Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
اگر انجام دادن اون کار تاثیری در آینده خودم داشته باشه ، قطعا انجامش میدم حالا طرف میخواد ناراخت بشه مشکل من نیست اما اگر اون کار قراره زندگی اونو تحت تاثیر قرار بده و تاثیری در زندگی من نداره ، به من ربطی نداره و انجامش نمیدم
میدونی تو اینجور تصمیم ها خودمو محور قرار میدم که انجام اون کار چه تاثیری رو آیندم داره!
میدونی تو اینجور تصمیم ها خودمو محور قرار میدم که انجام اون کار چه تاثیری رو آیندم داره!
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
بیشتر در مورد به یه خودخواهی کوچیک رسیدنه
خودخواهی اینکه تصمیمتو بگیری و انجامش بده
بعد یه مدت بقیه هم اینو میپذیرن ازت و از اونجا به بعدش خیلی راحت تر میشه
اولش همه خودخواهی میبیننش ولی بعد یه مدت میره جز خصوصیات خوبتو همه میگن رک و صادق بهش
کلا همه چی نسبیه اگه قرار باشه بخاطر هر کسی یه تصمیم اشتباه بگیری تو پنجاه سالگی همه اینا میشن کابوسات
خودخواهی اینکه تصمیمتو بگیری و انجامش بده
بعد یه مدت بقیه هم اینو میپذیرن ازت و از اونجا به بعدش خیلی راحت تر میشه
اولش همه خودخواهی میبیننش ولی بعد یه مدت میره جز خصوصیات خوبتو همه میگن رک و صادق بهش
کلا همه چی نسبیه اگه قرار باشه بخاطر هر کسی یه تصمیم اشتباه بگیری تو پنجاه سالگی همه اینا میشن کابوسات
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
اگر کار منطقی و عقلانی رو انجام ندم
شاید انجام ندادنش زندگی آدمای بیشتری رو تحت تاثیر قرار بده
و اون شخصی که به من نزدیک هست یا متوجه کاری که کردم میشه، یا اگر نشه شروع میکنه به دور شدن از من
که این دور شدنِ هرچقدر تلخ، هم واسه من خوبه هم واسه اون.
شاید انجام ندادنش زندگی آدمای بیشتری رو تحت تاثیر قرار بده
و اون شخصی که به من نزدیک هست یا متوجه کاری که کردم میشه، یا اگر نشه شروع میکنه به دور شدن از من
که این دور شدنِ هرچقدر تلخ، هم واسه من خوبه هم واسه اون.
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
الهه
من خودم انجامش میدم ینی میخاااام ک بدم ((درحالیکه انقدر حرف گوش کن شدم و توامایی تغییر خیلیی دیفالت هارو ندارم و ترجیح میدم جنگ روانی نداشته باشم )))
اما با وجود نظر من
میدونم گاهی به خاطر پدر و مادر اگه بگذری از خیلی چیزا ، خیلییی چیزای گنده تر و خفن تری پیدا میشن و ...
من خودم انجامش میدم ینی میخاااام ک بدم ((درحالیکه انقدر حرف گوش کن شدم و توامایی تغییر خیلیی دیفالت هارو ندارم و ترجیح میدم جنگ روانی نداشته باشم )))
اما با وجود نظر من
میدونم گاهی به خاطر پدر و مادر اگه بگذری از خیلی چیزا ، خیلییی چیزای گنده تر و خفن تری پیدا میشن و ...
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
سعی میکنم انجامش بدم..
اون شخص هم اگه منو دوست داشته باشه سعی میکنه درکم کنه..ولی اگه درکم نکرد میفهمم که دوسم نداشته و بیشتر به درستی تصمیم پی میبرم
اون شخص هم اگه منو دوست داشته باشه سعی میکنه درکم کنه..ولی اگه درکم نکرد میفهمم که دوسم نداشته و بیشتر به درستی تصمیم پی میبرم
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
یه روزی متوجه میشه
تا اون روز حتی شاید از من متنفر شه
تا اون روز حتی شاید از من متنفر شه
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
بیشتر به این فکر میکنم که دلیل این حس بدی که داره چیه. منظورم اینه که به چی بر میگرده. به ترسی که در مورد موقعیت مشابه با موقعیت من داشته؟ به نگرانی ای که در مورد قضیه داره؟ به خودخواهی برمیگرده؟ با تصمیم من چیزی در موردش تغییر میکنه که فکر میکنه نمیتونه تحملش کنه؟ وقتی بدونم با چی طرفم راحت تر میتونم برخورد داشته باشم. میدونی، شاید تصمیم من درست تر از احساس اون باشه. و شاید لازمه کار درست رو به قیمت ناراحتی بقیه هم انجام داد.
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
بستگی داره اون یکی از عزیزان کی باشه
اگر پدر و مادرم باشن نه انجامش نمیدم
دلم نمیخواد ناراحتشون کنم
اگر پدر و مادرم باشن نه انجامش نمیدم
دلم نمیخواد ناراحتشون کنم
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
ولی میدونی الان دارم فک میکنم که یه چیزی رو هم باید در نظر بگیری
که کار “درست” (نه اینکه یکدونه کار درست وجود داشته باشه ها،صرفا به این معنی که چیزی که برای تو توی این زمان مطلوبه) برات چیه
چون همیشه کار درست اون “تصمیم منطقی و عقلانیای که توش بیشتر خودت رو در نظر گرفتی” نیست
گاها مراقب آدمای دورت بودن کار درسته واست
و بنظرم کلش همینه،که اگر اون کار عقلانیت رو بیخیال شدی،توی سرت اینطوری نباشه که “یه چیزی میخواستم،بخاطر فلانی انجامش ندادم”
اینطوری باشه که “خواستم که بخاطر فلانی یه تغییراتی بدم توی تصمیمم”
میدونی،میخوام بگم فاعل داستان تویی،و “انجام ندادن” هم فعل محسوب میشه
و هرکار میکنی مطمعن شو که میدونی تصمیمت مال خودته
که کار “درست” (نه اینکه یکدونه کار درست وجود داشته باشه ها،صرفا به این معنی که چیزی که برای تو توی این زمان مطلوبه) برات چیه
چون همیشه کار درست اون “تصمیم منطقی و عقلانیای که توش بیشتر خودت رو در نظر گرفتی” نیست
گاها مراقب آدمای دورت بودن کار درسته واست
و بنظرم کلش همینه،که اگر اون کار عقلانیت رو بیخیال شدی،توی سرت اینطوری نباشه که “یه چیزی میخواستم،بخاطر فلانی انجامش ندادم”
اینطوری باشه که “خواستم که بخاطر فلانی یه تغییراتی بدم توی تصمیمم”
میدونی،میخوام بگم فاعل داستان تویی،و “انجام ندادن” هم فعل محسوب میشه
و هرکار میکنی مطمعن شو که میدونی تصمیمت مال خودته
بچهها :)) تا حالا :)) کسی به ذهنش رسیده بود نانی رو :)))))) توی کاپوچینو حل کنه :)))))))) و برای این ترکیب بهشتی بمیره؟ :)))))))))))
یه کاپوچینوی غلیظ :))))) با شیرینی تراز :)))) و مزهی کارامل و شکلات :))))))
"بلاتکلیف" و "سردرگم" واژههای ناتوانیان
تو بیان حال این روزا.
تو بیان حال این روزا.
Forwarded from ناسورِ دشت (ملاناسورالدین)
خدا میبخشتت.سوال اینه که آیا تو میتونی خودتو ببخشی یا نه؟
+ میخوای بری کافه؟
- آره
+ تنها؟
- تا حالا ندیدی کسی تنهایی بره کافه؟
+ نه. :)
- آره
+ تنها؟
- تا حالا ندیدی کسی تنهایی بره کافه؟
+ نه. :)
Forwarded from ~ sᴛʀᴀᴡʙᴇʀʀʏ ᴍᴏᴏɴ .
- درد اون چیزیه که اولش آزارت میده اما بعد بهت کمک میکنه رو پاهای خودت وایسی.