اینجا جوین نده، نیستم دیگه – Telegram
اینجا جوین نده، نیستم دیگه
183 subscribers
664 photos
30 videos
36 links
‌اینجا دیگه فعالیتی نخواهم داشت،
Pulp.
کانال جدیدم: @Caramelachn
استیکرا: @MyStPacks
Download Telegram
و بعد
بِدی دستور ترک
به هر اسارت !
چهارشنبه‌ها، یکی از قشنگ‌ترین روزهای هفته‌ن.

علی آقا، که توی محله معروفه به «علی بلبل» - چون ناز نفسش واقعاً- از صبح که خورشید می‌آد بیرون، اونم باهاش می‌آد بیرون و شروع می‌کنه به مثل گل کردن ساختمون. انقدر تمیز و با حوصله کارشو می‌کنه که نمی‌تونی واسش یه چایی نبری. و اونم انقدر مهربونه که نمی‌تونه بعدش، سینی چایی رو با کلی آدامس و خوراکی‌های رنگارنگ و «الهه اصلا این چیپسو دیروز از میدون واسه تو خریدم» پر نکنه.

صُبحا که می‌آد بالا، اگر نبینه من اون بالا نشستم و دارم درس می‌خونم، بعدش که ببینه منو بهم می‌گه چیشد الهه؟ صبح خواب رفتی نیومدی؟ هر وقتم ببینه داره درس می‌خونم، می‌ره باز کلی خوراکی واسم می‌آره. حالا هی بگو علی آقا تو رو خدا زحمت نکش این پله‌ها رو نرو انقدر بالا پایین اصلا می‌رم خودمو پرت می‌کنم پایین الان! هیچی نمی‌گه. می‌خنده فقط :))) می‌گه: گناهه.

علی آقا یه کلاه سبز سیّدی داره که همیشه روی سرشه، واسش فرقی نداره شرایط فصلی چی می‌گه. همیشه هم وقتی می‌خواد بزنه زیر آواز، اول از علی(ع) می‌خونه. مردِ مرداس. گوشش یکم سنگینه. اگرم تو خیابون ببینتت، جوری دست تکون می‌ده و بلنددد سلام می‌ده و صدات می‌زنه که می‌خوای بگی علی آقا باشه! حالا تو خیابون اینجوری اسممونو صدا نزن پس فردا همه‌ی اهل محل بشن پسرخاله!

علی آقا از بچگی من اینجا بوده، همیشه هم مهربون بوده و حتی یه بارم دعوام نکرده، حتی وقتایی که بچه بودیم و با سپهر تو حیاط خاک‌بازی می‌کردیم و حیاط و پارکینگ رو با دزد و پلیس بازیا و جومونگ بازیامون به هم می‌ریختیم. بازم مهربون بود و بازم بهمون شکلات می‌داد. شکلاتاش هم هیچ‌وقت تموم نمی‌شه نمی‌دونم چه جوریه!

می‌دونم خواسته‌ی زیاد و نشدنی‌ایه، اما کاش می‌شد تا همیشه، علی آقا زنده بمونه و توی این ساختمون و این محل، ما بتونیم گرمای وجودش و اون کلاه سیّدیش رو دریافت کنیم.


پایان انشای من :)))
-ده'دو-
-نشد کادر رو تمیز در بیارم دیگه-
کاری به این آدما و داستانشون نداشته باش. تو فقط شکمت رو منقبض کن و روی ریتم راه رفتنت تمرکز کن. واسه ماهیچه‌هات خوبه!
با این وضعیتِ «هر روز، یک جوش» احساس می‌کنم یه عروسی دعوت شدیم به من نمی‌گن.
برنامه زیاده، وقت نداریم.
هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم، که چه؟
که
هزار تا تیر تو تنش بود
و نمی‌دیدیش
که بیوفته!

-سیزده'
تو فکر می‌کنی کی موند؟ اون روزا که فقط خودم پیش خودم می‌موند.
داری می‌آی با خودت چتر بیار؛
من از چشمام قول بارون گرفتم...
کاش یک چیزی بخوریم که بشورد ببرد این غم را.
ولی بدترین و سردترین ری‌اکشن ممکنم نسبت به کاراتون، رها کردنه. پس اگر دیدید ساکتم و چیزی نمی‌گم، فکر نکنید انقد نادون بودم که نفهمیدم یا انقدر ذلیل هستم که می‌خوام برای حفظ رابطه اون اتفاق رو نادیده بگیرم. نه متاسفانه.‌ بدونید که رها شدید.
به ساز نرقص،
دست به ساز برقص!
ولی بنظر من اون آدمی که از خودش «به من چه» شنیده، هیچ وقت از دیگری «به تو چه» نمی‌شنوه.
توی رنگین‌کمونم سیاه‌ترین رنگ بودی.
«ث» یکی از زیبایی‌های حروف الفباست و از من نپرسید چرا.
«غ» هم که فقط وسط «بغل» و اول «غرور» قشنگه.
کی موقع رفتن بهت گفت هر موقع دلت خواست می‌تونی برگردی که فک می‌کنی من الآن باید پذیرای حضور دوباره‌ت باشم؟