Forwarded from علی کیائیفر
این آقا شدیدا به Out Sourcing معتقد بوده!😜
در IT تاچه حد میشه این کار رو انجام داد!؟
در IT تاچه حد میشه این کار رو انجام داد!؟
Forwarded from Mehdi Nilsaz
با سلام. نتایج همایش مدیران فناوری اطلاعات دانشگاههای علوم پزشکی کشور :
1- ساختار و شیوه توسعه پروژه شهاب : شبکه هوشمند اطلاعات بهداشتی
2- توسعه داشبورد مدیریتی سپاس : سامانه پرونده الکترونیک سلامت ایرانیان
3- برنامه ریزی جهت دریافت موضوع استفاده از PKI در نرم افزارهای دانشگاههای علوم پزشکی کشور- وزارت بهداشت دارای یک مرکز CA می باشد
4- استفاده از کدینگ یکپارچه و استاندارد در تمامی سامانه های خدمات سلامت. Http://coding.behdasht.gov.ir
5- طرح بیمارستان هوشمند
انشاله با توجه به حضور همکاران توانمند در شرکتهای خصوصی در این گروه جزییات بیشتری از موارد فوق عرض خواهم کرد.
1- ساختار و شیوه توسعه پروژه شهاب : شبکه هوشمند اطلاعات بهداشتی
2- توسعه داشبورد مدیریتی سپاس : سامانه پرونده الکترونیک سلامت ایرانیان
3- برنامه ریزی جهت دریافت موضوع استفاده از PKI در نرم افزارهای دانشگاههای علوم پزشکی کشور- وزارت بهداشت دارای یک مرکز CA می باشد
4- استفاده از کدینگ یکپارچه و استاندارد در تمامی سامانه های خدمات سلامت. Http://coding.behdasht.gov.ir
5- طرح بیمارستان هوشمند
انشاله با توجه به حضور همکاران توانمند در شرکتهای خصوصی در این گروه جزییات بیشتری از موارد فوق عرض خواهم کرد.
Forwarded from Mehdi Nilsaz
با توجه به حجم عظیم داده در دانشگاههای علوم پزشکی کشور توسعه متوازن زیرساختهای مراکز داده دانشگاهها و امکان بهره برداری از داده های موجود در این مراکز همواره موضوع مهمی است.
Forwarded from Mehdi Nilsaz
مثلا در حال حاضر با توجه به اینکه دانشگاههای علوم پزشکی به صورت توزیع شده محل نگهداری داده های سلامت مردم در کشور هستند (طرح سپاس) لزوم طرحهای BI در آنها ضروری است و اکثر ما این نوع پروژه ها را اجرا کرده و یا در حال اجرا هستیم.
Forwarded from Mehdi Nilsaz
یکی دیگر از چالشهای جدی ما اتصال مراکز خدمات بهداشتی درمانی به دانشگاههاست. از سال 91 پروژه ای با عنوان شمس (شبکه ملی سلامت) برای اتصال 25000 نقطه بر روی بستر اینترانت آغاز شد. اما متاسفانه با توجه به مشکلات بسیار شرکت مخابرات این برنامه در 10000 نقطه متوقف ماند. الان یکی از مسایل جدی همه ما مدیران آی تی دانشگاههای علوم پزشکی حل این معضل است. مثلا من 260 نقطه دارم که فقط 62 نقطه اون امکان سرویس 2 مگ رو دارند و به شدت نیازمند سرویسهای جایگزین هستیم. البته فعلی ها هم که تعریفی ندارن. بسیاری از این نقاط در روستاها هستند.
Forwarded from Mehdi Nilsaz
ما در ارتباط وزارت بهداشت و دانشگاهها و درون سیستم خودمون کلا کاغذ رو از چرخه اداری دانشگاهها حذف کردیم. یعنی اگر روستایی هم امکان سرویس داشته اتوماسیون دارد. امروز دغدعه جدی ما بستر ارایه سرویس و گسترش میزکار خدمات الکترونیکه. عموما ساختمانهای شهری و یا ارتباطات بین شهری روی بستر فیبر و یا ارتباطات رادیویی هستند اما در سایر موارد همانطور که عرض کردم آه و ناله مان بلند است.
Forwarded from Mehdi Nilsaz
چالش جدی ما نبود بستر مناسب برای ارایه خدمات الکترونیک سلامته. وزارت بهداشت طی 4 سال اخیر رشد بسیار زیاد و خاصی رو در حوزه فناوری اطلاعات و سرویسهای الکترونیکی داشته اما متاسفانه در مقابل در این سالها, کشور شرایط مناسب و متوازنی در توسعه بستر ارتباطی نداشته. سرویس داریم اما بستر نداریم. در نتیجه خدمات با ارزش این حوزه که از الزامات مهم زندگی مردم هستند به کیفیت مورد نظر نمیرسن. البته زندگی , آی تی و تلاش ما ادامه دارد ...☺
Forwarded from Payam shadman
مهندس من با اسم های اختصاری که دارین خیلی حال کردم😊
شهاب، شمس
شهاب، شمس
Forwarded from علی کیائیفر
تازمانیکه تنها شرکت ارائه کننده بسترهای ارتباطی زیرساخت، دولتی و بدون رقیب باشد انتظار رسیدن به سطح کیفی مطلوب در ارتباطات در کل کشور انتظار بیهوده ایست! چندسال پیش در یکی از کارخانه ها نیاز به اینترانت و mpls داشتیم به نزدیکترین مرکز مخابرات در یک روستا مراجعه کردیم. مدیر آن مرکز با دمپایی در جلسه نشسته بود و حتی اسم mpls به گوشش نخورده بود! جلسه 5 دقیقه بیشتر طول نکشید و دست خالی آمدیم بیرون!
خلاصه مجبور شدیم برای مخابرت روتر و سوییچ بخریم تا به ما سرویس بدهد!
خلاصه مجبور شدیم برای مخابرت روتر و سوییچ بخریم تا به ما سرویس بدهد!
Forwarded from علی کیائیفر
تهران که پایتخت مملکت است پر است از دکلهای مخابراتی و لینکهای رادیویی که تصویر زشتی را از شهر ساخته است. ازدیاد دکل ها نمادی از ضعف مفرط در شبکه زیرساخت کشور است.
Forwarded from علی کیائیفر
نمیدانم در وزارت بهداشت مطالعه ای روی پروژه های بزرگ مرتبط با سلامت و درمان در دنیا انجام داده است یا خیر؟
Forwarded from Mehdi Nilsaz
بله. خوشبختانه ما در این حوزه با رویکرد علمی و مبتنی بر تحقیق و توسعه فعالیت کرده ایم.
http://it.behdasht.gov.ir/page/sepas
http://it.behdasht.gov.ir/page/sepas
Forwarded from علی کیائیفر
تا قبل از 2020 یک انفجار و تحول اساسی در حوزه درمان در دنیا به بهره برداری خواهد رسید! چندماه پیش در گروه اشاره کوتاهی به این پروژه کردم. این پروژه یکی از اساسی ترین پروژه های در حال مطالعه روی بستر Cloud است. اکثر پزشکانی که فقط نسخه میپیچند باید به فکر شغل جدیدی باشند! چون ابر اطلاعاتی Watson که متعلق به IBM است این کار را بهتر و سریعتر و دقیقتر و احتمالا رایگان انجام خواهد داد!
Forwarded from علی کیائیفر
آرشیو مجله تخصصی Ping از لینک زیر قابل دسترس است:
https://drive.google.com/open?id=0B-7Ge4LPKyhffjlEQlROM1NOQ0oyZi1PcjdVMkpmV2kwNENuMzVtMGxEQzNCdTY4VWcwVGs
https://drive.google.com/open?id=0B-7Ge4LPKyhffjlEQlROM1NOQ0oyZi1PcjdVMkpmV2kwNENuMzVtMGxEQzNCdTY4VWcwVGs
Forwarded from علی کیائیفر
وفاداری به برند؛ پیروی کورکورانه و استقبال از محدودیت
وفاداری به برند، عبارتی است که ظاهرا بار معنایی مثبتی به همراه دارد، اما با کنار زدن پردهها میتوان رویکردهای مخرب و منفی چنین طرز فکری را مشاهده کرد. طرفداری از یک برند و محصولاتش رفته رفته چشم فرد مورد نظر را به روی واقعیت بسته و در فرهنگ عامیانهی گیکها وی را به یک زامبی تبدیل میکند.
کافی است تا در زمان برگزاری مراسم معرفی محصولات کمپانیهای مختلفی نظیر سونی، سامسونگ، اپل یا مایکروسافت سری به قسمت نظرات پوشش زنده یا مطالب مرتبط با معرفی و مقایسهی با محصولاتی که جدیدا معرفی شده بزنید. مروری گذرا در قسمت نظرات به روشنی مصداقهای خوبی را در مورد وفاداری به برند در اختیار کاربران قرار میدهد. میتوان به روشنی دید که در چنین بازههای زمانی، اغلب کاربران به دو دستهی اصلی دوستداران محصول جدید و افرادی که این محصول را به سخره میگیرند، تقسیم شده است. حقیقتی مشترک بین تمام این کاربران صادق است و آن چیزی نیست جز وفاداری به یک برند خاص که کاربران را وادار به واکنش مثبت یا منفی در قبال محصولات یا سرویسهای جدید معرفی شده توسط کمپانیهای رقیب یا خودی میکند. وفاداری به برند را میتوان به سمی تشبیه کرد که تفکر عقلایی را از فرد گرفته و وی را به یک طرفدار دو آتشه و به اصطلاح یک زامبی دنبالهرو تبدیل میکند.
وفاداری به برند، اسارت در یک حلقهی انحصاری و تعمدی
وفاداری به یک برند و محدود کردن خود به محصولات آن، به واقع یک رفتار بسیار ناخوشایند و محدود کننده است. افراد با وفاداری به یک برند خاص، خود را محدود میکنند. به بیان بهتر با اعلام وفاداری و پیروی از اصول یک برند خاص، فرد آنچه را که به آن نیاز دارد، خریداری نکرده و استفاده نمیکند؛ بلکه آنچه که کمپانی به وی ارائه میکند را خریداری کرده و به یک دنبالهرو بلامنازع تبدیل میشود.
قرار دادن نام خود در کنار یک برند یا یک محصول خاص به نوعی زنجیر کردن خود به محدودیتها است. با این رفتار، کاربر آنچه را که نیاز دارد، در اختیار نمیگیرد؛ بلکه به تبعیت از طبع طرفداری خویش، در پی محصولاتی میرود که به نوعی به وی تحمیل میشوند. در واقع این محدودیت خود خواسته است. وفاداری به یک برند خاص بدین معنی است که کاربر به کمپانی اعتماد کامل دارد تا هر آنچه که کاربر نیازمند آن شد در لحظهی مورد نظر، دسترسی داشته باشد. همچنین این اعتماد شامل عدم سواستفاده از حریم خصوصی و عدم اعمال سیاست یک طرفه در تعامل با کاربران است.
برای مثال میتوان به طرفداران اپل اشاره کرد که بارها به این نکته اشاره میکنند که فقط به دنبال خرید محصولات عرضه شده توسط اپل هستند. دلیل این افراد برای رفتن به سراغ محصولات اپل، "طراحی برتر این محصولات" یا "قابل اعتماد" بودن این محصولات است، اما به نظر میرسد دلیل اصلی خرید محصولات اپل، در پشت این عبارات پنهان شده است. برای بهرهگیری از تمام سرویسهای ارائه شده توسط اپل، باید تمام محصولات این کمپانی را در اختیار گرفت. کافی است تا کاملا به سوی محصولات اپل کوچ کنید؛ دیگر مهاجرت از پلتفرم این کمپانی راحت نخواهد بود. پس از آنکه کاربر در چرخهی محصولات اپل گرفتار شد، این کمپانی محصولات دیگری را عرضه خواهد کرد که برای مثال میتوان به لپتاپی اشاره کرد که تنها از وجود یک پورت بهره میبرد و برای بهرهگیری از تعداد پورت بیشتر باید یک آداپتور ساخت اپل را به قیمت حدودا ۸۰ دلار خریداری کرد. آیا ترجیح میدهید این آداپتور را خریداری کنید یا به کل از این پلتفرم مهاجرت کنید؟
این موضوع برای سایر کمپانیها نیز صادق است. زمانی که کاربر نیازهای خود را تنها از طریق محصولات ارائه شده توسط یک کمپانی رفع کند، قابلیت اتخاذ تصمیمات هوشمندانه رفته رفته در نظر کاربران مورد نظر رنگ میبازد. در مقابل کاربر سعی میکند تا نیازهای خود را در قالب محصولاتی که کمپانی مورد علاقهاش عرضه میکند، بگنجاند. در واقع در این روش، کمپانی در نقش یک نهاد تعیین کننده، محصول خود را به کاربران تحمیل میکند.
وفاداری به برند، عبارتی است که ظاهرا بار معنایی مثبتی به همراه دارد، اما با کنار زدن پردهها میتوان رویکردهای مخرب و منفی چنین طرز فکری را مشاهده کرد. طرفداری از یک برند و محصولاتش رفته رفته چشم فرد مورد نظر را به روی واقعیت بسته و در فرهنگ عامیانهی گیکها وی را به یک زامبی تبدیل میکند.
کافی است تا در زمان برگزاری مراسم معرفی محصولات کمپانیهای مختلفی نظیر سونی، سامسونگ، اپل یا مایکروسافت سری به قسمت نظرات پوشش زنده یا مطالب مرتبط با معرفی و مقایسهی با محصولاتی که جدیدا معرفی شده بزنید. مروری گذرا در قسمت نظرات به روشنی مصداقهای خوبی را در مورد وفاداری به برند در اختیار کاربران قرار میدهد. میتوان به روشنی دید که در چنین بازههای زمانی، اغلب کاربران به دو دستهی اصلی دوستداران محصول جدید و افرادی که این محصول را به سخره میگیرند، تقسیم شده است. حقیقتی مشترک بین تمام این کاربران صادق است و آن چیزی نیست جز وفاداری به یک برند خاص که کاربران را وادار به واکنش مثبت یا منفی در قبال محصولات یا سرویسهای جدید معرفی شده توسط کمپانیهای رقیب یا خودی میکند. وفاداری به برند را میتوان به سمی تشبیه کرد که تفکر عقلایی را از فرد گرفته و وی را به یک طرفدار دو آتشه و به اصطلاح یک زامبی دنبالهرو تبدیل میکند.
وفاداری به برند، اسارت در یک حلقهی انحصاری و تعمدی
وفاداری به یک برند و محدود کردن خود به محصولات آن، به واقع یک رفتار بسیار ناخوشایند و محدود کننده است. افراد با وفاداری به یک برند خاص، خود را محدود میکنند. به بیان بهتر با اعلام وفاداری و پیروی از اصول یک برند خاص، فرد آنچه را که به آن نیاز دارد، خریداری نکرده و استفاده نمیکند؛ بلکه آنچه که کمپانی به وی ارائه میکند را خریداری کرده و به یک دنبالهرو بلامنازع تبدیل میشود.
قرار دادن نام خود در کنار یک برند یا یک محصول خاص به نوعی زنجیر کردن خود به محدودیتها است. با این رفتار، کاربر آنچه را که نیاز دارد، در اختیار نمیگیرد؛ بلکه به تبعیت از طبع طرفداری خویش، در پی محصولاتی میرود که به نوعی به وی تحمیل میشوند. در واقع این محدودیت خود خواسته است. وفاداری به یک برند خاص بدین معنی است که کاربر به کمپانی اعتماد کامل دارد تا هر آنچه که کاربر نیازمند آن شد در لحظهی مورد نظر، دسترسی داشته باشد. همچنین این اعتماد شامل عدم سواستفاده از حریم خصوصی و عدم اعمال سیاست یک طرفه در تعامل با کاربران است.
برای مثال میتوان به طرفداران اپل اشاره کرد که بارها به این نکته اشاره میکنند که فقط به دنبال خرید محصولات عرضه شده توسط اپل هستند. دلیل این افراد برای رفتن به سراغ محصولات اپل، "طراحی برتر این محصولات" یا "قابل اعتماد" بودن این محصولات است، اما به نظر میرسد دلیل اصلی خرید محصولات اپل، در پشت این عبارات پنهان شده است. برای بهرهگیری از تمام سرویسهای ارائه شده توسط اپل، باید تمام محصولات این کمپانی را در اختیار گرفت. کافی است تا کاملا به سوی محصولات اپل کوچ کنید؛ دیگر مهاجرت از پلتفرم این کمپانی راحت نخواهد بود. پس از آنکه کاربر در چرخهی محصولات اپل گرفتار شد، این کمپانی محصولات دیگری را عرضه خواهد کرد که برای مثال میتوان به لپتاپی اشاره کرد که تنها از وجود یک پورت بهره میبرد و برای بهرهگیری از تعداد پورت بیشتر باید یک آداپتور ساخت اپل را به قیمت حدودا ۸۰ دلار خریداری کرد. آیا ترجیح میدهید این آداپتور را خریداری کنید یا به کل از این پلتفرم مهاجرت کنید؟
این موضوع برای سایر کمپانیها نیز صادق است. زمانی که کاربر نیازهای خود را تنها از طریق محصولات ارائه شده توسط یک کمپانی رفع کند، قابلیت اتخاذ تصمیمات هوشمندانه رفته رفته در نظر کاربران مورد نظر رنگ میبازد. در مقابل کاربر سعی میکند تا نیازهای خود را در قالب محصولاتی که کمپانی مورد علاقهاش عرضه میکند، بگنجاند. در واقع در این روش، کمپانی در نقش یک نهاد تعیین کننده، محصول خود را به کاربران تحمیل میکند.
Forwarded from Alireza Salehi
افتانا - پایگاه اطلاع رسانی حوزه امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعاتا
دیدهبان فناوری از کسب وکارهای خانوادگی در عرصه آیتی میگوید | افتانا
شماره جدید ماهنامه دیدهبان فناوری با گزارشها، پروندهها و گفتگوهای گوناگون مرتبط با اقتصاد و مدیریت فناوری اطلاعات و نیز بررسی کسبوکارهای خانوادگی در حوزه آی تی منتشر شد.