با این وضعیتِ «هر روز، یک جوش» احساس میکنم یه عروسی دعوت شدیم به من نمیگن.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (Lele)
برنامه زیاده، وقت نداریم.
تو فکر میکنی کی موند؟ اون روزا که فقط خودم پیش خودم میموند.
داری میآی با خودت چتر بیار؛
من از چشمام قول بارون گرفتم...
من از چشمام قول بارون گرفتم...
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه
کاش یک چیزی بخوریم که بشورد ببرد این غم را.
ولی بدترین و سردترین ریاکشن ممکنم نسبت به کاراتون، رها کردنه. پس اگر دیدید ساکتم و چیزی نمیگم، فکر نکنید انقد نادون بودم که نفهمیدم یا انقدر ذلیل هستم که میخوام برای حفظ رابطه اون اتفاق رو نادیده بگیرم. نه متاسفانه. بدونید که رها شدید.
ولی بنظر من اون آدمی که از خودش «به من چه» شنیده، هیچ وقت از دیگری «به تو چه» نمیشنوه.
کی موقع رفتن بهت گفت هر موقع دلت خواست میتونی برگردی که فک میکنی من الآن باید پذیرای حضور دوبارهت باشم؟
این حجم از ایدههای بررسی نشده، کتابهای نخونده، فیلمهای ندیده، جاهای نرفته، کارهای نکرده، موسیقیهای نشنیده، تجربیات کسب نکرده، مباحث باقیمونده/ آخر سر منو میکشن.
Forwarded from Kimia Khanifar
کاش در بعضی موقعیتهای زندگی آدم میتونست خودش رو محو کنه.
