Pink Pony Club🏳‍⚧ – Telegram
Pink Pony Club🏳
891 subscribers
234 photos
65 videos
10 files
31 links
Trans Kids Deserve Better
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اولین قاضی ترنس بریتانیا از حکم «جنسیت بیولوژیکی» دیوان عالی شکایت کرد

دکتر ویکتوریا مک‌کلاود، شکایتی را به دادگاه حقوق بشر اروپا (ECHR) ارائه کرده و ادعا می‌کند که حکم «جنسیت بیولوژیکی» دیوان عالی بریتانیا در اوایل امسال، حقوق او را نقض کرده و باید دوباره مورد رسیدگی قرار گیرد. نماینده کلینیک حقوقی افراد ترنس این هفته در مورد این پرونده گفت: «برای جامعه ترنس و نان باینری، این حکم یک حقیقت ساده را در بر دارد: دیگر نباید هیچ گفتگویی درباره ما، بدون ما، وجود داشته باشد.»
#TransNews
💘75
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Pink Pony Club🏳
۳- کلیشه‌ی «افراد سیسجندر که ترنسجندر شده‌اند» تصمیم به ترنزیشن در خلا اتفاق نمی‌افتد. این اتفاق در حضور ترنس‌فوبیا سیستماتیک اجتماعی رخ می‌دهد. هر فرد ترنس از میزان فراگیر بودن این استاندارد دوگانه (همانطور که هر روز با آن روبرو هستیم) کاملاً آگاه است و…
۴- موضع ترنس-آنتاگونیست: این مطلب توسط افرادی ارسال می‌شود که باور ندارند ترنس یک تجربه یا هویت اصیل است. اگر شما باور ندارید که دیسفوریا واقعی است، یا هویت جنسیتی افراد ترنس مشروع است، پس در ذهن شما، افراد ترنس باید افرادی متوهم، خودسر و یا گمراه باشند که شایسته بررسی و نقد به خاطر انتخاب‌های زندگی‌شان هستند. طبق این دیدگاه، ترنس‌ستیزی نوعی تبعیض نیست، بلکه انتقاد عمومی مشروع است!

و اگر «ترنس» در ذهن شما یک چیز واقعی نباشد، احتمالاً جهان را متشکل از افرادی خواهید دید که در یکی از دو جنس طبیعی متولد شده‌اند، که برخی از آن‌ها به طور بی‌پروا و بی‌ملاحظه درگیر تغییر فیزیکی بدن خود هستند. این طرز فکر به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا مردم اغلب از صفت «ترنس» به عنوان فعل سواستفاده می‌کنند، مثلاً «ترنسجندر کردن» یا به این معنی که ما «ترنسجندر» شده‌ایم که باعث می‌شود ترنسجندر کمتر به عنوان یک هویت یا تجربه مشروع به نظر برسد، و بیشتر به عنوان یک فرآیند صرف که برخی افراد طی می‌کنند، به نظر برسد.

۵
- موضع مشکوک به هویت ترنس: حتی اگر بپذیرید که دیسفوریا و هویت‌های ترنس واقعی هستند (هرچند نادر)، ممکن است در مقایسه با ده سال پیش، به این موضوع شک کنید که افراد ترنس چقدر بیشتر در معرض دید عموم قرار گرفته‌اند. گذشته از همه این‌ها، شما احتمالاً از تغییرات، از سیستم قدیمی دروازه‌بانی (که دسترسی افراد ترنس به ابزارهای ترنزیشن را بسیار دشوار می‌کرد) به سیستم مراقبت‌های بهداشتی ترنس امروزی (که تجربیات و نگرانی‌های افراد ترنس را جدی می‌گیرد) بی‌اطلاع هستید. با بی‌اطلاعی از همه اين‌ها، ممکن است نگران شوید که این افزایش افراد ترنس در واقع به دلیل افرادی است که «واقعاً ترنس» نیستند (یعنی افراد سیسجندر) که به طور نامناسبی در هویت‌های ترنس و ترنزیشن تحت تأثیر قرار می‌گیرند یا جذب می‌شوند.

می‌خواهم لحظه‌ای وقت بگذارم و این موضع «ترنس‌ستیزی» را بررسی کنم، چرا که این موضع، رایج‌ترین موضع مورد حمایت متخصصانی است که خود را «دوستدار افراد ترنس‌» معرفی می‌کنند و به احتمال زیاد برای خواننده‌ی عادیِ ناآگاه از افراد ترنس‌، «منطقی» به نظر می‌رسد. از دیدگاه من به همین دلیل است که موضع ترنس‌ستیزی مملو از تعصب ضد ترنس است:
#TransKids
💘17
Pink Pony Club🏳
۴- موضع ترنس-آنتاگونیست: این مطلب توسط افرادی ارسال می‌شود که باور ندارند ترنس یک تجربه یا هویت اصیل است. اگر شما باور ندارید که دیسفوریا واقعی است، یا هویت جنسیتی افراد ترنس مشروع است، پس در ذهن شما، افراد ترنس باید افرادی متوهم، خودسر و یا گمراه باشند که…
همانطور که در ابتدای این بخش اشاره کردم، این استدلال که برخی افراد به راحتی فریب می‌خورند یا گمراه می‌شوند تا تغییر جنسیت دهند، تنها در صورتی می‌تواند مطرح شود که کسی عمداً وجود ترنس‌فوبیا اجتماعی، دیسفوریا و مشروعیت هویت جنسیتی افراد ترنس را انکار، یا کم‌اهمیت جلوه دهد. به عبارت دیگر، این استدلال متکبرانه و غرق در ترنس‌ستیزی است.
این تصور که برخی از افرادی که ترنزیشن انجام می‌دهند «واقعاً ترنس» نیستند، فرض را بر این می‌گذارد که سیسجندر و ترنسجندر دسته‌های تغییرناپذیر و ذات‌گرایانه‌ای هستند - این کاملاً درست نیست در واقع، طبق تعریف، هر کسی که به طور جدی در مورد ترنزیشن جنسیت فکر کند و گام‌های واقعی برای رسیدن به آن بردارد، در طیف ترنسجندر قرار می‌گیرد (حداقل در دوره‌ای که این کارها را انجام می‌دهد). حتی اگر ترنزیشن به دلایلی برای این افراد نتیجه ندهد، به این معنی نیست که آن‌ها از ابتدا «واقعاً سیسجندر» بوده‌اند؛ بلکه به این معنی است که ترنزیشن مسیر درستی برای آن‌ها نبوده است. (توجه: پست مسیر متفاوت ترنس بودن را دوباره مطالعه کنید)

اگر موضع مشکوک به ترنس بودن درست باشد (یعنی اینکه افراد سیسجندر بی‌جهت به سمت هویت‌های ترنس و تغییر جنسیت سوق داده می‌شوند)، آنگاه پیامد واضح این سرمقاله‌ها و مقالات فکری این است که دسترسی به ترنزیشن و احتمالاً حتی پذیرش یا اطلاعات مربوط به هویت‌های ترنسجندر باید تا حدی محدود شود. این منطق واضحی است که در اینجا وجود دارد، حتی اگر نویسندگانی که چنین استدلال‌هایی را مطرح می‌کنند (که می‌خواهند تا حد امکان «ترنس‌دوست» به نظر برسند) اغلب تلاش زیادی می‌کنند تا صریحاً این موضوع را بیان نکنند. به عبارت دیگر، آنچه به طور ضمنی پیشنهاد می‌شود، کاهش حقوق افراد ترنس‌ و یا دسترسی افراد ترنس به مراقبت‌های بهداشتی است (مثلاً با بازگشت به سیستم سختگیرانه‌تری که در گذشته بسیاری از افراد ترنس را ناکام گذاشته است).

نمی‌توانم از توجه به این نکته خودداری کنم که این سرمقاله‌ها و مقالات فکری همواره توسط نویسندگان سیسجندر نوشته می‌شوند که (به عنوان افرادی که با این موضوع بیگانه هستند) به این وضعیت نگاه می‌کنند و ناخودآگاه به این نتیجه می‌رسند: «وای نه، برخی از افراد سیسجندر در حال انتخاب یا گمراه شدن به سمت سبک زندگی ترنسجندر هستند!» اما من می‌پرسم: چرا این اصلاً یک مشکل است؟ منظورم این است که تا زمانی که این افراد به اصطلاح «افراد سیسجندر که به ترنسجندر تبدیل شده‌اند» از انتخاب‌های زندگی خود و زندگی پس از ترنزیشن خود راضی هستند، چرا کسی باید اصلاً اهمیت بدهد؟ صادقانه بگویم، من معتقدم که این نگرانی مستقیماً از فرض ترنس‌فوبیا ناشی می‌شود که بدن‌های سیسجندر معتبر و ارزشمند هستند، در حالی که بدن‌های افرادترنس نامعتبر و ناقص هستند. همین فرض است که این نویسندگان را به این سمت سوق می‌دهد که این افراد به اصطلاح «افراد سیسجندر که به ترنسجندر تبدیل شده‌اند» را به عنوان یک نتیجه ذاتاً نامطلوب ببینند، حتی اگر این افراد در نهایت خوشحال باشند. به هر حال، آن‌ها بدن‌های سیسجندر ارزشمند و بی‌نقص خود را برداشته و آن‌ها را به بدن‌های ترنس ناقص تبدیل کرده‌اند. این به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا فرضیه ضمنی این مقالات (یعنی اینکه ترنزیشن باید محدود شود تا از افراد سیسجندر محافظت شود) با بسیاری از خوانندگان طنین‌انداز می‌شود: محروم کردن افراد ترنس از دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و داشتن زندگی شاد، اگر حتی تعداد کمی از افراد سیسجندر را از ارتکاب چنین اشتباه وحشتناکی با بدن خود نجات دهد، به نظر می‌رسد هزینه کمی باشد!

البته، اگر شواهدی (هرچند معتبر) وجود داشته باشد که نشان دهد افراد سیسجندر واقعاً «ترنس» می‌شوند، هر دو موضع ترنس‌ستیزانه و ترنس‌فوبی که در این بخش مطرح کرده‌ام، تقویت خواهند شد. برای مثال، اگر برخی از این افرادی که ترنزیشن می‌کنند تصمیم بگیرند دوباره به سیسجندر بودن برگردند، چه می‌شود؟ البته این موضوع ما را به موضوع بعدی می‌رساند...
#TransKids
💘19
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موسسه ویلیامز تحقیقات جدیدی را منتشر کرد که میزان هویت ترنس را در بین ساکنان ۱۳ سال و بالاتر در هر ۵۰ ایالت و ناحیه کلمبیا تخمین می‌زند. طبق این گزارش، تقریباً ۲.۸ میلیون فرد ترنسجندر و نان باینری در ایالات متحده زندگی می‌کنند و جوانان/ کودکان ترنس یک چهارم از این جمعیت را تشکیل می‌دهند.
#TransNews
💘51🦄2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بدون آزادی برای همه ما، پراید برای برخی از ما وجود نخواهد داشت.»
تولد هشتاد سالگی ترنس آیکان، اکتیویست برجستهٔ ما مارشا پی جانسون مبارک💖
#TransIcon
💘60🦄6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم از سال 2025
#TransNews
😨34
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوگانه‌ی جنس یک برساخته‌ی اجتماعی است

‌─ یک تصور غلط رایج وجود دارد که
اگرچه جنسیت ممکن است به صورت اجتماعی ایجاد شود اما جنس ثابت است و ریشه در زیست‌شناسی دارد این درست نیست. دکتر آن فاستو-استرلینگ، زیست‌شناس، به ما یادآوری می‌کند:«برچسب زدن به کسی به عنوان مرد یا زن یک تصمیم اجتماعی است. ما ممکن است از دانش علمی برای کمک به تصمیم‌گیری خود استفاده کنیم، اما فقط باورهای ما در مورد جنسیت - نه علم - جنس ما را تعریف می‌کند»
معیارهایی که ما برای تعریف و دسته‌بندی جنس استفاده می‌کنیم به تصمیمات تاریخی، فرهنگی و اجتماعی بستگی دارد. دوگانه جنس - تقسیم میلیاردها نفر به یکی از دو جنس مخالف - یک انتخاب سیاسی است، نه یک حقیقت بیولوژیکی. طبیعت بیش از دو جنس بیولوژیکی به ما ارائه می‌دهد. این جامعه غربی است که این واقعیت بیولوژیکی را به خاطر کنترل انکار می‌کند.


‌─ دوگانه‌ی جنس، افراد اینترسکس را پاک می‌کند. در اواسط قرن بیستم، دانشمندان روش‌هایی را برای ناپدید کردن افراد اینترسکس به نام «اصلاح اشتباهات طبیعت» توسعه دادند. پزشکانی مانند جان مانی شروع به برچسب زدن به کودکان اینترسکس به عنوان «ناهنجاری‌های غدد جنسی» و «ناهنجاری‌های کروموزوم جنسی» کردند تا نشان دهند که کودکان اینترسکس «در برخی جنبه‌های فیزیولوژی خود غیرمعمول هستند، نه اینکه آنها دسته‌ای غیر از مرد یا زن را تشکیل می‌دهند». جراحی‌های بدون رضایت افراد اینترسکس هنوز هم انجام می‌شود.
جنس صرفاً یک مقوله فیزیکی نیست. «بدن‌های ما برای ارائه پاسخ‌های روشن در مورد تفاوت جنسی بسیار پیچیده هستند... چه سیگنال‌ها و عملکردهای بدنی ما، آن را به عنوان مرد یا زن تعریف می‌کنند، از قبل درگیر ایده‌های ما در مورد جنس هستند». به عبارت دیگر: ایده‌های فرهنگی در مورد اینکه یک مرد یا زن باید چگونه باشد، نحوه تعریف و تقسیم جنس بیولوژیکی را به ما دیکته می‌کند.


‌─ در اوایل دهه ۱۹۰۰، منتقدان مرد استدلال می‌کردند که فمینیست‌های طرفدار حق رأی زنان، «از نظر روان‌شناختی غیرطبیعی» و «عقب‌ماندگی‌های تکاملی» هستند که «احساسات و خواسته‌های یک مرد» را دارند.«گواهی‌های جنسیت» کروموزوم‌های XX ورزشکاران را تأیید می‌کردند. کمیته بین‌المللی المپیک از ترس اینکه «مشارکت زنان در ورزش آنها را به موجوداتی مردانه تبدیل کند»، شروع به انجام آزمایش‌های کروموزومی روی زنان ورزشکار کرد. کمیته بین‌المللی المپیک از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۹۹ غربالگری ژنتیکی انجام می‌داد. اکنون «زنانگی» را بر اساس سطح تستوسترون و هویت جنسیتی اندازه‌گیری می‌کند.


‌─ به چالش کشیدن کلیشه‌های جنسیتی به معنای حذف زیست‌شناسی نیست. در واقع به معنای درگیر کردن زیست‌شناسی و در نتیجه رد دوگانه کاذب بین طبیعت و تربیت است. دنیای ژنوسنتریک ما که به «ژن‌ها به عنوان طرحی برای توسعه» نزدیک می‌شود، ما را از در نظر گرفتن سایر توضیحات برای رفتار و فیزیولوژی انسان باز می‌دارد. آناتومی و همچنین «ارتباطات فیزیکی کمتر قابل مشاهده بین سلول‌های عصبی، اندام‌های هدف و مغز» حتی در دوران بزرگسالی ما دائماً در حال تغییر هستند. تغییر آناتومیکی «زمانی حاصل می‌شود که سیستم عصبی بدن به پیام‌ها و تجربیات خارجی پاسخ می‌دهد و آنها را در خود جای می‌دهد». بدن ما سیستم‌های پویایی است که به طور مداوم در طول زمان بر اساس قرار گرفتن در معرض عوامل محیطی - از جمله هنجارهای جنسیتی - تغییر می‌کند.

دکتر فاستو-استرلینگ معتقد است که ما باید جستجوی «علل جهانی رفتار جنسی و اکتساب جنسیت» را متوقف کنیم و در عوض تعامل بین بدن‌ها و محیط‌ها را در طول زمان مطالعه کنیم.


‌─ چگونه ممکن است تنوع ژنتیکی با محرک‌های محیطی تعامل داشته باشد تا تفاوت آناتومیکی ایجاد کند؟ به عنوان مثال، می‌توانیم بررسی کنیم که چگونه هنجارهای فرهنگی که مشخص می‌کنند دختران دامن می‌پوشند اما پسران نه، «تفاوت‌های جنسیتی/جنسی را در برخی از انواع مهارت‌های حرکتی ایجاد می‌کنند». می‌توانیم جنس را «مانند نیتروژن، اکسیژن یا دی اکسید کربن» به عنوان یکی از «عناصر غالب جوی» که بدن و آگاهی را شکل می‌دهند، درک کنیم. این ایده که جنس/جنسیت یک فرآیند مداوم مادی‌سازی است، طیف و پیچیدگی را در بر می‌گیرد. به همین دلیل است که در دنیای اجتماعی که به هویت ثابت برای «شناسنامه‌ها، تابلوهای حمام، فرم‌های هویت دولتی» نیاز دارد، اولویت‌بندی نمی‌شود. دکتر فاستو-استرلینگ، با به رسمیت شناختن تنوع جنسی بیولوژیکی، علم پزشکی‌ای را تصور می‌کند که به دنبال اجبار افراد به دسته‌بندی‌های از پیش تعیین‌شده نیست، بلکه «در خدمت تنوع جنسیتی قرار می‌گیرد». این «اخلاق درمان پزشکی» جدید «به ابهام اجازه رشد می‌دهد» و از کلیشه‌های جنسیتی و خاص بودن فاصله می‌گیرد.
#Intersex
🦄22💘10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM