نوشته "پرواز بال نمیخواهد، باور میخواهد"
🔴 @RedLineTel 🚩
اینو باید ببری از هواپیما بندازی بیرون بگی باور کن که میتونی پرواز کنی،
حالا با تخمات بال بزن😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
اینو باید ببری از هواپیما بندازی بیرون بگی باور کن که میتونی پرواز کنی،
حالا با تخمات بال بزن😂😂
دوســـتام ظاهــرمو
نبیـــنین شــــادمو
کسشــــــعر میــزارم
🔴 @RedLineTel 🚩
در باطنـــم
دردے
نهفــــته دارم😂
شــق درد
نبیـــنین شــــادمو
کسشــــــعر میــزارم
🔴 @RedLineTel 🚩
در باطنـــم
دردے
نهفــــته دارم😂
شــق درد
این عروسک ها نقص عضو، ماه گرفتگی و... دارند بعضی هاشون هم از سمعک استفاده میکنن که برای روحیه دادن به بچه های معلول ساخته شدن
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
امروز اومدم کار خیر کنم دست یه فرد نابینا رو گرفتم بردم اونور خیابون
🔴 @RedLineTel 🚩
رسیدیم اونور گفت خایه مال کی به تو گفت منو بیاری اینور؟همونور کار داشتم😐😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
رسیدیم اونور گفت خایه مال کی به تو گفت منو بیاری اینور؟همونور کار داشتم😐😂😂
خوبیش اینه #آزاده_نامداری از این به بعد میتونه با محارم اش به جای سوییس بره فرانسه تازه اونجا باد هم کمتر میاد!
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
Forwarded from 😜 جَـفَـرآبـاد 😜
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﻧﻪ ﺟﺮأﺕ ﻗﺮﺑﺎﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﺍﺭﻡ
ﻧﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ...
ولي یک زن دارم پیشکش درگاهت🙏🏻😁😅
🇯🇴🇮🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
ﻧﻪ ﺗﻮﺍﻥ ﺧﺮﯾﺪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ...
ولي یک زن دارم پیشکش درگاهت🙏🏻😁😅
🇯🇴🇮🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
یادش بخیر یه همکار داشتم به اسم خانم قربانی
🔴 @RedLineTel 🚩
هر سال عید قربان قرار میذاشتیم میرفتیم عشق و حال😋
بعد زنم که زنگ میزد میگفت کجایی میگفتم دارم قربانی میکنم میگفت خدا قبول کنه😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
هر سال عید قربان قرار میذاشتیم میرفتیم عشق و حال😋
بعد زنم که زنگ میزد میگفت کجایی میگفتم دارم قربانی میکنم میگفت خدا قبول کنه😂😂
يارو هفت تا پسر داشته. یک بار همه پسراش با عروساشون اومده بودن یک چند روزی دیدنش. شب اول همشون تو اتاق خوابیده بودن، یهو پسر بزرگه راست میکنه ترتیب زنشو بده! هرچی زنه میگه بابا اینجا دست از سر ما وردار، جلو فامیلت آبرومون میره، پسره قبول نمیکنه و میگه: تو پاشو به هوای آب خوردن برو سر یخچال، تو نورش نگاه کن ببین همه خوابن یا نه! زنه پا میشه میره و برمیگرده میگه آره همه خوابیدن پسره هم دیگه امون نمیده و یالله مشغول میشه! بعد از یک نیم ساعت پسر دومی راست میکنه که یکحالی بکنه، خلاصه اونم خانوم رو میفرسته سر یخچال تا چک کنه ببینه همه خوابن یا نه، و خلاصه تا صبح همین برنامه رو هر هفت تا پسر با زناشون پیاده میکنن (البته با کمک یخچال)! صبح که میشه همه دور هم جمع میشن صبحونه بخورن، باباه میگه: دیشب خیلی خوب خوابیدم ولی از تشنگی مُردم! همه میگن: خب باباجان میرفتی سر یخچال آب میخوردی?! باباه میگه: والله دیدم هر کی رفت آب بخوره تا صبح گاییدنش خایه نکردم 😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
🔴 @RedLineTel 🚩
دختره رفته بود دکتر...
🔴 @RedLineTel 🚩
دکتر داشت معاینه میکرد ومیگفت به نظرم علایم کم خونی دارین،
راستی هر وقت پریود میشین چقدر از دست میدین؟
دختره گفت ازشما چه پنهون یکی دو میلیون تومن😔🙈🙊
جمله سنگینه ده دقیقه سر وته شید خون به مغزتون برسه😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
دکتر داشت معاینه میکرد ومیگفت به نظرم علایم کم خونی دارین،
راستی هر وقت پریود میشین چقدر از دست میدین؟
دختره گفت ازشما چه پنهون یکی دو میلیون تومن😔🙈🙊
جمله سنگینه ده دقیقه سر وته شید خون به مغزتون برسه😂😂
روزی شیخ تیریپ رفاقت دست بر گردن یکی از مریدان انداخت و با او شروع به گفتگویی دوستانه نمود و شیخ با زیرکی فراوان مرید را به پشت دیوار خرابه ای هدایت کرد . لختی نگذشت که مرید نعره زنان از پس دیوار برون آمد و با صدای بلند فریاد زد :" سوختم ، سوختم ، سوختم " و همچون حماری چموش رَه بیابان پیش گرفت .🏃
🔴 @RedLineTel 🚩
از آن زمان کَس ندانست در پشت دیوار چه حادث شد و تا هم اکنون سیکرت باقی مانده ...😂
#خاطرات_شیخ
🔴 @RedLineTel 🚩
از آن زمان کَس ندانست در پشت دیوار چه حادث شد و تا هم اکنون سیکرت باقی مانده ...😂
#خاطرات_شیخ
Forwarded from 😜 جَـفَـرآبـاد 😜
یکی اومد در خونمون در زد گفت گوشت قربانی آوردم درو که باز کردم اینو داد😶
هیچی دیگه خواستم از این تریبون استفاده کنم و بگم خدا قبول کنه😐✋
🇯🇴🇮🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
هیچی دیگه خواستم از این تریبون استفاده کنم و بگم خدا قبول کنه😐✋
🇯🇴🇮🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
کودک کفشهای مردی را واکس میزد مرد گفت خوب واکس بزن کودک گفت خیالت راحت مثل سرنوشتم برایت سیاهش میکنم
🔴 @RedLineTel 🚩
مرد که شدیداً تحت تاثیر قرار گرفته بود، اشک در چشمانم جمع شد،
اندکی اندیشید، دست در جیب کُتش کرد، کاندومی درآورد و کودک را از کون کرد!
خودمم فكر نمي كردم اينطوري تموم شه!!😂😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
مرد که شدیداً تحت تاثیر قرار گرفته بود، اشک در چشمانم جمع شد،
اندکی اندیشید، دست در جیب کُتش کرد، کاندومی درآورد و کودک را از کون کرد!
خودمم فكر نمي كردم اينطوري تموم شه!!😂😂😂
رفتم داروخانه اسپری تاخیری بگیرم باکلی خجالت گفتم اسپری تاخیری میخوام
🔴 @RedLineTel 🚩
زنه گفت خجالت نداره،هواپیما با تاخیر بلند میشه این که دیگه کـیره
این زن زندگیهـ😍😂
🔴 @RedLineTel 🚩
زنه گفت خجالت نداره،هواپیما با تاخیر بلند میشه این که دیگه کـیره
این زن زندگیهـ😍😂