اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
183 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
Forwarded from آبي
نه تو به روی خودت می‌آری که می‌دونی، نه من به روی خودم می‌آرم که گفتم.
Oh you think i care? Cause i don't.
قبل از اینکه بخواید خودتون رو درگیر آدم‌ها و ماجراهای اطرافتون کنید، یه دور از خودتون بپرسید که چرا باید به این داستان اجازه ورود به ذهن و زندگیتون رو بدین؟ واقعا برای پرداختن به این موضوع وقت و فضای ذهنی دارید؟ اگر واردش بشین قراره خروجیش براتون چی باشه؟

یه دور که این سوالا رو از خودتون بپرسین، کمتر خودتونو درگیر حوادث زرد اطرافتون می‌کنید.
[ مطابق میل آدم‌ها زندگی نکردن ]
ولی طول می‌کشه تا بفهمی اون بوی تعفنی که دائماً اطرافت حس می‌کنی، از خودته.
بچه‌ها جونم یه سایت کتاب فروشی هست اسمش «باناشر»ـه. اینجوریه که برای هر انتشاراتی از ۱۰-۲۵ درصد تخفیف همه روزه داره و پیکش هم اگر بالای ۸۰ هزار تومن خرید کنید، رایگانه. (که با وضع الآن دو تا کتاب راحت می‌شه بیشتر از ۸۰ هزار تومن.)
کتاب‌هاتون رو هم طی دو الی پنج روز سالم و کادو شده بهتون تحویل می‌دن.
اگر نتونستید برید نمایشگاه کتاب یا غرفه مورد نظرتون، می‌تونین از اینجا سفارش بدین. من خودم سه تا کتابمو سفارش دادم و الآن برام آوردن^--^
اینم آدرسش: http://www.banasher.com
Sweetie, if you're going to be two faced, at least make one of them pretty.🙇🏼‍♀
شده نزدیک که هجران تو ما را بکشد.

دروغ می‌گه.
جانم!

سخنی نیست جز این که اگر اکنون بودی شرایط آسان‌تر بود. می‌توانستم راحت‌تر نفس بکشم و قوانین خودم را اجرا کنم. اگر هنوز هم دوست‌ داشتنت حس غالب من بود، می‌توانستم با ریتم زیباتری راه بروم و بیشتر لبخند بزنم.

حالا نه خودت هستی و نه دوست داشتنت اما می‌خواهم بگویم که بله؛ من دارم نفس می‌کشم. من زنده‌ام و بدون تو و دوست داشتنت هم می‌توانم تمام این کارها را انجام دهم. من رشد کرده و قوی شده‌ام. به سختگیری عادت کرده‌ام و یاد گرفتم بدون پشتوانه‌ به راه خودم محکم ادامه دهم. تنها روی قدم‌های خودم حساب کنم و اگر زمین خوردم منتظر دستی نمانم. تنها بلند شوم و محکم‌تر و ضد ضربه‌تر ادامه دهم.
گاهی فکر می‌کنم اگر رفتنت نبود، هیچ‌گاه کسی که الآن هستم نمی‌شدم. در همان دختر وابسته می‌ماندم و جلوی رشدش را می‌گرفتم و هدفش را به صرفاً «دوست داشته شدن» محدود می‌کردم. اما اکنون این گونه نیست. اهداف بزرگ‌تری را برای خودم تعریف می‌کنم. راه طولانی‌تری را انتخاب می‌کنم و با دستانی که به رها کردن عادت دارند آن راه را می‌پیمایم. گویی درِ قلبم را بستم و از خطرات احتمالی جلوگیری کردم.

برعکس چیزی که او می‌گفت، می‌خواهم به تو بگویم که زمان همه‌چیز را عوض کرده و آن حجم خالی و سردی که یک روز به دلیل بی‌برگی ترکش کردی، اکنون چمن‌زاری سبز و پر از پرنده شده‌ است.
جانم؛ رفتنت بود که مرا ساخت و ضد ضربه و نفوذناپذیرم کرد. آه که حال نیستی تا ببینی‌ام!

ملکه‌ی سابق فرمانروایی‌ات - الهه.
خبر از عیش ندارد که ندارد یاری/ دل نخوانند که صیدش نکند دلداری.
به من گفت که باید قوی باشم.
و با رفتنش مرا تضعیف کرد.
اگه تا بهشت چند قدم مونده باشه
صدات از جهنم بیاد
بر می‌گردم.
وقتی بغلمون می‌کنید، نفس کشیدنِ بعدش رو هم یادمون بدین.
بله.
موجودی منزوی و عصبی هستم. غالباً ترجیح می‌دهم اتاق پر جمعیت را ترک کنم و رو به دیوار بنشینم. ممکن است به اطرافیانم لبخند بزنم، اما کوچک‌ترین دلیلی برای این کارم پیدا نمی‌کنم.

انسانها آنقدر موجودات درخشانی نیستند که بخاطرشان خودم را در دردسر بیندازم.
«آرزو کن اگه شاده دیگه هیچ‌وقت برنگرده.»
Cause you promise not to fall.
Didn't​ you?
همیشه باید از اعتمادمون پشیمونمون کنید؟
خسته‌تر از واژه‌ی خسته دراز کشیدم و دستام رو دو طرف بدنم گذاشتم. چشمام رو بستم و تلاش کردم روحم رو از بدنم جدا کنم. روی تصویر جدا شدن روح از بدنم تمرکز کردم. دقیقا لحظه‌ای که جدا می‌شه و اون حسی که به تنم می‌ده.

این کاریه که فقدان با آدم می‌کنه.
رفاقتاتونم که بو سگ می‌ده.
بهم اجازه بده واسه این زندانی که خودتو توش حبس کردی پنجره بشم.
احمقین که فکر می‌کنین با یه معذرت‌ خواهیتون همه‌چیز درست و مثل روز اولش می‌شه. در واقع پشیمونی شما به هیچ دردی نمی‌خوره.