من معتقدم یه دنیایی وجود داره که درِ تمام خودکارام، تمام پاککنهای کوچیک دبستانم و تمام لنگه جورابهای گمشدهم توش دارن کنار همدیگه زندگی میکنن.
یه آپشنی مثل اون لحظهای که داری فیلم میبینی موس رو تکون میدی که ببینی چقدر از فیلم مونده رو نسبت به آدمای اطرافم میخوام.
هممون تا حالا هزار بار عباس معروفیُ وقتی گفته "تنهایی فقط تو شلوغی حس میشهُ" درک کردیم.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (Purple-)
هیچوقت حافظه خوبی نداشتم اما تو همیشه قشنگ می خندیدی من یادمه.
وقتی وحشتناک عوض میشین و تمام رنگا رو به فراموشی میسپارین دلم میخواد زود بمیرین که آخرین تصورم ازتون همون آدم خودم بمونه.
من برا فرار ا مشکلاتم به هر دری زدم چنتا مشکل جدید در رو باز کردن برام.
دلم میخوام ازت فرار کنم اما اگر تو برای پیدا کردنم نیای دنبالم خودمو میکشم.
دارم به این فک میکنم که چی میشه یکی چشماشو رو دریا میبنده و میره تو فاضلاب شیرجه میزنه.
من انقدر دوسِت دارم که اگر فقط یه سیبزمینی ته ظرف بمونه، میدمش به تو.
و شاید چون ماها همیشه یه تیکه از وجود کسی که یه روزی نیمدایرهمون رو تبدیل به یه دایرهی کامل میکرده، همراه خودمون داریم!
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
ببین وقتی حالمون خوبه آسمون چقدر آبیه.
چون حالمون آبی آسمونیه!
در خانهی شما رونق اگر نیست صفا هست؟
در خانهی ما چایی اگر نباشد هیچ چیزی نیست.
در خانهی ما چایی اگر نباشد هیچ چیزی نیست.