Forwarded from Payam shadman
مهندس من با اسم های اختصاری که دارین خیلی حال کردم😊
شهاب، شمس
شهاب، شمس
Forwarded from علی کیائیفر
تازمانیکه تنها شرکت ارائه کننده بسترهای ارتباطی زیرساخت، دولتی و بدون رقیب باشد انتظار رسیدن به سطح کیفی مطلوب در ارتباطات در کل کشور انتظار بیهوده ایست! چندسال پیش در یکی از کارخانه ها نیاز به اینترانت و mpls داشتیم به نزدیکترین مرکز مخابرات در یک روستا مراجعه کردیم. مدیر آن مرکز با دمپایی در جلسه نشسته بود و حتی اسم mpls به گوشش نخورده بود! جلسه 5 دقیقه بیشتر طول نکشید و دست خالی آمدیم بیرون!
خلاصه مجبور شدیم برای مخابرت روتر و سوییچ بخریم تا به ما سرویس بدهد!
خلاصه مجبور شدیم برای مخابرت روتر و سوییچ بخریم تا به ما سرویس بدهد!
Forwarded from علی کیائیفر
تهران که پایتخت مملکت است پر است از دکلهای مخابراتی و لینکهای رادیویی که تصویر زشتی را از شهر ساخته است. ازدیاد دکل ها نمادی از ضعف مفرط در شبکه زیرساخت کشور است.
Forwarded from علی کیائیفر
نمیدانم در وزارت بهداشت مطالعه ای روی پروژه های بزرگ مرتبط با سلامت و درمان در دنیا انجام داده است یا خیر؟
Forwarded from Mehdi Nilsaz
بله. خوشبختانه ما در این حوزه با رویکرد علمی و مبتنی بر تحقیق و توسعه فعالیت کرده ایم.
http://it.behdasht.gov.ir/page/sepas
http://it.behdasht.gov.ir/page/sepas
Forwarded from علی کیائیفر
تا قبل از 2020 یک انفجار و تحول اساسی در حوزه درمان در دنیا به بهره برداری خواهد رسید! چندماه پیش در گروه اشاره کوتاهی به این پروژه کردم. این پروژه یکی از اساسی ترین پروژه های در حال مطالعه روی بستر Cloud است. اکثر پزشکانی که فقط نسخه میپیچند باید به فکر شغل جدیدی باشند! چون ابر اطلاعاتی Watson که متعلق به IBM است این کار را بهتر و سریعتر و دقیقتر و احتمالا رایگان انجام خواهد داد!
Forwarded from علی کیائیفر
آرشیو مجله تخصصی Ping از لینک زیر قابل دسترس است:
https://drive.google.com/open?id=0B-7Ge4LPKyhffjlEQlROM1NOQ0oyZi1PcjdVMkpmV2kwNENuMzVtMGxEQzNCdTY4VWcwVGs
https://drive.google.com/open?id=0B-7Ge4LPKyhffjlEQlROM1NOQ0oyZi1PcjdVMkpmV2kwNENuMzVtMGxEQzNCdTY4VWcwVGs
Forwarded from علی کیائیفر
وفاداری به برند؛ پیروی کورکورانه و استقبال از محدودیت
وفاداری به برند، عبارتی است که ظاهرا بار معنایی مثبتی به همراه دارد، اما با کنار زدن پردهها میتوان رویکردهای مخرب و منفی چنین طرز فکری را مشاهده کرد. طرفداری از یک برند و محصولاتش رفته رفته چشم فرد مورد نظر را به روی واقعیت بسته و در فرهنگ عامیانهی گیکها وی را به یک زامبی تبدیل میکند.
کافی است تا در زمان برگزاری مراسم معرفی محصولات کمپانیهای مختلفی نظیر سونی، سامسونگ، اپل یا مایکروسافت سری به قسمت نظرات پوشش زنده یا مطالب مرتبط با معرفی و مقایسهی با محصولاتی که جدیدا معرفی شده بزنید. مروری گذرا در قسمت نظرات به روشنی مصداقهای خوبی را در مورد وفاداری به برند در اختیار کاربران قرار میدهد. میتوان به روشنی دید که در چنین بازههای زمانی، اغلب کاربران به دو دستهی اصلی دوستداران محصول جدید و افرادی که این محصول را به سخره میگیرند، تقسیم شده است. حقیقتی مشترک بین تمام این کاربران صادق است و آن چیزی نیست جز وفاداری به یک برند خاص که کاربران را وادار به واکنش مثبت یا منفی در قبال محصولات یا سرویسهای جدید معرفی شده توسط کمپانیهای رقیب یا خودی میکند. وفاداری به برند را میتوان به سمی تشبیه کرد که تفکر عقلایی را از فرد گرفته و وی را به یک طرفدار دو آتشه و به اصطلاح یک زامبی دنبالهرو تبدیل میکند.
وفاداری به برند، اسارت در یک حلقهی انحصاری و تعمدی
وفاداری به یک برند و محدود کردن خود به محصولات آن، به واقع یک رفتار بسیار ناخوشایند و محدود کننده است. افراد با وفاداری به یک برند خاص، خود را محدود میکنند. به بیان بهتر با اعلام وفاداری و پیروی از اصول یک برند خاص، فرد آنچه را که به آن نیاز دارد، خریداری نکرده و استفاده نمیکند؛ بلکه آنچه که کمپانی به وی ارائه میکند را خریداری کرده و به یک دنبالهرو بلامنازع تبدیل میشود.
قرار دادن نام خود در کنار یک برند یا یک محصول خاص به نوعی زنجیر کردن خود به محدودیتها است. با این رفتار، کاربر آنچه را که نیاز دارد، در اختیار نمیگیرد؛ بلکه به تبعیت از طبع طرفداری خویش، در پی محصولاتی میرود که به نوعی به وی تحمیل میشوند. در واقع این محدودیت خود خواسته است. وفاداری به یک برند خاص بدین معنی است که کاربر به کمپانی اعتماد کامل دارد تا هر آنچه که کاربر نیازمند آن شد در لحظهی مورد نظر، دسترسی داشته باشد. همچنین این اعتماد شامل عدم سواستفاده از حریم خصوصی و عدم اعمال سیاست یک طرفه در تعامل با کاربران است.
برای مثال میتوان به طرفداران اپل اشاره کرد که بارها به این نکته اشاره میکنند که فقط به دنبال خرید محصولات عرضه شده توسط اپل هستند. دلیل این افراد برای رفتن به سراغ محصولات اپل، "طراحی برتر این محصولات" یا "قابل اعتماد" بودن این محصولات است، اما به نظر میرسد دلیل اصلی خرید محصولات اپل، در پشت این عبارات پنهان شده است. برای بهرهگیری از تمام سرویسهای ارائه شده توسط اپل، باید تمام محصولات این کمپانی را در اختیار گرفت. کافی است تا کاملا به سوی محصولات اپل کوچ کنید؛ دیگر مهاجرت از پلتفرم این کمپانی راحت نخواهد بود. پس از آنکه کاربر در چرخهی محصولات اپل گرفتار شد، این کمپانی محصولات دیگری را عرضه خواهد کرد که برای مثال میتوان به لپتاپی اشاره کرد که تنها از وجود یک پورت بهره میبرد و برای بهرهگیری از تعداد پورت بیشتر باید یک آداپتور ساخت اپل را به قیمت حدودا ۸۰ دلار خریداری کرد. آیا ترجیح میدهید این آداپتور را خریداری کنید یا به کل از این پلتفرم مهاجرت کنید؟
این موضوع برای سایر کمپانیها نیز صادق است. زمانی که کاربر نیازهای خود را تنها از طریق محصولات ارائه شده توسط یک کمپانی رفع کند، قابلیت اتخاذ تصمیمات هوشمندانه رفته رفته در نظر کاربران مورد نظر رنگ میبازد. در مقابل کاربر سعی میکند تا نیازهای خود را در قالب محصولاتی که کمپانی مورد علاقهاش عرضه میکند، بگنجاند. در واقع در این روش، کمپانی در نقش یک نهاد تعیین کننده، محصول خود را به کاربران تحمیل میکند.
وفاداری به برند، عبارتی است که ظاهرا بار معنایی مثبتی به همراه دارد، اما با کنار زدن پردهها میتوان رویکردهای مخرب و منفی چنین طرز فکری را مشاهده کرد. طرفداری از یک برند و محصولاتش رفته رفته چشم فرد مورد نظر را به روی واقعیت بسته و در فرهنگ عامیانهی گیکها وی را به یک زامبی تبدیل میکند.
کافی است تا در زمان برگزاری مراسم معرفی محصولات کمپانیهای مختلفی نظیر سونی، سامسونگ، اپل یا مایکروسافت سری به قسمت نظرات پوشش زنده یا مطالب مرتبط با معرفی و مقایسهی با محصولاتی که جدیدا معرفی شده بزنید. مروری گذرا در قسمت نظرات به روشنی مصداقهای خوبی را در مورد وفاداری به برند در اختیار کاربران قرار میدهد. میتوان به روشنی دید که در چنین بازههای زمانی، اغلب کاربران به دو دستهی اصلی دوستداران محصول جدید و افرادی که این محصول را به سخره میگیرند، تقسیم شده است. حقیقتی مشترک بین تمام این کاربران صادق است و آن چیزی نیست جز وفاداری به یک برند خاص که کاربران را وادار به واکنش مثبت یا منفی در قبال محصولات یا سرویسهای جدید معرفی شده توسط کمپانیهای رقیب یا خودی میکند. وفاداری به برند را میتوان به سمی تشبیه کرد که تفکر عقلایی را از فرد گرفته و وی را به یک طرفدار دو آتشه و به اصطلاح یک زامبی دنبالهرو تبدیل میکند.
وفاداری به برند، اسارت در یک حلقهی انحصاری و تعمدی
وفاداری به یک برند و محدود کردن خود به محصولات آن، به واقع یک رفتار بسیار ناخوشایند و محدود کننده است. افراد با وفاداری به یک برند خاص، خود را محدود میکنند. به بیان بهتر با اعلام وفاداری و پیروی از اصول یک برند خاص، فرد آنچه را که به آن نیاز دارد، خریداری نکرده و استفاده نمیکند؛ بلکه آنچه که کمپانی به وی ارائه میکند را خریداری کرده و به یک دنبالهرو بلامنازع تبدیل میشود.
قرار دادن نام خود در کنار یک برند یا یک محصول خاص به نوعی زنجیر کردن خود به محدودیتها است. با این رفتار، کاربر آنچه را که نیاز دارد، در اختیار نمیگیرد؛ بلکه به تبعیت از طبع طرفداری خویش، در پی محصولاتی میرود که به نوعی به وی تحمیل میشوند. در واقع این محدودیت خود خواسته است. وفاداری به یک برند خاص بدین معنی است که کاربر به کمپانی اعتماد کامل دارد تا هر آنچه که کاربر نیازمند آن شد در لحظهی مورد نظر، دسترسی داشته باشد. همچنین این اعتماد شامل عدم سواستفاده از حریم خصوصی و عدم اعمال سیاست یک طرفه در تعامل با کاربران است.
برای مثال میتوان به طرفداران اپل اشاره کرد که بارها به این نکته اشاره میکنند که فقط به دنبال خرید محصولات عرضه شده توسط اپل هستند. دلیل این افراد برای رفتن به سراغ محصولات اپل، "طراحی برتر این محصولات" یا "قابل اعتماد" بودن این محصولات است، اما به نظر میرسد دلیل اصلی خرید محصولات اپل، در پشت این عبارات پنهان شده است. برای بهرهگیری از تمام سرویسهای ارائه شده توسط اپل، باید تمام محصولات این کمپانی را در اختیار گرفت. کافی است تا کاملا به سوی محصولات اپل کوچ کنید؛ دیگر مهاجرت از پلتفرم این کمپانی راحت نخواهد بود. پس از آنکه کاربر در چرخهی محصولات اپل گرفتار شد، این کمپانی محصولات دیگری را عرضه خواهد کرد که برای مثال میتوان به لپتاپی اشاره کرد که تنها از وجود یک پورت بهره میبرد و برای بهرهگیری از تعداد پورت بیشتر باید یک آداپتور ساخت اپل را به قیمت حدودا ۸۰ دلار خریداری کرد. آیا ترجیح میدهید این آداپتور را خریداری کنید یا به کل از این پلتفرم مهاجرت کنید؟
این موضوع برای سایر کمپانیها نیز صادق است. زمانی که کاربر نیازهای خود را تنها از طریق محصولات ارائه شده توسط یک کمپانی رفع کند، قابلیت اتخاذ تصمیمات هوشمندانه رفته رفته در نظر کاربران مورد نظر رنگ میبازد. در مقابل کاربر سعی میکند تا نیازهای خود را در قالب محصولاتی که کمپانی مورد علاقهاش عرضه میکند، بگنجاند. در واقع در این روش، کمپانی در نقش یک نهاد تعیین کننده، محصول خود را به کاربران تحمیل میکند.
Forwarded from Alireza Salehi
افتانا - پایگاه اطلاع رسانی حوزه امنیت فضای تولید و تبادل اطلاعاتا
دیدهبان فناوری از کسب وکارهای خانوادگی در عرصه آیتی میگوید | افتانا
شماره جدید ماهنامه دیدهبان فناوری با گزارشها، پروندهها و گفتگوهای گوناگون مرتبط با اقتصاد و مدیریت فناوری اطلاعات و نیز بررسی کسبوکارهای خانوادگی در حوزه آی تی منتشر شد.
Forwarded from Alireza Salehi
این شماره در پرونده امنیت اطلاعات خود، «پروندهای برای مدیر ارشد امنیت فناوری اطلاعات» گشودهاست و در آن، مقالاتی به قلم کاتلین ریچاردز با عنوان «آیا کسی به تغییر نقش CISO توجه میکند؟» و «نقش تحولآفرین CISO، از مدیریت فناوری تا مشاوره مدیریت ریسک» نوشته شده توسط اندرو وایلد را آورده است. «نقش در حال تحول مدیر ارشد امنیت اطلاعات»، «سیر تکاملی حضور و پذیرش مدیر امنیت اطلاعات در سازمانها» مطالب دیگری است که این پرونده پیش روی خوانندگان علاقهمند نهادهاست و نیز گزارش سالانه اس سی مگزین که «بهترینهای امنیت در ۲۰۱۵» را معرفی میکند.
Forwarded from Amir Fouladvand
تعجبی نداره. بنده بیش از یک سال پیش این مسوله را متوجه شدم. بسیار ساده است، در اصل 8.8.8.8 به یکی از سرور های داخل Route میشود و از آن جا به گوگل ارجاع میشود و همچنین رکورد هایی را که میخواهند اضافه میکنند.