🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴 – Telegram
🔴 خـ ـطـ قرمز 🔴
115K subscribers
90.2K photos
68.5K videos
20 files
3.25K links
ناگفته‌ها را باما دنبال کنید
✔️ کلیپ و مطالب جنجالی و داغ
✔️ خطوط قرمز جامعه
✔️ بخندین و تأمل کنین
مناسب برای بالای ۱۸سال

تبلیغات👈 @adsredline
.
کانال خط قرمز هیچ مسئولیتی در قبال محتوای تبلیغات انجام شده ندارد
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 واقعا آدم تو محدودیتا ستاره میشه
با کپسول گاز پیک نیکی بمب درست میکنن
همچین بمبی رو میخواستی با هواپیما بندازی نیم میلیون دلار خرج داشت!

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
_بخورمت يا ميخوريش ؟؟؟
+ ميخورم😐

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
واکنش به اعتراضات در نماز جمعه: «به خاطر پایین افتادن شکم مقابل نظام نایستید»

امام جمعه مشهد: " این نظام به قیمت خون بچه های شما به دست آمده است، به خاطر پایین افتادن شکم نباید مقابل نظام بایستید"
امام جمعه اصفهان: "راه افتادن در خیابان برای این مسائل اصلا معنی ندارد"
امام جمعه شیراز: " گرانی، گرسنگی، جنگ و بی عدالتی برای امتحان الهی ست"

🔴 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اپیلاسیون فقط این بقیش سوسول بازیه 🤣

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
خودمون کم میگوزیم 700تومن بدیم یه گوزوی دیگه هم بهمون اضاف شه😑😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محاسبه کردنشون رو 😄
ششمین دوره مسابقات ملی محاسبات ذهنی با چرتکه، صبح امروز با حضور ۳۲۳ کودک نخبه در تهران برگزار شد

🇯‌🇴‌🇮‌🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
‏اینجا دعوا شده بود پسره داد میزد: «من خودم کونیِ دو عالمم» 😑


حالا دو عالم دیگه چرا؟ 😒



لااقل تو آخرت دست از این کارات بردار 😅😂😂

🔴 @RedLineTel 🚩
هر جور حساب میکنم یه دست اضافس! 🤔

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
طرح بافتشو دوست دارم 😁

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
چی شده O_o

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
تواتوبوس سرم توگوشی بود یاروگفت چه غلطی میکنی؟📲📱

گفتم دارم کتاب میخونم تو گوشی📖



گفت هدفونت در اومده صدای آه و اوهای کتابت داره اذیتمون می کنه🤦🏻‍♂️😂😂 😂

🔴 @RedLineTel 🚩
1
برای دیدن کدوم فیلما هیجان دارید ؟

خودم مزاحمت 2 از ایرج ملکی

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
🎗 #اسلش های ارتشی جدید رسید
💥شلوار اسلش Orazo
فقط 39تومن😱
💳پرداخت درب منزل
♦️خریدآسان👇
T.me/dayan13bot?start=404837095

♦️دیگرمحصولات تا85%تخفیف😍👇
t.me/joinchat/AAAAAEV6sgMh7Zal4rZDZA
دوباره کنار آب زیر ستاره هاییم
خوشحال از اینکه تو بهترین سه ماه سالیم😂

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
این نگاه قبل از ازدواجه😍

حالا برعکسش کنید! میشه نگاه بعد از ازدواج😂

🇯‌🇴‌🇮‌🇳 ↯
📍 @JafarAbad 📍
‏وقتي زيدتو ميبري خونه مجردي شريكي 🤦🏻‍♂️

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
نوشته برای یک میلیون دلار حاضرید کون بدید؟



🔴 @RedLineTel 🚩




تو اصن یه میلیون دلار نشون من بده از نزدیک ببینم من اصلا کونم رو میدم کلا ببرید برا خودتون 😐😂
مرحوم محمد قاضی،
مترجم پیشکسوت و بلندآوازه کشورمان در کتاب #خاطراتش روایت می کند :

در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.

ما دو نفر به همراه یک ژاندارم و یک بلد راه سوار بر دو قاطر به عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم.

در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود. به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد. مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.

کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.

سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود. اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.

شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.

ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید.

به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !!!

لقمه غذا در گلویم گیر کرد. شاید یک دو دقیقه کپ کرده بودم. با جرعه ای آب لقمه را فرو دادم و سردرگم و وحشتزده نگاهش کردم.

حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.

در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم. مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند. حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.

خاطرات یک مترجم
#محمد_قاضی

Join 🔜 @RedLineTel 🚩
وقتی کات کردی ولی هنوز خاطراتش باهاته

Join 🔜 @RedLineTel 🚩