Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
یه روزی متوجه میشه
تا اون روز حتی شاید از من متنفر شه
تا اون روز حتی شاید از من متنفر شه
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
بیشتر به این فکر میکنم که دلیل این حس بدی که داره چیه. منظورم اینه که به چی بر میگرده. به ترسی که در مورد موقعیت مشابه با موقعیت من داشته؟ به نگرانی ای که در مورد قضیه داره؟ به خودخواهی برمیگرده؟ با تصمیم من چیزی در موردش تغییر میکنه که فکر میکنه نمیتونه تحملش کنه؟ وقتی بدونم با چی طرفم راحت تر میتونم برخورد داشته باشم. میدونی، شاید تصمیم من درست تر از احساس اون باشه. و شاید لازمه کار درست رو به قیمت ناراحتی بقیه هم انجام داد.
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
بستگی داره اون یکی از عزیزان کی باشه
اگر پدر و مادرم باشن نه انجامش نمیدم
دلم نمیخواد ناراحتشون کنم
اگر پدر و مادرم باشن نه انجامش نمیدم
دلم نمیخواد ناراحتشون کنم
Forwarded from حرفتو ناشناس بزن
ولی میدونی الان دارم فک میکنم که یه چیزی رو هم باید در نظر بگیری
که کار “درست” (نه اینکه یکدونه کار درست وجود داشته باشه ها،صرفا به این معنی که چیزی که برای تو توی این زمان مطلوبه) برات چیه
چون همیشه کار درست اون “تصمیم منطقی و عقلانیای که توش بیشتر خودت رو در نظر گرفتی” نیست
گاها مراقب آدمای دورت بودن کار درسته واست
و بنظرم کلش همینه،که اگر اون کار عقلانیت رو بیخیال شدی،توی سرت اینطوری نباشه که “یه چیزی میخواستم،بخاطر فلانی انجامش ندادم”
اینطوری باشه که “خواستم که بخاطر فلانی یه تغییراتی بدم توی تصمیمم”
میدونی،میخوام بگم فاعل داستان تویی،و “انجام ندادن” هم فعل محسوب میشه
و هرکار میکنی مطمعن شو که میدونی تصمیمت مال خودته
که کار “درست” (نه اینکه یکدونه کار درست وجود داشته باشه ها،صرفا به این معنی که چیزی که برای تو توی این زمان مطلوبه) برات چیه
چون همیشه کار درست اون “تصمیم منطقی و عقلانیای که توش بیشتر خودت رو در نظر گرفتی” نیست
گاها مراقب آدمای دورت بودن کار درسته واست
و بنظرم کلش همینه،که اگر اون کار عقلانیت رو بیخیال شدی،توی سرت اینطوری نباشه که “یه چیزی میخواستم،بخاطر فلانی انجامش ندادم”
اینطوری باشه که “خواستم که بخاطر فلانی یه تغییراتی بدم توی تصمیمم”
میدونی،میخوام بگم فاعل داستان تویی،و “انجام ندادن” هم فعل محسوب میشه
و هرکار میکنی مطمعن شو که میدونی تصمیمت مال خودته
بچهها :)) تا حالا :)) کسی به ذهنش رسیده بود نانی رو :)))))) توی کاپوچینو حل کنه :)))))))) و برای این ترکیب بهشتی بمیره؟ :)))))))))))
یه کاپوچینوی غلیظ :))))) با شیرینی تراز :)))) و مزهی کارامل و شکلات :))))))
"بلاتکلیف" و "سردرگم" واژههای ناتوانیان
تو بیان حال این روزا.
تو بیان حال این روزا.
Forwarded from ناسورِ دشت (ملاناسورالدین)
خدا میبخشتت.سوال اینه که آیا تو میتونی خودتو ببخشی یا نه؟
+ میخوای بری کافه؟
- آره
+ تنها؟
- تا حالا ندیدی کسی تنهایی بره کافه؟
+ نه. :)
- آره
+ تنها؟
- تا حالا ندیدی کسی تنهایی بره کافه؟
+ نه. :)
Forwarded from ~ sᴛʀᴀᴡʙᴇʀʀʏ ᴍᴏᴏɴ .
- درد اون چیزیه که اولش آزارت میده اما بعد بهت کمک میکنه رو پاهای خودت وایسی.
Forwarded from اینجا جوین نده، نیستم دیگه (Lele)
« ... ثُمّ قالَ هَوَّنَ علیَّ ما نَزَلَ بی، أَنَّهُ بِعَینِ الله. »
... سپس گفت: آنچه بر من وارد میآید، چون پیش چشم خداست، آسان میگردد.
... سپس گفت: آنچه بر من وارد میآید، چون پیش چشم خداست، آسان میگردد.
Forwarded from هرچی جز این.
«کسی ازت عکس نگرفت درحالی که میخندی، یا چیزیو توضیح میدی، یا ساکت نشستی، یا وجود داری؟»