وقتی وحشتناک عوض میشین و تمام رنگا رو به فراموشی میسپارین دلم میخواد زود بمیرین که آخرین تصورم ازتون همون آدم خودم بمونه.
من برا فرار ا مشکلاتم به هر دری زدم چنتا مشکل جدید در رو باز کردن برام.
دلم میخوام ازت فرار کنم اما اگر تو برای پیدا کردنم نیای دنبالم خودمو میکشم.
دارم به این فک میکنم که چی میشه یکی چشماشو رو دریا میبنده و میره تو فاضلاب شیرجه میزنه.
من انقدر دوسِت دارم که اگر فقط یه سیبزمینی ته ظرف بمونه، میدمش به تو.
و شاید چون ماها همیشه یه تیکه از وجود کسی که یه روزی نیمدایرهمون رو تبدیل به یه دایرهی کامل میکرده، همراه خودمون داریم!
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
ببین وقتی حالمون خوبه آسمون چقدر آبیه.
چون حالمون آبی آسمونیه!
در خانهی شما رونق اگر نیست صفا هست؟
در خانهی ما چایی اگر نباشد هیچ چیزی نیست.
در خانهی ما چایی اگر نباشد هیچ چیزی نیست.
کاش یکی بیاد گوشی رو از دست من بگیره. بکوبونتش تو دیوار. و بگه دیدی؟ تموم شد، حالا بشین درستو بخون دیگه بچه.
Forwarded from Gabbro
گاهی گمان می کنم، اصلا نیازی نیست کسی را بفهمیم، همین که خودمان را بفهمیم کفایت می کند.
جای اون دندون عقلایی که میکشید یه جفت دندون احساس بکارید که جواب احساساتی که براتون خرج میکنن رو نجوییده قورت ندین.
کاش یه خرس قطبی بودم که راحت شیش ماه میخوابیدم. هرکی هم بیدارم میکرد میخوردمش دوباره میخوابیدم.