اینجا دعوا شده بود پسره داد میزد: «من خودم کونیِ دو عالمم» 😑
حالا دو عالم دیگه چرا؟ 😒
لااقل تو آخرت دست از این کارات بردار 😅😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
حالا دو عالم دیگه چرا؟ 😒
لااقل تو آخرت دست از این کارات بردار 😅😂😂
🔴 @RedLineTel 🚩
تواتوبوس سرم توگوشی بود یاروگفت چه غلطی میکنی؟📲📱
گفتم دارم کتاب میخونم تو گوشی📖
گفت هدفونت در اومده صدای آه و اوهای کتابت داره اذیتمون می کنه🤦🏻♂️😂😂 😂
🔴 @RedLineTel 🚩
گفتم دارم کتاب میخونم تو گوشی📖
گفت هدفونت در اومده صدای آه و اوهای کتابت داره اذیتمون می کنه🤦🏻♂️😂😂 😂
🔴 @RedLineTel 🚩
❤1
🎗 #اسلش های ارتشی جدید رسید
💥شلوار اسلش Orazo
✅فقط 39تومن😱
💳پرداخت درب منزل
♦️خریدآسان👇
T.me/dayan13bot?start=404837095
♦️دیگرمحصولات تا85%تخفیف😍👇
t.me/joinchat/AAAAAEV6sgMh7Zal4rZDZA
💥شلوار اسلش Orazo
✅فقط 39تومن😱
💳پرداخت درب منزل
♦️خریدآسان👇
T.me/dayan13bot?start=404837095
♦️دیگرمحصولات تا85%تخفیف😍👇
t.me/joinchat/AAAAAEV6sgMh7Zal4rZDZA
Forwarded from 😜 جَـفَـرآبـاد 😜
نوشته برای یک میلیون دلار حاضرید کون بدید؟
🔴 @RedLineTel 🚩
تو اصن یه میلیون دلار نشون من بده از نزدیک ببینم من اصلا کونم رو میدم کلا ببرید برا خودتون 😐😂
🔴 @RedLineTel 🚩
تو اصن یه میلیون دلار نشون من بده از نزدیک ببینم من اصلا کونم رو میدم کلا ببرید برا خودتون 😐😂
مرحوم محمد قاضی،
مترجم پیشکسوت و بلندآوازه کشورمان در کتاب #خاطراتش روایت می کند :
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
ما دو نفر به همراه یک ژاندارم و یک بلد راه سوار بر دو قاطر به عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود. به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد. مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود. اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید.
به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !!!
لقمه غذا در گلویم گیر کرد. شاید یک دو دقیقه کپ کرده بودم. با جرعه ای آب لقمه را فرو دادم و سردرگم و وحشتزده نگاهش کردم.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم. مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند. حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
خاطرات یک مترجم
#محمد_قاضی
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
مترجم پیشکسوت و بلندآوازه کشورمان در کتاب #خاطراتش روایت می کند :
در پنجمین سالی که به استخدام سازمان برنامه و بودجه درآمده بودم، دولت وقت تصمیم گرفت برای خانوارها کوپن ارزاق صادر کند.
جنگ جهانی به پایان رسیده بود اما کمبود ارزاق و فقر در کشور هنوز شدت داشت. من به همراه یک کارمند مامور شدم در ناحیه طالقان آمارگیری کنم و لیست ساکنان همه دهات را ثبت نمایم.
ما دو نفر به همراه یک ژاندارم و یک بلد راه سوار بر دو قاطر به عمق کوهستان طالقان رفتیم و از تک تک روستاها آمار جمع آوری کردیم.
در یک روستا کدخدا طبق وظیفه اش ما را همراهی می نمود. به امامزاده ای رسیدیم با بنایی کوچک و گنبدی سبز رنگ که مورد احترام اهالی بود و یک چشمه باصفا به صورت دریاچه ای به وسعت صدمتر مربع مقابل امامزاده به چشم می خورد. مقابل چشمه ایستادیم که دیدم درون آب چشمه ماهی های درشت و سرحال شنا می کنند. ماهی کپور آنچنان فراوان بود که ضمن شنا با هم برخورد می کردند.
کدخدا مرد پنجاه ساله دانا و موقری بود ، گفت : آقای قاضی، این ماهی ها متعلق به این امامزاده هستند و کسی جرات صید آنان را ندارد.چند سال پیش گربه ای قصد شکار بچه ماهی ها را داشت که در دم به شکل سنگ درآمد، آنجاست ببینید.
سنگی را در دامنه کوه و نزدیک چشمه نشان داد که به نظرم چندان شبیه گربه نبود. اما کدخدا آنچنان عاقل و چیزفهم بود که حرفش را پذیرفتم. چند نفر از اهل ده همراهمان شده بودند که سر تکان دادند و چیزهایی در تائید این ماجرای شگفت انگیز گفتند.
شب ناچار بودیم جایی اتراق کنیم. به دعوت کدخدا به خانه اش رفتیم. سفره شام را پهن کردند و در کنار دیسهای معطر برنج شمال، دو ماهی کپور درشت و سرخ شده هم گذاشتند.
ضمن صرف غذا گفتم : کدخدا ماهی به این لذیذی را چطور تهیه می کنید؟ به شمال که دسترسی ندارید.
به سادگی گفت : ماهی های همان چشمه امامزاده هستند !!!
لقمه غذا در گلویم گیر کرد. شاید یک دو دقیقه کپ کرده بودم. با جرعه ای آب لقمه را فرو دادم و سردرگم و وحشتزده نگاهش کردم.
حال مرا که دید قهقه ای سر داد و مفصل خندید و گفت : نکند داستان سنگ شدن و ممنوعیت و اینها را باور کردید؟!!
من از جوانی که مسئول اداره ده شدم اگر چنین داستانی خلق نمی کردم که تا به حال مردم ریشه ماهی را از آن چشمه بیرون آورده بودند. یک جوری لازم بود بترسند و پنهانی ماهی صید نکنند.
در چهره کدخدا ، روح همه حاکمان مشرق زمین را در طول تاریخ می دیدم. مردانی که سوار بر ترس و جهل مردم حکومت کرده بودند و هرگز گامی در راه تربیت و آگاهی رعیت برنداشته بودند. حاکمانی که خود کوچکترین اعتقادی به آنچه می گفتند نداشتند و انسانها را قابل تربیت و آگاهی نمی دانستند.
خاطرات یک مترجم
#محمد_قاضی
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 از اون چیزهایی که فقط تو ایران میبینیم!
خداداد عزیزی تو هفته دوم به خاطر شکست سنگین، با تماشاچیهای تیم خودی (سپیدرود رشت) دعواش میشه و از کنار زمین اخراج میشه😐
@RedLineTel 🚩
خداداد عزیزی تو هفته دوم به خاطر شکست سنگین، با تماشاچیهای تیم خودی (سپیدرود رشت) دعواش میشه و از کنار زمین اخراج میشه😐
@RedLineTel 🚩
واکنش ذوالنور (نماینده مجلس) به سوال خبرنگار درباره اسناد ۲۵۰۰ گرین کارت؛
تو غلط میكنی روی حرف من تحليل بیخود ميزنی! يک الف بچه می آيی تحليل غلط روی حرف من میگذاری؟
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
تو غلط میكنی روی حرف من تحليل بیخود ميزنی! يک الف بچه می آيی تحليل غلط روی حرف من میگذاری؟
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 توی مناظره نظرسنجی گذاشتن و 87% مردم مخالف تأثیر قطعی معدل روی کنکور بودن اما نمایندهای که با رای مردم اومده سرکار میگه مردم هیچکارن و نظرشون مهم نیست...
Join 🔜 @RedLineTel 🚩
Join 🔜 @RedLineTel 🚩