Prometheus Diary – Telegram
Prometheus Diary
30 subscribers
321 photos
101 videos
4 files
52 links
Diary of a creature full of mistakes
Download Telegram
به هرکی بگی یه آدم 80 کیلویی، 5 تیکه مرغ کنتاکی خورده دیشب و صبح دو تا تخم مرغ آب پز و الان گرسنشه
احتمالا تست انگل ازش بگیره
صبح کبکم داشت خروس میخوند
الان یهو چی شد که اینقدر دپرس شدم؟؟
brackish water, don't use it in relationships.
I don't remember who sent me this music but I really like it.
فکرِ بلبل همه آن است که گُل شد یارش
گُل در اندیشه که چُون عشوه کُنَد در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بِکُشَند
خواجه آن است که باشد غَمِ خدمتکارش
جایِ آن است که خون موج زَنَد در دلِ لعل
زین تَغابُن که خَزَف می‌شکند بازارش
بلبل از فیضِ گل آموخت سخن، ور نه نبود
این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

ای که در کوچهٔ معشوقهٔ ما می‌گُذَری
بر حذر باش، که سر می‌شکند دیوارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همرهِ اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل
جانبِ عشق عزیز است، فرومگذارش
صوفیِ سرخوش از این دست که کج کرد کلاه
به دو جامِ دگر آشفته شود دستارش
دلِ حافظ که به دیدارِ تو خوگر شده بود
نازپروردِ وصال است، مجو آزارش

غزل 277
حافظ
👍1
یادمه یه استاد داشتیم
نماد دموکراسی و شعور بین اساتید بود برای بچه ها

هربار میخواست کولر رو خاموش یا روشن کنه،رای می‌گرفت
یه بار یکی از بچه ها بهش گفت : استاد،سرد شده، اگر میشه خاموش کنید

رای گرفتیم و کولر روشن موند
بار بعدی اعتراض کرد، رای گرفتیم، باز کولر روشن موند ولی استاد جای اون رو با یکی از بچه ها که گرمش بود عوض کرد
دفعه ی سوم، یکی دیگه اعتراض کرد
باز رای گرفتیم و رای گیری کردیم، باز رای به روشن موندن کولر بود

ولی این دفعه استاد گفت، برید کولر رو خاموش کنید
اعتراض کردیم که چی شد این دموکراسی؟

گفت از اولین باری که اعتراض شنیده شده، 30 دقیقه گذشته، یعنی ما اینجا کسی رو داریم که 30 دقیقه به خاطر در اقلیت بودن، تحمل کرده
دموکراسی این نیست که ما همش اقلیت رو از حقش در جامعه محروم کنیم

و ادامه داد: من به این میگم دموکراسی پیشرفته

و من اونجا فهمیدم که اگرچه دموکراسی خیلی خوبه ولی گاهی نیاز هست یه حاکمیت مرکزی ( نخست وزیر، رئیس جمهور یا...) به اون نظارت کنه تا اقلیت ها هم از حقشون بهره مند بشن


پ. ن: لازمه ی این قضیه، نماینده داشتن تمام اقلیت هاست
Forwarded from Ramona (Mahed Tavassoli)
تو راه برگشت سیگار کشیده بود.
رسیده بود خونه.
زنش رو دید. چون زنش نمی‌دونست سیگار می‌کشه و متوجه نشه بغلش نکرد.
زنش می‌رفت بیرون.
هم دیگه رو بغل نکردن.
تو راه زنش تصادف کرد و مرد.
حسرت به دل موند
حسرت مشابهی دارم که ازم نپرس
بین من بود و اونی که رفت و برنگشت
حتی اگر همه ی کارهایی که میکردی هم انجام داده باشی قبلش، ذهنت همیشه چیزی برای حسرت خوردن پیدا میکنه
یه عذاب وجدان، یه ناراحتی
حتی اگر خیلی مسخره باشه
یه چیزی به مسخرگی این قضیه

اون که داشت میرفت، حداقل کفشش رو جلوی پاش جفت میکردم.
ولی خب، مال من اینجوری نیست
الان توی اون حالتی هستم که بانو هایده میگه :
مستی هم درد من رو دیگه دوا نمیکنه
غم با من زاده شده، من رو رها نمیکنه
Nothing better than a nightmare can erase bitter events from mind.
Prometheus Diary
Nothing better than a nightmare can erase bitter events from mind.
اینجوریه که کابوس میبینی، اتفاقات تلخ دیگه. اونقدر تلخ به نظر نمیان، بعد بیدار میشی و میگی همش خواب بود
میدونی چیه؟ حس میکنم فاز غم گرفتم که برم توی فاز قربانی و تنبلی و اهمال کاری
بسه دیگه
چسناله هام رو کردم
باید برم کارم رو شروع کنم

یه مدت خیلی تو فاز چسناله بودم، یه بنده خدایی بهم گفت چی؟ خب الان چی کار کنم؟ میخواهی بری توی قبر و خاک بریزم روت و یه جماعتی بالا سرت گریه کنند؟؟
اصلا من قبول کردم توی دنیا هیچ کس بدتر از تو دهنش آسفالت نشده، که چی؟؟

واقعا راست می‌گفت، که چی؟ الان چکم پاس میشه؟ زندگیم گل و بلبل میشه؟ کل دنیا هم قبول کنه زندگی من سخت بوده، فایده اش چیه؟؟