🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴 – Telegram
🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴
115K subscribers
90.2K photos
68.5K videos
20 files
3.25K links
ناگفته‌ها را باما دنبال کنید
✔️ کلیپ و مطالب جنجالی و داغ
✔️ خطوط قرمز جامعه
✔️ بخندین و تأمل کنین
مناسب برای بالای ۱۸سال

تبلیغات👈 @adsredline
.
کانال خط قرمز هیچ مسئولیتی در قبال محتوای تبلیغات انجام شده ندارد
Download Telegram
بسیاری از مردم کتاب «شازده کوچولو» اثر آنتوان دو سنت اگزوپری را می شناسند.
اما شاید همه ندانند که او خلبان جنگی بود و با نازی ها جنگید و کشته شد.
قبل از شروع جنگ جهانی دوم سنت اگزوپری در اسپانیا با دیکتاتوری فرانکو می جنگید.
او تجربه‌های حیرت‌آور خود را در مجموعه‌ ای به نام لبخند گردآوری کرده است.
در یکی از خاطراتش می‌نویسد که او را اسیر کردند و به زندان انداختند. او می نویسد:
«مطمئن بودم که مرا اعدام خواهند کرد به همین دلیل به شدت نگران بودم.
جیب‌هایم را گشتم تا شاید سیگاری پیدا کنم که از زیر دست آن ها که حسابی لباس هایم را گشته بودند در رفته باشد.
یکی پیدا کردم و با دست های لرزان آن را به لب هایم گذاشتم ولی کبریت نداشتم از میان نرده‌ ها به زندانبانم نگاه کردم.
او حتی نگاهی هم به من نینداخت درست مانند یک مجسمه آنجا ایستاده بود.»
فریاد زدم: «هی رفیق کبریت داری؟»
به من نگاه کرد شانه هایش را بالا انداخت و به طرفم آمد. نزدیک تر که آمد و کبریتش را روشن کرد بی اختیار نگاهش به نگاه من دوخته شد.
لبخند زدم و نمی‌دانم چرا؟
شاید از شدت اضطراب، شاید به خاطر این که خیلی به او نزدیک بودم و نمی توانستم لبخند نزنم.
در هر حال لبخند زدم وانگار نوری فاصلۀ بین دل های ما را پر کرد می دانستم که او به هیچ وجه چنین چیزی را نمی خواهد ولی گرمای لبخند من از میله ها گذشت و به او رسید و روی لب های او هم لبخندی شکفت.
سیگارم را روشن کرد ولی نرفت و همانجا ایستاد مستقیم در چشم هایم نگاه کرد و لبخند زد.
من حالا با علم به اینکه او نه یک نگهبان زندان که یک انسان است به او لبخند زدم.
نگاه او حال و هوای دیگری پیدا کرده بود پرسید: «بچه داری؟»
با دست های لرزان کیف پولم را بیرون آوردم و عکس اعضای خانواده‌ام را به او نشان دادم و گفتم: «آره ایناهاش».
او هم عکس بچه‌هایش را به من نشان داد و دربارۀ نقشه ها و آرزوهایی که برای آن‌ها داشت برایم صحبت کرد.
اشک به چشم هایم هجوم آورد گفتم که می‌ترسم دیگر هرگز خانواده‌ام را نبینم.
دیگر نبینم که بچه هایم چطور بزرگ می‌شوند.
چشم های او هم پر از اشک شدند.
ناگهان بی‌آنکه که حرفی بزند،
قفل در سلول مرا باز کرد و مرا بیرون برد.
بعد هم مرا به بیرون زندان و جادۀ پشتی آن که به شهر منتهی می‌شد هدایت کرد.
نزدیک شهر که رسیدیم تنهایم گذاشت و برگشت.
بی‌آنکه کلمه‌ای حرف بزند!
یک لبخند زندگی مرا نجات داد!
アム尺ムÐノㄎ乇
📝 @txtchi
واقعا از سیب دیگه توقع نداشتیم با اون فایده که برا بدن داره 😒😒

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوربین عکاسی مخصوص چشم چرونها 😂😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
به دوس دخترم میگم میدونی چرا آدم خواب می بینه؟ 🤔



🔴 @RedLineTel 🚩

میگه: خوب معلومه برای اینکه موقع خوابیدن حوصله اش سر نره؟!😐

یکم خنگه ولی م.مه خوبی دارع ...
دوسش دارم.😌😂
خاله #صدف 😍😍

بقیه خاله ها قبل از تو سو تفاهم بوووود❤️

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
روز معلم را به تو تبریک نمی گویم
تو را به این روز تبریک می گویم
که این روز بی تو، و بی حس “آرمان خواهی”
و “ایمانت به حق طلبی”، وجودی بی معناست ...

تقدیم به تمامی معلم های سرزمینم🌹

📍 @JafarAbad 📍
یارو میره میوه فروشی میگه انار چند⁉️

فروشنده میگه انار نگو سینه شکیلا بگو😋😋

🔴 @RedLineTel 🚩


یارو میگه هلو چند⁉️🍑

میگه هلو نگو لب ليلا فروهر بگو😋
یارو دستش رو میزاره روی کیوی ها میپرسه :



خایـه های داریوش چند🤔💦😂
زن خوب اونیه که حتی ترک موتور هم حواسش به علاقه مندی های شوهرش باشه 😍😍

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
‏یبارم گشت ارشاد به من گیر داد...🚧🚨




🔴 @RedLineTel 🚩




گفتن ما تا حالا هیچوقت تو رو با دختر ندیدیم!
گِی هستی؟؟ 🤔😶😂
‏الهه ی "اگه گذاشتین دو دیقه کپه مرگمونو بذاریم😝" در یونان باستان

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
الهه "نماز جماعت" به افق ژاپن باستان

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
کیک روز معلم 😄😄😄😄

🇯‌🇴‌🇮‌🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عالی گرفتی توپو دمت گرم 😂✋️

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
اتل متل تب کردم...







🔴 @RedLineTel 🚩




ممتو دیدم شق کردم...

وای داره استعدادام شکوفا میشه😂
دانشمندان بہ این نتیجه رسیده اند
کہ ختنہ کردن کار اشتباهیہ
چون



🔴 @RedLineTel 🚩


تمام ویتامینش تو پوستشہ مثل خیار😋😍
نخند دیوث پست علمیہ😒😂😂
الهه انعطاف در رم باستان

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
الهه "ژوون سیکس‌پک‌ـتو بخورم" در رم قدیم

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
پروفایل دِپ گذاشتم بابام پی اِم داده نونِتو ندادم یا کونت گذاشتم ؟ 😐


🔴 @RedLineTel 🚩


ینی میخوام بگم آشناهارو بلاک کنین 👌🏼😂😂
ﺑﭽﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﺎﻻﯾﯽ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪﻥ؟؟؟

ﺑﺎﺑﺎ : ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺩ !!!😐

ﺑﭽﻪ : ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﭘﺎﺋﯿﻨﯽ ﭼﻄﻮﺭ؟؟؟🤔

ﺑﺎﺑﺎ : ﺍﻭﻧﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺩ!! 😕





🔴 @RedLineTel 🚩



ﺑﭽﻪ : ﭘﺲ ﻓﻘﻂ ﺑﮑﻦ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺗﻮﯾﯽ؟؟؟؟؟😕😹😹👐🏾
زن است...
احســــــــــاس دارد...

لطیــــــــــف‌ است...


🔴 @RedLineTel 🚩





خشڪ خشڪ نکنید کصکشا...😐😁😂😂