پایین می‌غلطد. باید دو مرتبه آن را بالا ببرند و باز این ماجرا تکرار می‌شود. اگر می‌خواهند واقعا سینمای جدید و خوبی بسازند. باید به ین قضیه تن بدهند. »



👤| #Sohrab_Shahid_Saless
🌀¦ @Perspective_7
👍8
■ "پیش از حمله در پلونا"
■ هنر و نقاشی



• «پیش از حمله. در پلونا» اثر «واسیلی ورشچاگین» با رنگ روغن و قلمو روی بوم کشیده شده است. تنش محسوسی بین سبک نقاشی و واقعیت بی‌رحمانه جنگی که به تصویر می‌کشد، وجود دارد. صحنه‌ای از سربازان در کمین نشسته‌اند که لباس‌ها و تفنگ‌هایشان با جزئیات دقیق ترسیم شده‌اند. میزان کار صرف‌شده در تولید چنین اثر منقوشی در مقیاس بزرگ و با دقت، قابل توجه است. تعهد ورشچاگین به واقع‌گرایی فراتر از مهارت فنی صرف است و با نگرانی اجتماعی گسترده‌تری در مورد درگیری نظامی طنین‌انداز می‌شود. خود بوم به میدان نبرد تبدیل می‌شود، زیرا هنرمند با چالش نمایش رویدادی که ذاتاً آشفته و مخرب است، دست و پنجه نرم می‌کند. با انجام این کار، او جایگاه سرباز معمولی را ارتقا می‌دهد، که انتظار تلخش بر روی سطح نقاشی‌ حک شده است. قدرت این اثر نه تنها در موضوع آن، بلکه در تصمیم ورشچاگین برای پرداختن به آن از طریق رنگ نهفته است، که منجر به خلق اثری هنری می‌شود که تمایز بین هنرهای زیبا و تفسیر اجتماعی را به چالش می‌کشد.


🎨 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒂𝒕𝒕𝒂𝒄𝒌. 𝑨𝒕 𝑷𝒍𝒆𝒗𝒏𝒂
🎨 𝑷𝒂𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓:𝑽𝒂𝒔𝒊𝒍𝒚 𝑽𝒆𝒓𝒆𝒔𝒉𝒄𝒉𝒂𝒈𝒊𝒏


📚| #Art_History
🌀| @Perspective_7
👍6
منشأ هنرمند از نگاه مرلوپونتی


هنرمند به منشأ تجربه ناملفوظ و یگانه‌ای که فرهنگ و تبادل اندیشه‌ها بر آن استوار گشته اند، باز می‌گردد تا آن منشا را بشناسد، بدین سبب است که او آنگاه که کارش را آغاز می‌کند به انسانی می‌ماند که نخستین بار نخستین واژه را ادا می‌کند. بی‌آنکه مطمئن باشد آیا چیزی بیش از فریاد از آن بیرون خواهد آمد... یا نه آیا [این واژه-اثر] خواهد توانست خود را از جریان زندگی فردی او که خاستگاه آن نیز هست، جدا کند و به معنایی قابل تشخیص وجودی مستقل ببخشد یا نه؟ (مرلوپونتی۱۹: b۱۹۶۴)


▪️ | #Aesthetic
🌀| @Perspective_7
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاترین هپبورن:
• به بهانه سالمرگ او



« کاترین هپبورن کیست؟ مدت زیادی طول کشید تا آن موجود را خلق کنم... من همیشه می‌خواستم بازیگر سینما شوم. فکر می‌کردم خیلی رمانتیک است و همینطور هم شد. می‌دانید زندگی را باید زیست. اگر قرار است از خودت حمایت کنی، باید راهی پیدا کنی که جالب باشد و یقینا این کار را با نشستن و فکر کردن به خودت انجام نمی‌دهی. »




👤| #Katharine_Hepburn
🌀| @Perspective_7
👍8
Perspective | پرسپکتیو
▪️ایدۀ خوب چیست؟ قسمت دوم اگر با نگارش فیلمنامه‌هایی براساس ایده‌های نو و تازه شخصی، هر چند مشکل، شروع کنید؛ دورخیز موفقی به کارتان خواهید داد. به «نابخشوده» نوشتۀ «دیوید وب پیپلز» بیندیشید تا متوجه شوید که فیلمنامه‌نویس متعهد با رویکردی نو به ژانر ظاهراً…
▪️ایدۀ خوب چیست؟
قسمت سوم
(آخر)


به طور کلی ایده شایسته به عنوان توهم در خیال شما آغاز می‌‎شود که جنینی و ناپخته است. اما هر چه بیشتر آن را بررسی کنید و ورز دهید، رشد می‌کند و به این صورت دقیقاً متوجه خواهید شد که رو به کجا دارد و شخصیت‌ها چه کسانی هستند که شما را به این سفر خواهند برد. پرداخت ایده‌ای شایسته، یکی از لذت‌بخش ترین لذایذ نویسندگی است.

من دو بار در معرض ایده‌های شایسته برای فیلمنامه قرار گرفتم و هر دو را در همان هفته اول فروختم، اگرچه در قفسه‌های کمپانی یونایتد آرتیست خاک می‌خورند، درآمدش سال مفید و خوبی به ارمغان آورد. ایده شایسته هِبه‌ای ارزشمند است که به ندرت به ذهن نویسنده می‌زند. اگر زد، هر چه سریعتر آن را روی کاغذ بنویسید، در صورت لزوم تمام شب بیدار بمانید. اما خط و محور اصلی آن را بنویسید. حتی اگر شده چند کارت بیشتر نشود. درجه خوبی ایده مهم نیست، هر ایده بالطبع ناپایدار است؛ علیرغم شگفتی غم‌انگیز شما ممکن است روز دوم کاملاً ناپدید شود.

ایدۀ نو، خیلی از فیلمنامه‌نویسان را به شهرت و ثروت رسانده است. به عنوان مثال دانشجوی رشته فیلمنامه نویسی در دانشگاه یو.سی.ال.ای؛ «گرگ وایدن»، در سمینار فارغ التحصیلی ریچارد والتر با ایده‌ای نو به سراغ من آمد. ایده‌اش درباره یک اسکاتلندی قرن چهاردهم بود که آشکارا در جنگ کشته می‌شد. صرفاً به این دلیل باید کشف می‌شد که فاقد اخلاق است و کماکان در منهتن قرن بیستم دشمنش را با شمشیری می‌کشت.

بدون شک، زیر بار بسیاری از مفاهیم این ایده غیرعادی نمی‌روید، اما گِرِگ دلبسته آن بود و سخت کار کرد تا به آن جان ببخشد و آن را صخره‌نورد (Highlander 1986) نامید. «صخره‌نورد» که احتمالاً مطلع هستید فیلم جالبی از آب درآمد که دو دنباله برایش ساخته شد: صخره نورد ۲ و صخره نورد ۳. و بعد به سریالی انیمیشن تبدیل شد. گّرِگ نگارش هیچ کدام از دنباله‌ها را نپذیرفت. اما به عنوان خالق شخصیت‌ها و ایده، چک‌های پرملاتی دریافت کرد.

آن ایدۀ خام مسخره ناپذیرفتنی - صخره نورد - نه تنها موقعیت او را به عنوان فیلمنامه‌نویس تثبیت کرد؛ بلکه پول قابل توجهی نصیبش کرد. برای جوانکی حدوداً هیجده تا بیست‌ویک سالۀ آتش‌نشان (که زمینه را برای دومین فیلمش فراهم کرد) قبل از ورود به دانشکده بد نبود. در سینما، مثل زندگی واقعی ایده طنین‌انداز می‌شود و اگر خوب پرداخت شود، برای خودش جان می‌گیرد. هیچ کس از اول نمی‌دانست که ایده بی‌پایۀ گِرِگ وایدن توفیق تجاری عظیمی حاصل می‌کند. وقتی به کلاسم آمد و صخره نورد را به من داد بخوانم، راستش خیلی پریشان و یاس‌آور بود. بدیهی بود که بازار آن را نپسندد. ایده‌ای نو و اصیل بود که زمانش سرآمده بود و این نویسنده جوان عاشقش بود و همهٔ وقتش را صرف آن کرد.

«صخره‌نورد» نمونه بارزی برای شماست که در پاسخ به آنچه تمام متخصص‌ها می‎گویند «تجاری» است می‌توانید انجام دهید. گِرِگ اکثر حقایق بنیادی را که هر فیلمنامه‌نویس مشتاقی باید بیاموزد می‌فهمید: به دیدگاه خود پایبند باش؛ به چیزی که اعتقاد داری مقید باش؛ غرایز خلاقه شما خیلی بیشتر میتواند باعث توفیق شما شود تا تلاش برای درک اینکه مخاطب و بازار چه چیزی لازم دارد. هیچ کس نمی‌تواند این کار را بکند. مدیران استودیو مدام کارشان را به دلیل عدم توانایی در پیشگویی فروش فیلم‌ها از دست می‌دهند.

البته گاهی ممکن است ایده بسیار هیجان انگیزی پیدا کنید که روز بعد پشیزی ارزش نداشته باشد. مهم نیست، چون تخم ایده‌های دیگر را که ملخ نخورده است و باز تکرار می‌کنم، همیشه ایده‌ای که شما را به هیجان می‌آورد، بنویسید. در غیر این صورت خصلت کودکانه قوی و خاصی باعث می‌شود که آن را فراموش کنید. چند دقیقه وقت ممکن است منجر به یک عمر توفیق شود.

ببینید «والتر نیومن» چه کرد. او یک دسته کارت آبی ۱۵×۱۰ خط دار خرید و به سرعت خرده ایده‌ها را روی این کارت‌ها ریخت؛ نام شخصیت‌ها، تکه‌هایی از گفتگو، ایدۀ صحنه‌ها و هر چه به ذهنش می‌رسید که با خط اصلی مرتبط بود. به طور کلی این ایده‌ها تکه‌پاره‌ها را (روی حدود ۳۰۰ کارت) تدوین کرد و همان طور که پیش می‌رفت خط داستانی را از آب در آورد. والتر به من می‌گفت که داستان او خیلی ساده بعد از تکمیل روند تدوین ایده‌ها شکل گرفته است.

روش والتر در عین اصالت نامقدس است اما او را به فیلمنامه‌هایی کلاسیک از جمله «هفت دلاور» و «فرار بزرگ» رسانده است. افسوس که آن روزها والـتـر «چاشنی» کوتاهی داشت. اگر در تماشای نخست اولین نسخه تدوین شدۀ فیلم آن را دوست نمی‌داشت و فکر می‌کرد که یکی آمده و همه چیز را به هم ریخته، از اتاق تدوین می‌زد بیرون و می‌خواست که نامش را از عنوان بندی فیلم حذف کنند.


📚| «ذن و هنر نگارش فیلمنامه»
✍️| نویسنده: ویلیام فروگ



📇¦ #ScreenWriting .
🌀¦ @Perspective_7
👍5
ویلیام وایلر:
• درباره هدایت بازیگران


« همیشه کار کردن با بازیگری که اینقدر حرفه‌ای است، لذت‌بخش است. او مشتاق است که کارش را خوب انجام دهد؛ هیچ‌وقت لازم نیست به او بگویی صحنه چه بوده - چون چگونگی را خودش سامان می‌دهد - فقط باید هر از گاهی او را آرام کنی و نگذاری بیش از حد مشتاق شود. »


• ویلیام وایلر، یکی از مؤلفین سینمای کلاسیک است که آثارش سکوی پرتاب و سبب شهرت بسیاری از بازیگران مطرح بوده است. آثار ویلیام وایلر بیش از هر کارگردان دیگری در تاریخ هالیوود، جوایز بیشتری برای هنرمندان و بازیگران شرکت‌کننده به ارمغان آورد. او ۱۲ نامزدی اسکار برای بهترین کارگردانی دریافت کرد، در حالی که ده‌ها نفر از همکاران و بازیگرانش برنده یا نامزد جایزه اسکار شدند. در سال ۱۹۶۵، ویلیام وایلر جایزه یادبود ایروینگ جی. تالبرگ را برای دستاورد حرفه‌ای خود دریافت کرد. یازده سال بعد، او جایزه یک عمر دستاورد موسسه فیلم آمریکا را دریافت کرد. علاوه بر جوایز اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، ۱۳ فیلم وایلر نامزد دریافت جایزه بهترین فیلم شدند.


• زادروز کمال‌گرای سینما؛ استاد ویلیام وایلر


👤| #William_Wyler
🌀| @Perspective_7
👍7