موسسه ویلیامز تحقیقات جدیدی را منتشر کرد که میزان هویت ترنس را در بین ساکنان ۱۳ سال و بالاتر در هر ۵۰ ایالت و ناحیه کلمبیا تخمین میزند. طبق این گزارش، تقریباً ۲.۸ میلیون فرد ترنسجندر و نان باینری در ایالات متحده زندگی میکنند و جوانان/ کودکان ترنس یک چهارم از این جمعیت را تشکیل میدهند.
﹙#TransNews﹚
﹙#TransNews﹚
💘51🦄2
«بدون آزادی برای همه ما، پراید برای برخی از ما وجود نخواهد داشت.»
تولد هشتاد سالگی ترنس آیکان، اکتیویست برجستهٔ ما مارشا پی جانسون مبارک💖
﹙#TransIcon﹚
تولد هشتاد سالگی ترنس آیکان، اکتیویست برجستهٔ ما مارشا پی جانسون مبارک💖
﹙#TransIcon﹚
💘60🦄6
دوگانهی جنس یک برساختهی اجتماعی است
─ یک تصور غلط رایج وجود دارد که
اگرچه جنسیت ممکن است به صورت اجتماعی ایجاد شود اما جنس ثابت است و ریشه در زیستشناسی دارد این درست نیست. دکتر آن فاستو-استرلینگ، زیستشناس، به ما یادآوری میکند:«برچسب زدن به کسی به عنوان مرد یا زن یک تصمیم اجتماعی است. ما ممکن است از دانش علمی برای کمک به تصمیمگیری خود استفاده کنیم، اما فقط باورهای ما در مورد جنسیت - نه علم - جنس ما را تعریف میکند»
معیارهایی که ما برای تعریف و دستهبندی جنس استفاده میکنیم به تصمیمات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد. دوگانه جنس - تقسیم میلیاردها نفر به یکی از دو جنس مخالف - یک انتخاب سیاسی است، نه یک حقیقت بیولوژیکی. طبیعت بیش از دو جنس بیولوژیکی به ما ارائه میدهد. این جامعه غربی است که این واقعیت بیولوژیکی را به خاطر کنترل انکار میکند.
─ دوگانهی جنس، افراد اینترسکس را پاک میکند. در اواسط قرن بیستم، دانشمندان روشهایی را برای ناپدید کردن افراد اینترسکس به نام «اصلاح اشتباهات طبیعت» توسعه دادند. پزشکانی مانند جان مانی شروع به برچسب زدن به کودکان اینترسکس به عنوان «ناهنجاریهای غدد جنسی» و «ناهنجاریهای کروموزوم جنسی» کردند تا نشان دهند که کودکان اینترسکس «در برخی جنبههای فیزیولوژی خود غیرمعمول هستند، نه اینکه آنها دستهای غیر از مرد یا زن را تشکیل میدهند». جراحیهای بدون رضایت افراد اینترسکس هنوز هم انجام میشود.
جنس صرفاً یک مقوله فیزیکی نیست. «بدنهای ما برای ارائه پاسخهای روشن در مورد تفاوت جنسی بسیار پیچیده هستند... چه سیگنالها و عملکردهای بدنی ما، آن را به عنوان مرد یا زن تعریف میکنند، از قبل درگیر ایدههای ما در مورد جنس هستند». به عبارت دیگر: ایدههای فرهنگی در مورد اینکه یک مرد یا زن باید چگونه باشد، نحوه تعریف و تقسیم جنس بیولوژیکی را به ما دیکته میکند.
─ در اوایل دهه ۱۹۰۰، منتقدان مرد استدلال میکردند که فمینیستهای طرفدار حق رأی زنان، «از نظر روانشناختی غیرطبیعی» و «عقبماندگیهای تکاملی» هستند که «احساسات و خواستههای یک مرد» را دارند.«گواهیهای جنسیت» کروموزومهای XX ورزشکاران را تأیید میکردند. کمیته بینالمللی المپیک از ترس اینکه «مشارکت زنان در ورزش آنها را به موجوداتی مردانه تبدیل کند»، شروع به انجام آزمایشهای کروموزومی روی زنان ورزشکار کرد. کمیته بینالمللی المپیک از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۹ غربالگری ژنتیکی انجام میداد. اکنون «زنانگی» را بر اساس سطح تستوسترون و هویت جنسیتی اندازهگیری میکند.
─ به چالش کشیدن کلیشههای جنسیتی به معنای حذف زیستشناسی نیست. در واقع به معنای درگیر کردن زیستشناسی و در نتیجه رد دوگانه کاذب بین طبیعت و تربیت است. دنیای ژنوسنتریک ما که به «ژنها به عنوان طرحی برای توسعه» نزدیک میشود، ما را از در نظر گرفتن سایر توضیحات برای رفتار و فیزیولوژی انسان باز میدارد. آناتومی و همچنین «ارتباطات فیزیکی کمتر قابل مشاهده بین سلولهای عصبی، اندامهای هدف و مغز» حتی در دوران بزرگسالی ما دائماً در حال تغییر هستند. تغییر آناتومیکی «زمانی حاصل میشود که سیستم عصبی بدن به پیامها و تجربیات خارجی پاسخ میدهد و آنها را در خود جای میدهد». بدن ما سیستمهای پویایی است که به طور مداوم در طول زمان بر اساس قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی - از جمله هنجارهای جنسیتی - تغییر میکند.
دکتر فاستو-استرلینگ معتقد است که ما باید جستجوی «علل جهانی رفتار جنسی و اکتساب جنسیت» را متوقف کنیم و در عوض تعامل بین بدنها و محیطها را در طول زمان مطالعه کنیم.
─ چگونه ممکن است تنوع ژنتیکی با محرکهای محیطی تعامل داشته باشد تا تفاوت آناتومیکی ایجاد کند؟ به عنوان مثال، میتوانیم بررسی کنیم که چگونه هنجارهای فرهنگی که مشخص میکنند دختران دامن میپوشند اما پسران نه، «تفاوتهای جنسیتی/جنسی را در برخی از انواع مهارتهای حرکتی ایجاد میکنند». میتوانیم جنس را «مانند نیتروژن، اکسیژن یا دی اکسید کربن» به عنوان یکی از «عناصر غالب جوی» که بدن و آگاهی را شکل میدهند، درک کنیم. این ایده که جنس/جنسیت یک فرآیند مداوم مادیسازی است، طیف و پیچیدگی را در بر میگیرد. به همین دلیل است که در دنیای اجتماعی که به هویت ثابت برای «شناسنامهها، تابلوهای حمام، فرمهای هویت دولتی» نیاز دارد، اولویتبندی نمیشود. دکتر فاستو-استرلینگ، با به رسمیت شناختن تنوع جنسی بیولوژیکی، علم پزشکیای را تصور میکند که به دنبال اجبار افراد به دستهبندیهای از پیش تعیینشده نیست، بلکه «در خدمت تنوع جنسیتی قرار میگیرد». این «اخلاق درمان پزشکی» جدید «به ابهام اجازه رشد میدهد» و از کلیشههای جنسیتی و خاص بودن فاصله میگیرد.
﹙#Intersex﹚
─ یک تصور غلط رایج وجود دارد که
اگرچه جنسیت ممکن است به صورت اجتماعی ایجاد شود اما جنس ثابت است و ریشه در زیستشناسی دارد این درست نیست. دکتر آن فاستو-استرلینگ، زیستشناس، به ما یادآوری میکند:«برچسب زدن به کسی به عنوان مرد یا زن یک تصمیم اجتماعی است. ما ممکن است از دانش علمی برای کمک به تصمیمگیری خود استفاده کنیم، اما فقط باورهای ما در مورد جنسیت - نه علم - جنس ما را تعریف میکند»
معیارهایی که ما برای تعریف و دستهبندی جنس استفاده میکنیم به تصمیمات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد. دوگانه جنس - تقسیم میلیاردها نفر به یکی از دو جنس مخالف - یک انتخاب سیاسی است، نه یک حقیقت بیولوژیکی. طبیعت بیش از دو جنس بیولوژیکی به ما ارائه میدهد. این جامعه غربی است که این واقعیت بیولوژیکی را به خاطر کنترل انکار میکند.
─ دوگانهی جنس، افراد اینترسکس را پاک میکند. در اواسط قرن بیستم، دانشمندان روشهایی را برای ناپدید کردن افراد اینترسکس به نام «اصلاح اشتباهات طبیعت» توسعه دادند. پزشکانی مانند جان مانی شروع به برچسب زدن به کودکان اینترسکس به عنوان «ناهنجاریهای غدد جنسی» و «ناهنجاریهای کروموزوم جنسی» کردند تا نشان دهند که کودکان اینترسکس «در برخی جنبههای فیزیولوژی خود غیرمعمول هستند، نه اینکه آنها دستهای غیر از مرد یا زن را تشکیل میدهند». جراحیهای بدون رضایت افراد اینترسکس هنوز هم انجام میشود.
جنس صرفاً یک مقوله فیزیکی نیست. «بدنهای ما برای ارائه پاسخهای روشن در مورد تفاوت جنسی بسیار پیچیده هستند... چه سیگنالها و عملکردهای بدنی ما، آن را به عنوان مرد یا زن تعریف میکنند، از قبل درگیر ایدههای ما در مورد جنس هستند». به عبارت دیگر: ایدههای فرهنگی در مورد اینکه یک مرد یا زن باید چگونه باشد، نحوه تعریف و تقسیم جنس بیولوژیکی را به ما دیکته میکند.
─ در اوایل دهه ۱۹۰۰، منتقدان مرد استدلال میکردند که فمینیستهای طرفدار حق رأی زنان، «از نظر روانشناختی غیرطبیعی» و «عقبماندگیهای تکاملی» هستند که «احساسات و خواستههای یک مرد» را دارند.«گواهیهای جنسیت» کروموزومهای XX ورزشکاران را تأیید میکردند. کمیته بینالمللی المپیک از ترس اینکه «مشارکت زنان در ورزش آنها را به موجوداتی مردانه تبدیل کند»، شروع به انجام آزمایشهای کروموزومی روی زنان ورزشکار کرد. کمیته بینالمللی المپیک از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۹ غربالگری ژنتیکی انجام میداد. اکنون «زنانگی» را بر اساس سطح تستوسترون و هویت جنسیتی اندازهگیری میکند.
─ به چالش کشیدن کلیشههای جنسیتی به معنای حذف زیستشناسی نیست. در واقع به معنای درگیر کردن زیستشناسی و در نتیجه رد دوگانه کاذب بین طبیعت و تربیت است. دنیای ژنوسنتریک ما که به «ژنها به عنوان طرحی برای توسعه» نزدیک میشود، ما را از در نظر گرفتن سایر توضیحات برای رفتار و فیزیولوژی انسان باز میدارد. آناتومی و همچنین «ارتباطات فیزیکی کمتر قابل مشاهده بین سلولهای عصبی، اندامهای هدف و مغز» حتی در دوران بزرگسالی ما دائماً در حال تغییر هستند. تغییر آناتومیکی «زمانی حاصل میشود که سیستم عصبی بدن به پیامها و تجربیات خارجی پاسخ میدهد و آنها را در خود جای میدهد». بدن ما سیستمهای پویایی است که به طور مداوم در طول زمان بر اساس قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی - از جمله هنجارهای جنسیتی - تغییر میکند.
دکتر فاستو-استرلینگ معتقد است که ما باید جستجوی «علل جهانی رفتار جنسی و اکتساب جنسیت» را متوقف کنیم و در عوض تعامل بین بدنها و محیطها را در طول زمان مطالعه کنیم.
─ چگونه ممکن است تنوع ژنتیکی با محرکهای محیطی تعامل داشته باشد تا تفاوت آناتومیکی ایجاد کند؟ به عنوان مثال، میتوانیم بررسی کنیم که چگونه هنجارهای فرهنگی که مشخص میکنند دختران دامن میپوشند اما پسران نه، «تفاوتهای جنسیتی/جنسی را در برخی از انواع مهارتهای حرکتی ایجاد میکنند». میتوانیم جنس را «مانند نیتروژن، اکسیژن یا دی اکسید کربن» به عنوان یکی از «عناصر غالب جوی» که بدن و آگاهی را شکل میدهند، درک کنیم. این ایده که جنس/جنسیت یک فرآیند مداوم مادیسازی است، طیف و پیچیدگی را در بر میگیرد. به همین دلیل است که در دنیای اجتماعی که به هویت ثابت برای «شناسنامهها، تابلوهای حمام، فرمهای هویت دولتی» نیاز دارد، اولویتبندی نمیشود. دکتر فاستو-استرلینگ، با به رسمیت شناختن تنوع جنسی بیولوژیکی، علم پزشکیای را تصور میکند که به دنبال اجبار افراد به دستهبندیهای از پیش تعیینشده نیست، بلکه «در خدمت تنوع جنسیتی قرار میگیرد». این «اخلاق درمان پزشکی» جدید «به ابهام اجازه رشد میدهد» و از کلیشههای جنسیتی و خاص بودن فاصله میگیرد.
﹙#Intersex﹚
🦄22💘10
سوال ۱: اگر ۱۵ میلیون دانشآموز مدارس دولتی در ایالات متحده وجود داشته باشد و تنها ۵ نفر از آنها دختران ترنس شناختهشدهای باشند که ورزش میکنند... کل قوانین فدرال در مورد چند درصد از دانشآموزان نوشته شده است؟
(5÷15.000.000) × 100 =
0.00003% از دانش آموزان
منبع: نیوزویک (مه ۲۰۲۳) و مرکز ملی آموزش
آمار (NCES)
﹙#TransPpl﹚
(5÷15.000.000) × 100 =
0.00003% از دانش آموزان
آمار (NCES)
﹙#TransPpl﹚
💘16
سوال ۲: حدود ۵۱۰،۰۰۰ ورزشکار دانشگاهی وجود دارد. NCAA میگوید کمتر از ۱۰ ورزشکار ترنس در کل سیستم وجود دارد. چند درصد از ورزشکاران هدف قرار گرفتهاند؟
(10510.000) × 100 =
0.002% از ورزشکاران
منبع: دادههای مشارکت دانشجویان-ورزشکاران NCAA، چارلی بیکر، رئیس NCAA، شهادت به کنگره، دسامبر ۲۰۲۴ (به نقل از GLAAD، ژانویه ۲۰۲۵)
﹙#TransPpl﹚
(10510.000) × 100 =
0.002% از ورزشکاران
﹙#TransPpl﹚
💘15
سوال ۳: قانونگذاران فقط در سال ۲۰۲۳ بیش از ۵۰۰ لایحه در مورد افراد ترنس ارائه کردند. فرض کنید ۵۰ مورد از آنها مربوط به ورزش بوده است. به ازای هر ورزشکار ترنس چند لایحه نوشته شده است؟
50÷5 =
10 لایحه به ازای هر ورزشکار ترنس
منبع: ردیاب قوانین افراد ترنس و خلاصه قوانین ۲۰۲۳ اتحادیه آزادیهای مدنی آمریکا
﹙#TransPpl﹚
50÷5 =
10 لایحه به ازای هر ورزشکار ترنس
💘21
آنها مدام میگویند که این موضوع مربوط به انصاف است. اما انصاف این نیست که برای جلب حمایت سیاسی، آسیبپذیرترین دانشآموزان را از بقیه جدا کنیم.
این اعداد، وحشت علیه افراد ترنس را توجیه نمیکنند. تنها این اعداد، آن را افشا میکنند🧠👉
این اعداد، وحشت علیه افراد ترنس را توجیه نمیکنند. تنها این اعداد، آن را افشا میکنند🧠👉
💘28