از وقتی تو آسمون وسط پروازمون دستامو ول کردی، ترس از ارتفاع گرفتم.
وقتی گریت میگیره نفس عمیق بکشی اشکا از چشمات به صورت بخار میرن توی سرت بعد بخاطر اختلاف دما دور مغزت تبدیل ب قطره های آب میشن و کم کم هرچقد گریت بگیره گریه نکنی و نفس عمیق بکشی مغزت غرق میشه.
من معتقدم یه دنیایی وجود داره که درِ تمام خودکارام، تمام پاککنهای کوچیک دبستانم و تمام لنگه جورابهای گمشدهم توش دارن کنار همدیگه زندگی میکنن.
یه آپشنی مثل اون لحظهای که داری فیلم میبینی موس رو تکون میدی که ببینی چقدر از فیلم مونده رو نسبت به آدمای اطرافم میخوام.
هممون تا حالا هزار بار عباس معروفیُ وقتی گفته "تنهایی فقط تو شلوغی حس میشهُ" درک کردیم.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (Purple-)
هیچوقت حافظه خوبی نداشتم اما تو همیشه قشنگ می خندیدی من یادمه.