🎬 مووی کاتیج
وانمود کردن به دوست داشتن کسی که دوستش نداری، از وانمود کردن به دوست نداشتن کسی که دوستش داری سخت تره! 🎬 The Lobster (2015)
جالب اینه که ملت معمولا حاضرند دومی رو انجام بدن ولی حاضر به انجام اولی نیستند
ترجیح میدم خودم باشم ولی تنها باشم
تا بخوام به خاطر بودن با یکی دیگه، خودم نباشم
تا بخوام به خاطر بودن با یکی دیگه، خودم نباشم
👍1
خب ، دیگه فحش گذاشتم برای کسی که بخواد من رو اینقدر شب بیدار نگه داره
آروم بگیرید بابا
آروم بگیرید بابا
دیشب یه بحث خجالت آور داشتم که حتی الان هم که میخوام درباره اش بنویسم، نمیتونم
مرغ کنتاکی سه تیکه، دو بار ، ساق، رون، خلخال، ورزش،آشیل
مرغ کنتاکی سه تیکه، دو بار ، ساق، رون، خلخال، ورزش،آشیل
دو تا حس عجیب
وقتی رفیقت بهت میگه رفته خواستگاری و توی مرحله ی آشنایی هست ( رل زده)
وقتی رفیقت بهت میگه خواستگاری توی مرحله ی آشنایی بهم خورد ( کات کرده)
جفتش رو نمیدونم شاد باشم یا ناراحت
یه جورایی بی حس بی حسم
وقتی رفیقت بهت میگه رفته خواستگاری و توی مرحله ی آشنایی هست ( رل زده)
وقتی رفیقت بهت میگه خواستگاری توی مرحله ی آشنایی بهم خورد ( کات کرده)
جفتش رو نمیدونم شاد باشم یا ناراحت
یه جورایی بی حس بی حسم
National Hugging Day
21 January
We can't kiss in public, so show your emotions by hugging
Sometimes a warm handshake would be effective .
21 January
We can't kiss in public, so show your emotions by hugging
Sometimes a warm handshake would be effective .
به هرکی بگی یه آدم 80 کیلویی، 5 تیکه مرغ کنتاکی خورده دیشب و صبح دو تا تخم مرغ آب پز و الان گرسنشه
احتمالا تست انگل ازش بگیره
احتمالا تست انگل ازش بگیره
فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش
گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند
خواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش
جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش
بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما میگُذَری
بر حذر باش، که سر میشکند دیوارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش
صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جامِ دگر آشفته شود دستارش
دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بود
نازپروردِ وصال است، مجو آزارش
غزل 277
حافظ
گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند
خواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش
جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
زین تَغابُن که خَزَف میشکند بازارش
بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش
ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما میگُذَری
بر حذر باش، که سر میشکند دیوارش
آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش
صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جامِ دگر آشفته شود دستارش
دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بود
نازپروردِ وصال است، مجو آزارش
غزل 277
حافظ
👍1
یادمه یه استاد داشتیم
نماد دموکراسی و شعور بین اساتید بود برای بچه ها
هربار میخواست کولر رو خاموش یا روشن کنه،رای میگرفت
نماد دموکراسی و شعور بین اساتید بود برای بچه ها
هربار میخواست کولر رو خاموش یا روشن کنه،رای میگرفت
یه بار یکی از بچه ها بهش گفت : استاد،سرد شده، اگر میشه خاموش کنید
رای گرفتیم و کولر روشن موند
رای گرفتیم و کولر روشن موند
بار بعدی اعتراض کرد، رای گرفتیم، باز کولر روشن موند ولی استاد جای اون رو با یکی از بچه ها که گرمش بود عوض کرد
دفعه ی سوم، یکی دیگه اعتراض کرد
باز رای گرفتیم و رای گیری کردیم، باز رای به روشن موندن کولر بود
ولی این دفعه استاد گفت، برید کولر رو خاموش کنید
باز رای گرفتیم و رای گیری کردیم، باز رای به روشن موندن کولر بود
ولی این دفعه استاد گفت، برید کولر رو خاموش کنید
اعتراض کردیم که چی شد این دموکراسی؟
گفت از اولین باری که اعتراض شنیده شده، 30 دقیقه گذشته، یعنی ما اینجا کسی رو داریم که 30 دقیقه به خاطر در اقلیت بودن، تحمل کرده
دموکراسی این نیست که ما همش اقلیت رو از حقش در جامعه محروم کنیم
و ادامه داد: من به این میگم دموکراسی پیشرفته
و من اونجا فهمیدم که اگرچه دموکراسی خیلی خوبه ولی گاهی نیاز هست یه حاکمیت مرکزی ( نخست وزیر، رئیس جمهور یا...) به اون نظارت کنه تا اقلیت ها هم از حقشون بهره مند بشن
پ. ن: لازمه ی این قضیه، نماینده داشتن تمام اقلیت هاست
گفت از اولین باری که اعتراض شنیده شده، 30 دقیقه گذشته، یعنی ما اینجا کسی رو داریم که 30 دقیقه به خاطر در اقلیت بودن، تحمل کرده
دموکراسی این نیست که ما همش اقلیت رو از حقش در جامعه محروم کنیم
و ادامه داد: من به این میگم دموکراسی پیشرفته
و من اونجا فهمیدم که اگرچه دموکراسی خیلی خوبه ولی گاهی نیاز هست یه حاکمیت مرکزی ( نخست وزیر، رئیس جمهور یا...) به اون نظارت کنه تا اقلیت ها هم از حقشون بهره مند بشن
پ. ن: لازمه ی این قضیه، نماینده داشتن تمام اقلیت هاست
Forwarded from Ramona (Mahed Tavassoli)
تو راه برگشت سیگار کشیده بود.
رسیده بود خونه.
زنش رو دید. چون زنش نمیدونست سیگار میکشه و متوجه نشه بغلش نکرد.
زنش میرفت بیرون.
هم دیگه رو بغل نکردن.
تو راه زنش تصادف کرد و مرد.
حسرت به دل موند
رسیده بود خونه.
زنش رو دید. چون زنش نمیدونست سیگار میکشه و متوجه نشه بغلش نکرد.
زنش میرفت بیرون.
هم دیگه رو بغل نکردن.
تو راه زنش تصادف کرد و مرد.
حسرت به دل موند
Forwarded from Ramona (Mahed Tavassoli)
Ramona
تو راه برگشت سیگار کشیده بود. رسیده بود خونه. زنش رو دید. چون زنش نمیدونست سیگار میکشه و متوجه نشه بغلش نکرد. زنش میرفت بیرون. هم دیگه رو بغل نکردن. تو راه زنش تصادف کرد و مرد. حسرت به دل موند
با سیگار خونه رو آتیش زد.
خودکشی کرد.
خودکشی کرد.